0

هشدار!

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

هشدار!

پس از انتشار خبر دستگيري بازيگري جوان به نام «پگاه آهنگراني»، رسانه هاي ضدانقلاب همچون گذشته پرچم حمايت از هنرمندان وابسته به خود را برافراشتند و پس از آنها، موجي جديد و در عين حال ملايم از انتقادها به جهت نحوه برخورد با متخلفان و وابستگان فرهنگي بلند شد.
يادم هست كه از دوران تحصيل از دبستان گرفته تا دانشگاه، اگر نمره اي ضعيف نصيب دانش آموز يا دانشجويي مي شد، طرف لب به انتقاد مي گشود و مي گفت: فلان معلم يا استاد به من هفت يا هشت داد!در همين حال اگر نمره اي قابل قبول و بالاتر از 10 مي گرفت، از لفظ و فعل «گرفتم» يا «شدم» استفاده مي كرد و هميشه يك عنصر در اين بين فراموش مي شد و آن نكته مهم اين است كه چه كرديم كه اين گونه شد؟
پس از دستگيري پگاه آهنگراني، روابط عمومي انجمن بازيگران بيانيه اي صادر كرده و در سطور آن دم از نگراني بابت آغاز موج دستگيري هنرپيشه ها زده است. به عنوان فردي كه چند صباحي در كمپ روزنامه نگاران اصلاح طلب حضور داشت و از نزديك شاهد لغزش عمده اين طيف بود و امروزه نيز بسياري از آنها را مي توانيم در شبكه هاي خبري بي.بي.سي فارسي، صداي آمريكا، راديو فردا و بسياري كه شبكه هاي مبتذل و زرد ديگر ببينيم، لازم دانستم چند نكته را به عنوان فردي آشنا به ذهنيت اين افراد منعكس كنم و بپرسم چه شد كه آهنگراني و آهنگراني ها دستگير شدند؟
در درجه اول بنا به عرف قضايي، زماني كه فردي دستگير مي شود، دليلي بر محكوم شدن او نيست و شايد پس از انجام بازجويي اوليه، طرف مظنون بتواند خود را تبرئه كند و در اين مرحله شايسته است شخص دستگير شده و اعضاي خانواده او، اندكي شكيبايي به خرج دهند و حداقل تا مشخص شدن اوضاع، سكوت اختيار كنند.
اين همان كاري است كه خانواده بازيگر دستگير شده صورت داد و جالب اينجاست كه با وجود سكوت نزديكان پگاه آهنگراني، سوءاستفاده گران از اين وضعيت، نقش كاسه داغ تر از آش را به خوبي ايفا كرده اند كه از آن جمله مي توان به بيانيه انجمن بازيگران سينماي ايران و اخبار پخش شده توسط بخش فارسي شبكه دويچه وله اشاره كرد.
مطلب بعدي كه اينجا به نظر مهم و قابل ذكر مي نمايد اين است كه دام سرويس هاي جاسوسي و اطلاعاتي غربي ها هميشه به صورت واضح و آشكار كار گذاشته نمي شود و زماني بازگشايي گره اين دام ها سخت تر مي شود كه شكار جوان در پي دعوت شدن به بلاد سبز غربي ها، خود را چنان مي بازد كه در دامگاه آنها هرچه بخواهند، از پس گفتن كلمه «نه» برنخواهد آمد... سرنوشت چنين بي تجربگي ها را مي توان در آيينه هنرمنداني چون شادمهر عقيلي و گلشيفته فراهاني و... مشاهده كرد و جالب تر اينكه وقتي ارزش هاي اسلامي را از صيدشان ربودند، در محافل خصوصي شان خنده مستانه مي زنند و مي گويند: اين هم از يك مسلمان پلاستيكي ديگر كه ديگر مسلمان نيست و تبديل به پلاستيكي بي مصرف شده است.
آنچه در همين چند سطر آمد، نه از صعود موج احساسات شخصي نگارنده است و نه حاصل تنها حركات موزون قلم به روي كاغذ كه تجربه نزديك به دو دهه است از نشست و برخاست با جماعت اروپايي و آمريكايي و اقيانوسيه اي.
آنها نسخه از پاي درآوردن هر كسي كه نشاني از اسلاميت داشته باشد را خوب مي شناسند و همان طور كه آندلس اسپانيا را از چنگ مسلمانان درآوردند، براي اين مرز و بوم نيز نقشه ها دارند.
كاش پيش از آنكه پگاه آهنگراني عزم سفر به آلمان را مي كرد، از خود مي پرسيد: من بازيگر را چه به گزارش فوتبال و راه اندازي وبلاگ ورزشي آن هم به حمايت از شبكه دويچه وله اين كشور؟
اين شيوه تحت فشار جلوه دادن جامعه ايران اسلامي و نياز كشور عزيزمان به تنفس عميق ليبرالي با انفاس مصنوعي غرب، راه كار جديدي است كه عمال آنها براي بي قيد و بند ساختن نسل جوان به كار بسته اند و گويا از اين اصل مهم و اساسي كمك هاي اوليه بي خبر هستند كه كالبد زنده، نيازي به تنفس مصنوعي ندارد و شايد هم با علم به اين موضوع مي خواهند پيكره زنده مان را با شكستن دنده هاي جامعه به نعشي بي حركت تبديل كنند.
نكات گفتني بسياري از رابطه گيري نمايندگان به اصطلاح فرهنگي كشورهاي خارجي با چهره هاي سرشناس هنري و ورزشي دارم كه در عمده موارد مربوط به بانوان، فريب دادن آنها با شعار فراهم آوردن زمينه آزادي بيشتر براي همنوعان در ايران اسلامي است و هر فردي كه در قبال خواسته آنها تمكين نكند، مورد بي مهري و توهين واقع مي شود كه نمونه بارز آن نحوه تقابل گروهي از هنرمندان با هنرپيشگان حاضر در فيلم اخراجي هاي يك تا سه و پروانه معصومي است.
شايد جالب باشد بدانيد در همان سال هاي اوليه قدرت گيري اصلاح طلبان در عرصه سياست، كليد راه اندازي شبكه بي.بي.سي فارسي و راديو زمانه به همين روش دعوت از روزنامه نگاران جوان و عمدتاً بانوان خورده بود و به همين ترتيب از آنها براي حضور جلوي دوربين هاي رسانه هاي غربي دعوت مي شد.
در تجربه اي ديگر، شخصاً شاهد حضور مقامات فرهنگي سفارت خانه هاي چند كشور اروپايي در منزل يكي از نويسندگان سرشناس و به همراه خيل عظيمي از همكارانش كه حال در ژست فيلسوف و شاعر و منتقد و داستان نويس هستند، بودم و در حدود 10 سال قبل، نويد بروز ناآرامي نظير آنچه پس از انتخابات دهم رياست جمهوري گذشت را مي دادند. اما پيش بيني آنها درست از آب درنيامد زيرا آنها معتقد بودند كه نظام اسلامي، تاب و توان فشارهاي وارده را خواهد داشت و در قبال خواسته روشنفكران، سر تسليم فرود خواهد آورد. غافل از اينكه ايران اسلامي، آندلس اسپانيا نيست و سرزميني است تسخيرناپذير. ما در عين اينكه ميهمان نواز هستيم، هيچ گاه اجازه نخواهيم داد ميهمانانمان صاحب خانه آب و اجدادي مان شوند.
اميد است معدود نويسندگان و هنرمندان كشورمان كه به واسطه تجربه كم و سن و سال پايين اسير افكار پوچ غربي ها هستند، دست از سوداي صيد نمادهاي خرس و نخل و اسكار غربي ها بردارند و بدانند در پس صحنه هاي بي اخلاقي هنر آنها، جايي در شأن و منزلت هنرمند ايراني وجود ندارد و به جاي تخريب و ناسزاگويي اوضاع جامعه و نظام نزد غربي ها، پرورنده احساسات پاك ايراني اسلامي باشند.

پیامبر (ص): صبر اگر به بیقراری رسید دعا مستجاب می شود.

عزیز ما قرنهاست که چشم انتظار به ما دارد!

پنج شنبه 13 مرداد 1390  12:59 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها