لکن بعد از آنکه شد دنبالهاش گرفته نشد. مردم بیطرف بودند روحانیون هم رفتند هرکس سراغ کار خودش و از آن طرف عمّال قدرتهای خارجی و خصوصاً در آن وقت انگلستان درکار بودند که اینها را ازصحنه خارج کند یا به ترور یا به تبلیغات. گویندگان و نویسندگان آنها کوشش کردند به این که روحانیون را از دخالت درسیاست خارج کنند و سیاست را بدهند به دست آن هایی که میت وانند به قول آن ها، یعنی فرنگ رفته ها و
غربزدهها و شرقزدهها و کردند آنچه کردند، یعنی اسم مشروطه بود و واقعیت
استبداد، آن استبداد تاریک ظلمانی و بدتر از زمانهای سابق9.»
12ـ رها کردن نهضت
رهاکردن نهضت در راه رسیدن به هدفها و کوتاهی در پاسداری از دستاوردهای آن و سرگرم کارهای روزمرهشدن، آفت دیگری بود که به نهضت مشروطیت صدمه زد. کوتاهی در ایجاد شرایط، عوامل، لوازم تداوم و استمرار نهضت مشروطیت زمینه توقّف و رکود و انحراف نهضت را فراهم آورد. خارج شدن مردم از صحنه و ناامیدی و کنار رفتن مؤمنین و شایستگان و سستیهای اقشار مختلف جامعه، موجبات شکست نهضت را رقم زد. بیصبری و کمصبری مردم و نداشتن استقامت و پایداری، بستری برای تحقق توطئههای دشمنان نهضت شد.