0

مؤمن سخت‌تر از كوه است

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

مؤمن سخت‌تر از كوه است

نسخه چاپي ارسال به دوستان
ضيافت‌الله در كلام آيت‌الله تهراني؛
مؤمن سخت‌تر از كوه است

خبرگزاري فارس: آيت‌الله تهراني روايتي از امام صادق (ع) است: كه امام مي‏فرمايد مؤمن سخت‏تر از كوه است؛ از كوه مي‏توان كم كرد، ولي از دينِ مؤمن نمي‏توان كاست.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‏رساني آيت‏الله مجتبي تهراني، ‌اين مرجع تقليد با فرا رسيدن ايام ماه مبارك رمضان جلسات اخلاق و معارف اسلامي خود با موضوع «اهميت دعا» را آغاز كرده است كه متن كامل دوازدهم جلسه در پي مي‌آيد.




أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين وَ صَلَّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلي اَعدائِهِم أجمَعِين.


بِسمِ اللهِ الرّحمَن الرّحِيم؛ اللّهم صَلِّ عَلَي محَمّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ و اسمَع نِدائي إذا نادَيتُك و اسمَع دُعائي إذا دَعَوتُك و أقبِل عَلَي إذا ناجَيتُك فَقَد هَرَبتُ إليكَ وَ وَقَفتُ بَينَ يدَيك.


مروري بر مباحث گذشته گفته شد كه ماه مبارك رمضان، ماه تلاوت كلام الهي است كه از مصدر وحي نازل شده، و ماهي است كه عبد با ربّش راز و نياز مي‎كند؛ به اين معنا كه خواسته‎هايش را چه در قالب ادعيه مأثوره و چه غير مأثوره مطرح مي‎كند. ماه مبارك رمضان، ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است. بحث ما به انتخاب مضامين ادعيه چه نسبت به خود و چه ديگران رسيد.


عرض كردم كه انسان دو بُعدي است و بُعد روحي و جسمي دارد؛ خود روح هم داراي ابعاد مختلف اعتقادي و ايماني، قلبي و نفساني است. لذا انسان بايد در انتخاب دعا، بُعد روحي را بر جسم مقدّم كند.


يعني وقتي دعا مي‎كند، بيشتر روي آن جهت اهتمام بورزد. هر بُعد از ابعاد وجودي انسان كه ارزش‎مندتر است، بايد نسبت به آن بُعد بيشتر دعا كرد. در جلسه گذشته، بحث ما به اينجا رسيد كه ابعاد وجودي انسان از يكديگر بيگانه نيستند؛ يعني با هم رابطه دارند و اثر متقابل روي يكديگر دارند. بُعد اعتقادي و ايماني، بُعد قلبي و تعلّقات قلبي و بُعد نفساني و ملكات و رذائل و فضائل، روي هم اثر دارند و حتّي اين‏ها و جوارح هم بر روي هم اثر متقابل دارند.


كدام بُعد انسان اثرگذارتر است؟


اين جلسه بحثم اين است كه از نظر اثر، كدام‏يك از اين ابعاد قوي‎تر است؟ كدام بُعد وجودي انسان در اثرگذاري، نسبت به ابعاد ديگر قوي‏تر است؟ يك بحث، بحث ارزشي در باب ابعاد وجودي انسان است كه اين را جلسه گذشته بحث كرديم؛ بحث دوم، بحث اثر است. يعني انسان بداند كدام بُعد او بيشتر مؤثّر است، تا در دعاهايش بيشتر روي آن تأكيد كند و از خداوند استمداد كند و چون اثرش بيشتر است، آن بُعد را تقويت كند. در اينجا مرادمان از اثر، "نقش سازندگي " است.


از آن طرف هم انسان بايد بداند در مقابل اين اثر سازندگي، چه چيزهايي هستند كه چه در بُعد قلبي، چه نفساني و چه عملي، "نقش تخريبي " دارند و بيشتر زيان مي‎رسانند، تا آن‏ها را اصلاح كند و در دعاهايش هم از خدا بخواهد و استمداد كند كه بتواند نسبت به آن امور مراقبت بيشتري كند. در نتيجه، انسان مي‏تواند آن بُعد را كه نقش سازندگي بيشتري دارد، تقويت كند و در مقابل، آن‏چه را كه جنبه تخريبي‎اش بيشتر است، حذف كند و در دعاهايش از خداوند استمداد كند كه خدا در سازندگي روحي به او كمك كند و از آن طرف هم نسبت به آن چه كه نقش تخريبي دارد، از خدا بخواهد كه اصلاحش كند.



* بُعد ايماني، اثرگذارترين بُعد وجودي انسان



اگر چه بحث ارزشي و بحث اثرگذاري با هم رابطه‎اي پيدا كردند، امّا اين‏ها دو بحث جداگانه است. در باب اثرگذاري، اگر بُعد ايماني شخص تقويت شود، روي قلب و نفس و جوارحش اثر مثبت مي‎گذارد و اثرش هم قوي‎تر است. يعني هر چه درجه ايمان بالا رود و انسان از خدا نسبت به ايمانش استمداد كند و دعا كند، اثرش بر روي ساير ابعاد وجودي بيشتر مي‎شود. ما اين مطلب را در معارفمان هم مي‎بينيم كه البته گاهي در قالب دين وارد شده است.


روايتي از امام هفتم(عليه‎السلام) وارد شده كه حضرت فرمود: "الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ "؛ مؤمن از كوه هم قدرت‎مندتر و قوي‎تر است. عزّت به دو معنا است؛ ارجمندي و قدرت. در اينجا قدرت و قوّت مدّ نظر است. "يُسْتَقَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ "لَا يُسْتَقَلُّ مِنْ دِينِهِ بِشَيْ‏ءٍ ". "معاول " جمع "مِعوَل " به معناي كلنگ آهني است. كوه را مي‎شود با كلنگ كَند و در آن نفوذ كرد و آن را سوراخ كرد، امّا با هيچ چيزي نمي‎شود در دين مؤمن رخنه كرد. يعني دين مؤمن از سنگ هم سخت‎تر و قدرت‎مندتر است. ايمان چنين تأثيري دارد.


روايت ديگري هم از امام صادق(عليه‎السلام) داريم كه فرمودند: "الْمُؤْمِنُ أَصْلَبُ مِنَ الْجَبَلِ تَسْتَقِلُّ مِنْهُ وَ الْمُؤْمِنُ لَا يُسْتَقَلُّ مِنْ دِينِهِ شَيْ‏ءٌ ". از نظر مضمون، به همان معناي روايت سابق است. مي‏فرمايد مؤمن سخت‏تر از كوه است؛ از كوه مي‏توان كم كرد، ولي از دينِ مؤمن نمي‏توان كاست.



* رابطه ايمان با عدم دل‏بستگي به دنيا



ايمان حقيقي قوي است و مي‎تواند روي ابعاد ديگر اثر بگذارد. مثلاً در بُعد قلبي، مكرّر گفته‎ام كه قلب، ظرف محبّت و تعلّقات است؛ اگر ايمان قوي باشد، جلوي تعلّقات قلبي به امور مادّي كه نقش تخريبي دارد را مي‎گيرد. اين مطلب به تعبيري در رواياتمان هم وارد شده است. امام صادق(عليه‎السلام) فرمود: "حَرَامٌ عَلَى قُلُوبِكُمْ أَنْ تَعْرِفَ حَلَاوَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى تَزْهَدَ فِي الدُّنْيَا ". زهد، عدم وابستگي است. وابستگي به دنيا از موانع محسوب مي‎شود و نمي‎گذارد انسان طعم ايمان را بچشد. لذا اگر ايمان را تقويت كنيم، تعلّق به دنيا كم مي‎شود. جلسه گذشته هم عرض كردم كه هر چه ايمان بالا رود، تعلّقات نسبت به امور دنيوي كم مي‎شود، تا اين‏كه انسان به جايي مي‎رسد كه ديگر تعلّقي برايش باقي نمي‏ماند.



* "وَرَع " عامل تقويت ايمان؛ "طمع " عامل تضعيف ايمان



در بُعد نفساني، يعني نسبت به فضائل و رذائل، آن رذيله‎اي كه ايمان را تهديد مي‎كند، كدام است؟ در روايتي داريم: "قُلْتُ مَا الَّذِي يُثْبِتُ الْإِيمَانَ فِي الْعَبْدِ "؛ از حضرت سؤال كردند كه چه چيزي ايمان را در انسان استوار نگه مي‎دارد؟ "قَالَ الَّذِي يُثْبِتُهُ فِيهِ الْوَرَعُ "؛ حضرت فرمود آنچه كه ايمان را در دل استوار مي‏دارد، ورع است. ما سابقاً بحث كرديم كه آيا ورع و تقوا دو چيز هستند يا يك چيز؛ گفته شد كه ورع عبارت از آن ملكه‏اي است كه انسان به واسطه آن از مشتبهات هم پرهيز كند. بعد حضرت فرمود: "وَ الَّذِي يُخْرِجُهُ مِنْهُ الطَّمَعُ ". امّا آن چيزي كه موجب مي‎شود انسان از محدوده ايمان خارج شود، چشم‎داشت به امور مادّي است كه در دست ديگران است.



* "دروغ " مانع چشيدن طعم ايمان



من از قلب شروع كردم، بعد هم سراغ نفس آمدم، و حالا سراغ جوارح مي‎رويم. در اين رابطه روايتي از علي(عليه‎السلام) داريم كه فرمود: "لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ ". "كذب " يك عمل جوارحي است. بنده‎اي طعم ايمان را نمي‎چشد، مگر اين كه دروغ را، چه به شوخي و چه جدّي، ترك كند.


پس اين‏طور جمع‏بندي مي‏كنيم كه آنچه از نظر اعتقادي براي ايمان مضرّ است، تعلّقات دنيوي است؛ آنچه كه از نظر نفساني براي ايمان مضرّ است، طمع است؛ و آنچه در بين اعمال جوارحي براي ايمان مضرّ است، دروغ گفتن است. البته نه اين‏كه چيزهاي ديگر ضرر ندارد؛ امّا اين‏ها سرآمد اموري هستند كه ايمان را تضعيف و تخريب مي‏كند. انسان بايد سراغ اموري برود كه ايمان را تقويت مي‎كند و از آن طرف اموري كه به ايمان ضربه مي‎زنند را ترك كند. تا اينجا سه مورد از سرآمد اموري كه به ايمان ضربه مي‎زنند، مشخص شد؛ تعلّقات قلبي نسبت به امور مادّي، طمع و دروغ گفتن. اين‏ها نسبت به ايمان نقش تخريبي دارند.


در اين ماه براي ايمانت دعا كن!


حالا مي‎خواهي در ماه مبارك رمضان دعا كني؟! سراغ آن چيزهايي برو كه ايمانت را استوار و پابرجا و تقويت مي‎كند. مثلاً از خدا بخواه كه در باب ملكات نفساني، به من ورع عنايت كن؛ خودت تلاش كن و بعد هم از خدا طلب كمك كن تا خدا نسبت به آن اموري كه موجب تقويت ايمان مي‎شود، ياري‎ات كند. از آن طرف، نسبت به آن اموري كه به ايمان ضربه مي‎زند، مراقبت كن و از خدا بخواه و دعا كن كه ياري‎ات كند كه بتواني آن‏ها را در خودت تضعيف كني تا آنجايي كه اين‏ها محو شوند.


پس در دعاهايي كه در ماه مبارك رمضان مي‎كنيد، بايد دو چيز را مدّ نظر داشته باشيد؛ هم از نظر ارزشي و هم از نظر اثرگذاري، در هر دو جهت، مسأله "ايمان " مقدّم است. چون هر چه درجه ايمان رود، ابعاد ديگر را تحت‏الشعاع قرار مي‎دهد. لذا از خداوند بخواه كه ايمانت را تقويت كند. خودت هم تلاش كن و در صدد باش آن چيزهايي كه براي ايمان مضرّ هستند را تضعيف كني و از خدا هم بخواه و دعا كن كه در تضعيف آن‏ها تو را كمك كند. هم خودت تلاش كن و هم دعا كن و از خدا بخواه! مثلاً بگو خدايا كذب را از من دور كن؛ خودت هم مقيد باش كه راست‏گو باشي.


*دعاي پيامبر براي امام حسن(عليه‎السلام)



با توجّه به اين شب مبارك، روايتي مي‎خوانم كه البته يك دعا است. اين روايت را عامّه نقل مي‎كنند. "قَالَ النَّبِيُّ وَ قَدْ جَاءَهُ الْحَسَنُ وَ فِي عُنُقِهِ السِّخَابُ "؛ امام حسن(عليه‏السلام) در ايامي كه طفل بود، خدمت پيغمبر اكرم آمد، در حالي كه گردن‏بندي به گردن داشت. "فَالْتَزَمَهُ رَسُولُ اللَّهِ وَ الْتَزَمَ هُوَ رَسُولَ اللَّهِ "؛ پيغمبر اكرم امام حسن را در آغوش كشيد، امام حسن هم پيغمبر را بغل كرد! بعد پيغمبر اكرم راجع به امام حسن(عليه‏السلام) چنين دعا فرمود: "اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ "؛ بار خدايا! من او را دوست مي‏دارم. "فَأَحِبَّهُ "؛ تو هم او را دوست بدار! "وَ أَحِبَّ مَنْ يُحِبُّهُ ". خدايا! دوست‎داران امام حسن را هم دوست بدار! در روايت دارد: "ثَلَاثَ مَرَّات ". يعني پيغمبر اكرم سه بار اين دعا را براي امام حسن(عليه‎السلام) تكرار كرد و از خدا خواست كه امام حسن(عليه‏السلام) را و كساني كه او را دوست مي‎دارند، دوست بدارد.



منبع: پايگاه اطلاع‏رساني حضرت آيت‏الله العظمي حاج‏آقا مجتبي تهراني

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

چهارشنبه 26 مرداد 1390  5:34 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها