0

بحران دموكراسي در اروپا

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

بحران دموكراسي در اروپا

فساد، استثمار، نژادپرستي و دريك كلام ظلم، چه مزين با نام فريبنده اي چون دموكراسي باشد چه نباشد، تنها يك نتيجه به دنبال دارد: سقوط. فرق نمي كند، ظلم در اروپا واقع شود يا در آسيا يا آفريقا.
ظلمي كه ديروز درتونس و مصر به سقوط بن علي و حسني مبارك منجر شد، مسلما فردا در اروپا و آمريكا هم اين وضعيت تكرار خواهد شد. مگر «محمد البو عزيزي» جوان 26ساله تونسي كه از ظلم و بي عدالتي رنج مي برد،دودمان «بن علي» را به باد نداد؟ مگر خون «مارك دوگان» سياه پوست 29 ساله انگليسي، زنگ خطر را براي انگليس و كل اروپا به صدا در نياورده است؟ نه البو عزيزي و نه دوگان حتي تصور اين را هم نمي كردند كه با كشته شدنشان موجي از خشم عليه ديكتاتوري ها به پا كنند. اين دو تنها جرقه هايي بودند براي وقوع انفجار، انفجاري كه ممكن است اين بار دودمان غرب را به باد دهد.
واقعيت اين است كه بسياري از مدعيان دموكراسي، حقوق بشر و سازمان هاي بين المللي خود ساخته را ابزاري براي فريب و منفعت طلبي خود كرده اند، غافل از اين كه مردم هميشه فريب نخواهند خورد.
حوادث انگليس بار ديگر نشان داد، گاهي فقط يك جرقه كافي است تا آنچه استعمارگران طي ساليان سال بافته اند رشته شود.
دراين مقاله به اختصار آنچه در انگليس گذشت، مورد بررسي قرار گرفته است.
سرويس خارجي كيهان
پنجشنبه چهارم اوت سال 2011،خبري از منطقه فقيرنشين شمال لندن منتشر شد كه ابتدا توجه خاصي را جلب نكرد؛ چرا كه اين روزها انتشار اين گونه خبرها درجامعه غرب تبديل به امري متداول شده است. خبرهايي كه تقريبا همه روزه در بخش حوادث رسانه هاي غربي به وفور مي توان يافت.
خبراين بود :«مارك دوگان، گانگستر 29ساله انگليسي پس از درگيري مسلحانه با پليس اسكاتلند يارد كشته شد.»
بسياري از رسانه هاي انگليس نيز طوري اين خبر را منتشر كردند كه خواننده با تحسين اقدام «شجاعانه» پليس، پس ازچند روز مثل خيلي خبرهاي ديگر آن را فراموش كند.
اما با انتشار ابعاد تازه اي از حادثه، مانند سياهپوست بودن و يا پدر چهار فرزند بودن مقتول، حساسيت ها به خصوص درجامعه فقير و سياهپوست انگليس برانگيخته شد؛طوري كه پليس مجبور شد براي پاسخ به افكار عمومي و انتقادها، توضيحات بيشتري ارائه كند. پليس ادعا مي كرد، «دوگان» هنگامي كه سوار بر تاكسي بود، نه تنها به فرمان ايست پليس توجهي نكرده بلكه به سمت آنها شليك هم كرده است؛ بنابر اين نيروهاي پليس مجبور به شليك و كشتن وي با دو گلوله شده اند.
پليس گلوله اصابت كرده به بي سيم يكي از ماموران حاضر در صحنه را سند اصلي ادعاي خود دانسته و بر روي آن همواره تاكيد مي كرد. اما نتايج آزمايشهاي اوليه نشان داد، حادثه به شكلي كه پليس اسكاتلند يارد تشريح كرده، نيست؛ در واقع گلوله هاي شليك شده از اسلحه پليس خارج شده و قرباني در هنگام حادثه اصلا فرصت صحبت كردن هم نداشته است، چه رسد به آتش گشودن به سمت پليس. اينجا بود كه حساسيت ها از جامعه سياهپوست و فقير به اكثريت قشر متوسط به پايين انگليس سرايت كرد.
شنبه شب (ششم اوت 2011)، گروهي از اعضاي خانواده و دوستان «دوگان» مقابل ساختمان پليس «تاتنهام» تجمع اعتراض آميز برگزار كردند. پليس با بي توجهي، به جمعيت چند صد نفره سياهپوستان كه مقابل ساختمان شعار مي دادند، تنها به نظاره نشست. همين بي توجهي كافي بود تا معترضاني كه «دوگان» را قرباني نژادپرستي پليس انگليس مي دانستند، به خشم آمده به سمت پليس سنگ و بطري پرتاب كنند. پليس نيز سعي كرد با سركوب تجمع چند صد نفره، اين اعتراض را كه سال هاست در اعماق جامعه فقير انگليس ريشه دوانده و فرصت بروز نيافته بود، در نطفه خفه كند.
بنا به اعلام رسانه هاي انگليس، در كمتر از هفت ساعت، ناآرامي ها مناطق وسيعي از شمال لندن را فرا گرفت. پليس و مقامات دولتي انگليس كه متوجه اوضاع غيرعادي پايتخت شده بودند، اين بار با نيروهاي امنيتي بيشتر اشتباه چند ساعت پيش خود را تكرار و تصميم به سركوب معترضان به هر قيمت ممكن كردند تا مبادا اين بار ناآرامي ها به سرتاسر كشور سرايت كند.
كشته شدن يك جوان معترض به ضرب گلوله پليس و مجروح شدن صدها نفر ديگر، كافي بود تا ناآرامي ها به سرعت شمال، جنوب، شرق و غرب لندن را فرا بگيرد. به گواه تصاوير منتشره، جوانان سفيدپوست نيز در كنار سياه پوستان وارد ميدان شده و اين بار نه فقط عليه سياست هاي نژادپرستانه بريتانيا، بلكه عليه فقر، بيكاري، جنگ، و... اقدام كنند.
به گفته «ديويد كامرون» نخست وزير و ديگر مقامات دولتي انگليس، عملكرد ضعيف پليس در مهار ناآرامي ها، علت گسترش سريع ناآرامي ها به سرتاسر پايتخت بود؛ لذا اتهام زني بين مقامات پليس و دولتي آغاز شد و طرفين شروع به متهم كردن يكديگر كردند.
در اين ميان برخي فرماندهان پليس نيز اذعان كردند، سرعت تحولات به حدي بالا بود كه آنها را كاملا غافلگير كرده و ابتكار عمل را از آنها گرفت. به عبارتي كنترل اوضاع كاملا از دست پليس خارج شد.
در اين باره شبكه خبري الجزيره نوشت: «به اذعان مقامات پليس انگليس، سرعت تحولات اين كشور به قدري بالاست كه حتي رسانه ها نيز قادر به پوشش لحظه به لحظه اخبار نبوده و همواره چند ساعت از رويدادها عقب مي مانند.»
نيمه كاره رها كردن تعطيلات و برگزاري جلسه اضطراري، به خوبي گوياي وخامت اوضاع و نگراني به حق نخست وزير انگليس بود. احتمال سرايت ناآرامي ها به سرتاسر كشور تبديل به كابوس تازه دولت ائتلافي انگليس شده بود.
رسانه هاي انگليس نيز وارد ميدان شده با انتشار تصاوير دوربين هاي مداربسته فروشگاه ها و خيابان ها، معترضان را گروهي اوباش، دزد و مهاجر معرفي كردند. اين تصاوير به طور شبانه روزي منتشر مي شد طوري كه مردم با مشاهده آنها فراموش مي كردند كه هميشه اقليت فرصت طلبي وجود دارد تا از آب گل آلود ماهي بگيرند. در واقع گروه اقليت اوباش و دولت انگليس همزمان در حال ماهي گيري از آب گل آلود بودند.
در جريان برگزاري نشست اضطراري مجلس عوام انگليس و احضار نخست وزير براي اداي توضيحات بود كه هماهنگي رسانه ها با مقامات رو شد. «كامرون» دقيقا همان اظهاراتي را بيان كرد كه رسانه هاي اين كشور در برخورد با معترضان برگزيده بودند. «دزد، اوباش، وطن فروش، جنايتكار، بي تربيت و بي فرهنگ و...» از جمله القاب و صفاتي بود كه كامرون با چاشني خشم، نفرت، تهديد و كمي ترس، معترضان را خطاب كرد و هشدار داد، با اشد مجازات با آنها برخورد خواهد كرد.
اما اين تهديدات افاقه نكرد چرا كه وقتي «كامرون» سرگرم تهديد معترضان بود، ناآرامي ها علاوه بر لندن، شهرهاي بريستول، بيرمنگام، منچستر، ناتينگهام، وست ميدلز را هم فرا گرفته بود.
صدها خودرو، اتوبوس، فروشگاه، بانك، ساختمان دولتي، مسكوني و باستاني در آتش خشم مردم سوخت و به اذعان بسياري از تحليل گران انگليسي و غربي، «انگليس همچون سومالي و افغانستان تبديل به كشوري جنگ زده شد.»
افزايش شمار نيروهاي پليس از 6000 به 16 هزار نفر، صدور فرمان شليك گلوله هاي پلاستيكي، استفاده از خودروهاي آب پاش، سگ هاي آموزش ديده و حتي مزدوران ايرلندي، كاهش سرعت و گاهي قطع شبكه هاي اجتماعي، جست وجوي خانه به خانه، نصب بيلبوردها و مانيتورهاي بزرگ در سطح شهرها و انتشار تصاوير معترضان براي شناسايي، تهديد به استفاده از ارتش، و... در كنار شانتاژ گسترده خبري رسانه هاي مستقل! از جمله اقداماتي بود كه در دستور كار قرار گرفت تا به قيمت از دست رفتن آبرو و دموكراسي نداشته، آتش خشمي را كه پس از سال ها با جرقه اي كوچك زبانه كشيده بود، به طور موقت هم كه شده خاموش كند.
در حال حاضر حضور شبانه روزي نيروهاي پليس در خيابان هاي شهرها و جست وجوي خانه به خانه براي بازداشت معترضان همچنان ادامه دارد و دادگاه هاي انگليس نيز با فعاليت شبانه روزي اقدام به محاكمه بازداشت شدگان مي كند.
آخرين گزارش ها حاكي است بيش از 4000نفر بازداشت شده اند كه تقريباً نيمي از آنها به پرداخت جزاي نقدي و زندان محكوم شده اند.
تا اين لحظه كشته شدن پنج معترض تأييد و شمار زيادي نيز مجروح و بستري شده اند.
اما استخدام «بيل براتون»، افسر 63ساله و بازنشسته پليس آمريكا به عنوان مشاور ويژه نخست وزير انگليس براي نجات انگليس از بحران امنيتي، به خوبي نشان مي دهد، لندن خود نيز به موقتي بودن آرامشي كه به مدد حضور هزاران پليس مسلح و سركوب عايدشان شده، آگاه است.
اين «ابر پليس»! كه گفته مي شود موفق به برقراري دو دهه آرامش در ناآرامي هاي مشابه چند دهه پيش آمريكا شده، با تأييد خبر همكاري خود با «كامرون» اعلام كرد: طي چند هفته آينده با سفر به انگليس به ديدار نخست وزير و ديگر مقامات بلندپايه اين كشور خواهد رفت تا تجربيات خود را در مهار شورش ها در اختيار آنها قرار دهد. وي «دستگيري شورشيان» را بخشي از روش مورد پسند خود براي مهار ناآرامي ها اعلام كرده است.
اروپا، در هراس
بحران اقتصادي، بيكاري، بي اعتمادي مردم به مسئولان، شكاف عميق بين قشر اقليت ثروتمند و اكثريت فقير، تبعيض، جنگ و... از جمله مسائلي است كه مدت هاست موضوع و دغدغه اصلي كشورهاي اروپايي است. مدت زمان زيادي از شورش هاي يونان و اسپانيا و تظاهرات ايرلند، فرانسه، پرتغال نمي گذرد. از جلسات اضطراري كشورهاي عضو منطقه يورو براي بررسي بحران حاكم بر كشورهاي اروپايي مثل ايتاليا نيز زمان چنداني نگذشته است. از بحران بدهي آمريكا و اختلافات نمايندگان كنگره اين كشور با باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا يا برنامه هاي دولت انگليس براي اجراي اصلاحات سنگين و گسترده اقتصادي- بخوانيد رياضت اقتصادي- براي جبران كسري بودجه يا حل برخي مشكلات اقتصادي نيز همه باخبريم.
درمورد اظهارات و هشدارهاي بسياري از نهادها و شخصيت هاي سياسي و اقتصادي همچون، ساركوزي، اوباما، مركل، كلينتون، جك استراو، چامسكي، فريد زكريا، صندوق بين المللي پول، اتحاديه اروپا درمورد جدي بودن بحران اقتصادي و احتمال فروپاشي منطقه يورو نيز بسيار نوشته و گفته شده است.
پيش بيني بسياري از شخصيت هاي مهم سياسي جهان از جمله آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي ايران درمورد سرايت بيداري ها به قلب اروپا را نيز از ياد نبرده ايم.دولت و پليس انگليس در واكنش به ناآرامي هاي اين كشور اعلام كردند كه اين حادثه غافلگيركننده و غيرمنتظره بود. حال سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا با كنار هم قرار دادن واقعيت هاي فوق، وقوع شورش در انگليس باز هم غيرمنتظره به نظر مي رسد؟
شبكه الجزيره هنگام پوشش خبر تظاهرات ضددولتي چند روز پيش مردم لندن كه در محكوميت تهديدها و سركوب معترضان به دست پليس انگليس برپا شد، به اين سؤال پاسخ داد:
«ناآرامي ها براي بسياري از مردم انگليس اصلاً غيرمنتظره نبود چراكه دولت به جاي صرف ميليون ها پوند براي مردم اين كشور، آن را صرف جنگ عراق، افغانستان و اكنون ليبي مي كند. انگليسي ها فرياد مي زنند، براي جلوگيري از تكرار ناآرامي هاي اخير، هزينه هاي جنگ خارجي را قطع و آن را صرف بهبود شرايط داخلي و اقتصاد انگليس كنيد.» اما چندي پيش هفته نامه آلماني اشپيگل نيز در تحليل اوضاع حاكم بر انگليس به نكاتي اشاره كرد كه نشان مي دهد، نه تنها انگليس بلكه بسياري از كشورهاي اروپايي به شدت نگران فوران آتشفشان خشم مردم خود هستند.
اشپيگل در تحليل خود نوشت: سرخوردگي نسل جوان و افزايش شكاف ميان فقير و غني در اروپا، مي تواند ناآرامي هاي اخير انگليس را به ديگر كشورهاي اروپايي منتقل كند. براساس اين گزارش، خشم، برآشفتگي و نااميدي اكنون در سرتاسر اروپا وجود دارد كه درصورت حل نشدن اين مشكل، هيچ بعيد نيست كه كانون بعدي شورش، ساير كشورهاي اروپايي باشد. «اشپيگل» با اعلام اينكه «سرخوردگي در ميان ملل اروپا از درصد بالايي برخوردار است» نسبت به عواقب اظهارات دولت «كامرون»، نخست وزير انگليس كه معترضان را «مشتي تبهكار» خوانده بود هشدار داد. اين مجله آلماني نوشت، همه واقعيت اين نيست كه تبهكاران و جنايتكاران در ناآرامي ها شركت داشتند بلكه بخشي از مشكلات به تقسيم بندي به وجود آمده ميان فقير و غني بازمي گردد كه روز به روز درحال افزايش است.
روزنامه آلماني «فرانكفورتر آلگماينه» نيز نسبت به سرايت ناآرامي هاي انگليس به ساير كشورهاي اروپايي ابراز نگراني كرد. اين روزنامه نوشت: هم اكنون بسياري از كشورهاي عضو اتحاديه اروپا از توسعه آنچه در انگليس گذشت واهمه دارند. به باور رسانه هاي آلماني، قاره اروپا احتمالاً پاييزي انفجاري را تجربه خواهد كرد؛ تجربه اي كه برخي كارشناسان نام آن را «بحران دموكراسي در اروپا» مي گذارند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 27 مرداد 1390  9:46 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها