پنجم مرداد ماه سالروز اقامه اولين نماز جمعه در تهران پس از پيروزي انقلاب اسلامي است و به همين مناسبت اولين جمعه اين ماه را به نام روز نماز جمعه نام گذاري كرده اند. درباره اين مراسم عبادي سياسي تاكنون بسيار گفته و نوشته شده است . حضور ميليون ها نفر در يك روز و در مراسمي كه مهم ترين مسائل جامعه مورد بحث و كنكاش قرار مي گيرد علاوه بر تقويت روحيه اخوت و برادري، تشكل نيروهاي اسلام، رشد فكري سياسي مسلمانان و تقويت روحيه جمعي باعث مركزيت بسيج مردم نيز مي شود .
در اين مختصر درباب چرايي و لزوم نماز جمعه سخن نمي گوييم كه هر انسان عاقلي با تصور محاسن اين فريضه بر وجوب آن حكم كرده و به فرموده بزرگان تصور باعث تصديق خواهد شد .
اين نوشتار مي كوشد به ويژگي اصلي نماز جمعه در حل بحران هاي سياسي و هشدار دهي به مردم در جهت شناخت و دفع توطئه هاي دشمنان بپردازد .
زماني كه بحران در جامعه ايجاد شده و عده اي مي كوشند قوام كشور را با سوء استفاده از موقعيت پيش آمده تضعيف كرده و شاكله نظام را از هم بپاشند نماز جمعه مي تواند در توجيه مردم و ارائه تحليل هاي درست نقشي اساسي ايفا كند .
يكي از پديده هاي شوم در جامعه، چه در صدر اسلام كه توانست تا حدودي در كارهاي پيامبر «صلي الله عليه و آله» و يارانش اخلال ايجاد كند و چه در زمان حال، پديده «نفاق» است.
نگاهي به تاريخ اسلام نشان مي دهد كه منافقان آن دسته از دشمنان اسلام بودند كه دوستي، دلسوزي، همراهي، نرمخويي و... آن ها همه در ظاهر،در حالي كه دل هايشان لبريز از كينه بود و هميشه دنبال فرصتي بودند تا ضربه هاي خود را به اسلام وارد سازند. خداوند پيامبرش را هشدار مي دهد تا مبادا تحت تأثير ظاهر سازي هاي آن ها قرار گيرد و آن ها را با اين تعبير رسوا مي سازد: «واللّه يشهد ان المنافقين لكاذبون»؛ «و خدا شهادت مي دهد همانا منافقان قطعا دروغگويانند.»
منافقان در مدينه تلاش خود را در اين جهت متمركز كرده بودند تا پيامبر «صلي الله عليه و آله» و ياران او را تضعيف و از صحنه خارج كنند. و نماز از جمله مواردي بود كه منافقان نسبت به نقش سازنده و افشاگرانه آن، حساسيت نشان مي دادند و سعي در تضعيف آن داشتند و به دلايل زير با نماز جمعه مخالف بودند:
1- در سايه نماز جمعه وحدت و يكپارچگي مسلمانان تقويت مي شد؛
2- نماز جمعه نمودي از حاكميت و اقتدار مسلمانان به شمار مي آمد؛
3 - نماز جمعه، تبليغات سوء و زهرآگين منافقان را خنثي مي نمود؛
4 - نماز جمعه نمايش قدرت سياسي اسلام بود و به خاطر ويژگي موج آفريني آن ايمان و توحيد را تقويت مي كرد؛
5 - نماز جمعه، موجبات اميدواري دوستان و نوميدي دشمنان را فراهم مي ساخت.
بدين جهت منافقان نماز جمعه را به خاطر طبيعت افشاگرانه اش بيش از هر برنامه ديگري براي خود خطرناك مي دانستند و علاوه بر كار شكني ها و تبليغات سويي كه در ارتباط با از هم پاشيدن آن انجام مي دادند خود نيز از حضور در نماز جمعه امتناع مي ورزيدند.
در طول 23سالي كه از زعامت امام خامنه اي مي گذرد كشور از بحران هاي بسياري عبور كرده است . رهبرعزيز انقلاب در طول اين مدت و در شرايطي كه توپخانه رسانه اي دشمن در پخش شايعات و ايجاد فضاي ياس و غبار فتنه فعال بوده بارها به ميدان آمده و با بي اثر كردن توطئه دشمن در ايجاد فضاي اميد به آينده كوشيده اند .
قابليتي كه حتي دشمنان را بارها به سخن در آورده است.ولي فقيه با نگاه كلاني كه با عينك دين و فقاهت و ارزش هاي دين به مسائل دارد، سبب مي شود تا در حوادث و ناراستي هايي كه از جانب دشمنان خارجي يا نفوذ داده شدگان داخل به چارچوب نظام در حال پيگيري است، به خوبي شناسايي، مقابله و خنثي كند. نمونه هاي زيادي را مي توان در اين زمينه مثال زد كه نماز جمعه 29خرداد 88از جمله اين موارد و شايد مهم ترين آنها باشد .
مديريت كلان رهبر انقلاب در حوادث پيش و پس از برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در چارچوب مدل ياد شده به خوبي قابل تبيين است .در ايام پس از انتخابات و طرح موضوع تقلب نيز در هفته هاي نخستين، ايشان با هدايت جريان اعتراض به چارچوب قانوني كه همانا شوراي نگهبان بود، باز به جريان فتنه فرصت بيان ديدگاه را ارائه كردند، ولي پس از اعلام نظر شوراي نگهبان به عنوان داور اين دعوا، رهبر معظم انقلاب تخطي از اين نظر را نپذيرفته و در نماز جمعه تاريخي خود با همه طرف ها اتمام حجت كردند. از اين مرحله به بعد، معناي اعتراض ها به تقابل با نظام تغيير يافت كه نتيجه آن برخورد از يك سوي دستگاه قضائي و امنيتي و روشنگري از سوي ديگر بود.
هنوز آراي مردم در انتخابات خرداد 88شمرده نشده بود كه ميرحسين موسوي در جمع خبرنگاران از پيروزي قطعي خود خبر داد و آغاز گر بحراني شد كه دشمنان را به آينده اميدوار كرد . اين بحران نزديك به 8ماه طول كشيد تا اين كه مردم در حماسه تاريخي 9دي فتنه گران را به كما و در روز 22بهمن نيز مرگي تاريخي را براي آنان رقم زدند .
در بررسي فتنه بعد از انتخابات نمي توان از نقش نماز جمعه تاريخي رهبر انقلاب عبور كرد . اين نماز جمعه در شرايطي اقامه شد كه فتنه گران خود را براي ايجاد آشوب هاي گسترده آماده كرده بودند . كروبي به عنوان نفر پنجم انتخابات به هواداران! خود اعلام كرده بود با لباس سياه در نماز جمعه و در مسيرهاي منتهي به آن حضور يابند و مجمع روحانيون مبارز نيز از مردم خواسته بود در يك راهپيمايي گسترده در شنبه پس از انتخابات شركت كنند .
چنان كه ذكر آن رفت منافقان همواره به دليل ماهيت افشاگرانه نماز جمعه از حضور در آن اجتناب مي كنند و از اين رو بود كه سران فتنه از حضور در نماز جمعه فصل الخطاب اجتناب كردند ، چرا كه مي دانستند امام امت هرگز از حق فروگذاري نخواهد كرد و بر ادعاهاي غيرقانوني آنان مهر تاييد نخواهد زد .
خطبه هاي 29خرداد علاوه بر اين كه راه را نشان مي داد فصل الخطابي بود براي كساني كه به نظام اسلامي قائل بوده وهمچنان خود را در مسير انقلاب و آرمان هاي امام خميني مي ديدند .
امشب اين طبع بي قرار شما ...
رهبر انقلاب خطبه اول نماز را با جمله اي آغاز كردند كه مي شد تا انتهاي كار را پيش بيني كرد: «در مقابل حوادث گوناگون كه دل ها را به تشويش و اضطراب مي اندازد، بايد به ياد و ذكر خدا پناه برد و به وعده هاي پروردگار اعتماد كرد كه در اين صورت، خداوند كريم آرامش روحي را بر مؤمنان نازل مي كند و اين سكينه و طمأنينه موجب محكم كردن دل ها و استواري گام ها خواهد شد.»
خطبه طوفاني 29خرداد خطاب به ملت، نامزدهاي رياست جمهوري و نخبگان، فعالان سياسي و نيز سران برخي دولت هاي مستكبر غربي بود.
رهبر انقلاب پس از تشكر متواضعانه از مردم، دو طرف مناظره ها را مقصر دانستند: «يك طرف به رئيس جمهور قانوني كشور، صريح ترين و خجالت آورترين اهانت ها و تهمت ها را بيان مي كرد و با پخش كارنامه هاي جعلي براي دولت، رئيس جمهور متكي به آراي مردم را دروغ گو، خرافاتي و رمال مي ناميد و اخلاق و قانون و انصاف را زير پا مي گذاشت و طرف ديگر هم، با اقداماتي مشابه، كارنامه درخشان 30ساله انقلاب را كم رنگ جلوه مي داد و شخصيت هايي كه عمرشان را در راه نظام صرف كرده اند، زير سؤال مي برد و اتهاماتي را كه در مراجع قانوني اثبات نشده است، بيان مي كرد.»
امام خامنه اي در ادامه به سابقه درخشان و شناخت 50سال خود از آقاي هاشمي رفسنجاني و در عين حال به اختلاف نظر خود با هاشمي رفسنجاني در موارد متعدد اشاره كردند و فرمودند: «اين اختلاف نظر طبيعي است و مردم نبايد دچار توهم شوند و به گونه اي ديگر فكر كنند. ميان آقاي هاشمي و رئيس جمهور نيز از سال 84اختلاف نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس جمهور به نظر بنده نزديك تر است.»
رهبر انقلاب با تأكيد مجدد بر لزوم بر طرف شدن آسيب هاي مناظره، اعلام كردند در همان ايام بعد از مناظره به رئيس جمهور تذكر دادم چون مي دانستم ترتيب اثر مي دهد.
حضرت امام خامنه اي، در ادامه خطاب به ملت افزودند: «همه كساني كه به يكي از چهار نامزد محترم رأي داده اند در درون جبهه انقلاب و متعلق به نظام اند و انشاء الله از اجر الهي برخوردارند، به همين علت بايد گفت خط انقلاب، 40ميليون رأي دارد نه بيست و چهار و نيم ميليون رأي كه متعلق به رئيس جمهور منتخب است. مردم البته اطمينان دارند اما برخي طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه نظام جمهوري اسلامي اهل خيانت در آراي مردم نيست و ساز و كارهاي قانوني انتخابات در كشور ما اجازه تقلب نمي دهد، آن هم تقلب در حد يازده ميليون رأي. در عين حال به شوراي محترم نگهبان تأكيد شده كه به مستندات ارائه شده از جانب كساني كه شبهه دارند حتما رسيدگي شود و اگر در مواردي نياز به باز شماري صندوق ها بود، با حضور نمايندگان نامزدها انجام شود.»
سخنان قاطع رهبر انقلاب به اوج خود رسيده بود: «بنده زير بار بدعت هاي غيرقانوني نمي روم چرا كه در هر انتخاباتي طبعا برخي برنده نيستند و اگر امروز چارچوب هاي قانوني شكسته شود، در آينده نيز هيچ انتخاباتي مورد اعتماد نخواهد بود و مصونيت نخواهد داشت.»
بعد از مردم نوبت به سياسيون، نامزدها و گردانندگان احزاب و جريان هاي سياسي رسيده بود: «امروز يك لحظه حساس تاريخي براي كشور است و نگاهي به وضع دنيا، خاورميانه، كشورهاي همسايه و همچنين وضع اقتصادي جهان ثابت مي كند كه در نقطه تاريخي قرار داريم، بنابراين همه وظيفه داريم كه در اين مرحله تاريخي هوشيار و دقيق باشيم و اشتباه نكنيم. سياسيون و كساني كه به نحوي مرجعيتي براي بخشي از افكار عمومي دارند، بايد خيلي مراقب رفتار و گفتار خود باشند، زيرا با اندكي افراط گري آنها، دامنه افراط گري در بدنه مردم به مراحل حساس و خطرناكي خواهد رسيد كه خود آنها نيز نخواهند توانست ابعاد آن را جمع كنند. هر حركت افراطي، به افراطي گري ديگران دامن خواهد زد، اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خون ها، خشونت ها و هرج و مرج ها خواهند بود. به همه اين دوستان قديمي و برادران توصيه مي كنم با سعه صدر برخود مسلط باشند و دست هاي دشمن و گرگ هاي گرسنه و كمين كرده را كه امروز به تدريج نقاب ديپلماسي را كنار زده اند، ببينند و از آنها غفلت نكنند. اين آقايان بايد به مسئوليت كارهاي خود در نزد خداوند فكر كنند. برادران، آخرين وصاياي امام بزرگوار را به ياد بياوريد كه مي گفت همه بايد قانون را فصل الخطاب بدانند. حل و فصل همه اختلافات در سر صندوق رأي، فلسفه انتخابات است و انتخابات براي اين است كه در صندوق هاي رأي معلوم شود كه مردم چه مي خواهند نه در كف خيابان ها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آن هايي كه رأي نياورده اند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين حركت، كساني هم كه رأي آورده اند، طرفداران شان را به خيابان ها بكشانند، پس اصلا چرا انتخابات برگزار مي شود؟ ضمن آنكه مردم چه گناهي كرده اند كه بايد به علت اين كارهاي ما، از كسب و كار و زندگي خود باز بمانند. زورآزمايي خياباني بعد از انتخابات در واقع به چالش كشيده شدن اصل انتخابات و مردم سالاري است، از همه مي خواهم به اين روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند، مسئوليت تبعات و هرج و مرج آن، به عهده آنها خواهد بود. برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام به وجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است. اين گونه تصورات و محاسبه ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط، عواقبي هم پيدا كند، مستقيما متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد، مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.
پايان خطبه هاي رهبر انقلاب در روز 29خرداد، بوي امام زمان داشت: «يك خطاب آخري هم عرض كنم به مولامان و صاحب مان، حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه): اي سيد ما! اي مولاي ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام مي دهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلي دارم، جسم ناقصي دارم، اندك آبرويي هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه ي اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاي ما، دعا كن براي ما؛ صاحب ما تويي؛ صاحب اين كشور تويي؛ صاحب اين انقلاب تويي؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاي خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيباني بفرما.»
جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!
جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رح م الله عم ي العباس!
اين گونه بود كه نماز جمعه تاريخي 29خرداد فصل الخطابي شد براي دل هاي بي قراري كه چونان كوير تشنه در انتظار آبي براي سيراب شدن بودند . با خطبه هاي وحدت بخش رهبري در اين نماز جمعه صفوف فتنه گران از دوستان انقلاب مشخص شد ، دوستاني كه هر چند به كس ديگري راي داده بودند و در نتيجه انتخابات ان قلت ها داشتند ولي سخنان رهبري را چونان فرمايشات امام زمان كه از زبان نائبش بيان شده فصل الخطاب دانسته و صفوف خود را از فتنه گران جدا كردند تا نهادهاي امنيتي بتوانند بي هيچ دغدغه اي براي حفظ قوام و ثبات جامعه با آشوبگران برخورد كنند .
شنبه پس از انتخابات هر چند روز تلخي بود ولي از جهتي ديگر روزي تاريخي براي ملت ايران محسوب مي شد چرا كه يك روز بعد از نماز جمعه تاريخي امام امت نگذشته بود كه دشمنان نقاب از چهره برداشتند و بي آن كه خجالت بكشند از مردم ! برخلاف نص صريح بيانات رهبري نقش فعال ايفا كردند .
رهبر عزيز انقلاب در نماز جمعه تاريخي خود تكليف نخبگاني كه بر خلاف وظيفه حساس خود بر آتش آشوب ها دميدند را مشخص كردند«اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، خواسته يا ناخواسته، مسئول خونها، خشونتها و هرج و مرج ها خواهند بود.»
با اين سخنان بود كه تكليف سران فتنه مشخص شد و آنان براي هميشه
از كشتي انقلاب پياده شدند .