0

مهمان غريبه

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

مهمان غريبه

غريبه اي به نزديكي مدينه رسيد. ديد در باغ هاي اطراف مدينه، مردي سالخورده كه آثار خستگي و فراز و فرود دنيا، با نورانيت چهره اش پيوند خورده، مشغول كار است.
نزديك رفت و مهمان سفره بي رونق او شد اما نتوانست خود را با غذاهاي سخت و ناگوار آن سفره سير كند. هنگام خداحافظي، مرد سالخورده گفت: وارد مدينه كه شدي برو كوچه بني هاشم، منزل حسن بن علي، سفره كريمانه او تو را سير خواهد كرد.
مسافر غريبه، پرسان پرسان خود را به خانه حسن بن علي رساند و از سفره كريمانه آن حضرت بهره مند شد.
ناگهان به ياد مرد سالخورده در باغ هاي اطراف مدينه افتاد و از امام حسن عليه السلام اجازه خواست كه مقداري غذا هم براي او ببرد. ديد حال امام حسن عليه السلام دگرگون شد و فرمود: آن مرد زحمتكش، پدرم علي است كه ما هم سرسفره او نشسته ايم.
¤¤¤

نكته:
حكايت بالا نشان دهنده همدردي مولايمان علي عليه السلام با ضعيف ترين مردم زمان خودش مي باشد؛ آن هم در زماني كه توانايي استفاده از بهترين امكانات را داشت.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

سه شنبه 25 مرداد 1390  9:45 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها