0

شهر اللّه‏

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

شهر اللّه‏

پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كلمه‏ «شهر» را كه به معناى ماه است، به‏ «الله» اضافه كرده و فرموده است: شهر رمضان‏

«شهر اللّه عزّ و جلّ»

و نفرمودند «شهر الرحمن، يا شهر الرحيم»، بلكه فرمودند: «شهر اللّه». علت آن اين است كه كلمه مباركه اللّه، يعنى وجود مقدّسى كه جامع همه صفات كمال است. پس ماه مبارك رمضان، با اتصال به خدا، همه كمالات لازم را براى انسان، از طريق اين ارتباط به روزه‏دار منتقل مى‏كند. چون ماه رمضان ماه وصل به خدا است. كسى كه وصل به ماه رمضان است، با روزه گرفتن، در صورتى كه اتصال او، اتصال صحيحى باشد، كمالات الهيّه را كسب مى‏كند، اتصال او فقط از طريق خالى نگاه داشتن شكم نباشد، بلكه وجودش بايد به ماه رمضان وصل باشد:

«بَلَى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» «1»

وجه يعنى ذات:

«وَ مَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ و هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏» «2»

كسى كه با همه وجود تسليم خدا شده و محسن است، به محكم‏ترين دستگيره‏ چنگ انداخته است. يعنى همرنگ خدا شده است، چون پروردگار محسن است و عاشق همرنگ خودش مى‏باشد.

«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» «3»

يعنى اين گره را شياطين و ماهواره‏ها و شهوات هم نمى‏توانند باز كنند بلكه‏ «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏» عروه وثيق نمى‏گويد، بلكه مى‏فرمايد: «عُرْوَةِ الْوُثْقَى‏» دستگيره استوارتر و محكم‏تر.

 

تقوا در سايه اتصال معنوى به ماه رمضان‏

وقتى همه وجود انسان وصل به ماه رمضان باشد، معنى آن اين است كه وقتى كسى غيبتى را شروع مى‏كند، به او مى‏گويند: من روزه هستم، يعنى شما سخن خود را قطع كنيد. يا وقتى چشمش به نامحرم مى‏افتد، ميل به نگاه كردن هست، كه اين ميل، ميل طبيعى است، نه ميل شيطانى، چون ميل به زيبايى‏ها، ميل طبيعى است، اما اجازه نداده‏اند كه اين ميل به همه جا برود و آن را محدود به حدود صحيحى كرده‏اند.

وقتى آدم بيرون مى‏رود، اين همه چهره‏هاى زيبا را مى‏بيند، اما به چشمش مى‏گويد: ماه رمضان است، من در ماه رمضان روزه هستم، پس نبايد حرمت اين ماه را بشكنم. به گوش، و شكمش هم همين را مى‏گويد، كه اتصال واقعى به ماه رمضان چنين است.

 

تقويت آخرتى اعمال‏

براساس فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، ماه رمضان اضافه به اللّه شده است؛ «شهر اللّه» باعث مى‏شود ماه رمضان المبارك از اللّه كمالات لازم را بگيرد و اين كمالات‏ لازم را به شخصى كه متصل به خودش است انتقال بدهد، چون ماه رمضان كه بخيل نيست و اين كمالات را براى خودش نمى‏خواهد، بلكه ماه رمضان مانند يك شفيع و واسطه است. اگر اين شفيع و واسطه را خدا براى ما قرار نداده بود، يقين بدانيد كه در قيامت با وجود داشتن نماز، حج، جهاد، خمس و ... نصيب ما از خدا بسيار اندك بود. اين ماه رمضان است كه دنيا و آخرت ما را به گونه‏اى تقويت مى‏كند كه هيچ عملى به اين قدرت نمى‏تواند، تقويت كند.

 

تفاوت روزه با ساير اعمال‏

خداوند متعال نفرموده هيچ عمل مثبتى از انسان به من تعلق دارد، همه را گفته است كه مال خودت باشد؛ درباره نماز تعبير به‏ «صلاتك» نموده و درباره زكات تعبير «زكاتك» فرموده، يعنى از كاف خطاب استفاده مى‏كند. به موسى عليه السلام مى‏گويد: «صدقتك و حجّك».

اما به ماه رمضان و روزه آن كه مى‏رسد، مى‏فرمايد:

«الصوم لى» «4»

روزه من، نه روزه تو. چون تو لايق نبودى كه روزه مال تو باشد، بلكه روزه مال من است. من به كَرم خودم تو را توفيق مى‏دهم كه وارد روزه شوى وگرنه روزه مال من است، نه مال تو. اما نماز به اين عظمت مال تو، با اين كه در نماز، همه اعضا و جوارح تو در نماز است؛ ركوع، سجده، قنوت و تشهد دارد.- البته قنوت مستحب است، ولى بعضى از گذشتگان در فتواهاى‏شان واجب مى‏دانستند. اين پيكره با عظمت نماز را مى‏گويد: براى تو است، اما روزه را مى‏گويد: براى من است، چون تو آن قدر مقام نداشتى كه روزه براى تو باشد.

اما من ملك طلق و خالص خودم را در اين يك ماه به شما ارزانى مى‏دهم، چون كريم هستم و تو در اين سى روز، كه خزانه من در اين ملك است، هر چه مى‏توانى از آن خزانه براى خودت بهره‏بردارى كن و هر چه بيشتر بهره بردارى كنى، خدا ناخرسند نمى‏شود.

بعد مى‏فرمايد:

«شهر اللّه عزّ و جلّ»

نمى‏گويد: شهر اللّه تعالى‏، زيرا عزّ و جلّ‏ يعنى تواناى شكست‏ناپذير. يعنى اگر به اين ماه رمضانى كه وصل به خدا است، وصل شوى، تو هم تواناى شكست‏ناپذير مى‏شوى. به اين شكل هم مى‏توان از خدا رنگ گرفت.

در اين آيه قرآن مى‏فرمايد: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ و لِرَسُولِهِ و لِلْمُؤْمِنِينَ» «5» قدرت شكست ناپذيرى در اين عالم مخصوص سه نفر است؛ خدا، پيغمبر صلى الله عليه و آله و اهل ايمان است. كسى كه با تمام وجود وصل به ماه رمضان است، مؤمن واقعى است.

«شهر اللّه عزّ و جلّ»

جلّ، يعنى عظيم؛ يعنى ما كوچك بوديم و با روزه بزرگ و بالغ شديم. روز اول ماه مبارك رمضان، روزه‏داران عجيب مورد احترام، كرامت و عظمت حضرت حق هستند. تا جايى كه خدا با فرشتگانش به خاطر شما مباهات مى‏كند. به جاى اين كه زمين به آسمان ببالد، آسمان به زمين مى‏بالد.

فراوانى ثواب در ماه رمضان‏

اين كه گاهى مى‏گويند: درياى بى‏نهايت، در عالم چنين چيزى وجود ندارد.

بهشتى هم كه در قيامت به ما مى‏دهند، نهايت دارد. زمان آن بى‏نهايت است، ولى در اين درياى بى‏نهايت، محبت خدا به روزه دار، موج مى‏زند. يك چشم باطنى و قلب پاكى مى‏خواهد كه آدم ببيند و درك كند.

 

پی نوشت ھا:

______________________________

(1)- بقره (2): 11؛ آرى، كسانى كه همه وجود خود را تسليم خدا كنند در حالى كه نيكوكارند.

(2)- لقمان (31): 22. و هركس همه وجود خود را به سوى خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد بى‏ترديد به محكم‏ترين دستگيره چنگ زده است؛ و سرانجام و عاقبت همه كارها فقط به سوى خداست.

 (3)- مائده (5): 93؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.

(4)- من لايحضره الفقيه: 2/ 75، حديث 1773؛ بحار الأنوار: 93/ 255، باب 30، حديث 31؛ «قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي [أُجْزَى‏] بِهِ».

مستدرك الوسائل: 7/ 503، باب 1، حديث 8747؛ «النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كُلُّ عَمَلٍ لِبَنِي آدَمَ الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَّا الصِّيَامَ فَإِنَّهُ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ يَتْرُكُ الطَّعَامَ بِشَهْوَتِهِ مِنْ أَجْلِي هُوَ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ وَ يَتْرُكُ الشَّرَابَ بِشَهْوَتِهِ لِأَجْلِي هُوَ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدَ اللَّهِ رَائِحَةً مِنَ الْمِسْكِ».

(5)- منافقون (63): 8؛ در حالى كه عزت و اقتدار براى خدا و پيامبر او و مؤمنان است، ولى منافقان‏ [به اين حقيقت‏] معرفت و آگاهى ندارند.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

پنج شنبه 20 مرداد 1390  1:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها