0

جعبه مداد رنگی

 
omidayandh
omidayandh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 7483
محل سکونت : تهران

جعبه مداد رنگی

چشمم به جعبه ی مداد رنگی افتاد

 

جعبه ای با شش رنگ

 

و مدادهایی از جنس خاطره

 

آه ! چه زود جای خود را به آن قلم موهای سنگی داد

 

مداد شمعی ، آبرنگ ، گواش

 

یک مشت ابزار دیگر

 

و مدادهایی دور افتاده از افکار یک نقاش

 

مداد آبی آسمانی

 

دلی به رنگ آن روزها

 

آسمانی ابری

 

نه اینگونه طوفانی و بارانی

 

دیگری به رنگ سبز

 

با طراوت چون بهار

 

اکنون اما در حصار دو مرز

 

نومیدی و آن دیگری هم ترس

 

مداد دیگر قرمزی آتشین است

 

پر حرارت ، پر شور

 

اما این روزها نمی دانم

 

چرا دلم همیشه غمگین است ؟

 

زرد آن به رنگ خورشید

 

خورشیدی که سالهاست غروب کرده ست

 

بارانی که دیر زمانیست

 

چشمهایم را مرطوب کرده ست

 

و مدادی به رنگ صورتی

 

رنگ رویاهایم

 

آرزوهایی خط خطی

 

و خواب هایی که مرا به آرزوهایم می رساند

 

دیگری به رنگ آن کلاغ سیاه

 

زمزمه می کرد این نجوا را

 

آسمان شب نیز زیباست

 

تاریکی خواهد پوشاند زخم های این دنیا را

 

و تنها جعبه ای مانده ست از آن روزها

 

مدادهایم را سالهاست گم کرده ام

 

جمعه 18 تیر 1389  5:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها