0

اثرات ورزش بر افسردگی -- مقاله ورزشی با ترجمه قسمت اول

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

اثرات ورزش بر افسردگی -- مقاله ورزشی با ترجمه قسمت اول

اثرات ورزش بر افسردگی -- مقاله ورزشی با ترجمه

 

با ورزش سد راه افسردگی باشید

 
 
 

افسردگی نام غریبی نیست. فقط كافی است نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده كنیم، چراكه در دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند .

افسردگی نام غریبی نیست. فقط كافی است نگاهی دقیق تر به اطراف خود بیندازیم تا آن را ملموس تر مشاهده كنیم، چراكه در دنیای امروز ما خیلی ها گریبانگیر آن هستند. البته در اینجا نمی خواهیم از علل و عوامل ابتلا به افسردگی بگوییم و فقط می خواهیم به نقش یكی از داروهای مؤثر در درمان این بیماری، اشاره ای داشته باشیم. دارویی كه نه هزینه دارد و نه زحمت، بلكه فقط اراده می خواهد و همت
خواننده نقطه سر خط امروز ما باشید تا با نكاتی در خصوص ورزش و افسردگی آشنا شوید :  
منظور از ورزش انجام حركات سخت ورزشی یا ورزش هایی كه نیاز به امكانات اولیه نظیر زمین و توپ دارند نیست، بلكه یك پیاده روی ساده بهترین نوع ورزش به شمار می آید
سه بار پیاده روی در هفته می تواند عاملی مهم برای درمان افسردگی باشد
دوچرخه سواری نیز یكی از ورزش های توصیه شده پزشكان برای درمان افسردگی است
ورزش پس از مدت زمانی كوتاه نتایج ثمر بخشی را هم از جنبه جسمی و هم از جنبه روحی، به دنبال دارد
سعی نكنید ورزش را برای خود سخت كنید. هرچه ساده تر و آسان تر ورزش نمایید، علاقه تان به ادامه آن نیز بیشتر می شود
تحقیقات نشان داده است؛ جوانانی كه برای مدت زمان پنج هفته به تمرین ایروبیك می پردازند، خیلی زودتر از كسانی كه روش های آرامش بخش روحی را تمرین می كنند، از بند استرس و افسردگی رهایی می یابند
ورزش خیلی سریع تر از داروهای ضد افسردگی در درمان این بیماری مؤثر است. همچنین، درمان آن طولانی مدت و سالم تر نیز هست
به هنگام ورزش فقط بر نحوه آهنگین حركات بدن و فعالیت ذهن تمركز كنید
ورزش با آرامش دادن به تنش ماهیچه ها و افزایش دادن به ضربان قلب، به سلامت ما كمك می كند
از آنجا كه افسردگی بر خواب تأثیرگذار است، ورزشبا خسته كردن بدن خواب راحتی را به ارمغان می آورد
یكی از پیامدهای ابتلا به افسردگی، بی اشتهایی است. اما ورزشبا سوزاندن كالری، شخص را گرسنه كرده و او را به غذا خوردن تشویق می كند
یكی از اثرات ورزش تناسب اندام است و همین امر باعث می شود كه حس اعتماد به نفس نیز پرورش یابد .

بمنظور بررسی نقش ورزش در پیشبرد صنعت در ابتدا لازم می دانم كه به این مسئله توجه شود كه هدف از ورزش كردن چیست ؟

بعضاً دیده می شود كه آنقدر به بعد جسمانی و فیزیكی ورزش توجه می شود و آنچنان به پیروزی و شكست و برد و باخت دقت می كنند كه هدف اصلی ورزش از یاد می رود .

اعتماد به نفس ، نیك خواهی و سالم اندیشی افراد است كه باعث می شود دیگران شیفته آنها شوند و روی آنها حساب جدی و مهمی باز كنند. ورزش های هماهنگ كننده جسم و ذهن با تكیه بر قسمت عرفانی آن می تواند این ویژگی را بوجود آورد كه در پی آن روحیه فعال ، پاك ، صمیمی و خلاق گروه سبب رشد و پیشرفت جامعه می شود. بر اساس این روش عملكرد انسانها از حالت خشك و ماشینی رفتار كردن با همدیگر دور شده و جو معنوی سالمی بر محیط حاكم می شود.

طبیعتاً لازم است كه ورزش در دو بعد جسم و ذهن پیش رود وگرنه پیشرفت در یكی و كم توجهی به دیگری باعث ایجاد اختلال در وجود فرد می شود.

سیستم خلقت بر اساس تعادل شكل گرفته است ( یین و یانگ ). بر این اساس می توان جسم و ذهن را  همانند دو اسب درنظر گرفت كه با تقویت هردوی آنها می توان درشكه ای را با قدرت و سلامت  در هر لحظه مقتدرانه پیش برد و یا با فعال كردن و رسیدگی به یكی از آنها و و عدم توجه به دیگری سبب انهدام آن شد.

بنابراین بمنظور ایجاد تعادل در اهداف ورزشی كشور از آنجاییكه پیشتر به جنبه های جسمانی و ارزشی ورزش از دیدگاه قهرمانی توجه شده ، این متن به بررسی نقش ورزش در ایجاد روحیه پهلوانی تمركز دارد تا در پی فرهنگ سازی روحیه ورزشكارانه و سالم اندیشی به اثرات مثبت انجام این تمرینات در ایجاد جامعه ای سالم تر ، بانشاط تر و با روحیه بالاتری توجه شود .

این جامعه می تواند بعنوان یك كارخانه ، كارگاه و یا هرگونه محیط صنعتی  دیگر در نظر گرفته شود و در وسعتی بالاتر بعنوان مردم جامعه در یك كشور و در جهان مد نظر باشد زیراكه هم اكنون كل جهان ، جهان صنعتی شده است و از افراد شاغل در محیط صنعتی ، مردم به دور ازصنعت نیز دچار رفتار خشك و خشن برخی از مبتلایان به این حالت شده اند.

هدف اصلی ایجاد روحیه پهلوانی است سپس روحیه قهرمانی

1) ورزش جسم و ذهن : راهكاری موثر در رفع افسردگی

در كشور ما روحیه افسرده و مضطرب به وفور دیده می شود . برخی ازمردم از روحیه افسرده شان آگاه و برخی از آنها ناآگاه اند.

گروه ناآگاه از دید خود زندگی می كنند در صورتیكه در زمان آگاه شدنشان نسبت به سلامت زیستن در سطحی برتر ، دوران پیش از آگاهی شان را دوران خودكشی تدریجی می خوانند.

یكی از عواملی كه می تواند مردم جامعه صنعتی را چه در محیط كارخانه ها و چه در شركتها و محیط های صنعتی سالم نگاه دارد ورزش كردن است.

بدنبال سلامتی افراد ، ارتقاء سطح بهره وری ایجاد خواهد شد كه پیشرفت كمی و كیفی كار بدلیل بهبود وضعیت روحی افراد و ارتقاء سطح توانمندی آنها حادث می شود.

مدی تیشن ورزش هماهنگ كننده ذهن و جسم یكی از ابزارهای بسیار مهم برای دستیابی به سلامتی برتر است :

مدی تیشن یا مراقبه یا مراقبت كه استاد شاعر ارجمندمان سعدی شیرازی راجع به آن در كتاب زیبای گلستان سعدی فرموده :

یكی از صاحبدلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مكاشفت مستغرق شده ، 

حالی كه از این معامله باز آمد یكی از دوستان گفت در این بوستان كه بودی ما را چه تحفه كرامت كردی ؟

گفت در نظر داشتم چون به درخت گل رسم دامنی پركنم هدیه اصحاب را ،

چون به درخت گل رسیدم بوی گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت.

راهكاری موثر برای رسیدن به اهداف مورد نظر بوده و در سبك های Passive   و Active و   Dynamic  و  No Dimension  و   Kundalini  و ... همچنین ورزش هایی مثل   Taichi تاثیرهایی عالی دارد ، كه قبل از بررسی آنها و اثراتشان به نقش ورزش های شناخته شده عادی می پردازیم و سپس این مدل  ورزش ها را نیز بررسی می كنیم و به اثرات معنوی آنها می پردازیم

هنری دیوید تورو می گوید : گمان می كنم كه نمی توانم سلامت و روحیه ام را حفظ كنم ، مگر آنكه حداقل روزانه چهار ساعت در دشت و صحرا ، فارغ از تمام مشغولیات دنیایی ، گردش كنم.

دكتر روبرت اس براون می گوید : توصیه می كنیم هرنوع رژیم درمانی مؤثر و مطمئن كه برای افسردگی تجویز می شود ، حتماً تمرین های ورزشی را شامل شود.

در بیانیه های اجماعی انستیتو ملی بهداشت روانی ، انجمن بین المللی روان شناسی ورزش و سایر صاحبنظران در مورد اثرات روان درمانی مثبت ورزش اتفاق نظر وجود دارد.

پژوهش های متعددی نشان داده اند كه فعالیت جسمی مداوم و شدید (ورزش های هوازی (آیروبیك)) در مقابل پدیده های منفی مثل ترس  ، نگرانی  و فشارهای عصبی ( كه در محیط های صنعتی بیشتر بوجود می آید) اثر دافعه دارد. اگر ورزش بطور منظم انجام شودسبب بهتر شدن خودشناسی ، اعتمادبه نفس بیشتر  ، عصبانیت كمتر ، بهتر شدن عملكرد ذهنی ، آرامش بیشتر تحت شرایط  و فشارهای عصبی و كاهش افسردگی می گردد.

حداقل در یك دوجین از مطالعات ، نشان داده شده است كه در افسردگی خفیف  تا متوسط ورزش های آیروبیك اثری مشابه  سایر درمان های ضد افسردگی داشته اند.

بمنظور ایجاد اعتقاد بیشتر به نقش ورزش در ارتقاء سطح توانمندی افراد و افزایش میزان بهره وری از نیروی فردی و گروهی آنها در صنعت لازم است كه از تحقیقات مربوط به عوامل ضد افسردگی ، آگاهی بیشتری پیدا كنیم.

برای ایجاد روحیه شاداب تر روشهای شناخت درمانی و تمرینات ورزشی می توانند موثر باشند .

بمنظور بررسی میزان اثربخشی آنها و مقایسه آندو و پی بردن به نقش ورزش در برابر شناخت درمانی به مطالعه زیر توجه می كنیم :

در یك مطالعه ، ورزش های آیروبیك با شناخت درمانی مقایسه شده بودند. شناخت درمانی عبارتند از یك دوره كوتاه روان درمانی كه اثر آن مشابه داروهای ضد افسردگی است. 54 بیمار دچار افسردگی خفیف تا متوسط عمدتاً شامل خانم هایی كه بی حركت بودند.( شغل های اداری و پشت میز نشینی و مشابه آنها ) انتخاب شدند. این 54 بیمار بطور تصادفی به دو گروه (مساوی) تقسیم شدند. 

گروه اول : هفته ای 3 روز و هر بار به مدت 20 دقیقه ورزش  می كردندكه شامل قدم زدن ، تند راه رفتن و دویدن بود.

برای گروه دوم : شناخت درمانی هفتگی انجام می شد. 

بعد از 4 هفته اغلب 27 بیماری كه در گروه اول (دوندگان) بودندبهتر شدند یا كاملاً بهبود یافتند. فقط 2 نفر از گروه مطالعه خارج شدند. در انتهای مطالعه 10 هفته ای در 11 نفر افسردگی تقریباً یا كاملاً از بین رفته بود. اغلب این افراد ماهها بعدنیز برای پیشگیری از افسردگی دویدن  را ادامه دادند.

ورزش حتی در بهبود افسردگی اساسی و شدید مفید است. در یكی از چندین مطالعه انجام شده  هم ورزش های آیروبیك و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری ،  سبب كاهش افسردگی شدند.

در یك مطالعه دیگر ، ورزش های آیروبیك و هم ورزش های غیر هوازی در بیماران افسرده بستری سبب كاهش افسردگی شدند. در یك مطالعه دیگر ، ورزشهای آیروبیك به تنهایی در مورد بسیاری از خانم هایی كه دچار افسردگی شدید بودند ، كافی بوده است.

ورزش های آیروبیك واقعاً چیست ؟

این نوع ورزش فعالیتی است كه سبب می شود بدن ضمن مصرف اكسیژن هوا ( آیروبیك به معنی ” با اكسیژن “ است) آن را بین عضلات فعال ، توزیع كند . ( اگر ورزش سبب سریع و عمیق شدن تنفستان گردد كه از نفس بیافتید این ورزش غیر آیروبیك است و باعث سوخت و ساز بی هوازی می شود.)

انواع ورزش های آیروبیك

صاحبنظران معتقدند همه ورزش های آیروبیك ( و حتی ورزشهای غیر آیروبیك ) می توانند سبب رفع افسردگی شوند. دویدن آهسته وتند كه در بررسی های بالینی بكار رفته اند ، مثل راه رفتن بر افسردگی تاثیر دارند. موثر ترین ورزشهای آیروبیك عبارتند از اسكی كردن ، تند دویدن ، آهسته دویدن ،  تند راه رفتن ، كوهنوردی ، رقصیدن آیروبیك ، دوچرخه سواری ، پاروزدن ، قایق رانی ، بوكس ، طناب بازی ، فعالیتهای تكراری كه با جابجایی بدن همراه اند  به این شرط كه چندین دقیقه طول بكشند -  اسكواش ، هند بال ، راكت بال ، فوتبال ، بسكتبال ، ترامبولینگ ، دوچرخه ثابت یا دستگاه پاروزدن.

فعالیتهای سبك تر مثل پاتیناژ یا اسكیت ، قدم زدن ، باغبانی و اغلب رقص های رایج  موثراند.

فعالیتهایی مثل والیبال  ، تنیس ، بدمینتون ، اسكیت ( در فاصله های كوتاه ) نیز كه در آنها شخص بطور متناوب ساكن و فعال است ، برای داشتن تاثیر مشابه  باورزش های گروه اول باید مدت طولانی تری انجام شود.

فعالیتهای آیروبیك مختلف هم مانند افرادیكه به این فعالیتها اشتغال دارند ، ویژگی های خاص خود را دارند. این ویژگی ها روی فواید روان درمانی این فعالیتها  تاثیر می گذارد .

برای مثال دویدن آهسته برای خویشتن نگری بسیار مفید است. رقص فعالیتی است اجتماعی همراه با ابراز احساسات و عواطف كه مثل ورزش هایی رقابتی همچون راكت بال شما را از نگرانی هایتان دور می كند.

هنگامی كه می خواهید نوعی ورزش آیروبیك را انتخاب كنید  نكات روان درمانی زیر را در نظر بگیرید :

1) بسیاری از فعالیتهای آیروبیك باعث  می شوند تا با افراد دیگر در تماس و ارتباط باشیم

2) اغلب این فعالیتها باعث می شوند تا شما در یك زمینه بهتر و بهتر شوید ، كه این ( خویشتن ( Ego ) ) شما را تقویت می كند

3)  بسیاری از این فعالیتها جنبه بازی دارد ، شما را خوشحال می كند و با (كودك درونتان ) مرتبط می سازد.

4)  با بسیاری از این فعالیتها احساسات درونی ظهور می كند . مثلاً شما می توانید گرگم به هوا بازی كنید      ( تعقیب كردن و فرار كردن) یا برای بیان احساساتتان ، بدنتان را حركت دهید ( رقصیدن) .

5)  بعضی از این فعالیتها مثل باغبانی یا كار خانه پر بارند و شما با كامل كردن آن احساس رضایت می كنید.

6)  بعضی فعالیتها یكنواخت اند ( دویدن آهسته ، قدم زدن ، پارو زدن ) كه در این مدت ذهن شما آزاد است تا به كارهایی مثل مراقبه ، موسیقی درمانی و كارهای مشابه بپردازید.

7)  طی بعضی فعالیتها صحنه فعالیت مرتب تغییر می كند. مثل قدم زدن در پارك ، شنا در دریاچه و دوچرخه سواری .

نكات ایمنی كه لازمست در ورزش كردن بدانیم

ورزش ممكن است حادثه آفرین باشد. اگر مشكلات طبی خاصی داشته باشید ( بیماری های قلبی عروقی ، آسم كنترل نشده یا بیماری قند ) یا عولمل خطر سازی وجود داشته باشند (مثل مصرف دخانیات یا بعضی از داروها از جمله داروهای ضد افسردگی ) (لازم به ذكر اینكه مصرف منیزیم می تواند از بروز واكنش های قلبی ناخواسته حاصل از ورزش پیشگیری كند) ورزش كردن ممكنست خطرناك باشد. اگر دچار حملات هراس هستید ، ورزش شدید می تواند سبب بروز حمله هراس شود. اگر سن تان بیش از 35 سال است ، حتی اگر سالم اید ، بر اساس پیشنهاد كالج طب ورزشی آمریكا قبل از اقدام به هر نوع برنامه ورزشی ، باید با پزشكتان مشورت كنید.

قانون طلایی برای ایمنی در ورزش این است : آن را آسان بگیرید و بیش از حد انجام ندهید . انجام ندادن تمرینهای سبك برای چند دقیقه قبل از ورزش و چند دقیقه بعد از تمرینهای ورزشی ، سبب درد ، خستگی عضلانی ، تحوع ، سرگیجه ، غش ، آسیب های جسمی و حتی اختلالات خطرناك ریتم قلب می شود.

انجام دادن تمرین های ورزشی به رغم وجود علایم مشكوك مثل درد قفسه سینه ، غش  و رنگ پریدگی    می تواند زندگی تان را به خطر بیاندازد .

انجام تمرینات ورزشی بسیار دشوار ، بسیار طولانی و تكرار بیش از حد آنها ، نه تنها سبب آسیب های جسمانی می شود ، بلكه خود سبب ( خستگی ، اضطراب و افسردگی ) می شود.

سرخوشی دوندگان:

سرخوشی دوندگان، حالتی است كه دراغلب ورزشكاران بعد از  35 تا 45 دقیقه كار ورزشی شدید ایجاد   می شود. شاید تعجب كنید كه ( سرخوشی دوندگان) با اثر ضد افسردگی ورزش ارتباطی داشته باشد. بعضی افرادبا ادامه ورزش به مدت 20  تا 45 دقیقه بیشتر دچار نوعی آرامش معنوی می شوند. هیچ مدركی دال بر اینكه ورزش می تواندانسانها را از افسردگی كاملاً خارج كند وجودندارد. انجام حدمتوسط حركات ورزشی   می تواند سبب بهبود افسردگی شود، اما باعث (سرخوشی دوندگان) نمی شود.در ضمن ورزش دراین حد سبب بروز اعتیاد به (سرخوشی دوندگان ) نمی شود؛ اعتیادی كه مشكلات مخصوص به خودرا به دنبال        می آورد.

ضد افسردگی غیرآئروبیك؟

فعالیتهای غیر آئروبیك، فعالیتهایی هستند كه یا آن قدر سبكندكه اثر تمرینهای آئروبیك راندارند(مثل بولینگ،یوگا)یا این قدرشدیدندكه از حد تمرینهای آئروبیك فراترند(مثل وزنه برداری). این نوع فعالیتها برای بدن سازی وتقویت عضلات (وزنه برداری)، سرعت (دوكوتاه و تند)، هماهنگی (تردستی)، انعطاف پذیری(یوگا) یا سایرتوانایی های خاص به كار می روند. این فعالیتها روی دستگاه تنفسی وقلب وعروق تأثیر كمی دارندواثرات ورزشهای آئروبیك راروی سلامتی بدن ندارند. اما به نظر می رسدازنظر روانی مفید باشد.تعداد مطالعات انجام شده كم است، ولی برطبق همین پژوهشها، ورزشهای غیرآئروبیك و            احتمالا ًسایرفعالیتهای غیر ورزشی غیر آئروبیك اثرضد افسردگیشان با ورزشهای آئروبیك قابل مقایسه است. بااین وجود، برای حفظ سلامتی بدن، درهر برنامه ورزشی كه برای افسردگی تنظیم می شود، حداقل نوعی ورزش آئروبیك باید گنجانده شود.    
 
 
 
 

آگاهی عرفانی :‍

اكنون به نقش تمرینات ورزشی هماهنگ بین جسم وذهن با تاكید بر بعد معنوی و رفتاری آن می پردازیم .

بدین منظور با ابعاد عرفانی ورزشهایی مثل مراقبه و تای چی بطور عمیق تری آشنا می شویم:

اهداف (( مراقبه )) در مذاهب مختلف با پی بردن فردی كه به مراقبه می پردازد به سرشت اصلی خود و نیز با حقیقت غائی , با اتصال به خدا یا وجود مطلق ( باز هم همان حقیقت غائی ) , با حالاتی از آگاهی ورای شناخت , - - مانند خواب بی رؤیا , خواب با رؤیا و آگاهی معمولی از زمان بیداری -  ملازمه دارد . روی هم رفته ، اكنون هزاران سال است كه (( مراقبه )) بعنوان روشی برای متجلی كردن (( آگاهی عرفانی )) بكار می رود . اینكه        می گوییم برای متجلی كردن آگاهی عرفانی به این دلیل است كه سنن عظیم عرفانی , جملگی در این امر اتفاق دارند كه (( هستی ناب )) در همه موجودات بالذات موجود است و فقط جهل توهم است كه مانع از درك آنها   می شود . دیدن واقعیت و اینكه ما چیستیم و كیستیم , باعث تحول آزادی و ورود ما به وادی (( بیرنگی )) میشود . این حالت را هندوها (( موكشا )) , تائویست ها زندگی هماهنگ با (( تائو )) , بودائیان (( نیروانا )) ,          صوفیان (( انسان كامل )) و مسیحیان (( حیات وحدانی )) می نامند .

(( عرفان )) از آن كلماتی است كه به یك تعریف همه كس پسند تن نمی دهد . تعریف زیر كه (( اولاف استپلتون )) ارائه داده , از بسیاری تعاریف دیگر سرراست تر و جامع تر است :

(( كلمه عرفان )) در تعریف دقیقترش به نوعی تجربه مخصوص و غیر عقلانی اطلاق و ادعا می شود

كه در آن شخص به درجه ای از روشنایی و بصیرت می رسد .

كه با آن قادر است درون معمولاّ پنهان حقیقت را ببیند . این بصیرت تنها گونه ای از شناخت نیست , بلكه توفیقی است متعالی در دانستن , حس كردن و اهتمام ورزیدن , كه جملگی در حركتی واحد و فراگیرمتجلی می شوند . گفته می شود كه جنبه شناختی آن مانند علوم ذهنی، انتزاعی نیست بلكه برعكس واقعی است و به تجربه حسی می ماند .در حقیقت ,تاآنجاكه به این حالت (( دانش )) اطلاق می شود , آنرا آشنایی بی واسطه با جوهر پنهان      (( حقیقت )) می دانیم كه گفته می شود تمام تجارب معمولی و وهمی ما در نهان خود واجد آن هستند .

تجربه عرفانی در مشرق زمین به طور كلی به عنوان حقیقت (( نهایی )) شناخته می شود . ولی در غرب , بسیاری نسبت به این طرز تلقی ناراحت و ظنین اند . در غرب (( عرفان )) به طور وسیعی مورد سؤ تفاهم واقع شده است لیكن مقدار زیادی از این سؤتفاهم , هنگامی كه ویژگی اصلی عرفان را مورد توجه قرارمی دهند,از میان              می رود.غالبا به غلط عرفان را حالتی اسرارآمیز و راز گونه می پندارد و شاید این تؤهم از شباهتی كه بین این دو كلمه( mysterious  و mystical ) وجود دارد,ریشه گرفته باشد .هنگامی كه گلچین آثار عرفای فرهنگ های مختلف را مطالعه می كنیم مانند آثارفلوطین,شانك گارا,سنت جان صلیبی,سنت ترزا اویلا,مایستراكهارت,لائوتزو,رومیونظائرآنهاملاحظه می كنیم كه حتی ازدیدگاه منفی وبدبینانه آنها نوشته های عرفانی سهم بزرگی رادرادبیات جهان به خوداختصاص داده است.این نوشته هادركشف قلمرو(( آگاهی )) انسان و همچنین به كوشش او جهت متنزع ساختن درونی ترین اسرار جهان كمك شایانی كرده است . كتاب پروفسور (( والتر . ت . استیس ))تحت عنوان (( تعالیم عارفان )) چنین گلچینی است و به مقدمه بسیار ارزشمندی به قلم خود پروفسور درباره اینكه (( عرفان چیست )) مزین است .رویكرد او دراین كتاب رویكردی جانبدارانه است . در ضمن اینكه جانب ((خردگرایی))و((روشن بینی منطقی))را نیز فرونگذاشته است.مجموعه مزبور نشان میدهد كه عارفان شرق وغرب بر سر عناصر اصلی مربوط به((تجربه آگاهی عارفانه))توافق دارند.اینكه چنین تجاربی دربسیاری ازفرهنگها ودر تمام قرون شناخته شده است قابل انكار نیست.لكن ما باید بین نفس تجربه وتعبیر وتفسیر آن تمیز قائل شویم .ممكن است فردمسیحی آگاهی عارفانه را برحسب اقانیم سه گانه ( اب-ابن-روح القدس)تعبیر كند (گر چه((مایستراكهارت)),هنگامی كه از ((خدایی مافوق خدا))صحبت می كندعملآ با مكاتب فلسفی شرق توافق دارد.)،وبودائی بگوید كه ((ذهن بودا))یا ((خلو))رایافته است ویا هندو از این صحبت كند كه ((من))یا((خود))همان برهمن وروح جهانی است ونظایر آن.(اینها همه تعابیر مختلف از یك تجربه است.)

دشوار است كه بتوان با استفاده از كلام تجربه عرفانی را با ((عقل سازگار )) كرد،انسان می تواند نور را بر حسب تاریكی شرح دهد ، بلندی را بر حسب كوتاهی و گرمی را برحسب سردی . ولی نمی توان تجربه عرفانی را هم به این روش بیان كند زیرا در مقابل آن هیچ متضادی وجود ندارد كه با این منظور جور در بیا ید .

كنار هم چیدن كیفیات كه اساس و پایه زبان را تشكیل می دهد در بیان عرفانی نمی گنجد و عرفا طبیعتآ به مفاهیمی روی می آورند ، كه در مذاهب و فرهنگ های خودشان وضع شده است ، چیزی كه ویلیام جیمز به حق آن را ((فوق اعتقاد عرفا )) نامیده است . ویلیام جیمز در كتاب خود تحت عنوان ((انواع تجارب مذهبی ))          می نویسد : ((حقیقت این است كه احساسات عارفانة بسط، وحدت و رستگاری هیچ گونه محتوای ذهنی مستقلی ندارند .این احساسات تنها می تواند با موادی كه فلسفه های مختلف والهیات برایشان تداركات دیده اند بیامیزند مشروط بر اینكه بتوانند در چارچوب ها ی عقیدتی خود برای حالات احساسی ویژه ای كه دارند مكان خاصی بیابند.

پروفسور استیس در كتاب خود تحت عنوان تعالیم  عارفان خاطر نشان می سازد كه تجربه عرفانی ،  نوعی اتحاد ناگسستنی را متجلی می سازد مضافاً اینكه در این اتحاد ناگسستنی هیچ عنصر مذهبی وجود ندارد . 

اگر اینطور است پس چرا تجربه عرفانی تقریباً همیشه با مذهب قرین بوده است ؟ پروفسور استیس در پاسخ می گوید اول برای اینكه تجربه عرفانی از جمله تجارب گذرا است و به وجود نامتناهی می پیوندد . دوم اینكه در این قبیل تجارب ، حسی در انسان پدیدار می شود كه انگار دارد از مرز زمان و مكان فراتر می رود و بالاخره اینكه بین آگاهی عرفانی ومذهب احساسات تعالی یافته وجد ، سكون و جذبه موج می زند.

پروفسور استیس سپس می گوید بدین ترتیب می بینیم عرفان طبیعتاً اگر نه لزوماً با فرهنگ مذهب جامعه خود امتزاج می یابد لكن توجه به این  مطلب نیز مهم است كه عرفان به نفع هیچ مذهب خاصی موضع گیری نمی كند.

عارفانی وجود دارند مانند ریچارد جفرنر كه خارج از چهارچوب  هرگونه عقاید مذهبی قرار می گیرد . هرچند ممكنست این موضوع جای بحث داشته باشد كه تمام تجارب عرفانی در جامع ترین تعریف خود مذهبی محسوب می شود.

ورزشهای عرفانی چگونه می توانند آگاهی افراد و اثربخشی آنها را بطور فردی و گروهی ارتقاء دهند ؟

نویسندگان متعددی كه درباره تجربه عرفانی مطالعاتی انجام داده اند كوشیده اند كه تمامی ویژگی های تجربه عرفانی را شرح دهند. پروفسور بن آمی شارفشتاین در كتاب تجربه عرفانی از 11 ویژگی نام می برد كه  عبارتند از : 

این همانی ، جدایی ، وحدت ، اشتمال ، بیگانگی از خانواده ، كاستی ، تهاجم ، وجدان ، واژگونی تصویر در ذهن ، شوخ طبعی ، حقیقت

تهاجم ویژگی شگفت آوری است كه به مبارزه سالك با نفس خود و بیرون گذاشتن دنیا از عرصه آگاهی اشاره دارد .

شوخ طبعی به نظر من ویژگی به حساب نمی آید ولی در هرحال بصورت خنده های از ته دل در آیین ذن و در بعضی از حكایات اخلاقی صوفیانه بخصوص حكایاتی كه  به شخصیت فكاهی ملانصرالدین منصوب است ، مشاهده می شود.

پروفسور شارفشتاین اذعان دارد  كه بین ویژگی هایی كه بر شمرده است بعضی زیر مجموعه بعضی دیگرند لذا بسیاری از نویسندگان جدید هروقت كه از نظر جا دچار مضیقه می شوند ترجیح می دهند كه به همان 4 ویژگی كه ویلیام جیمز برشمرده است اكتفا كنند.

انفعال كه چهارمین ویژگی بر شمرده شده توسط اوست  نقش مهمی در حالتی كه در آن به مراقبه می پردازیم دارد. تمرین مراقبه موقعی كه آگاهی انفعالی وجود داشته باشد خیلی موثرتر است.

4 ویژگی كه  ویلیام جیمز برشمرده از این قرار است :

1) وصف ناپذیری : سالك در تشریح دقیق تجارب خود از مراقبه به نحوی كه دیگران بتوانند در ذهن خویش تصویری از آنرا بازسازی كنند ناتوان است.

همانطوركه در بالا به آن اشاره كردم زبان بر پایه تضاد در كیفیاتی كه كلمات بر آنها دلالت دارد مثل گرم و سرد ، بنا شده است ولی آگاهی عرفانی از این تضادها فراتر می رود.

این حالت عرفانی را بایستی شخصاً تجربه كرد. جیمز می گوید حالات عرفانی از این نظر بیشتر به حالات احساسی شباهت دارد تا ذهنی و تعقلی . هیچكس نمی تواند برای دیگری كیفیت ارزش احساس خاصی را كه او تجربه نكرده است بیان كند.

2) كیفیات فكری : هرچند در تجارب عرفانی گونه ای عنصر شناختی وجود دارد لیكن این شناخت بر اثر قیاسات عقلی از مرز دانسته های گرد آمده فراتر می رود . در سنن عرفانی صحبت از بصیرت و روشن بینی یا اشراق است .

اشراق از یقین و قطعیت برخوردار است . پروفسور جیمز حس نیرومند وحدت و اتحاد  را از قلم انداخته است. حسی كه مستقیم و بی واسطه ظاهر می شود ، بطوریكه سالك احساس می كند كه حجاب جهل را دریده و به حقیقت ناب واصل شده است.

چنین است عظمت قدرت تجارب عرفانی كه سالك را از چنان عجب و حیرتی سرشار می كند كه به آسانی به اعتقاد و احساس مذهبی منتهی می گردد.

3) ناپایداری : تجربه عرفانی معمولاً زود گذر است

4) انفعال : ویلیام جیمز می نویسد : اگر چه رسیدن به حالت عرفانی با اقدامات ارادی اولیه ای همچون تمركز ، پرداختن به بعضی حركات بدنی ، یا طرق دیگری كه دستورالعملهای عرفانی تجویز می كنند امكان پذیر می شود ،‌معذالك هنگامیكه حالت خاص آگاهی بر سالك عارض می شود احساس می كند كه یك نیروی برتر او را در اختیار خود گرفته است. ویژگی دیگر تجربه عرفانی كه باید ذكر شود این است كه زندگی یك سالك معمولاً استحاله یافته عاری از منیت و آكنده از عشق و مسرت می گردد.

عطش بیكران جوئی عاملی دیگر در ایجاد روحیه گروهی كار كردن :

اكنون هزاران سال است كه عطش بیكران جوئی و نیل به معرفت آفاق و انفس ، برای اتصال به خدا یا وجود مطلق ، اذهان بسیاری را تسخیر كرده است . بعضی از این اشخاص در كسوت زهاد. بعضی دیگر در لباس مصلحان بشریت ، پاره ای دیگر به عنوان مؤسس یا رهبر مذهبی و بالاخره عده ای به صورت شاعر ، هنر مند و موسیقی دان جایگاه مناسب خود را در داستان زندگی بشر باز كرده اند و خیلی ها هم ناشناخته مانده اند آنها نیز همچون آثار گذشته در جوامع حضور دارند. رای ولین آندرهیل در اثر تحقیقی و جاودانه خود تحت عنوان           ” عرفان“ آن را با كلمات زیر وصف كرده است :

توسعه یافته ترین شاخه های جوامع انسانی در یك ویژگی با هم مشتركند. غالب آنها مایلند به رقم شرایط نا مساعد خارجی نوعی شخصیت جالب و برجسته از خود به نمایش بگذارند شخصیتی كه حاضر نیست به آنچه كه دیگران تجربه اش می نامند قانع شود و آماده است تا به قول دشمنانش از دنیا اعراض كند تا به حقیقت واصل گردد.

ما به اینجور افراد هم در شرق برمی خوریم و هم در غرب همچنین در همه قرون و اعصار از عهد باستان تا قرون وسطی و عصر جدید ، یكی از اشتیاقات شورانگیز آنها این است كه هدف ناملموس و روحانی معینی را تعقیب كنند تا با تحقق یافتن آن بتوانند به حالت مطلوب خود و ارضاء حس شوق انگیز حقیقت طلبی شان واصل گردند .

مطلوب و معشوق تمام معنای زندگی ایشان را تشكیل می دهد . آنها بدون هیچ تلاشی به هدف خود نائل می آیند و این برای دیگران توفیقی چشمگیر  محسوب می شود. توفیق مذبور ، خود گواه غیر مستقیمی است بر اینكه  عرفا صرف نظر از مكان و زمان  نشو و نمایشان اهداف ، اصول اعتقادی و نیز روش های عملی شان در اساس باهم یكی بوده است.

بنابراین ، تجارب آنان مجموعه ای از شواهد را تشكیل می دهد كه از جامعیت غریبی برخوردار و اغلب قابل توضیح است.

این شواهد باید قبل از اینكه به جمع انرژی ها و قابلیت های روح بشر بپردازیم و با استدلال عقلی به ارتباط آانها با جهان ناشناخته ای كه در آنسوی مرزهای احساس قرار گرفته ، اشاره نماییم ، مطمح نظر قرار گیرد .

هر خواننده ای كه ندای حقیقت مطلق را بصورت آوایی جاودانه می شنود احتیاجی به این ندارد كه برای پرداختن به مراقبه تشویق و ترغیب شود .

بعلاوه چنین شخصی كوچكترین تردیدی ندارد كه چرا باید به مراقبه بپردازد ولی با این همه دلایلی برای پرداختن به مراقبه وجود دارد كه كمتر از این مباحث بحث انگیز است .

--------------------------------------------------------

نقش مراقبه برای ایجاد سلامتی بهتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیكی چیست ؟

از آنجاییكه ارتقاء سطح بهره وری از نیروی انسانی درصنعت بطور فردی و گروهی بستگی به سلامت افراد در زمینه های مذكور دارد ،  لذا در این بخش در ارتباط با مراقبه و نقش آن در زمینه های سلامتی برتر ، آرامش روحی و فیزیولوژیكی مواردی را مطرح می نماییم:

هركس كه به هریك از طروق مذكور بطور منظم و به مدت چند ماه به مراقبه پرداخته باشد ، احتمالاً به اثر آرامش بخش آن بر بدن و ذهن خود برخورده و آنرا به گرمی پذیرا شده است . یقیناً دستگاه عصبی او ، فشارهای عصبی را رها ساخته و وضع با ثبات تری به خود گرفته است . ظرفیت چنین شخصی برای تحمل فشارهای روانی عصبی افزایش می یابد. بدن و ذهن او انرژی بیشتری در خود ذخیره كرده و ذهنش بازتر   می شود. 

بر مراقبه از نظر روحی فیزیولوژیكی تغییرات دیگری نیز مترتب است. كسی كه مرتباً به مراقبه بپردازد به خواب كمتری احتیاج دارد ، بدون استفاده از قرص خواب آور به خواب می رود و با طراوت بیشتری از خواب بر می خیزد . در حالی كه مدت زمان خوابیدنش نسبت به گذشته تغییری  نكرده است.

عضلات او از انقباض خود را رها ساخته است و احساس سبكی و بی وزنی  به خصوص بعد از انجام مراقبه در او پدیدار می شود. در مراكز آموزش مراقبه در برمه و تایلند ، راهبان و افراد عادی كه بر تنفس و حركت خود اعمال تمركز می كنند یعنی در بیشتر اوقات روز چه در حركت و چه در حال نشسته به مراقبه مشغولند. متوجه شده اند كه در شبانه روز فقط به چهار ساعت خواب احتیاج دارند و تمركزشان نیز بیشتر شده و بدون فشار آوردن بر ذهن صورت می گیرد. البته توانایی تمركز بدون تحمل فشار دراین مورد جای تعجب نداردزیرا كه طبیعت این گونه مراقبه باصفات : توجه عاری ازفشار وآگاهی عاری ازفشار توصیف می گردد.

    اینكه انسان باخودودنیای اطرافش راحتتر كنار بیاید باعث می شود ارتباطات شخصی اش  نیز آسانتر صورت گیرد. گل محبت وترحم دركسانی شكوفا می شود كه بتوانند تنش های مخل آسایش را از جا ن بزدایند .

دوشنبه 28 تیر 1389  1:46 AM
تشکرات از این پست
monirehabdi
monirehabdi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1388 
تعداد پست ها : 931
محل سکونت : مرکزي
دوشنبه 28 تیر 1389  8:09 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها