0

نت‌هاي عاشقانه در بحبوحه جنگ

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

نت‌هاي عاشقانه در بحبوحه جنگ

نسخه چاپي ارسال به دوستان
نگاهي به رمان «عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهي»؛
نت‌هاي عاشقانه در بحبوحه جنگ

خبرگزاري فارس: رمان «عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهي» با دستمايه قرار دادن حوادث جنگ تحميلي در پس زمينه داستان، به زندگي و دلمشغولي شخصيت‌هايي مي پردازد كه در بحبوبه وقايع جنگ دنبال روياهاي نوجوانانه در پيرامون خود هستند.

جميشيد خانيان يكي از نويسندگان فعال در بخش داستان نوجوان است كه در سال‌هاي اخير با انتشار كتاب‌هاي متعدد در اين زمينه توانسته جايگاه خود در اين حوزه ادبي را تثبيت كند و جوايز گوناگوني را هم از جشنواره‌هاي مختلف ادبي به برخي از كتاب‌هاي خود اختصاص دهد. جديد‌ترين اثر اين نويسنده آباداني در حوزه داستان نوجوان، رمان «عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهي» است كه اخيراً در بازار كتاب ايران توزيع شده است.


از جمشيد خانيان تاكنون بيش از 30 اثر در حوزه ادبيات داستاني، ادبيات نمايشي، ادبيات كودك و نوجوان و نقد و پژوهش به چاپ رسيده و تعدادي از آثار وي به زبان‌هاي انگليسي، روسي و لهستاني ترجمه شده است. بسياري از كتاب‌هايش موفق به كسب جوايز معتبري شده‌اند كه از ميان آن‌ها مي‌توان به كتاب «قلب زيباي بابور» اشاره كرد كه برگزيده كتابخانه‌هاي مونيخ در سال 2005 شد و همچنين كتاب‌هاي «شبي كه جرواسك نخواند» و «طبقه هفتم غربي» از اين نويسنده برگزيده دو دوره شوراي كتاب كودك شده‌اند.



در كتاب جديد اين نويسنده (عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهي) هم مانند برخي از آثار قبلي اين نويسنده، وقايع داستان در فضاي جنوب كشور اتفاق مي‌افتد و شخصيت‌هاي نوجوان داستان خانيان از اهالي يكي از شهرهاي جنوبي كشور (اين بار خرمشهر) هستند كه ناخواسته درگير ماجراهاي جنگ مي‌شوند.


اين كتاب در 3 فصل يا «موومان» روايت شده و راوي آن دختر نوجواني به نام «سارا» است كه ماجراهاي اتفاق افتاده براي خود و اعضاي خانواده‌اش در زمان شروع جنگ تحميلي و روزهاي بعد از آن را تعريف مي‌كند.


پدر راوي تعميركار پيانو است و او علاقه زيادي به نواحتن اين ساز دارد. البته سارا با تشويق و حمايت‌هاي پدر كه همواره بهترين اساتيد در اين زمينه را به او معرفي مي‌كند، به پيشرفت‌هاي قابل توجهي در نواختن ساز پيانو دست مي‌يابد. پدر براي گذراندن يك دوره آموزشي به كشور آلمان سفر مي‌كند و در اين مقطع زماني حمله نيروهاي عراقي به خاك جمهوري اسلامي ايران آغاز مي‌شود. خانواده سارا به دليل سكونت در يك شهر مرزي (خرمشهر) كه در مسير نيروهاي اشغالگر است، مجبور به ترك خانه و كاشانه خود مي‌شوند و به دليل علاقه شديد سارا به ساز پيانو خود، اين وسيله را هم با خود مي‌برند. البته آن‌ها در غياب پدر و به همراه زن و شوهري كه با آن‌ها زندگي مي‌كنند با وانت از شهر خارج مي‌شوند اما در طول مسير، با پيرزن و پسر نوجواني برخورد مي‌كنند كه پاي پياده در حال گريز از شهر در آستانه سقوط هستند. مادر سارا از او مي‌خواهد با جا گذاشتن پيانو در بيايان، اجازه دهد پيرزن و پسر نوجوان هم با آن‌ها همسفر شوند. به رغم مخالفت سارا، اين اتفاق مي‌افتد و سر انجام آن‌ها در نقطه امني به نام آشيانه مستقر مي‌شوند. پسر نوجوان (يونس) در اين ميان رفتارهايي از خود بروز مي‌دهد كه براي سارا معماهاي تازه را مطرح مي‌كند و سرانجام با مرگ يونس اين معما‌ها شكل تازه‌اي به خود مي‌گيرد.



شكل روايي داستان به صورت دايره‌اي است؛ به گونه‌اي كه صحنه شروع داستان بخشي از پايان داستان محسوب مي‌شود كه دوبار (در ابتدا و انتهاي داستان) براي خواننده تكرار مي‌شود. «و او درست يك روز بعد از آمدن بابا، در حالي كه به نظر سالم و سرحال مي‌رسيد، مثل درختي كه ديگر قادر نباشد با ريشه خود از زمين آب و غذا بگيرد و با برگ‌هايش هوا را جذب كند، خيلي آرام و غيره منتظره مرد.» (ص 11)


راوي در ابتداي داستان موضوع مرگ يونس را مطرح مي‌كند اما در ادامه، داستان را از جايي ديگر شروع و رفته رفته در ‌‌نهايت به نحوه آشنايي خود با يونس و سرانجام مرگ او اشاره مي‌كند. به رغم عنوان كتاب و تاكيدي كه نويسنده روي شخصيت يونس در داستان دارد، اين شخصيت نقش پررنگي در حوادث داستان ندارد. داستان بيشتر سرگذشت سارا است كه در بحبوبه جنگ به رغم مخالفت خود، وسيله مورد علاقه‌اش (ساز پيانو) را از دست مي‌دهد و در طول داستان هم به واسطه راوي بودن اين شخصيت، بيشتر واگويه‌ها و دغدغه‌هاي ذهني و عملي او بيان مي‌شد تا شخصيت يونس كه نقش و حضور كمرنگي در پيشبرد حوادث داستان دارد.


مخاطب در طول داستان با روحيات سارا آشنا مي‌شود و در موارد مختلف با او احساس همذات پنداري مي‌كند، اما شخصيت يونس براي مخاطب به حدي دور و گنگ است كه تا پايان داستان اين همذات پنداري صورت نمي‌گيرد. حتي سارا كه در مقطعي از داستان درگير معماهاي مربوط به يونس مي‌شود، كشش چنداني به سوي اين شخصيت پيدا نمي‌كند.


با اين حال، در زندگي بي‌ماجراي سارا، حضور يونس به منزله يك اتفاق تازه است كه تلنگري به سادگي و يكنواختي زندگي او مي‌زند. سارا و يونس از دو دنياي جداگانه هستند. سارا دلمشغولي هنري دارد و آرزويش نواحتن پيانو به شيوه استادان به نام اين رشته هنري است و يونس به ناچار به شغل مقني‌گري (چاه كني) روي آورده است. مرگ يونس هم سارا تحت تاثير آنچناني قرار نداده است. او از واقعه آشنايي و مرگ يونس به عنوان خاطره‌اي از يك شرايط ويژه (جنگي) ياد مي‌كند و مي‌گذرد.



يكي از ويژگي‌هاي اصلي و تاثير گذار اين داستان، استفاده بهينه از وقايع اجتماعي معاصر در پس زمينه حوادث اصلي و فرعي داستان است. در طول داستان، دو شخصيت سارا و سام (برادر سارا) بيشترين حضور را در ماجرا‌ها دارند. آن‌ها دلمشغولي‌هاي روزمره خود را دارند و با ديالوگ‌هاي فراوان بخش‌هاي وسيعي از داستان را اشغال كرده‌اند. اين دو هيچگاه به طور مستقيم از پيامدهاي جنگ در زندگي روزمره خود گله نمي‌كنند، اما مخاطب هوشمند در مي‌يابد كه تمام سختي‌ها و مشكلات زندگي اين دو بر اثر جنگ ناخواسته‌اي است كه به آن‌ها و ساير اطرافيانشان تحميل شده است. سارا مدام به دلمشغولي‌هاي هنري خود فكر مي‌كند و سام هم اسلحه پلاستيكي، اسباب بازي خود را به همراه دارد و به نحوه استفاده از آن فكر مي‌كند. حتي يونس هم به شعرهاي عاشقانه روي آورده و هيچ گونه حرفي از جنگ به ميان نمي‌آورد. هر چند همگي اين‌ها سخت درگير پيامدهاي ناخواسته جنگ تحميلي هستند.



جمشيد خانيان كتاب عاشقانه‌هاي يونس در شكم ماهي را براي گروه‌هاي سني «د» و «ه» تاليف كرده و انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان آن را در رديف مجموعه رمان نوجوان امروز با تيراژ15000 نسخه در 168 صفحه چاپ و منتشر كرده است.


بابك آتشين جان به عنوان ويراستار، حميدرضا شاه آبادي به عنوان دبير مجموعه، هدي حدادي به عنوان مدير هنري، پژمان رحيمي‌زاده به عنوان طرح گرافيك و جلد، مهدي نعمتي به عنوان صفحه آرا و علي خوش جام به عنوان عكاس در انتشار اين كتاب همكاري داشته‌اند.

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

چهارشنبه 26 مرداد 1390  5:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها