پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كلمه «شهر» را كه به معناى ماه است، به «الله» اضافه كرده و فرموده است: شهر رمضان
«شهر اللّه عزّ و جلّ»
و نفرمودند «شهر الرحمن، يا شهر الرحيم»، بلكه فرمودند: «شهر اللّه». علت آن اين است كه كلمه مباركه اللّه، يعنى وجود مقدّسى كه جامع همه صفات كمال است. پس ماه مبارك رمضان، با اتصال به خدا، همه كمالات لازم را براى انسان، از طريق اين ارتباط به روزهدار منتقل مىكند. چون ماه رمضان ماه وصل به خدا است. كسى كه وصل به ماه رمضان است، با روزه گرفتن، در صورتى كه اتصال او، اتصال صحيحى باشد، كمالات الهيّه را كسب مىكند، اتصال او فقط از طريق خالى نگاه داشتن شكم نباشد، بلكه وجودش بايد به ماه رمضان وصل باشد:
«بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» «1»
وجه يعنى ذات:
«وَ مَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ و هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» «2»
كسى كه با همه وجود تسليم خدا شده و محسن است، به محكمترين دستگيره چنگ انداخته است. يعنى همرنگ خدا شده است، چون پروردگار محسن است و عاشق همرنگ خودش مىباشد.
«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» «3»
يعنى اين گره را شياطين و ماهوارهها و شهوات هم نمىتوانند باز كنند بلكه «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» عروه وثيق نمىگويد، بلكه مىفرمايد: «عُرْوَةِ الْوُثْقَى» دستگيره استوارتر و محكمتر.
تقوا در سايه اتصال معنوى به ماه رمضان
وقتى همه وجود انسان وصل به ماه رمضان باشد، معنى آن اين است كه وقتى كسى غيبتى را شروع مىكند، به او مىگويند: من روزه هستم، يعنى شما سخن خود را قطع كنيد. يا وقتى چشمش به نامحرم مىافتد، ميل به نگاه كردن هست، كه اين ميل، ميل طبيعى است، نه ميل شيطانى، چون ميل به زيبايىها، ميل طبيعى است، اما اجازه ندادهاند كه اين ميل به همه جا برود و آن را محدود به حدود صحيحى كردهاند.
وقتى آدم بيرون مىرود، اين همه چهرههاى زيبا را مىبيند، اما به چشمش مىگويد: ماه رمضان است، من در ماه رمضان روزه هستم، پس نبايد حرمت اين ماه را بشكنم. به گوش، و شكمش هم همين را مىگويد، كه اتصال واقعى به ماه رمضان چنين است.
تقويت آخرتى اعمال
براساس فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، ماه رمضان اضافه به اللّه شده است؛ «شهر اللّه» باعث مىشود ماه رمضان المبارك از اللّه كمالات لازم را بگيرد و اين كمالات لازم را به شخصى كه متصل به خودش است انتقال بدهد، چون ماه رمضان كه بخيل نيست و اين كمالات را براى خودش نمىخواهد، بلكه ماه رمضان مانند يك شفيع و واسطه است. اگر اين شفيع و واسطه را خدا براى ما قرار نداده بود، يقين بدانيد كه در قيامت با وجود داشتن نماز، حج، جهاد، خمس و ... نصيب ما از خدا بسيار اندك بود. اين ماه رمضان است كه دنيا و آخرت ما را به گونهاى تقويت مىكند كه هيچ عملى به اين قدرت نمىتواند، تقويت كند.
تفاوت روزه با ساير اعمال
خداوند متعال نفرموده هيچ عمل مثبتى از انسان به من تعلق دارد، همه را گفته است كه مال خودت باشد؛ درباره نماز تعبير به «صلاتك» نموده و درباره زكات تعبير «زكاتك» فرموده، يعنى از كاف خطاب استفاده مىكند. به موسى عليه السلام مىگويد: «صدقتك و حجّك».
اما به ماه رمضان و روزه آن كه مىرسد، مىفرمايد:
«الصوم لى» «4»
روزه من، نه روزه تو. چون تو لايق نبودى كه روزه مال تو باشد، بلكه روزه مال من است. من به كَرم خودم تو را توفيق مىدهم كه وارد روزه شوى وگرنه روزه مال من است، نه مال تو. اما نماز به اين عظمت مال تو، با اين كه در نماز، همه اعضا و جوارح تو در نماز است؛ ركوع، سجده، قنوت و تشهد دارد.- البته قنوت مستحب است، ولى بعضى از گذشتگان در فتواهاىشان واجب مىدانستند. اين پيكره با عظمت نماز را مىگويد: براى تو است، اما روزه را مىگويد: براى من است، چون تو آن قدر مقام نداشتى كه روزه براى تو باشد.
اما من ملك طلق و خالص خودم را در اين يك ماه به شما ارزانى مىدهم، چون كريم هستم و تو در اين سى روز، كه خزانه من در اين ملك است، هر چه مىتوانى از آن خزانه براى خودت بهرهبردارى كن و هر چه بيشتر بهره بردارى كنى، خدا ناخرسند نمىشود.
بعد مىفرمايد:
«شهر اللّه عزّ و جلّ»
نمىگويد: شهر اللّه تعالى، زيرا عزّ و جلّ يعنى تواناى شكستناپذير. يعنى اگر به اين ماه رمضانى كه وصل به خدا است، وصل شوى، تو هم تواناى شكستناپذير مىشوى. به اين شكل هم مىتوان از خدا رنگ گرفت.
در اين آيه قرآن مىفرمايد: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ و لِرَسُولِهِ و لِلْمُؤْمِنِينَ» «5» قدرت شكست ناپذيرى در اين عالم مخصوص سه نفر است؛ خدا، پيغمبر صلى الله عليه و آله و اهل ايمان است. كسى كه با تمام وجود وصل به ماه رمضان است، مؤمن واقعى است.
«شهر اللّه عزّ و جلّ»
جلّ، يعنى عظيم؛ يعنى ما كوچك بوديم و با روزه بزرگ و بالغ شديم. روز اول ماه مبارك رمضان، روزهداران عجيب مورد احترام، كرامت و عظمت حضرت حق هستند. تا جايى كه خدا با فرشتگانش به خاطر شما مباهات مىكند. به جاى اين كه زمين به آسمان ببالد، آسمان به زمين مىبالد.
فراوانى ثواب در ماه رمضان
اين كه گاهى مىگويند: درياى بىنهايت، در عالم چنين چيزى وجود ندارد.
بهشتى هم كه در قيامت به ما مىدهند، نهايت دارد. زمان آن بىنهايت است، ولى در اين درياى بىنهايت، محبت خدا به روزه دار، موج مىزند. يك چشم باطنى و قلب پاكى مىخواهد كه آدم ببيند و درك كند.
پی نوشت ھا:
______________________________
(1)- بقره (2): 11؛ آرى، كسانى كه همه وجود خود را تسليم خدا كنند در حالى كه نيكوكارند.
(2)- لقمان (31): 22. و هركس همه وجود خود را به سوى خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد بىترديد به محكمترين دستگيره چنگ زده است؛ و سرانجام و عاقبت همه كارها فقط به سوى خداست.
(3)- مائده (5): 93؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
(4)- من لايحضره الفقيه: 2/ 75، حديث 1773؛ بحار الأنوار: 93/ 255، باب 30، حديث 31؛ «قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي [أُجْزَى] بِهِ».
مستدرك الوسائل: 7/ 503، باب 1، حديث 8747؛ «النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كُلُّ عَمَلٍ لِبَنِي آدَمَ الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَّا الصِّيَامَ فَإِنَّهُ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ يَتْرُكُ الطَّعَامَ بِشَهْوَتِهِ مِنْ أَجْلِي هُوَ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ وَ يَتْرُكُ الشَّرَابَ بِشَهْوَتِهِ لِأَجْلِي هُوَ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ رَائِحَةً مِنَ الْمِسْكِ».
(5)- منافقون (63): 8؛ در حالى كه عزت و اقتدار براى خدا و پيامبر او و مؤمنان است، ولى منافقان [به اين حقيقت] معرفت و آگاهى ندارند.