«فرديت»
(Singularity ) از اين دسته بازيها نيست. هرچند که اين بازي ما را بهياد
بازيهاي کلاسيکي چون «بايوشاك» و «نيمهعمر2» مياندازد، اما اين بازي
بيشتر در مورد ترکاندن غولهاي جهشيافته با شاتگان و مسلسلهاي بزرگ است.
فرديت نه بازي عميقي است و نه زيبا، بلکه يک شورش کامل است که در آن
شليکهاي بيوقفه به يک لذت تبديل ميشود و البته چندتا هم معماي هوشمندانه
دارد. در مجموع يك بازي است که ميتواند علاقهمندان اين سبک از بازيها
را تا انتها پيش خود نگه دارد.
اين قدرتها اول بازي کمي گيجکننده بهنظر ميرسند اما هر
چه بيشتر در بازي جلو برويم، بيشتر بر هيجان ماجرا ميافزايند. البته
جلوههاي بصري اين بازي و چندتا باگ گرافيکي که در آن وجود دارد، باعث
ميشود آدم به اين فکر بيفتد که چرا يکيدو هفته بيشتر صرف اين بازي نکردند
تا اين مشکلات را برطرف کنند، اما اين مشکلات آنقدر نيستند که راه شما
براي بازي کردن را ببندند و بهزودي به نقطه قوت بازي دست پيدا ميکنيد:
پيادهسازي مکانيکي پيچيده که اکشن بازي را تا مرحله آخر تازه و غيرتکراري
نگه ميدارد.
مرکز
اين همه لذت، جزيرهاي روسي به نام کاتورگا-12 است. بهعنوان يک خلبان
مدرن روزانه بهنام رنکو به اين محل مرموز فرستاده ميشويد تا تشعشعات
آنرا مورد بررسي قرار دهيد.
همانطور که در بازي مشخص ميشود، روسها قديمترها و در
دهه 50ميلادي روي ماده قدرتمندي به نام عنصر99 کار ميکردند و آزمايش چندان
موفقي هم نداشتند. پس از اينکه هواپيماي شما سقوط ميکند، متوجه ميشويد
روسها ميتوانند زمان را هم دستکاري کنند و به اين ترتيب شما مدام بين
سالهاي 2010 و 1955 در حال حرکت خواهيد بود، اما جزئيات آن مهم نيست. چيزي
که مهم است اين است که سرانجام ياد ميگيريد با دستگاه فوقالعادهاي
بهنام دستگاه کنترل زمان کار کنيد. اين دستگاه آنقدر جزئيات دارد که
انگار آنرا از روي مدل واقعي ساختهاند.
اين دستگاه به بازوي چپ شما متصل
ميشود و تمام قدرتهاي مرتبط با کنترل زمان را در اختيار خواهيد داشت.
ميتوانيد حباب بزرگي پرتاب کنيد که هر چيزي درون آن گير بيفتد، در لحظهاي
کند ميشود. ميتوانيد سربازان دشمن را پير کنيد و آنقدر اين کار را
ادامه دهيد که به خاکستر تبديل شوند. ميتوان يک پلکان کهنه و از بين رفته
را با عقبگرداندن زمان دوباره نو و سالم کرد.
در
ابتداي بازي به ذهنتان خطور ميکند که فرديت چقدر مشابه بازيهاي ديگر است.
آهنگهاي کلاسيک و صداهاي راديويي که اينجا و آنجا ميشنويد، ياد و خاطره
بايوشاک را در ذهن زنده ميکنند.
قابليت گرفتن و پرتاب کردن انواع اشيا نيز آدم را به ياد
نيمهعمر2 مياندازد. همچنين ساختار تيراندازي آن و شيوه طراحي کاراکترها
بسيار شبيه به ديگر بازي Raven Software در سال 2009 يعني «ولفنشتاين» است.
هر چند که
اين چيزها از ديگر بازيها مشتق شده، اما چيزي در اين بازي وجود دارد که
آنرا منحصربهفرد ميکند. بازي بهزيبايي بين صحنههاي ديوانهوار شليک و
تيراندازي و آرامش تنشبرانگيز حرکت ميکند. ضرباهنگ بازي در کل عالي است.
تنوع دشمنان و طراحي خوب مرحلهها باعث ميشود از سلاحهايي که در اختيار
داريد بهصورت ترکيبي استفاده کنيد و يکي را به ديگري ارجح ندانيد.
بهصورت مداوم و البته نامحسوس بين صحنههايي که مشغول حل کردن معماهاي
مرتبط با زمان هستيد و صحنههاي نبرد با غولآخرهاي بامزهاي که مثلا دارند
به يک قطار حمله ميکنند، در حرکت خواهيد بود.
دستگاه کنترل زمان براي اولين بار
کاربردهاي محدودي دارد، اما هرچه قدرت بيشتري کسب کنيد (و آنها را در
ايستگاههايي که در حرکت شما وجود دارد، ارتقا دهيد) متوجه ميشويد که چطور
اکشن بازي را رضايتبخش و تازه نگه ميدارد. قدرتهاي مختلف روي دشمنان
تاثيرات مختلف ميگذارد. انداختن حباب زمان روي انسانها آنها را متوقف
ميکند ولي هيولاهاي بزرگتر را تنها کند ميکند. برخي هيولاها روي
سروکلهتان بشکههاي باروت مياندازند ولي ميتوانيد آن بشکهها را بگيريد و
بهسمت هيولا پرتاب کنيد، همين کار را با راکتهايي که بهسمت شما نشانه
ميرود نيز ميتوانيد انجام دهيد. همچنين ميتوانيد دشمنان انسانيتان را
بهسوي هيولاها بفرستيد تا از فشار حملات کم کنيد و همچنين، هيولاها را هم
مدتي سرگرم کنيد.
اسلحههاي پيچيدهتري نيز وجود دارند. با يکي از همين
سلاحها ميتوانيد تير اسنايپر خود را تا قلب دشمن بهصورت صحنه آهسته
دنبال کنيد که با صحنه پاشيدن خون روبهرو خواهيد شد. همچنين با همين
اسنايپر ميتوانيد چند شليک را با يکديگر انجام دهيد. در اين بازي بايد
مدام سلاح عوض کنيد و از تمام قابليتهاي آنها براي زنده ماندن استفاده
کنيد. اين قابليت است که فرديت را از ديگر بازيهاي بزنبکش ديگر جدا
ميکند.
البته
اينطور نيست که بازي کاملا بينقص باشد. افکتهاي صوتي يکسان و همچنين
پاشيدن تر و تميز خون در اين بازي، آنرا مشابه ديگر بازيهاي همنوع خود
ميکند که استفاده از شاتگان و مسلسل را ترجيح خواهيد داد. البته حمله
حشرات موذي که شما را در يک گوشه گير مياندازند، بيشتر از آنکه لذتبخش
باشد، اعصاب خردکن است و سربازان روسي براي اينکه از فناوري بيش از حد
پيشرفته خود دفاع کنند، خيلي تلاش نميکنند تا زنده بمانند. خلاصه اگر
سرباز روسي بهجاي اينکه پشت سنگر پوشش بگيرد، جلوي سنگر قايم شود و پشتش
را به شما کند و آن طرف را نگاه کند، غافلگير نشويد، ميتوانيد با يک
گلوله درس خوبي به او بدهيد. هر چند روند خطي هر مرحله و سناريوي ورودي هر
مرحله ميتواند خنگي هوش مصنوعي را از محسوس بودن برهاند و شما هم هيچوقت
با يک دشمن چندين بار نخواهيد جنگيد.
فرديت، ضرباهنگ بازي را خوب با معماها
درآميخته است. معماها خيلي سخت نيستند اما براي حل آنها به اندکي هوش نياز
است. براي مثال در يکي از آنها بايد يک نارنجک را توي سوراخي در ديوار
بيندازيد تا هفتهشتتايي غول که در حال خوردن طعمه هستند، از بين بروند.
همچنين ميتوان برآمدگيها و شکافهاي ديوار را بترکانيد تا بهدنبال
عنصر99 و ديگر اشيا بگرديد تا سلاح خود را ارتقا بدهيد. چرکي و کثافت دنياي
بيرون و خطوط صيقل خورده راهروها هم تضاد قشنگي درست ميکند و تنش بازي را
افزايش ميدهد. هر چند اين بازي از نوع تاريخ دگرگون ميتواند حس زمان و
مکان شما را در مرحلههاي مختلف بهخوبي قلقلک دهد، نميتواند نقش مهمي در
تفکر شما از زمان ايجاد کند. موتور گرافيکي آن متعلق به بازي معروف آنريل3
است ولي زمينههاي کمکيفيت و نورپردازي تخت و همچنين مشکلات انيميشني که
گاهي پيش ميآيد، بازي را طوري نشان ميدهد که انگار متعلق به سال 2005
است.
مشکلات
انيميشن تنها چيزي نيستند که باعث پلکزدن متعجب شما خواهند شد، کنترل
شخصيت ممکن است گاهي اوقات اعصاب شما را بههم بريزد و حتي هوش مصنوعي بازي
که قرار است از طريق يک در به شما حمله کند، خودش پشت در گير کند. از
اينرو بايد بازي را از آخرين چکپوينت دوباره آغاز کرد.
تنوع گونهها در فرديت ساده
است اما بازي آنلاين آن بينظير است. تنها دو حالت مختلف در بازي آنلاين
آن وجود دارد. يکي حمله و دفاع است و ديگري يک «جنگ تا پاي مرگ» ساده که در
آن سربازان عليه موجودات قرار ميگيرند. با وجود اين، جمع کردن تيمي که
قرار است جلوي تمام هيولاهاي بازي تکنفره ايستادگي کند، جالب توجه است.
مسابقات برمبناي کلاسهاي مختلف شخصيتي هستند اما بهمرور زمان ميتوانيد
کاراکتر خود را اصلاح کنيد و قابليتهاي مختلفي به آن بيفزاييد. در بخش
انساني، دستگاه کنترل زمان به هر کلاس شخصيت يک قابليت ميدهد و ميتوان با
آن سرعت شخصيت يا گستره شليک آنرا افزايش داد. در بخش حيواني، اگر زک
باشيد، ميتوانيد بشکههاي باروت را روي دشمنانتان پرتاب کنيد، اگر ريورت
باشيد، ميتوانيد با تف کردن سبز رنگ خود، هم دشمنان را کند کنيد و هم
دوستان خود را بهبود ببخشيد. بازي با تيک کمي دشوار است اما با او
ميتوانيد به دشمنان حمله کنيد و بدنهاي آنها را تحت کنترل بگيريد. بازي
چندنفره فرديت نيز ساختار سادهاي دارد و نقشههاي آن خوب طراحي شدهاند،
هرچند که بينظير نيستند. اما بازي آنلاين باعث ميشود تنوع اين نقشهها
لذتبخش باشد و در هر مرحله شانس اين را داريد که هم سرباز باشيد، هم
هيولا.
فرديت
با اينكه بازي تيراندازي زلزلهاي نيست، اما بسيار لذتبخش است. اين بازي
مثالي است از يک داستان عامهپسند با اکشنهاي جذاب و پرنور. هرچند
جلوههاي بصري آن، کمي نااميدکننده است و بازي خيلي مدرني بهنظر نميرسد
اما قرار نيست همه بازيها آنقدر گرافيک داشته باشند که روح انسان را نوازش
کنند. فرديت با ايجاد تنوع و ضرباهنگ مناسب، خود را ميقبولاند.
محمدرضا قرباني