0

ارك تبریز(1)

 
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

ارك تبریز(1)

ارك تبریز(1)

ارك تبریز(1)

بنای ارک تبریز باقیماندهء مسجدی است که در فاصلهء سالهای 716 الی  724   ه. ق ، به وسیلهء تاج الدین علیشاه1 وزیر اولجا یتو و ابوسعید بهدر خان ساخته شده است.

قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده است که می نویسند به علت فرو نشستن بنیان و تعجیل در اتمام آن، طاق شکسته و فروریخته است.

قسمتی که اکنون در وسط سه دیوار بلند شرقی و جنوبی و غربی به صورت ایوان به چشم می خورد قسمت مسجد بوده،عرض آن 15/ 30 متر و ارتفاع  دیوارهای دور آن  به طور متوسط 26 متر است که به وسیلهء 69 پله مس توان به بالای آنها رسید . عرض دیوارها 40/ 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوارعریض مستحکم است که در چند مرحله به وسیلهء طاقهای متعدد به یکدیگر اتصال یافته اند1(1).

توصیف این بنای چشم گیر بزرگ در اغلب سیاحتنامه ها و تواریخ و کتب مسا لک و ممالک آمده است. ابن بطوطه می نویسد:....« این مسجد را وزیر علیشاه معروف به جیلان ساخته است. در بیرون آن از دست راست مدرسه و از دست چپ زاویه ای وجود دارد و صحن آن با سنگهای مرمر فرش گردیده و دیوارها با کاشی پوشانده شده است و جوی آبی از وسط آن  می گذرد و انواع درختان و موها و یاسمین در آن به عمل آورده اند. هر روز بعد از نماز عصر در صحن این مسجد سوره های یس و فتح و عم را قرائت می کنند و مردم شهر برای شرکت در این قرائت  در آن جا گرد می آیند(2).»

ارك تبریز(1)

حمدالله  مستوفی که معاصر با تاج الدین علیشاه بود در بارهء این مسجد می نویسد:تاج الدین علیشاه جیلانی در تبریز، در خارج محلهء نارمیان، مسجد جامع بزرگی ساخته که صحنش دویست و پنجاه گز در دویست گز است و در او صفٌه ای بزرگ ، از ایوان کسری به مدائن بزرگتر، اما چون در عمارتش تعجیل کردند فرود آمد و در آن مسجد انواع تکلفات به تقدیم رسانده اند و سنگ مرمر بی قیاس در او به کار برده و شرح آن را زمان بسیار باید(3).»

بدرالدین محمود العینی صاحب کتاب« عقد  ا لجمان فی تاریخ اهل الزمان(4)» با استفاده از گزارشی که یکی از همراهان با هوش سفیر سلطان الناصرمملوک پادشاه مصر(5) ، در دربار سلطان ابو سعید بهادر خان، برای پادشاه مصر تهیه کرده بود، می نویسد:« در وسط صحن مسجد حوض مربعی بود که یکصد و پنجاه ذراع عرض و طول داشت.

سکویی در وسط آن بود که در هر سوی آن، از دهان مجسمهء شیری آب فرو می ریخت، بالای سکو نیز فوارهء هشت گوشی بود که دو دهانهء آب پران داشت.... طاق نوک تیز ( جناغی) محراب به وسیلهء دو ستون مسی اندلسی نگاهداشته می شد و قاب محراب با طلا و نقره تزئین و نقاشی شده بود...چراغهای مزین به زر و سیم با زنجیر های مسی از سقف آویزان بودند و داخل طاق را روشن می کردند... پنجره های مشبک نیز هر کدام بیست شیشهء دایره ای مزین به طلا و نقره داشت(6).»

ارك تبریز(1)

تاجر ونیزی که در حدود سال 886 ه. ق ، سومین سال سلطنت سلطان یعقوب آق قویونلو از تبریز دیدن کرده می نویسد:« جامع علیشاه بلندترین بنا های تبریز و دارای صحن بزرگی است، در میان صحن حوضی دارد که چهار گوش است, درازا و پهنای آن هر کدام به اندازهء صد قدم و ژرفایش شش پاست و پلکانی از کنار استخر به ایوان آن منتهی می شود...مسجد را به حدی زیبا ساخته اند که زبان من از وصف آن عاجز است، اما به هر حال می کوشم تا با چند جمله حق مطلب را ادا کنم.این مسجد به غایت بزرگی است که وسط آن هرگز سر پوشیده نبوده است. در آن سمتی که معمولاً مسلمانان به نماز می ایستند شبستانی ساخته اند که طاقی دارد بسیار بلند، چنان که اگر کمانکشی تیری در کمان مناسبی قرار دهد و رها کند هرگز به طاق آن شبستان نمی رسد، اما این بنا را تمام نکرده اند. دور آن را با سنگهای نفیسی طاق بندی کرده اند و طاق برروی ستونهایی از مرمر قرار دارد و مرمربه اندازه ای ظریف و شفاف است که به بلور نفیس می ماند.تمامی این ستونها به یک اندازه و یک ارتفاع و ضخامت است، بلندی هر ستونی نزدیک به پنج یا شش گام است. این مسجد سه در دارد که از آنها فقط دو تا به کار می رود، هر دری طاقی دارد به عرض نزدیک چهار پا و بلندی بیست پا. ستونهای دو سوی درها از سنگ مرمر نیست بلکه از سنگهایی به الوان گوناگون ساخته شده است، بقیهء طاق با گچ مقرنس کاری تزئین شده است (7).

در هر درگاه لوحهء مرمرین شفافی نصب گردیده که از مسافت یک میل به چشم می خورد، دری که باز و بسته می شود سه یارد عرض و پنج یارد بلندی دارد و از الوار بزرگ تهیه شده و روی آن قطعات برنز صیقلی و مطلا کوبیده شده است(8).»

ارك تبریز(1)

کاتب چلبی در تاریخ جهان نما فقط بزرگی و عظمت بنای مسجد علیشاه را می ستاید و اشاره می کند که ویرانی بر آن راه یافته است(9).شاردن نیز در با رهء این بنا همین نظر را ابراز داشته و نوشته:مسجد علیشاه تقریباً ویرانه است ، فقط قسمتهای جنوبی آن که مخصوص ادای نماز است مرمت شده ، منارهء آن بسیار بلند است و مسافرانی که از ایروان به تبریز می روند قبل از ورود به شهر، از دور بنای عظیم جامع علیشاه نظر آنان را جلب می کند(10).»تصویری نیز از تبریز و مسجد علیشاه ترسیم نموده است ، دیگران هم بعد از اینان از تبریز دیدن کرده اند چنین توصیفی نموده اند و هیچیک نامی از کاشی و مرمر بی قیاسی که در تزئین نخستین این مسجد به کار رفته بود نبرده است، فقط نادر میرزا در تاریخ و جغرافی دارالسلطنهء تبریز نوشته: « در سال 1298 ه. ق ، در یک طرف این بنا که می خواستند برای نگهداری غلات دیوانی  انباری بسازند در عمق چهار ذرعی ستونی از رخام پیدا شد که یک ذرع و نیم قطر و سه ذرع و نیم ارتفاع  داشت. من و وکیل الرعایا نیز به چشم خود آنرا دیدیم...»داستانی هم روایت کرده که:« در روزگار نایب السلطنه زن بد کاره ای محکوم به اعدام شد، بر فراز ارک بردند و به زمینش انداختند، باد در جامه های او افتاد و به سلامت به زمین رسید، ولوله ای در بین مردم افتاد، جامه های زن  را به پایش بستند و دو باره از بالا به زمین افکندند، استخوانهایش خرد شد و قالب تهی کرد(11).»

در حفریات تازهای هم که اخیراً از طرف ادارهء کل فرهنگ و هنرآذربایجان شرقی و سازمان حفاظت آثار باستانی جهت شناسائی دقیق بنا به عمل آمد چند قطعه ستون سنگی حجاری شده، پیدا شد، گر چه قسمت  اعظم مصالح ساختمانی فرو ریختهء این بنا در زمانهای مختلف مخصوصاً هنگام بنای قلعهء ربع رشیدی در زمان صفویه و بنای انبار غلات و مهمات در زمان قاجاریه مصرف گردیده و از بین رفته است ولی باز احتمال پیدا شدن نمونه هائی از کاشیها و مرمر های تزئینی بنا، در زیر خاک زمینهای حوالی جامع بعید به نظر نمی رسد.

