اگر ميخواهيد ارتباط مناسبي با فرزندان جوانتان داشته باشيد، اولين گام كاستن از اين فاصله ذهني است. براي كم كردن اين فاصله نيز، بهترين راه گفتوگوي بيواسطه با فرزندتان است، اما توجه داشته باشيد كه هر گفتوگويي قابليت حل مشكل و رساندن طرفين گفتوگو به مفاهمه را نخواهد داشت.
اگر با اين تصور وارد گفتوگو شويد كه فرزند شما مسائل را نميفهمد يا عقل كاملي ندارد، به نتيجه نخواهيد رسيد. چنانچه فكر ميكنيد فرزندتان در اشتباه است، بكوشيد با استدلال منطقي او را قانع و مجاب كنيد كه در اشتباه است.
گفتوگويي ميتواند مشكلات شما را با فرزندان كاهش دهد كه در شرايط عادلانه شكل بگيرد. فرزندتان به گفتوگويي كه شما در آن بخواهيد خواسته يا سليقهتان را به او تحميل كنيد، تن نخواهد داد.
اين را باور كنيد كه فرزند جوانتان، متفاوت از شماست. شايد سليقه او در بسياري از موارد با شما منافات داشته باشد. يكي از پيششرطهاي مهم شكلگيري گفتوگوي ثمربخش ميان شما و فرزندتان، پذيرش اين تفاوتهاست. انتظار نداشته باشيد او كاملا مثل شما بينديشد و عمل كند. در عوض از او بخواهيد براي اعمال و رفتارش دليل منطقي ارائه كند و از آنچه فكر ميكند درست است، دفاع كند.
اگر گفتههاي او را منطقي يافتيد، سعي كنيد بدون مقاومت بيدليل دلايل او را بپذيريد و اگر نه، استدلالهاي منطقي خودتان را ارائه كنيد و بكوشيد او را مجاب كنيد.
رسيدن فرزندان به سن بلوغ، آغاز بروز تضاد و مشاجره ميان والدين و فرزندان در بسياري از خانوادههاست. در اين سنين تغييرات قابل توجهي در رفتار و انديشه فرزندان شكل ميگيرد. آنها در ذهن خود، يك نظام ارزشي جداگانه تعريف ميكنند كه ممكن است شيوه تفكر و عمل والدين را به چالش بكشد. با خود فكر كنيد كه «آيا به اندازه كافي به حرفهاي او گوش ميدهيد؟»، «آيا به او اجازه ميدهيد تا نظرهاي مثبت خودش را در مسائل مختلف اعمال كند؟»