آنچه در زیر می خوانید عینا بخشی از نظر یک خواننده محترم است که درباره مقاله «گوشت خرچنگ؛ حلال یا حرام» اظهار شده است.
«هر کس در هر آیینی و در هر مکتبی مجاز است خود مسیر زندگی خود را در کلیات و جزیبات انتخاب کند. اگر اختیار از انسان به هر نحوی (به ویژه به روشی که سالهاسات در کشور ما مرسوم است) گرفته شود اصل و مایه و جوهر دین از بین می رود و این اصل همان اختیار است. لا یلکف الله نفسا الا وسعها. انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا و ... نمونه های آیاتی است که به این موصوع اشاره دارد. به خودمان بیاییم و اسلام عزیز را آنگونه که هست و نه آنگونه که نفس اماره ما میل دارد باشد بشناسیم. مسلمانان مسلمانان مسلمانی زسر گیرید.»
این نوشته مرا بر آن داشت تا چند سطری را با این دوست عزیز به گفتگو بنشینم؛ این را هم به خوبی می دانم که اینگونه برداشت و یا رویکرد به دین، تنها طرز فکر ایشان نیست. کم نیستند کسانی که به واقع باورشان نسبت به دینداری همین است که این دوست گرامی بیان داشتند.