0

غروب باراني

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

غروب باراني

امروز آقا، بي تو جور ديگري بود
حتي نگاه ياسها، نيلوفري بود
خورشيد مثل پنج شنبه پا نمي شد
انگار بين رختخوابش بستري بود
برشانه هاي شمع ها در اول صبح
تابوت يك پروانه ي خاكستري بود
وضعيت آب و هوا مثل هميشه
مثل هواي جمعه ي پشت سري بود
اينكه غروب است و كمي بارانيم، نه
از اولش همه روز گريه آوري بود
در چشمهايم، التماس آخرينم
ما را به سمت «چشمهايت مي بري؟» بود

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 20 مرداد 1390  12:20 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها