مهري جهانگيري
پنهان شبيه سايه در اين خانه زيستند
معلوممان نشد كه كجايند و كيستند
باران در اين ديار تبسم نكرده است
نيلوفران تشنه به اميد چيستند
ديگر نگاه پنجره در انتظار كيست؟
پروانه ها مسافر اين كوچه نيستند
از گونه هاي تشنه شبي كوچ كرده اند
در خشكسال عاطفه نم نم گريستند
جنگل به احترام گلي قد كشيده است
از آبها بخواه كه برپا بايستند