چشمي كه داشت تازگي از شبنم نگاه
در انتظار با گذر لحظه شد عجين
پر شد تمام ظرف زمان بي حضور تو
پس كي ظهور مي كني اي منجي زمين
¤¤¤¤
ميهمان جمعه
يكي از جمعه ها جان خواهد آمد
به درد عشق، درمان خواهد آمد
غبار از خانه هاي دل بگيريد
كه بر اين خانه مهمان خواهد آمد
¤¤¤
آرزو
همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي
به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم
همه جا به هر زباني بود از تو گفت وگويي
¤¤¤
سه شنبه
تقصير من است اين كه، كم مي آيي
هرگاه شدم اسير غم مي آيي
اين جمعه و جمعه هاي ديگر حرف است
آدم بشوم، سه شنبه هم مي آيي
¤¤¤
نشانه
گفتم كه روي خوبت از ما چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابي ور نه رخم عيان است
گفتم كه از كه پرسم جانا نشان رويت؟
گفتا نشان چه پرسي؟ آن كوي بي نشان است
¤¤¤
مژده
مژدي آمدنت قيمت جان مي ارزد
تاري از موي تو آقا به جهان مي ارزد
¤¤¤
زخم احساس
اين آخرين ستاره بخت است در زمين
آقاي سبزپوش بهاري بيا ببين
مرهم نمانده است و مداوا نمي شود
احساسهاي زخمي و دلهاي آهنين
¤¤¤
ناز غزل
كدام گوشه دنيا نهفته روي چو ماهت
بگو من از كه بپرسم نشان يوسف چاهت
چقدر ناز غزل را كشيده ام كه سرآيد
تمام سوز دلم را ز دور دست نگاهت