چون سبوی تشنه
از تهی سرشار،
جویبار لحظه ها جاریست.
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،
دوستان و دشمنان را می شناسم من.
مرگ را دشمن.
وای، اما، با که باید گفت این؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاریست.
"مهدی اخوان ثالث"
جمعه 25 تیر 1389 10:14 PM
تشکرات از این پست