0

همه مديون انقلابند

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

همه مديون انقلابند

پيروزي انقلاب، پاداش مجاهدتها
نظام جمهوري اسلامي، يك حركت عظيم الهي است. ابعاد اين حركت، به ابعاد مرزهاي اين كشور محصور نيست. اين حركت، حتّي به حصارهاي زمان كنوني هم محدود نمي شود؛ يك حركت عظيم تاريخي است. بايد طوري باشد كه نسلهاي ديگر و ملّتهاي مسلمان معاصر ما، از اين حركت درس بگيرند، نيرو به دست آورند و راهشان را پيدا كنند.
اين مقطع، مقطع عجيبي است. انسان هرچه بيشتر در اين مسأله غور مي كند، حقيقتاً لطف و عنايت خداوند را بيشتر مي بيند. پديده ي عظيم حكومت ديني ـ آن هم دين اسلام ـ هميشه مورد خصومت و دشمني حساب شده و دقيق دشمنان بوده، و بخصوص دويست سال يا بيشتر است كه عليه آن، كساني در دنيا برنامه ريزي و كار مي كنند. در اين شرايط، ناگهان نهال حكومت ديني در اين سرزمين روييد و باليد. يعني در زمان اقتدار روزافزون و از هميشه بيشتر قدرتهاي جهاني، و اين تكنولوژي انحصاري كه در اختيار آنهاست ـ كه هيچ وقت قدرتهاي عالم، اين گونه مسلح نبوده اند و ابزار فشار در اختيارشان نبوده است ـ انقلاب اسلامي در ايران پيروز شد؛ آن هم در كشوري كه سالهاي متمادي، روي فرهنگ و روحيه اش، كار منفي شده بوده است. اين، جز لطف و دست پنهان قدرت الهي، چيز ديگري نبود؛ هم به وجود آمدن آن، و هم پيشرفت و ادامه اش تا امروز. اين نكته اي بود كه امام بزرگوارمان، عميقاً به آن معتقد بودند.
ايشان يك وقت در جرياني فرمودند: من از اول انقلاب احساس كرده ام كه در همه ي مراحل، دست قدرتي به ما كمك مي كند و ما را راهنمايي مي نمايد. واقعاً همين طور است. البته خداي متعال، اين دست قدرت را تصادفي و شانسي و بيهوده نمي فرستد؛ بلكه به عنوان پاداش يك مجاهدت و يك ازخودگذشتگي مي فرستد؛ يعني قوانين تاريخ، به هم نخورده است. اين طور نيست كه كسي تصور كند آنچه پيش آمده، كتره اي بوده است. نه، آنچه
پيش آمده، منطبق بر قواعد عالم است؛ منتها برطبق قوانين و قواعد مادّي شناخته شده نيست؛ بلكه عنصر معنوي در آن كار، مؤثر و كننده كار است.
حالا در مقابل اين رسالت تاريخي و اين حادثه ي عظيم، خصومت و عناد روزافزون قدرتها را نسبت به نظام جمهوري اسلامي مي بينيم. ممكن است كه فرض كنيم، امروز خطر قدرتهاي بزرگ براي انقلاب و كشور، كمتر از اوايل انقلاب است؛ چون امروز نظام اسلامي ريشه دار شده و سخن حق آن در خيلي از اقطار عالم پيچيده و طرفداران زيادي در دنيا دارد؛ در داخل هم كارهاي زيادي انجام گرفته و بر كار خودش مسلط و جاافتاده است. ممكن است اين گونه فرض كنيم؛ ولي نمي خواهيم به طور قاطع هم قضاوتي در اين مورد بكنيم. امروز خطر كمتر است؛ اما عناد و دشمني و استنتاج مخالف دشمنان اسلام، قطعاً بيشتر از اول انقلاب است.
بيانات در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران، به همراه حجه الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد خميني ـ 14/9/69
امام حكيم و بصير
امام(ره) به معناي واقعي كلمه، يك حكيم بود. خداي متعال، حكمت به همان معناي حقيقي «ولقد اتينا لقمان الحكمه »46 را به اين مرد داده بود. او واقعاً بصيرتي داشت. خيلي از چيزهايي كه ماها حتّي گاهي با دقت نمي ديديم، او آنها را در نگاه عادي مشاهده مي كرد. حرفهاي او، برخاسته ي از چنين دلي و چنان حكمتي بود.
بيانات در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران، به همراه حجه الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد خميني ـ 14/9/69
همگان مديون انقلاب
ماها از انقلاب طلب نداريم؛ هيچ كس طلب ندارد. «يمنّون عليك ان اسلموا قل لاتمنّوا علي اسلامكم بل الله يمنّ عليكم ان هديكم للايمان»47. خداي متعال توفيق داد، تا ما بتوانيم در صفوف مقدم اين انقلاب، حركت و كار بكنيم. ماها مديون اين انقلابيم. ما از اين انقلاب طلبكار نيستيم؛ ولي مسلمانان عالم و عامه ي مردم ما، از اين انقلاب طلبكارند؛ هر چند خوشبختانه آنها هم در اين انقلاب، احساس طلبكاري نمي كنند و خودشان را سرباز انقلاب مي دانند.
بيانات در ديدار با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران، به همراه حجه الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد خميني ـ
14/9/69
اسلام، سدّ راه استعمار
وحدت حوزه و دانشگاه كه امام به عنوان يك شعار مطرح كردند، اغلب از واقعيت تلخي در جامعه ي ما و يا همه ي جوامع اسلامي منشأ مي گرفت كه آن واقعيت تلخ، ساخته و پرداخته ي مستقيم و حساب شده ي دست استعمار بود. آن واقعيت اين بود كه وقتي استعمارگران، نقشه هاي فتوحات سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را طراحي مي كردند، به يك مانع عمده برخورد كردند و آن، اعتقادات ديني ملّتها بود.
البته اعتقادات ديني، همه جا مزاحم تجاوزطلبي استعمارگران نيست. آن دين تحريف شده، ديني كه ساخته ي دست قدرتها باشد، به طور طبيعي با قدرتها معارضه اي ندارد. اسلام مصداق تام و تمام آن ديني بود كه با حمله و يورش همه جانبه و متجاوزانه ي دول استعماري به مناطق اسلامي، حقيقتاً معارضه مي كرد. استعمارگران در مطالعات خودشان، اين را فهميدند.
زياد شنيديد، نمي خواهم تكرار كنم. در هند، اين را تجربه كردند و در كشورهاي عربي، اين را تجربه كردند. در ايران، اين را تجربه كردند. هرجا كه احساس وجدان ديني در مردم بيدار بود، نقشه هاي استعمار با مانع مواجه مي شد. يك نمونه، ماجراي تنباكو در ايران بود. يك نمونه، نهضت مشروطيت در آغاز كار در ايران بود. يك نمونه، حوادث خونيني بود كه در هند، در مقابل انگليسيها اتفاق افتاد. يك نمونه، برخورد افغانيهاي مسلمان با انگليسيها در اواسط قرن نوزدهم بود. يك نمونه، حركت سيّدجمال در مصر بود كه انگليسيها را لرزاند. از اين قبيل نمونه ها، فراوانند.
لردهاي سياسي و انگليسيهاي عالي رتبه ي دولتي در آن زمان، تقريباً انگشت آنها نقشه ي سياسي دنيا را رقم مي زد. درحقيقت، آنها با همه ي دنيا كار داشتند؛ از استراليا بگيريد، تا مناطق مركزي آسيا، تا شبه قاره ي هند، تا ايران، تا خاورميانه، تا شمال آفريقا و تا امريكا. اين جزيره ي كوچك، در تمام مناطق دنيا اعمال نفوذ مي كرد.
آنها، به اين نتيجه رسيدند كه در اين منطقه ي حساس دنيا ـ كه نفت و گاز دارد و مي بايد انرژي آينده ي دنياي آن روز را تأمين بكند و از لحاظ سوق الجيشي، آن وقتي كه هواپيماها و اين وسايل ارتباطي سريع نبود، نقطه ي حياتي بين شرق و غرب محسوب مي شد ـ اگر بخواهند خودشان را تثبيت بكنند، مجبورند فكر اسلام را بكنند و به گونه اي وجود وجدان ديني اسلام را در اين منطقه علاج كنند؛ والّا با بيدار بودن وجدان ديني و ايمان اسلامي مردم، ادامه ي نقشه هاي آنها ممكن نخواهد بود.
اين تشخيصشان، تشخيص درستي بود و واقعاً درست فهميده بودند. مانع عمده براي آنها، عبارت از اسلام بود. حالا ما كه انگليسيها را گفتيم، نه اين كه بقيه ي دولتهاي اروپايي مؤثر نبودند؛ خير، فرانسه و ايتاليا و پرتغال و بلژيك هم بودند. در همه ي كارهايي كه آن روز در نقاط مختلف مي كردند، محور عمده انگليسيها بودند. در صحنه ي زندگي سياستها و اجتماعات، هر ملّتي نوبتي دارد. آن روز هم نوبت آنها بود؛ مي تاختند و بي رحمانه تصرف مي كردند.
وقتي كه نوبت به كشورهاي اسلامي رسيد، به اين فكر افتادند كه بايد كاري كرد كه نسلهاي روبه رشد اين كشورها، از دين جدا بشوند. براي اين كار، دو راه بايد پيموده مي شد:
بيانات در ديدار با جمع كثيري از طلاب حوزه هاي علميه و دانشجويان دانشگاهها، به مناسبت روز وحدت حوزه و دانشگاه ـ
28/9/69
انحطاط اخلاقي، روش استعمار در مبارزه با دين
يك راه، اشاعه ي شهوات و بازكردن راه شهوتراني بود. همه ي اديان عالم، ـ نه فقط دين اسلام؛ منتها دين اسلام، منظم تر و دقيق تر از ساير اديان ـ با عنان گسيختگي شهوات انسانها مخالفند. اديان براي شهوات، ضابطه و قاعده و حدود و قيود دارند. پرورش روح انسان، بدون محدود كردن شهوات كه امكان پذير نيست. وقتي كه شهوات انسان، عنان گسيخته باشد، همان حيوان و بهايم است و رشد انساني امكان ندارد. لذا اديان با شهوات و عنان گسيختگي آن مخالفند.
پس در هر جامعه اي، راه مبارزه ي ساده و آسان با اديان اين است كه راه عنان گسيختگي و مهارگسيختگي شهوات را باز كنند. در ايران، اين كار را شروع كردند. يكي از راههايش ـ كه جزو مهم ترين كارها بود ـ كشف حجاب بود. يكي ديگر از راههايش، رواج ميخوارگي بود كه اين كار را انجام دادند. كار ديگر اين بود كه رابطه ي محدود زن و مرد را بشكنند. اين، جزو كارهاي تجربه شده است. وسايل جديد علمي و پيشرفتهاي تمدن ـ مثل سينما و راديو و تلويزيون و امثال اينها ـ نيز به آنها اين امكان را مي داد كه با خيال راحت اين كارها را در جامعه انجام بدهند. اين، غير از مقوله ي علم و سواد و فكريات و ذهنيات بود.
46. سوره ي لقمان، آيه ي 12 47. سوره ي حجرات، آيه ي 17.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

چهارشنبه 16 شهریور 1390  5:39 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها