0

اجزاي پازل فتنه

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

اجزاي پازل فتنه

آيت الله محمد تقي مصباح يزدي
اگر ما پديده هاي مختلف اوايل انقلاب تا به حال را كنار هم بگذاريم، مي بينيم همه آنها تحت يك طرح كلي و اجزاي يك فتنه اند. قدر متيقن آن چه به جناب ابليس مربوط مي شود گمراه كردن مردم و مبارزه با اسلام است. هم چنين به نص قرآن كريم شاگردان ابليس تنها كساني نيستند كه دشمن جان و مال مردم اند؛ بلكه كساني هم هستند كه دشمن دين مردم اند؛ قرآن كريم مي فرمايد: «و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم...»1 و در جاي ديگر مي فرمايد: «... و لا يزالون يقاتلونكم حتي يردوكم عن دينكم ان استطاعوا...»2: مبارزه دشمنان با شما ادامه خواهد يافت و همواره با شما خواهند جنگيد و هدفشان اين است كه اگر بتوانند شما را از دينتان برگردانند. پس عجيب نيست كه براي گمراه كردن مردم و دست برداشتن آن ها از انقلاب اسلامي طرح هايي ريخته شود و برايشان مهم نباشد كه چقدر طول بكشد؛ چون نابود كردن نظام اسلامي براي دشمنان اسلام آن قدر مهم است كه اگر مقدماتش صد سال هم طول بكشد چندان مهم نيست.
در بحث هاي گذشته عرض كرديم كه فتنه جويان براي به ثمر رساندن فتنه، چه روش هايي را به كار مي گيرند و چه كارهايي انجام مي دهند. حال اگر مروري بر بحث هاي مختلفي كه قبلا عرض كرديم داشته باشيم مي بينيم كه مجموع آنها به شكل يك پازل درمي آيد.
از يك طرف از همان اوايل در دانشگاه هاي ما گرايش شك گرايي را ترويج كردند و بر اين نكته پاي فشردند كه عقل انسان زماني كامل مي شود كه بفهمد نمي تواند به چيزي يقين پيدا كند؛ درحالي كه در همه جاي قرآن صحبت از يقين است: «... و بالاخره هم يوقنون»3؛ «و في الارض آيات للموقنين»4؛ ... اين يك قسمت پازل بود.
قدم بعد مربوط به يكي از شاخه هاي معرفت، يعني معرفت ديني است؛ شروع كردند به بررسي براهين اثبات وجود خدا و توحيد و نهايتا گفتند: «هيچ كدام از اين برهان ها تام نيست و اصلا نمي شود دليل عقلي بر وجود خدا اقامه كرد و بر فرض كه وجود خدا ثابت شود، ما كاري با خدا نداريم؛ او براي خودش در آسمان ها خدايي كند. خدا ما را خلق كرده و به ما عقل داده است و ما بايد با عقل خودمان كار كنيم. اصلا خدا به مردم چيزي نگفته است!» اگر بگوييم: «قرآن پيامبر و دين را به ما مي شناساند»، مي گويند: «قرآن كلام خدا نيست و اصلا نمي تواند كلام خدا باشد. وحي تخيلات عرفاني است؛ حالاتي است كه براي كسي پيدا مي شود و او خيال مي كند خدا با او حرف مي زند!» اين هم يك جزء ديگر از اين پازل است.
در قدم بعد گفتند: «بر فرض كه قرآن كلام خدا باشد؛ دليلي نداريم كه هر چه خدا گفته صادق باشد. اين مسئله از مصاديق حسن و قبح عقلي است كه از قضاياي مشهوره و آراء محموده اند و اصلا برهان بردار نيستند. خود شما هم مي گوييد: بعضي جاها دروغ گفتن عيبي ندارد؛ شايد خدا هم دروغ مصلحت آميز گفته است!» در كنار اين حرف ها عصمت را هم انكار كردند. با انكار عصمت و زير سؤال بردن معصومين، تكليف مراجع تقليد هم معلوم است. اين هم مهره ديگر پازل.
با ترويج اين افكار چه چيزي براي اسلام باقي مي ماند؟ اصلا اساسي براي دين باقي نمي ماند و هر چه در اين زمينه پيشرفت كنند پايه هاي اسلام، انقلاب و نظام اسلامي سست تر مي شود. هر روز به وسيله سخنراني ها، مقالات، تحقيقات علمي و فلسفي، و بعد هم با مطالبي كه در روزنامه ها، سايت ها و ماهواره ها منتشر مي كنند، اساس باورهاي اسلامي را هدف قرار مي دهند. آيا اينها ربطي به هم ندارد؟
در كنار حمله به باورها، پايه هاي ارزش ها را هم هدف قرار دادند؛ ارزش هايي كه از ضروريات اسلام و بعضا از ضروريات عقل بشر است. براي اين كه بتوانند پايه هاي ارزش ها را بزنند، سعي كردند در مقابل آن ها ارزش هاي كاذبي ايجاد كنند و براي اين كه در يك جامعه اسلامي بتوانند حرف هاي باطلي را رواج دهند، به حرف هاي خود رنگ و لعاب ديني دادند و از استدلال به آيات قرآن و احاديث كمك گرفتند. اولين ارزش كاذبي كه مطرح كردند اين بود كه گفتند: «اديان مختلفي در دنيا وجود دارد و نمي توانيم كاري كنيم كه همه يك دين داشته باشند و دين هاي ديگر باطل شمرده شوند. در يك روستا يا يك شهر افرادي از دو مذهب شيعه و سني سال هاي طولاني در كنار هم زندگي مي كنند و نمي توانند براي هم اثبات كنند كه كدام حق اند. اين نشانه ي اين است كه خدا نخواسته همه مردم يك دين يا يك مذهب داشته باشند. عارفان هم گفته اند: «به تعداد انسان ها راه به سوي خدا هست.» يكي شيعه است، يكي سني، يكي يهودي، يكي مسيحي و همه ي اينها راهي به سوي خداست!» به اين ترتيب فلسفه جديدي به نام پلوراليسم ديني شكل گرفت. در اين زمينه مقاله اي نوشته شد- كه معروف هم شد- مبني بر اين كه ما صراط هاي مستقيم داريم، نه يك صراط مستقيم! گفتند: «براي اين كه اتباع اديان مختلف با هم جنگ و نزاع نكنند و بتوانند در كنار هم زندگي مسالمت آميزي داشته باشند بايد تساهل و تسامح (تلرانس) را رواج داد!» آنچه به اين هدف ضرر مي زند غيرت و تعصب ديني است. اگر كسي از بدگويي به بزرگان دينش ناراحت شود و براي جلوگيري از توهين به دينش حاضر باشد جان فشاني كند، با مقاصد آنها نمي سازد. آنها براي از بين بردن اين غيرت، تلرانس را ترويج مي كنند.
يادم هست وقتي دولت اصلاحات تشكيل شد، من دعوتي براي آمريكاي جنوبي داشتم. وزير ارشاد وقت هم سفري به كلمبيا داشت كه اتفاقا آن وقت بنده آن جا بودم. اولين سفر خارجي وزير ارشاد جمهوري اسلامي در دوران اصلاحات سفر براي شركت در كنفرانسي بود كه موضوع آن تلرانس بود. تعبير خودماني تلرانس عبارت است از بي غيرتي، بي تفاوتي، نداشتن حساسيت نسبت به دين، اين دقيقا طرحي بود در مقابل كاري كه امام در برابر سلمان رشدي كافر كرد. امام فرمود: «خون سلمان رشدي حلال است»؛ در اين حد حساسيت نشان داد و بسياري از نهادهاي رسمي كشور هم براي ترور رشدي سرمايه گذاري كردند. آنها ديدند اگر وضع به همين صورت ادامه پيدا كند كسي جرأت جسارت به دين را پيدا نمي كند و كار آنها پيش نمي رود. لذا به فكر شكستن اين فضا افتادند. تشكيك در مقدسات، كشيدن كاريكاتور، توهين به بزرگان و... بر همين اساس است. هدفشان اين است كه مردم بي تفاوت شوند. وقتي مردم جسارت بشنوند در ابتدا ناراحت مي شوند، اما وقتي زياد شنيدند عادت مي كنند. روزي كه سلمان رشدي آن حرف را زد همه مردم خونشان به جوش آمد؛ اما حالا بدتر از آن هم گفته مي شود؛ ولي همه به سادگي از كنار آن مي گذرند. اين هم جزئي از آن پازل است.
فتنه گران در عالم خيال خودشان گمان كردند اكنون وقت آن رسيده كه به بهانه ي انتخابات به همه ي آنچه مي خواهند برسند. شعار انتخاباتي بعضي از آنها تغيير قانون اساسي و حذف شوراي نگهبان بود. حذف شوراي نگهبان يعني حذف نهادي كه اسلامي بودن قوانين را تضمين مي كند. مي خواستند از مقدماتي كه از سي سال پيش تدارك ديده بودند بهره برداري كنند.
البته اين رشته سر دراز دارد. اگر همه ي اين گونه اقدامات را بررسي كنيم و بعد هم رواج مظاهر فساد، اعم از فساد اداري، فساد اخلاقي، فساد جنسي، وارد كردن كالاهاي مبتذل و... را به آنها اضافه كنيم، در اين صورت جا دارد احتمال دهيم بلكه يقين كنيم كه شيطاني يا گروهي از شياطين اين ها را برنامه ريزي كرده اند. اگر از شياطين انس نباشند، قطعا شيطان جني نقشه ي اين ها را طراحي كرده است و اين ها همه شاگردان او هستند و هر كدام پروژه اي را عهده دار شده اند. قدر متيقن جناب ابليس چنين كاري را برعهده دارد؛ اما اين كه در بين انسان ها هم كساني باشند كه اين اندازه در شيطنت پيشرفت كرده باشند كه بتوانند نقش ابليس را اين گونه ايفا كنند؟ شايد اثباتش خيلي آسان نباشد؛ اما گويا شواهدي بر اين مطلب وجود دارد.
آماده براي آينده اي سخت تر
به هر حال آنچه ما بايد بدانيم اين است كه در زندگي اجتماعي انسان به خصوص بعد از نهضت حضرت امام و پيروزي انقلاب اسلامي دشمناني هستند كه براي براندازي اسلام به دنبال ايجاد چنين فتنه هايي هستند. نبايد گمان كنيم كه فتنه اي برپا شد و خنثي شد و ديگر تمام شد؛ «أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا و هم لايفتنون». فتنه ها هر روز پيچيده تر مي شود. هنوز نه ابليس مرده و نه شياطين انس و جن از بين رفته اند. احتمال دارد ما در آينده فتنه هايي سخت تر و پيچيده تر داشته باشيم كه امروز نمي توانيم آنها را تصور كنيم. مرور اين مطلب هم براي اين است كه از آنها عبرت بگيريم و مبتلا به آنها نشويم.
1- البقره، 120
2- البقره، 217
3- البقره، 4
4- الذاريات، 20

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 20 مرداد 1390  12:59 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها