0

شايد اين جمعه بيايد...

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

شايد اين جمعه بيايد...

خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد... شايد
پرده از چهره گشايد... شايد
دست افشان... پاي كوبان مي روم
بر در سلطان خوبان مي روم
مي روم بار دگر مستم كند
بي سروبي پا و بي دستم كند
مي روم كز خويشتن بيرون شوم
در پي ليلا رخي مجنون شوم
هر كه نشناسد امام خويش را
بر كه بسپارد زمان خويش را
با همه لحن خوش آواييم
در به در كوچه ي تنهاييم
اي دو سه تا كوچه زما دورتر
نغمه ي تو از همه پرشورتر
كاش كه اين فاصله را كم كني
محنت اين قافله را كم كني
كاش كه همسايه ي ما مي شدي
مايه ي آسايه ي ما مي شدي
هر كه به ديدار تو نايل شود
يك شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد
سينه ي ما را عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه ي جان من است
نامه ي تو خط اوان من است
اي نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده يك شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يار و مدد كار ما
كي و كجا وعده ي ديدار ما
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد
به مكه آمدم اي عشق تا تو را بينم
تويي كه نقطه ي عطفي به اوج آيينم
كدام گوشه ي مشعر
كدام كنج منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشينم
اي زليخا دست از دامان يوسف بازكش
تا صبا پيراهنش را سوي كنعان آورد
ببوسم خاك پاك جمكران را
تجلي خانه ي پيغمبران را
خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل كه از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد... شايد
پرده از چهره گشايد...
شايد
مرحوم آقاسي

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 20 مرداد 1390  12:13 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها