0

ويروس ها می آیند

 
dastanpor
dastanpor
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 777
محل سکونت : تهران

ويروس ها می آیند

 

   کار ویروس این است که وارد بدن می شود و پرچم همزیستی مسالمت آمیز را بالا می برد

که بدن در مقابلش مقاومت نکند. آرام آرام سیستم داخلی  سلول را به خدمت می گیرد و به تعبیر

اجتماعی استثمار می کند و خودش را رشد می دهد. بدین صورت اسم سلول می شود کارخانه

ی ویروس سازی. وقتی خوب رشد کرد، سلول را پاره می کند و پرچمش را برای ورود به

سلول بعدی بلند می کند و این شیشه را ادامه می دهد.
 

  خیلی عجیب است، کار شیطان هم همین است. از اول هم که سراغ آدم و حوا آمد، پرچم

"نصیحت" را بلند کرد¹ و قسم خورد تا خیالشان راحت باشد دو موضع گیری نکنند تا وقتی که

بالاخره آن ها را از بهشت بیرون کرد. 
 

  در واقع سلاح اصلی شیطان برای انحراف آدم ها "دروغ" و "بی صداقتی" است با نام صداقت

و نصیحت. منافقانه وارد می شود و خودش را از اعضای خانواده قرار می دهد. به قول دکتر

شریعتی خوب به آدم حمله نمی کند، بد از او دفاع می کند. ویروس خطرناک تر  از میکروب

است. میکروب از اول، جنگی وارد می شود. تک می زند بدن هم سریع پاتک. سپاه گلبول های

سفید خودشان را به لب مرز بدن  می رسانند و با میکروب وارد جنگ می شوند. مقداری از

خودشان شهید می شوند، تعدادی میکروب را هم می کشند. لاشه های اینها همراه ترشحات ضد

میکروبی گلبول ها توده ای عفونی را تشکیل می دهند که "چرک" یا "عفونت" است. این عفونت

ها با آنتی بیوتیک برطرف می شود. با کپسول هم از بین نرود با پنی سیلین کلکش کنده می

شود. 
 

  اما تهاجم غیر نظامی مثل ورود ویروس های فرهنگی بسیار خطرناکند. به درون جامعه در

لانه های غرایز و شهوات و نیازهای حیاتی وارد می شوند و با حرکتی خزنده فرهنگ یک ملت

را استحاله می کنند. آدم ها هم همینطور استحاله می شوند. کار ویروس این است که جنگ تن به

تنش را با لباس صلح و آزادی و صداقت پیش می برد ولی رفته رفته سیستم دفاعی بدن را از

کار می اندازد؛ مثل HIV. چه باید کرد؟
 

  پرسش مهم این است که چگونه ویروس را بشناسیم؟ واکسینه شدن چگونه است؟ بالاخره برای

ورود شیطان عده ای در درون وجود همه ی آدم ها هستند که شیطان را دعوت می کنند و برای

آمدنش چراغ سبز نشان می دهند. وقتی آمد از او استقبال می کنند، پرچم زندگی مسالمت آمیز او

را همه جا پخش می کنند. این ها سپاهیان نفس اماره اند. به قول سعدی:


  
 تو با دشمن نفس همخانه ای     چه در بند پیکار بیگانه ای؟

و به قول پروین اعتصامی:
 

  کار مده نفـــس تبهـــکار را       در صف گل جا مده این خار را
 
  کِشته نکو دار که موش هوی    خورده بسی خرمـن و خروار را

"ویروس گناه" مثل موش، دزدانه وارد انبار گندم کارهای خوب می شود و همه را تباه می کند و

به جایش فضله می ریزد. یک فرق میکروب با ویروس چیزی شبیه دشمن بیرونی و درونی

است. به قول مولوی:

ای شهان کشتیم ما خصم برون
ماند خصمی زو بتر در اندرون
کشتن این، کار عقل و هوش نیست
شیر باطن سخره ی خرگوش نیست
دوزخ است این نفس و دوزخ اژدهاست
کو به دریاها نگردد کم و کاست
هفت دریا را درآشامد هنوز
کم نگردد سوزش این خلق سوز
سنگ ها و کافران سنگ دل
اندر آیند اندر او زار و خجل
عالمی را لقمه کرد و در کشید
معده اش نعره زنان هل من مزید؟
چون که وا گشتم ز پیکار برون
روی آوردم به پیکار درون
قد رجعنا من جهاد الاصغریم
با نبی اند جهاد اکبریمب
قوتی خواهم ز حق دریا شکاف
تا به سوزن بر کنم این کوه قاف
 

  باید از "خدا" کمک خواست و با "خود" مبارزه کرد. با امیال خود، هوس های خود که به

شدت آدم را به سوی خود می کشند. در این صورت است که گوهر "خودخدایی" از لابلای

حجاب های ضخیم "نفسانیات" آشکار می شود. بهترین راه ویروس ستیزی، کم خوردن و کم

آشامیدن است² که قهراً شهوت را کنار می زند. به قول سعدی: 

چنان قحط سالی شد اندر دمشق

که یاران فراموش کردند عشق

یا:

اندرون از طعام خالی دار
تار در آن نور معرفت بینی

 

 


 

 

1- انی لکما لمن الناصحین و قاسمهما   (اعراف ۲۱)
2- جاهدوا شهواتکم بقلة الطعام و الشراب   (رسول اکرم (ص)/ میزان الحکمه، واژه ی "جهاد")

جمعه 26 تیر 1388  10:24 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها