قرآن كريم به عنوان «نور» معرفي شده است. ذات أقدس اله به همه ما فرمود: از پيامبر و از نوري كه به وسيله پيامبر من براي شما فرستادم، پيروي كنيد: واتّبعوا النّور الّذ ي انز ل معه(1). ما هم قرآن مي خوانيم، هم قرآن بحث مي كنيم و در مراسم احياء هم قرآن را بر بالاي سر مي گذاريم، قرآن را مي بوسيم؛ اين كارها را مي كنيم. اما بايد بدانيم كه با قرآن هستيم يا نه! اين يك راه روشني دارد و آن اين است كه اگر ما خودمان را ديديم، جهان را ديديم، كسي كه ما و جهان را آفريد يعني خداي سبحان را ديديم، پيوند ما و جهان را هم ديديم؛ حداقل چهار ديدار را داشتيم، معلوم مي شود كه راه ما روشن است وگرنه نه ما با قرآنيم، نه قرآن با ماست! چرا؟ براي اينكه كسي كه راه را نمي بيند، مبدأ را نمي بيند، منتها را نمي بيند، همراه را نمي بيند، زاد راه را نمي بيند؛ او نور ندارد!
اينكه به ما گفتند: كفي ب نفس ك اليوم عليك حسيباً (2)، ما مي توانيم به خوبي حسابرس خودمان باشيم. براي ديگران حسابرس ديگري هست؛ تو نيك و بد خود را از خود بپرس، براي ديگران محاسبي هست، حسابرسي هست؛ چه ارتباطي به ما دارد، ما چه وابستگي به او داريم! اينكه خداي سبحان فرمود: كفي ب نفس ك اليوم عليك حسيباً ، براي كسي است كه در دنيا وضع روشني دارد. اگر ما واقعاً در روز زندگي مي كنيم، آغاز را مي بينيم، انجام را مي بينيم، همراه را مي بينيم، زاد راه را مي بينيم، توان آن را مي بينيم، مي شويم علي بيّنه م ن ربّي(3)
نشانه هاي بهره مندي از نورانيت قرآن
ذات أقدس اله فرمود: بعضي ها روشن نيستند. اينها نه راه را مي بينند و نه توان تشخيص كج راهه از راه مستقيم را دارند! كسي كه در شب تار حركت مي كند، نور ندارد افتان و خيزان راه مي رود! گاهي پايش به سنگ مي خورد، گاهي مي لغزد؛ گاهي مستقيم است، گاهي منحرف. اين معلوم مي شود كه راه را نمي بيند!
در قرآن كريم فرمود: بعضي اينجورند؛ بعضي گاهي مي افتند، گاهي بالا مي آيند، گاهي طرف راست مي روند، گاهي طرف چپ مي روند؛ چون در شب تار كسي كه حركت بكند راه خودش را نمي بيند.
به عنوان نمونه و تمثيل و نه تعيين؛ جريان رباخوار را ذكر كرده. در خيلي از موارد قرآن كريم نمونه ذكر مي كند؛ كه به آن اصطلاحاً مي گويند «تمثيل». اگر يك جائي منحصر باشد، الا و لابد همين مصداق باشد و لاغير؛ به اين مي گويند «تعيين». اما اگر نمونه باشد، مي گويند تمثيل. جريان ربا خوار را فرمود اينطور است؛ فرمود: اين رباخوار قيام او، مقاومت او، خط مشي او ديوانه وار است. يك ديوانه چه كار مي كند؟ گاهي افتان است، گاهي خيزان است؛ گاهي طرف راست است، گاهي طرف چپ است؛ گاهي به جلو مي رود، گاهي به عقب مي رود؛ راه مشخصي ندارد!
فرمود: الّذ ين يأكلون الرّ باء لا يقومون الا كما يقوم الّذي يتخبّطه الشّ يطان م ن المسّ ذل ك ب انّهم قالوا ا نّما البيع م ثل الرّ با و احلّ اللّه البيع و حرّم الرّ باء فمن جآء ه موع ظه م ن ربّ ه فانتهي فله ما سلف و امره الي اللّه(4). اين اختصاصي به ربا ندارد! ما گناهاني داريم بدتر از ربا؛ سرسپردگي به كفار و مشركان بدتر از رباست، چون آن به اصل نظام برمي گردد. گناهاني كه در حد رباست، همين است. فرمود: بعضي ها هستند كه خط مشي شان مشخص نيست! گاهي طرف راست اند، گاهي طرف چپ اند؛ گاهي جلو هستند، گاهي دنبالند؛ گاهي تندند، گاهي كندند؛ گاهي مي افتند، گاهي بلند مي شوند؛ اين معلوم مي شود نور ندارد!
ما براي اينكه ببينيم در خدمت قرآنيم و با قرآنيم يا نه؛ اگر وضع ما روشن بود، معلوم مي شود كه ما روشنيم! اين طور نيست كه چند جور حرف بزنيم؛ در غياب يك جور، در حضور يك جور؛ در سرّآء يك جور، در ضرّآء يك جور؛ در سلام يك جور، در بيماري يك جور؛ اين طور نيست!
قرآن، معيار شناخت نورانيت نفس
در قرآن كريم 2 گروه را مشخص فرمود، فرمود: ما به بعضي نور داديم، اين راهش روشن است! هر كاري كه انجام مي دهد، مستقيم است. ديگر اينطور نيست كه گاهي نفي، گاهي اثبات؛ گاهي تقدم، گاهي تأخّر؛ گاهي قبول، گاهي نكول؛ اينجور نيست: جعلنا له نوراً يمش ي ب ه ف ي النّاس؛ كمن مثله ف ي الظّلمات ليس ب خار ج منها(5). ما اگر خواستيم ببينيم در خدمت قرآنيم يا نه، بايد صدر و ساقه عملمان را بر قرآن كريم عرضه كنيم.
امام باقر(ع) به ما فرمود: قرآن ترازوي خوبي است: ا عر ض نفسك علي ك تاب اللّه(6). فرمود: خودت را با اين قرآن بسنج. ما بايد قرآن را بدانيم، معارفش را بدانيم، احكامش را بدانيم، ح كمش را بدانيم؛ بعد عقائدمان، اخلاق مان، اعمال مان، و موضع گيري هايمان را بر آن عرضه كنيم. ما اگر ترازو را نشناسيم، وزن را نشناسيم، موزون را نشناسيم، ميزان را نشناسيم؛ قدرت توزين نداريم. اگر كسي ترازوشناس نباشد، آن شاهين را نداند، آن وزن را نداند، آن موزون را نداند؛ چگونه خود را بر اين كتاب عرضه مي كند و با اين كتاب توزين مي كند؟! بيان نوراني امام پنجم(ع) اين است كه خودتان را با قرآن بسنجيد. بنابراين اگر خداي ناكرده، خلوت و جلوت ما، سرّآء و ضرّآء ما، غنا و فقر ما دو جور شد؛ معلوم مي شود راهمان روشن نيست! اگر ا ن شآء اللّه يك جور شد، معلوم مي شود راهمان روشن است.
ضرورت «استقامت» در آزمون هاي الهي
در قرآن ذات أقدس الهه به همه ما دستور مقاومت داد، حتي فرمود: قل انّما اع ظكم ب واح ده ان تقوموا ل لّه (7)، قيام كنيد؛ يعني مقاومت كنيد، ايستادگي مهم است، نه ايستادن! اينكه فرمود: ان تقوموا ل لّه نه اينكه بايستيد و ايستادن فيزيكي مراد باشد، يعني مقاومت و ايستادگي كنيد. آنكه در دين مهم است، ايستادگي در برابر حوادث است، نه ايستادن! الان شما با اينكه نشسته ايد، ايستاده ايد؛ داريد معارف قرآن را گوش مي دهيد. اما آنكه در كوي و برزن ايستاده است و مشغول گناه است، او نشسته است؛ او ايستاده نيست! ايستادن مورد نظر قرآن يعني ايستادگي.
انسان در حال ايستادن، قدرت دفاعي دارد، چون بهترين حال دفاعي آدم همان حالت ايستاده است. اين است كه فرمود: اع ظكم ان تقوموا ل لّه، قيام كنيد؛ يعني ايستادگي داشته باشيد، مقاومت داشته باشيد؛ ل يقوم النّاس ب الق سط(8) از همين قبيل است. چه ما قائم باشيم، چه قيام داشته باشيم، چه قوّام؛ اين 3 درجه ايستادگي است و نه ايستادن فيزيكي! پس ما در برابر اين آزمون هاي الهي بايد ايستادگي داشته باشيم. اگر ضعيفيم به نحو قائم بالقسط باشيم، اگر متوسطيم؛ قوام باشيم، اگر از اين قوي تر شديم، هر دو قوام باشيم، كه در قرآن كريم آمده؛ آن وقت خط مشي مان عاقلانه است.
راههاي شناخت عواقب گناه
بنابراين آنچه كه قرآن درباره ربا فرمود، اختصاصي به رباخوار ندارد. فرمود: رباخوار ديوانه وار زندگي مي كند. مي گوئيد نه، 3 تا راه دارد. يا اهل معنا باش، اهل دل باش، درون اين آقا را ببين. يا حرف پيغمبر و علي و اولاد علي را گوش بده؛ يا دو روز صبر كن، بعد از مرگ مي بيني اين چه جور سر از قبر برمي دارد! 3 تا راه دارد در روايات ما هم فراوان است كه اينها هنگامي كه در قيامت مي خواهند سر از قبر بردارند، ديوانه وار سر از قبر برمي دارند. براي اينكه آنها بساط اين نظام را به هم زده اند.
مال كه مال ما نيست؛ فرمود: مال، مال خداست. يك مقدار خودت استفاده كن، يك مقدار ديگري: وآتوهم م ن مال الله الّذ ي آتاكم (9). اصل مالكيت را ذات أقدس اله امضا كرده، اسلام امضاء كرد: ل لرّ جال نصيب م مّا اكتسبوا و ل لنّ ساء نصيب م مّا اكتسبن (01)، اما مال در برابر خدا مال ما نيست. هر كسي كسب كرده نسبت به ديگران مالك مي شود، اما نسبت به خدا كه در برابر خدا تصميم بگيرد، بگويد: خدايا! چون من خودم كسب كردم، اختيارش را دارم؛ اين ديگر نيست! فرمود: وآتوهم م ن مال اللّه الّذ ي آتاكم. الآن بحث درباره ربا نيست، به عنوان تمثيل و نمونه است كه ذات أقدس اله فرمود: يك عده ديوانه وار زندگي مي كنند، يعني خط مشي شان مشخص نيست! چه در مسائل سياسي، چه در مسائل اجتماعي، چه در مسائل خانوادگي. سّرش اين است كه اينها نور ندارند. پس قرآن نور است و ما بايد خود را با اين كتاب ارزيابي كنيم و بر اين كتاب عرضه كنيم و با اين كتاب توزين كنيم؛ اگر منظم بوديم، معلوم مي شود كه در روشني حركت مي كنيم؛ اگر (معاذالله) بي نظم بوديم، معلوم مي شود كه راه را نديديم.
بيانات حضرت آيت الله العظمي جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با جمعي از نظاميان، سربازان و اقشار مختلف مردم- دماوند، مرداد 6831
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) اعراف157/ (2) اسراء14/ (3) هود28/
(4) بقره275/ (5) انعام122/ (6) تحف العقول284/
(7) سبأ46/ (8) حديد25/ (9) نور 33/
(01) نساء32/