ارك تبریز(1)

 

پی نوشت:

1- معماری اسلامی در دورهء ایلخانان، دونالد ن. ویلبر، ترجمهء دکتر عبدالله فریار، ص 159، تهران 1346ش.

2- رحلهء ابن بطوطه، ص 233، بیروت 1964 م.

3- نزهت القلوب، ص 87 ، تهران 1336 ش.

4- امام بدرالدین محمود بن احمد عینی، مولًف کتاب مزبور از مشاهیر علما و فقهای حنیفه بوده و سالها در مصر کار قضا داشته و در قرب جامع الازهر مدرسه و کتابخانه ای بنا کرده است. وفات وی را کاتب چلبی و شمس الدین سامی 855 ه. ق ، نوشته اند. کشف الضنون، ج 2 ستون 1098 ،1150 ، قاموس الاعلام، ج 2 ، ص 1255 .نوشتهء صاحب عقدالجمان در بارهء علیشاه به وسیلهء تیزن هارون ترجمه شده است: ص 8- 114 ،

5- مملوک که جمع آن ممالیک می باشد به معنی غلام است، این کلمه را بیشتر در مورد غلامان سفید پوست به کار می برده اند، ممالیک مصر از غلامان ترک و چرکس بودند که در ابتدا  جزو قراولان مزدورالملک الصالح نجم الدین ایوب سلطان مصر بودند اما از 649 تا 784 ه. ق ، در کشورمصر سلطنت کردند. ناصرالدین محمد ملقب به سلطان الناصر یکی از معروفترین سلاطین مصر است که سه بار به تخت نشسته و با ایلخانان مقول گاهی از در دوستی و آشتی در آمده و گاهی رقابت و دشمنی کرده است.(مستفادازطبقات سلاطین اسلام، ص 70- 73 و قاموس الاعلام، ج 2 ،ص 1245 وج 6 ، ص 4545 ).

6- نقل به تلخیص از تاریخ تبریز، پروفسور مینورسکی ، ترجمهء کارنگ،  ص 82- 83 ،

تبریز 1337 ش،معماری اسلامی ایران، ویلبر، ترجمهء دکترفریار، ص 158- 159 ، تهران 1346 ش.

7- نقل به تلخیص از جغرافیای تاریخی گیلان ، مازندران ، آذربایجان  از نظر جهانگردان، ترجمه ء ابوالقاسم طاهری، ص 82- 83 ، تهران 1347 ش.

8- نقل به تلخیص از معماری اسلامی ایران در دورهء ایلخانان، تاًلیف ویلبر، ترجمهء دکتر عبدالله فریار، ص 161 ، تهران 1346 ش. ویلبر می نویسد:« ممکن است این درگاهها همه در دیوار چپ در جلو، یعنی انتهای باز ایوان قرار داشته اند.»

9- مقالهء تبریز، مندرج در مجلهء معلم امروز، شمارهء 5 ، تبریز 1335 ش.

10- سفر نامهء شاردن، ج2 ، ص 404 ، تهران 1335 ش.

11- ص 107، چاپ تهران 1323 ه.  ق.

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

سه شنبه 8 شهریور 1390  8:42 PM
تشکرات از این پست
sukhteh
sukhteh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 7880
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:ارك تبریز(1)

ارك تبریز(2)

ارك تبریز(2)

ویرانه های جامع علیشاه را دو تن نویسنده به طور دقیق تعریف نموده اند، یکی مرتضی میرزا پسر عم مولًف تاریخ وجغرافی دارالسلطنهء تبریز که درسال 1298 ه. ق ، ار آن جا دیدن کرده و چنین نوشته:« این بنا گویا محراب بوده و خود مسجد مسقف نبوده است و عبارت بوده از چهار دیوار و در انتهای آن این بنا، طول این مسجد از در اولی الی طاق یکصد و هشتاد و پنج قدم است و خود طاق را مربع گونه با گچ و آجر بالا برده اند که طول هر یک از اضلاع چهارگانهء آن نود قدم است،جلو دهنهء این طاق محرابی سی و هشت قدم و ارتفاع این طاق از سطح  محراب تا قلهء طاق بیست و چهار ذرع تبریز است و شصت و نه پله که ارتفاع هر پله قریب نبم ذرع است تا کلهء طاق، در کلهء طاق به قدر یک ذزع و نیم غلام گردش ساخته شده است و دور این غلام گردش، نود و هفت قدم است و در انتهای این غلام گردش، رو به مغرب بالاخانه ای ساخته اند به طول شش ذرع چیزی کم، که مویدالدولهء مرحوم تعمیر کاری و ارسی به کار گذارده است و دیوار اصلی اطراف مسجد بکلی خراب و نابود شده است. این دیوار که از گچ و آجر بنا شده تازه است ، به قدر ده پانزده ذرع از دیوار قدیم این بنا، طرف دست راست در اولی مسجد که باقی مانده  است و پشت آن دیوار خانه ساخته اند و یک طرف دیوار خانه را همین دیوار خراب قرار داده اند باقی و نمایان است.تقریباً هشت و نه ذرع ارتفاع و چهار ذرع عرض دارد و دور این دیوار را با آجرهای تراش و کاشیهای الوان ممتاز کاشیکاری نموده اند و همهء دیوار اطراف این بنا در اصل همین طور دو رویه کاشی بری بوده است و از این باقی ماندهء دیوار معلوم می شود که چه صنعت و هنری در کلیهء این دیوار و تکلفات به کار  رفته بود.

ارك تبریز(2)

خاک و اغلب آجرهای این دیوار مثل آرد نخود، زرد رنگ است و این دیوار را به قسمتی محکم ساخته اند که حال اگر انسان بخواهد به قدر بادامی، از این آجرها و گچ یا گلی که با آن کار نموده اند، بکند به اشکال بر خواهد خورد، بنای خود طاق نیز در محکمی بالا ندارد، در هیچ جای این طاق کاشی به کار نبرده اند، پاره ای جاهای دیوار این طاق را محراب گونه ساخته و با گچ سفید کاری نموده اند، الآن هم نمونه ای ازآن گچ کاری دیوار باقی است و در این چند سال که با عدم حفاظ از باد و باران و غیره نریخته است به عقیدهء این حقیر یا معدن گچی که در این بنا ها به کار رفته است بکلی تمام و گمنام شده و یا اجزاء خارجی در آن داخل می نموده اند که گچ را تا این پایه دوام و استحکام داده که رطوبت برف و باران را اثری در آن نمی باشد(12).»دیگری دونالدن. ویلبر(13) مولًف کتاب معماری اسلامی ایران در دورهء ایلخانان است، که علاوه بر توصیف دقیق باقیماندهء بنا، نقشهء جالبی نیز برای مقطع افقی یا کف بنا ترسیم کرده است، وی دو بار از این بنا دیدن نموده یکبار در شهریور ماه 1317 و دیگر بار د ر تیر ماه 1319، یعنی تقریباً بازدید ویلبر از مسجد علیشاه قریب شصت سال بعد از بازدید مرتضی میرزای قاجار به عمل آمده است.اینک ملخص تعریف وی:« ...... در این نقشه سعی شده که طرح اصلی بنا و ساختمانهای مجاور آن نشان داده شود. البته باید در نظر داشت که در این نقشه دو ناحیهء هاشور خورده بر اساس مطالب منابع تاریخی کشیده شده است.دو ناحیهء هاشور خورده عبارتند از بقایای موجود بنای اصلی و بقایای موجود تجدید ساختمان اولیه.

ارك تبریز(2)

اکنون این دستگاه ساختمانی را می توان به دقت مورد بررسی قرار داد.اول در نقشهء خود بنای عظیم، ناحیه ای که دوبار قلم زده شده بدون شک قسمتی از ساختمان اصلی ایوان بوده است.دهنه های دو طرف محراب سر در نبوده ، بلکه پنجره هایی بوده است که برای دخول نور به درون بنا ساخته شده و آستانهء آنها از سطح زمین در خارج چندین مترارتفاع داشته است.بررسی دقیق محراب نشان می دهد که در ساختمان آن مهارت و استادی زیادی به کار رفته و ضمن پیشرفت کار تغییرات عمده ای در نقشهء آن داده شده است، از جمله روکش نهایی چند آجر روی کالبد ساختمانی می باشد.در بالای راًس محراب، سه طاق برجسته داخل دیوار ساخته شده، هره ها و پیش آمدگیهای دیوار به وسیلهء تیر چوبی نگاهداشته می شد و مقطع روکش در دو طرف محراب مساوی و یکسان نیست.

ناحیهء قلم زده شده در دیوارهای جناحی راست و چپ با سطح تمام شدهء جرز در پایان می یابد و خطوط آغاز قسمت علیای بنا نشان می دهد که دهنه های طاقدار بسیار بلند در این نقاط ساخته شده بوده است، ناحیه ای  که یک رج قلم زدگی دارد و در سمت راست ایوان است، کوششی است برای پر کردن شکل نقشهء اصلی ایوان.ناحیهء قلم زده شدهء سمت چپ ایوان ظاهراً در تاریخ بعد تری ساخته شده است، زیرا مجاور و متصل به جرز سر در بنا گردیده است.

ارك تبریز(2)

درست است که قسمت بالای دیوار در زمانهای اخیر ساخته شده، ولی از طرف دیگر کنارهء دهنه های صفحهء شرقی( چپ) این دیوار تزئیناتی دارد که مخصوص گچ کاری قرن چهاردهم میلادی است.قبل از دقت درجزئیات این دیوار باید خاطر نشان کرد و توضیح داد که چرا ساختمان تقریباً معاصر با ایوان اصلی در این محل پیدا  شود.منطقی و طبیعی است تصور شود که ایوان در اصل دارای سقف به شکل استوانی متقاطع بوده است، در تصویری که شاردن جهانگرد معروف کشیده، جزئیات ایوان  به قدری خوب نشان داده شده است که می توان به خوبی دید که در آن زمان کلیهء دیوار عقب، که طاق در مقابل آن ساخته شده بود و همچنین قسمتی از خود طاق متقاطع سر جای خود وجود داشته است.بدین ترتیب احتمال می رود که کمی بعد از آنکه طاق ساخته شد قسمتی از آن – ولی نه همهء آن- سقوط کرده. دیوارهای کناری و طاقهای سر درها یا لااقل یکی از آنها، در اثر سقوط طاق یا سستی بنا آسیب دید. تعمیراتی که در آن زمان به عمل آمد، شامل تجدید بنای سمت چپ و پر کردن دهنهء سر در می باشد.کناره های دهنهء سمت شرقی این دیوار ارتباط نزدیکی با ساختمان زاویه و خانقاه واقع در همان ناحیه داشت.آثار خطوط اتصالی طاق با گنبد باقیمانده و نغولهای گچی تزئین شده در دهنهء جدید ایوان قرار داشت این دهنه بعداً مسدود گردید، ولی در نقشه جای آن با خطوط نقطه دار معین شده است.

ارك تبریز(2)

در پایان این شرح مختصر نقشهء ایوان، دو نکته باید خاطر نشان شود- اول آنکه انتهای تمام شدهء سمت شرقی ایوان باقی نمانده است وساختمان قدیمیتر و در خط منقوطی که در چهار متری جنوب انتهای تعمیرشدهء دیوار نشان داده شده پایان می یابد، ولی تصور می رود که این قسمت موجود در همان نقطه ای قرار دارد که دیوار اصلی پایان می یافت- دوم آنکه از سمت غربی ایوان در شمال جرز سر در، اثری نمانده بجز انبوه آجرهایی که در این خط دیوار افتاده است.بر سطوح دیوارهای آجری داخلی سوراخهای چوب بست در فواصل منظم دیده می شود.سوراخهای دیگربر سطح دیوار وجود دارد، ولی تعداد آنها به اندازه ای نیست که بتوان آنها را نقاط اتصال سفال یا پوشش دیگری محسوب داشت.ایوان تا بالای کف اصلی از خاک خرابه پر شده، به طوری که اثری از ازاره دیده نمی شود، ملی احتمال می رود که ازارهء طاق از سنگ تراش یا مرمر بوده است.

غیر از ایوان که شرح داده شد هیچ قسمت دیگری از مسجد باقی نمانده است- در تهیهء نقشهء ناحیهء صحن، چوبی که در نوشته های سیاحان بدان اشاره شده در خارج دیوار دورادور قرار داده شده و به عنوان راه آبی تصور شده که از رودخانه ای در نیم کیلو متری شمال بنا منشعب می شود.طاقنماهای دور صحن ساده نشان داده شده، گر چه در حقیقت هر دهنه ای ممکن بود یک یا دو ستون داشته باشد، طرح مدخل اصلی و مدخلهای کناری کاملاً فرضی و احتمالی است و همچنین ممکن است که در وسط دیوار های جانبی ایوانهای بزرگ وجود داشته است.

ارك تبریز(2)

جهانگردان اشاره ای  به وجود مناره یا مناره هایی در کنار این مسجد کرده اند، احتمال نمیرود که از بر آمدگی نیم دایره ای پشت محراب ایوان منارهء بلند سر بر آورده باشد.اگر بستر آجرهای طاق بزرگ متمایل به دیوار عقب ایوان بود امتداد عمودی این برآمدگی برای نگهداری و پشتیبانی طاق به کار می رفت.شاردن و دیگران ذکری از وجود سه در برای این مسجد کرده اند، ممکن است این هر سه، در جانب دیوار چپ یعنی انتهای باز ایوان بوده اند و ممکن است در مدخل اصلی صحن و یا اینکه جداگانه در سه سمت صحن قرار داشته اند.تصویر شاردن نشان می دهد که جلوی ایوان، دیوارحاجبی وجود داشته، ولی این دیوار ممکن است در دورهء بعد اضافه شده زیرا وجود چنین دیواری کاملاً بر خلاف نمونه های شناخته شده و سبک معماری و میراث مربوط به این نوع است. احتمال بیشتر آن است که سه درگاه در چنان مدخل عظیم ایوان، قرار داشته اند و درگاه مرکزی فقط در مواقع معین باز می شده.دهنهء این بنا از دهنهء ایوان مدائن بزرگتر وطاق آ ن از گنبد کلیساهای اروپا بلندتر بوده است.وجود این بنا سه نکته را به خوبی روشن می کند، ترقی فوق العادهء علم و هنر و معماری را در ایران آن روز، مهارت سازندگان آن بنا و تغییراتی را که به خاطر ایجاد این بنا در شیوهء معمول معماری به عمل آمده است(14).»

خلاصه از مطالب مزبور چنین مستفاد می شود که این بنا در زمان علیشاه مسجد جامع و مزین به کاشی و ازارهء سنگی و ستون مرمری و کتیبه و گچبری بوده، بعدها رو به ویرانی نهاده و متروک شده، در دوران قاجاریه صحن و محل زاویه و مدرسهء علیشاه مبدل به انبار غلات و مخزن  مهمات قشون گردیده و حصاری دور آن کشیده شده و نام ارک یافته و بارها هدف گلولهء توپ مهاجمان قرار گرفته و آسیب بیشتر به دیوارهای آن وارد آمده است، در بلواهای تبریز و انقلاب مشروطیت هم بنا های اطراف آن، مخزن مهمات دولتی بوده و خود آن یکی از سنگرهای مسلط بر شهر محسوب میشده که به دست مشروطه خواهان افتاده و باعث تقویت آنان گردیده است.در حوادث بعد نیز چند بار شهر تبریز از فراز آن گلوله باران شده و در اوایل حکومت رضاشاه صحن آن به صورت گردشگاه عمومی در آمده و نام « باغ ملی» یافته است(15).

ارك تبریز(2)

تاج الدین علیشاه جیلان تبریزی در اصل دلال جواهر و احجار کریمه بود، فضل و سوادی نداشت، مردی قابل و زرنگ و کارآمد بود ، در ضمن معاملات بازرگانی خود با غالب عیان و امرا رفت و آمد و آشنایی پیدا کرد و به همین وسیله درپیشگاه سلطان نیز خود را شناساند و مورد توجه خدا بنده قرار گرفت، نفوذ یافتن تاج الدین علیشاه در دربار اولجایتو باعث وحشت سعدالدین شد و او به همین نظر در صدد برآمد که علیشاه را از خدمت اولجایتو دور کند و به این قصد روانهء بغدادش کرد تا کارخانه های مخصوص نساجی آن شهر را اداره کند.علیشاه به بغداد رفت و به زودی امور کارخانجات آنجا را به خوبی مرتب نمود و پارچه های نفیس و گرانبهایی تهیه کرد که پیش از او هیچکس مانند آنها درست نکرده بود و چون سلطان به این شهر آمد مقداری هدایا و تحفی که خود در این کارخانه ها فراهم ساخته بود به او تقدیم داشت که اسباب حیرت سلطان شد و از این تاریخ توجه اولجایتو( محمد خدا بنده) به علیشاه فزونی گرفت.مصاحب اردو شد، چون به سلطانیه رسیدند، علیشاه در آن شهر به خرج خود ابنیه و بازار زیبائی ساخت ، اولجایتو از این عمل علیشاه بیشتر خرسند گردید و او را زیادتر مورد نوازش قرار داد.خواجه سعدالدین از این کارها بسیار دلتنگ می شد، اما خواجه رشیدالدین احترام او را همچنان رعایت می کرد تا اولجایتو به سعایت علیشاه و نزدیکان خواجه رشیدالدین ، خواجه سعدالدین و همدستان او را به سال 711 ه. ق ، در قریهء محول یک فرسخی بغداد به قتل رسانید و از همان تاریخ علیشاه را شریک وزارت خواجه رشیدالدین قرار داد.علیشاه نخست عهده دار امور مالی و تدارکات بود، بدین وظیفه قانع نشد، اولجایتو کشورهای زیر فرمان خود را دو قسمت کرد، وزارت یک قسمت را به عهدهء علیشاه واگذاشت و دیگری را به عهدهء رشیدالدین ، باز علیشاه قناعت نکرد تا قرار شد هر دو مشترکاً  کارها را اداره کنند، در 28 رمضان 716 اولجایتو در گذشت.کار شکنی های علیشاه شدت گرفت تا در 17 جمادی الاولای سال 717 خواجه رشیدالدین فضل الله و فرزند شانزده سالهء وی عزالدین ابراهیم را به فرمان سلطان ابو سعید به قتل رسانیدند و از آن تاریخ به بعد شش سال تمام تاج الدین علیشاه فرمانروای واقعی سرزمینهای زیر فرمان ایلخان بزرگ شد و در جمادی الا خرای سال 724 ه. ق ، دراوجان، جان به جان آفرین تسلیم نمود، جسد او را به تبریز آوردند و در جوار مسجدی که خود ساخته بود به خاک سپردند.( مستفاد از ص 318- 302 ، 327- 329 تاریخ مغول عباس اقبال آشتیانی، تهران 1341 ش، ص 192، 193، 207 ، 208 ج 3 ، حبیب السیر ، تهران 1333 ش .)

 

پی نوشت:

12- نقل به تلخیص و تغییر چند عبارت از ص 106، موًیدالدوله طهماسب میرزا سال 5- 1284 ه.ق، در آذربایجان سمت پیشکاری و امارت داشت و دو سال و چند ماه با قدرت تمام فرمانروائی کرد، سپس به تهران احضار شد.

Donald N. W ilber-13

14- نقل به تلخیص و تغییر چند عبارت از ص 159- 161 .                                     

15- نقل از آثار و ابئنیه تاریخی شهر ستان تبریز کارنگ ص 23 تبریز 1347  ش .

 

اللّهمّ عرّفنی نفسک فانّک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهمّ عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجّتک

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح / ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت

سه شنبه 8 شهریور 1390  8:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها