0

پيام هاي جزء يازدهم قرآن كريم

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

پيام هاي جزء يازدهم قرآن كريم

قرآن کتاب زندگی

برخی از موضوعات و پیامهای مطرح شده در سوره های قرآن کریم به تفکیک اجزاء

 

جزء یازدهم - برخی از آیات سوره انفال و توبه

 

آیه 103 سوره توبه: زکات پاک کننده و پرورش دهنده

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست.

این آیه حکم زکات را بیان کرده است. زکات از ارکان و پایه های دین اسلام است. این موضع از ظاهر آیه دانسته می شود. و نیز روایات بسیاری که در تفسیر آن از اهل بیت(ع) رسیده است. خداوند زکات را موجب پاک سازی و پرورش انسان برشمرده است. بعضی از مفسران این واجب الهی را به قطع شاخ و برگ های اضافی گیاه تشبیه کرده اند که موجب رشد و نمو آن می شود. در سنت پیامیر(ص) نقل شده که هرگاه برای ایشان زکات می آوردند برای زکات دهنده و خانواده او دعا می فرمود.

 

آیه 104 سوره توبه: خدا، گیرنده صدقه

أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

آيا ندانسته‏اند كه تنها خداست كه از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و خداست كه خود توبه‏پذير مهربان است.

مسلما گیرنده زکات و صدقات، یا پیامبر(ص) و امام(ع) و پیشوای مسلمین است یا افراد مستحق. در هر صورت خداودن به ظاهر آنها را نمی گیرد، ولی از آن رو که دست پیامبر و پیشوایان راستین، دست خداست – چرا که آنها نماینده خدا هستند – گویی خداوند این صدقات را می گیرد. همچنین بندگان نیازمندی که به اجازه و و فرمان الهی این گونه صدقات را می پذیرند، آنها نیز در حقیقت نمایندگان پروردگارند. و به این ترتیب دست آنها نیز دست خداست. این تعبیر زیبا علاوه بر اینکه برای زکات و صدقه دادن تشویق مؤثری است به همه مسلمانان هشدار می دهد که در پرداخت زکات و صدقات، نهایت ادب و احترام را به خرج دهند، چرا که گیرنده آن خدا است. در روایتی از پیامبر(ص)می خوانیم: « صدقه پیش از آنکه در دست نیازمند قرار بگیرد، به دست خدا می رسد.»

 

آیه 108 سوره توبه: سیمای مسجد و مسجدهای راستین

لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ

هرگز در آن جا مايست چرا كه مسجدى كه از روز نخستين بر پايه تقوا بنا شده سزاوارتر است كه در آن [به نماز] ايستى [و] در آن مردانى‏اند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكى‏اند دوست مى‏دارد.

منظور از این مسجدی که از روز نخست بر پایه تقوا بنا شده، چنانکه در توضیح آیه پیش بیان شد، مسجد قبا است. در روایتی از امام صادق(ع) نیز این مطلب تصریح شده است. یکی از درسهای ارزنده ای که از جریان مسجد ضرار و این آیات فرا می گیریم، این است که یک کانون فعال و مثبت دینی و اجتماعی، کانونی با دو ویژگی است. نخست اینکه شالوده و هدف آن از آغاز پاک باشد: « از روز نخست برپایه تقوا بنا شده »، دیگر اینکه حامیان و پاسدارانش انسانهایی پاک و درستکار و با ایمان و مصمم باشند: « در آن، مردانی هستند که دوست دارند پاکیزه باشند. » از بین رفتن هریک از این دو ویژگی اساسی باعث فقدان نتیجه و نرسیدن به مقصد می شود. در اینکه منظور از پاکیزگی اهل مسجد، پاکیزگی ظاهری و جسمانی یا معنوی و باطنی است، در میان مفسران گفتگو است، ولی به نظر می رسد که طهارت در اینجا معنی وسیعی دارد که هرگونه پاکسازی روحی از آثار شرک و گناه و پاکیزه کردن جسم از آثار آلودگی به کثافت و نجاست را شامل می شود.

 

آیه 111 سوره توبه: جهاد؛ معامله ای پر سود با خدا

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

در حقيقت‏ خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست و چه كسى از خدا به عهد خويش وفادارتر است پس به اين معامله‏اى كه با او كرده‏ايد شادمان باشيد و اين همان كاميابى بزرگ است.

 

آیه 112 سوره توبه: ویژگی های شهیدان حقیقی

التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ

[آن مؤمنان] همان توبه‏كنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزه‏داران ركوع‏كنندگان سجده‏كنندگان وادارندگان به كارهاى پسنديده بازدارندگان از كارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدايند و مؤمنان را بشارت ده.

در روایتی از امام صادق(ع) چنین می خوانیم که پس از نزول آیه ی پیش(توبه – 111) که به مجاهدان بشارت بهشت داده شده است، شخصی از پیامبر(ص) سؤال کرد: آیا کسی که شمشیرش را بردارد و به جهاد رود و کشته شود، اما در زندگی اش به گناهی بسیار بزرگ آلوده بوده، آیا این شخص هم شهید محسوب می ش ود و مشمول بشارت آیه ی پیش هست؟ در این هنگام، این آیه نازل شد و ویژگی های مجاهدان و شهیدان حقیقی را بیان کرد. خداوند در این آیه، مؤمنان را با زیباترین صفات وصف می کند، صفاتی که اگر کسی آنها را داشته باشد، ایمانش کامل است و مشمول وعده قطعی خداوند درباره بهشت برین؛ اما دارندگان این صفات چه کم اند؛ چنانکه روایتی از امام صادق(ع)می خوانیم: « شخصی به نام عباد بصری، امام سجاد(ع)را در راه مکه دید که به حج مشرف می شوند.( آن نادان مقدس نما) به امام گفت: ای علی بن الحسین، جهاد را که دشوار است ترک کرده اید و به حج که راحت و آسان است رو آورده اید؟؛ در حالی که خداوند می فرماید: « ان الله اشتری.....»؟ امام سجاد(ع)فرمود:«اگر مؤمنانی را که خداوند آنان را آن گونه(توبه -112) توصیف کرده است، می دیدیم، آری، جهاد همراه آنان بهتر از حج است.» »

 

آیه 122 سوره توبه: ضرورت فراگیری معارف دینی

وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ

و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند پس چرا از هر فرقه‏اى از آنان دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند باشد كه آنان [از كيفر الهى] بترسند.

این آیه که با آیات گذشته در زمینه جهاد پیوند دارد، به واقعیتی اشاره می کند. که برای مسلمانان جنبه حیاتی دارد و آن اینکه گرچه جهاد بسیار پر اهمیت و تخلف از آن ننگ و گناه است، در مواردی که ضرورتی ایجاب نمی کند که همه مؤمنان در میدان جهاد شرکت کنند، مخصوصا در مواقعی که پیامبر(ص) خود در مدینه باقی مانده است، نباید همه مؤمنان سایر شهرها به جهاد بروند؛ بلکه باید عده ای از آنان به مدینه الرسول بیایند تا در آنجا احکام دین را فرا بگیرند و در مراجعت، هم وطنان خود را با معارف دینی آشنا کنند و به تقوا و پرهیزگاری دعوت نمایند. در این آیه، مسلمانان به دو گروه(معلمان و متعلمان) تقسیم شده اند و در واقع هر مسلمانی باید جزء یکی از این دو گروه باشد؛ یا آموزش دهد یا فرا گیرد؛ یا معلم باشد یا شاگرد. بسیاری از دانشمندان در طول تاریخ به این آیه شریفه استناد کرده اند. تا لزوم فراگیری علوم اسلامی برای ابلاغ به دیگران را به مثابه واجب کفایی، مورد تاکید قرار دهند. در دنیای امروز در بسیاری از کشورها، کسب دانش بر همه الزامی است و به حکم قانون، هر کودکی باید درس بخواند و اگر نخواند، ولیّ او مورد بازخواست قرار می گیرد؛ ولی در هیچ جا تعلیم دادن الزام قانونی ندارد؛ بلکه هرکس می تواند در مقام تعلیم برآید یا نیاید. در اسلام اما همانگونه که تحصیل علم واجب است، تعلیم دادن به دیگران نیز جنبه وجوب و الزام دارد و یکی از دلایل آن، همین آیه است.

 

آیه 128 سوره توبه:

لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ

قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است.

 

محتوای کلی سوره یونس:

این سوره همانند بسیاری از سوره های مکی، بر چند موضوع اصولی و زیر بنایی تکیه کرده که از همه مهم تر، دو موضوع «مبدأ» و «معاد » است. نخست از وحی و مقام پیامبر سخن می گوید، سپس به نشانه هایی از آفرینش که نشانه عظمت خدا است می پردازد. آنگاه مردم را به ناپایداری زندگی مادی دنیا ولزوم توجه به سرای آخرت و آمادگی برای آن از طریق ایمان و عمل صالح متوجه می سازد. همچنین به تناسب همین موضوعات، قسمتهای گوناگونی از زندگی پیامبران بزرگ از جمله نوح و موسی و یونس(ع) را بازگو می کند و باز برای تأیید مباحث پیش، سخن از لجاجت و سرسختی بت پرستان به میان می آورد و حضور و شهود خدا در همه جا را برای آنها ترسیم می کند، و بویژه برای اثبات این موضوع، از اعماق فطرت آنان که هنگام مشکلات آشکار می شود و به یاد خدای یکتا می افتند، کمک می گیرد. سرانجام برای تکمیل بحث های پیش، در هر مورد مناسبی، از بشارت دادن صالحان به سرانجام نیک و انذار فاسقان به عاقبت شوم استفاده می کند.

 

آیه 7 سوره یونس:

إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ

كسانى كه اميد به ديدار ما ندارند و به زندگى دنيا دل خوش كرده و بدان اطمينان يافته‏اند و كسانى كه از آيات ما غافلند.

 

آیه 8 سوره یونس:

أُوْلَئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ

آنان به [كيفر] آنچه به دست مى‏آوردند جايگاهشان آتش است.

 

آیه 38 سوره یونس: جامعیت قرآن

أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.

خداوند در این آیه – و آیات دیگر- کسانی را که قرآن را ساخته و پرداخته فکر بشر می دانند، دعوت می کند که یک سوره مانند سوره های قرآن بیاورند و از این طریق اثبات می کنند که ناتوانی انسانها در آوردن یک سوره مانند سوره های قرآن، دلیل وحیانی بودن این کتاب آسمانی است. نکته ای که باید به آن توجه داشت، این است که اعجاز قرآن تنها در فصاحت و بلاغت بی نظیر آن خلاصه نمی شود؛ بلکه فصاحت و بلاغت قرآن، گوشه ای از ویژگی های بی نظیر آن است که بشریت را در مقابل خود به خضوع واداشته است. شاید بتوان گفت که مهمترین ویژگی قرآن، جامعیت این کتاب آسمانی است. اشتمال قرآن بر اساسی ترین معارف الهی و جامعیت آن در احکام عبادی و قوانین مدنی و سیاسی و اقتصادی و قضایی، اخلاق بزرگوارانه و آداب نیکویی که در آن آمده، داستانهای پیامبران و امت های گذشته، خبر های غیبی آن، توصیف فرشتگان و جن و آسمان و زمین در آن، پندها و بیم ها و امیدهایی که میدهد، مطالبی که از آغاز خلقت و بازگشت آن به سوی خدا گفته، و دلایل قوی و بیان روح بخش و نورانی و هدایت آمیز آن، همه و همه مطالبی است که به انسان یقین می بخشد که آن کتابی از سوی خداوند است. و قوای محدود انسان، توانایی آوردن مانند آن را ندارد.

 

آیه 57 سوره یونس: قرآن؛ شفای بیماری های دل و جان

يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ

اى مردم به يقين براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان [به خدا] آمده است.

امام علی(ع) با رساترین تعبیرات، این حقیقت را بیان کرده و فرموده است: «درمان دردهای خود را از قرآن بجویید. چون سختی پیش آمد، از قرآن یاری خواهید. قرآن، شفابخش بزرگ ترین دردها یعنی کفر و نفاق و تباهی و گمراهی است. »

 

آیه 62 سوره یونس: اولیای خدا ترس و غمی ندارند

أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى‏شوند.

اولیاء، جمع ولیَ است که به معنای نبودن واسطه میان دو چیز و نزدیکی و پی در پی بودن آنها است. بنا بر این، اولیای خدا کسانی هستند که میان آنان و خدا حایل و فاصله ای نیست؛ حجاب ها از قلبشان کنار رفته و در پرتو نور معرفت و ایمان و عمل پاک، خدا را با چشم دل چنان می بینند که هیچ گونه شک و تردیدی به دل هایشان راه نمی یابد و به خاطر همین آشنایی با خدا که وجود بی انتها و قدرت بی پایان و کمال مطلق است غیر خدا در نظرشان کوچک و کم ارزش و ناپایدار و بی مقدار است. کسی با اقیانوس آشنا است، قطره در نظرش ارزشی ندارد و کسی که خورشید را می بیند، به یک شمع بی فروغ بی اعتنا است. بهمین جهت، ترس و اندوهی در وجود ایشان راه ندارد؛ زیرا ترس بخاطر از دست دادن نعمت هایی است که انسان در اختیار دارد یا خطراتی که ممکن است در آینده او را تهدید کند و غم و اندوه بخاطر از دست دادن نعمت هایی است که در گذشته در اختیار آدمی بوده و اکنون از دست رفته است. اولیاء و دوستان راستین خدا اما از هر گونه وابستگی و اسارت جهان ماده آزادند و غم ها و ترس هایی که دیگران را پیوسته در حال اضطراب و نگرانی از گذشته و آینده نگه می دارد، در وجود آنها راه ندارد. در روایتی آمده است که از امام علی(ع) درذیل این آیه و در وصف اولیای خدا سؤال شد. امام فرمود: « اولیای خدا مردمی هستند که برای خدا عبادت را خالصانه بجا می آورند و در حالی که سایر مردم تنها ظاهر دنیا را می بینند، به باطن آن نظر می افکنند و( با این ژرف نگری)، آثار دیررس دنیا را می شناسند؛ در حالی که مردم دیگر، فریفته زرق و برق زود گذر آن شده اند. پس چون دانستند که دنیا به زودی آنها را رها می کند، آن را رها کردند و چون دانستند که دنیا به زودی آن ها را می میراند، دوستی آنرا در دلهایشان می راندند. » در روایتی از امام صادق(ع) می خوانیم: « خوشا به حال پیروان امام قائم(عج) که در غیبتش(با خودسازی) انتظار ظهور را می کشند، و به هنگام ظهورش، مطیع فرمان اویند. آنان اولیای خدا هستند؛ همان ها که نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند.»

 

آیه 64 سوره یونس: بشارت خدا به افراد با تقوا

لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‏هاى خدا را تبديلى نيست اين همان كاميابى بزرگ است.

در اینکه بشارتی که خداوند در این آیه به دوستانش در دنیا و آخرت ارزانی داشته، چیست، در میان مفسران گفتگو است. بعضی، آن را بشارتی دانسته اند که فرشتگان در آستانه مرگ و انتقال از این جهان به مؤمنان می دهند و می گویند: « و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است.»(فصلت – 30) و بعضی دیگر آن را اشاره به وعده های پیروزی پروردگار به مؤمنان و غلبه بر دشمن و حکومت در روی زمین می دانند. در بعضی از روایات، این بشارت ها به خوابهای خوش تفسیر شده است که افراد مؤمن در دنیا می بینند، و در آخرت، وعده بهشتی است که فرشتگان هنگام خروج از قبر ها به آنان می دهند ولی از آیه استفاده می شود که بشارت مفهوم وسیعی دارد و هرگونه بشارت و شادی و پیروزی و موفقیت را شامل می شود ف و همه مواردی که پیشتر ذکر شد، مصداقی از بشارت است. یکی از دوستان امام صادق(ع) نقل می کند که امام فرمود: « پیروان این مکتب، در لحظات آخر عمر، چیزهایی می بینند که چشمانشان با آن روشن می شود. » راوی می گوید: من در این سؤال اصرار کردم که چه چیز می بینند و این سخن را بیش از ده بار تکرار کردم؛ ولی در هربار امام تنها به این جمله قناعت می کرد که « می بینند» در آخر مجلس رو بسوی من کرد و مرا صدا زد و فرمود: « مثل اینکه اصرار داری بدانی چه چیز را می بینند؟» گفتم: آری، قطعا، و سپس گریستم. امام به حال من رقت کرد و فرمود: « آن دو نفر را می بینند.» پرسیدم: کدام دو نفر؟ فرمود: « پیامبر(ص) و علی(ع) را. هیچ انسان با ایمانی چشم از جهان نمی پوشد مگر اینکه این دو بزرگوار را خواهد دید که به او بشارت می دهند. این را خداوند در قرآن بیان کرده. » سؤال کردم: در کجا و کدام سوره؟ در این هنگام، حضرت این آیه را تلاوت فرمود.

 

آیه 107 سوره یونس:

وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

و اگر خدا به تو زيانى برساند آن را برطرف‏كننده‏اى جز او نيست و اگر براى تو خيرى بخواهد بخشش او را ردكننده‏اى نيست آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏رساند و او آمرزنده مهربان است.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

جمعه 21 مرداد 1390  2:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها