بسياري از ما جوانان اينترنت را به عنوان راهي براي فرار از واقعيات يا به عنوان راهي براي برقراري ارتباط با ديگران بدون نگراني درباره پيامدهاي اجتماعي آن انتخاب مي كنيم.
ناگفته هاي بسياري درباره گرايش اينترنتي منتشر شده است. بسياري از محققان مطالبي در خصوص رابطه ميان گرايش اينترنتي و مشكلات اجتماعي از قبيل اضطراب و افسردگي منتشر كرده اند. اما يافتن رابطه ميان خجالت و گرايش شديد اينترنتي مشكل است.
از ميان مطالعات منتشره، بسياري از آنها به بررسي مشكلات اينترنتي مرتبط با دانشجويان دانشكده پرداخته اند. از ميان سطوح مختلف آموزشي، دانش آموزان گروه بسيار متفاوتي محسوب مي شوند، زيرا آنها در مرحله بسيار خجالتي قرار داشته و در حال رشد ذهني و اجتماعي هستند. استفاده از اينترنت الزام سني ندارد و بسياري از نوجوانان در دسترسي به آن محدوديتي ندارند.
اين نوجوانان در معرض تغييرات متعددي هستند كه هم فيزيكي و هم عاطفي است و عموماً در دوره بسيار خجالتي قرار داشته اند بويژه هنگامي كه آنان مي خواهند با سايران ارتباط برقرار كنند. لذا اين خجالتي بودن عاملي است كه نوجوانان را مستعد كمرويي و زمينه را براي اعتياد آنان به اينترنت فراهم مي كند.
در تلاش براي يافتن رابطه ميان خجالتي بودن و گرايش شديد به اينترنت، با استفاده از روش پيمايشي در مدارس دوره متوسط كشور هنگ كنگ پژوهشي اجرا شد. پس از آن كه پرسش نامه ها تحليل و مشخص شد كه در مدارس دوره راهنمايي رابطه مهمي ميان كمرويي و اعتياد به اينترنت وجود دارد طوري كه دانش آموزاني كه كمروتر بودند بيشتر به اينترنت معتاد بودند. اين وضع براي دانش آموزان مدارس متوسط وجود نداشت. هرچند درباره اين دسته از دانش آموزان نيز به نظر مي رسد كه ميان ميزان زماني كه آنها به اينترنت مي پردازند و اعتياد آنان به اينترنت رابطه وجود دارد.
براي بررسي اين سؤال كه آيا خجالتي بودن بر استفاده زياد از اينترنت تأثيرگذار است بايد در ابتدا مشخص شود كه منظور از اعتياد به اينترنت چيست و چگونه مي توان اعتياد به اينترنت و كمرويي را ارزيابي كرد. دكتر وارتون اديبو از دانشگاه استكهلم تعريف خوبي درباره اين مسئله داده است كه در اكثر تحقيقات از آن استفاده شده است.
كمرويي مي تواند به عنوان رفتار و ارتباط با مشكل در موقعيت هاي اجتماعي تعريف شود. كمرويي يك ويژگي است كه تقريباً در 40 درصد از افراد ديده مي شود. احتمالاً زنان بيشتر تجربه كمرويي داشته اند. برخي پژوهشگران درصدد اين هستند تا كمرويي را به عنوان مشخصه هاي يك شخصيت خاص كه مي تواند منجر به طيفي از مشكلات اجتماعي شود بيان كنند.
درباره ميزان زماني كه افراد با رايانه كار مي كنند مشكل وجود دارد. يوهانسون و همكارانش نيز عنوان كرده اند تمام مطالعاتي كه در اين باره در فنلاند انجام شده نشان مي دهد اعتياد به اينترنت در 15 تا 20 درصد از آنهايي كه مورد مطالعه قرار گرفته اند شايع است. هر دو تحقيق فوق الزامات اينترنتي را مورد بحث قرار مي دهند اما درباره اين كه آيا كمرويي مي تواند به عنوان عاملي كمكي در گرايش به اعتياد اينترنتي مطرح باشد سخني به ميان نمي آوردند. اگرچه مطالعه اي توسط گالوتاني و كاذلي انجام گرفته كه در آن كمرويي و اضطراب به عنوان الگوهاي پيش بيني كننده براي استفاده از اينترنت مورد بحث قرار گرفته اند.
اگرچه اين تحقيقات نتوانست نتيجه گيري كند كه خجالتي بودن يك عامل كمكي به گرايش به اينترنت است، اما آنها به نتايج جالبي دست يافتند. آنها دريافتند نوجوانان كمرو و مضطرب بيشتر از كساني كه اين قبيل مشكلات اجتماعي را ندارند از اينترنت استفاده نمي كنند، اما آنها توانستند پيش بيني كنند كه چه اشخاصي با توجه به زماني كه به اينترنت اختصاص مي دهند مي توانند از سايران جدا بمانند.
علاوه بر اين آنها پيش بيني كردند افزايش محبوبيت اينترنت و امكانات ارتباطي آن و استفاده هاي خارج از اينترنت مي تواند براي آنهايي كه مشكلاتي با جنبه هاي خارج از اينترنت دارند زيان آور بوده و بويژه موجب انزواي اجتماعي آنهايي شود كه از سطح كمرويي بالايي برخوردارند. همان طور كه گرايش به اينترنت زيادتر مي شود، به منزوي شدن و رفتار نابجا از نظر اجتماعي بيشتر كمك خواهد كرد.