بنابراین مُهر کردن نامه بر خلاف آنچه که شبهه افکنان القا کرده اند به معنای «تصدیق و تایید» نیست بلکه به معنای «پایان پذیرفتن نامه» است و همانطور که می بینید تفاوت بسیاری میان این دو وجود دارد.
چون در گذشته، گاهى از گِل هاى سفت و چسبنده برای این کار استفاده میشده، لغویون «خاتم» را «چیزى که بر گِل می زنند» معنا کرده اند. بنابراین اگرچه مُهر کننده هر نامه ای محتوای آن را پذیرفته است، اما معنای این واژه هیچ ارتباطی با تایید و تصدیق ندارد و ما در تفسیر قرآن باید تابع معنای لغت باشیم.
نکته قابل توجه دیگری که «لسان العرب» یعنی یکی دیگر از کتب مهم لغوی به آن اشاره کرده این است که برخی از مردم این مُهرها را به شکل انگشتر در میآوردند و به دست می کردند. به همین خاطر بعدها به این نوع انگشترها نیز «خاتم» گفته شده است و پس از چندی از روی تسامح به انگشتر زینتی نیز خاتم گفته اند. بنابراین معنای واقعی آن انگشتر نیست.
پیامبر فرمود: «من همان خشتم كه بنیان عظیم نبوّت، از آن خالى است. اینک من مبعوث شده ام تا محل خشت یاد شده را پر كنم. آرى! من، خاتم پیغمبرانم»
پاسخ 3: دیگر استعمالات قرآنی این واژه
در قرآن از ریشه «ختم» 7 بار دیگر استفاده شده است که در تمامی آنها معنایی جز «پایان دادن» و «مُهر نهادن» ندارد. همانند آیه 65 سوره یس که میفرماید: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ»:" امروز (روز قیامت) بر دهانشان مُهر می نهیم و (تنها) دست هاى آنها با ما سخن مىگوید.
بنابراین واضح است که خاتم به معنای پایان هر چیزی است که گویا منکران خاتمیت به كلى از معنى این واژه بى اطلاع بوده اند و یا خود را به بی اطلاعى زده اند و گرنه هر كس كمترین اطلاعى از ادبیات عرب داشته باشد می داند كلمه «خاتم النبیین» به وضوح دلالت بر معنى خاتمیت دارد.