بازخواني اهميت دانشجويان غيربومي دانشگاه هاي آمريكا در گسترش ديپلماسي عمومي در خاورميانه
استعمار نوين و سفيران دانشجو
حامد نوري
با گذشت قريب به هفت ماه از آغاز انقلاب هاي مردمي در خاورميانه، سياستمداران آمريكايي همچنان به دنبال بهره گيري از فرصت هاي موجود در اين انقلاب ها براي مصادره آنها و تشكيل حكومت هايي كه تابع سياست هاي آمريكا در منطقه بود و يا حداقل همسويي هايي با اين سياست ها در شكل گيري آنها وجود داشته باشد.
آنچه حائز اهميت است، توجه به راهبردهايي است كه سياستمداران آمريكايي آنها را به عنوان دستور كار گسترش ديپلماسي عمومي، پيشنهاد مي دهند. از جمله آخرين راهبردهاي موردبحث براي گسترش ديپلماسي عمومي در خاورميانه، زبان آموزي به دانشجويان آمريكايي و آشنا كردن آنان با فرهنگ و زبان كشورهاي غيراروپايي است كه منافع آمريكا را تامين مي كنند و همچنين به كارگيري فارغ التحصيلان غيربومي دانشگاه هاي آمريكا در ساختار حكومت هاي نوپاي خاورميانه است كه اين دو راهبرد، نقش كليدي اي را در رفع چالش هاي پيش روي آمريكا در منطقه خواهند داشت.
زبان آموزي به دانشجويان آمريكايي براي برقراري ارتباط با فرهنگ هاي تامين كننده منافع آمريكا
روزنامه يو.اس.اي. تودي، در مقاله اي به قلم مادلين آلبرايت-وزير خارجه پيشين آمريكا- و چاك هگل- نماينده پيشين مجلس آمريكا- نوشت: علاوه بر توانمندي هاي نظامي و بينش عميق نسبت به مناطق مهم براي منافع آمريكا، فرهنگ و زبان اين كشورها نيز سهم مهمي در موفقيت هاي سياسي ما دارد1.
ماجرا از آنجا شروع مي شود كه در تصويب بودجه سال جاري مالياتي در آمريكا، بودجه مخصوص «مطالعات زبان هاي خارجي و آموزش بين المللي» به ميزان 50 ميليون دلار، كاهش مي يابد. اين رقم حدود چهل درصد از كل بودجه مربوط به اين مطالعات را شامل مي شود و از ديد آلبرايت و هگل، كسر اين بودجه، اشتباه بزرگي بوده كه پيامدهاي جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت؛ چنانكه در اين مقاله به صراحت مي نويسند:
به اعتقاد ما، اشتباه بزرگي كه در دقيقه آخر مرتكب شديم اين بود كه در سال مالياتي جاري، بودجه مخصوص «مطالعات زبان هاي خارجي و آموزش بين المللي» را كاهش داده ايم. در شرايطي كه صحبت از ميلياردها دلار كاهش بودجه است؛ بحث بر سر كاهش 50 ميليون دلار چندان مهم به نظر نمي رسد. اما كسر همان چندميليون دلار از بودجه تخصيص يافته به «وزارت آموزش و پرورش آمريكا» به معناي كاهش 40 درصدي حساب نسبتا كوچكي است كه از چنين برنامه هايي در موسسه هاي آموزش عالي در سراسر آمريكا حمايت مي كند؛ براي همين است كه گفته مي شود اين كاهش بودجه پيامدهايي جدي و جبران ناپذيري براي كشور خواهد داشت. چنين پيامدي نه تنها ظرفيت هاي كشور را در عرصه ديپلماتيك، اطلاعاتي و امنيت ملي تهديد مي كند، بلكه براي توانايي كشور در به حداكثر رساندن رقابت در بازارهاي جهاني زنگ خطري جدي به شمار مي رود.
ايشان در تبيين نياز آمريكا به آموزش زبانهاي غيراروپائي، تاكيد مي كنند:
تمام سال هايي كه در عرصه ديپلماسي و امنيت ملي فعاليت داشتيم، هر دو در مورد لزوم اين امر اطمينان حاصل كرده ايم كه بايد هميشه از آمريكايي هايي استفاده كرد كه تاريخ و سياست كشورهاي مهم (تأثيرگذار بر منافع ما) را مورد مطالعه قرار داده اند. اين مسئله زماني اهميت بيشتري مي يابد كه بدانيم توانايي آمريكا در رفع چالش ها و بهره گيري از فرصت ها در گرو آشنايي آمريكايي ها با زبان هايي است كه در حال حاضر در سيستم آموزشي شان جاي چنداني براي خود باز نكرده است، بدين معنا كه آنها تا چه اندازه به زبان هايي كه در كشورشان خيلي كم به آموزش آنها پرداخته مي شود، تسلط دارند. زبان هاي عربي، چيني، كره اي، پشتو و فارسي از جمله زبان هايي هستند كه امروز اهميتشان در رفع چالش هاي مهم پيش رو انكارناپذير است، البته نياز آمريكا به آموزش زبان تنها با همين چند نوع محدود نمي شود.
آلبرايت و هگل در اين مقاله، با اشاره به اينكه در گذشته اختصاص بودجه كافي به بخش آموزش، ثمرات زياد و مفيدي براي آمريكا داشته است اظهار داشته اند:
در گذشته، دانشجوياني كه اين برنامه در موردشان اجرا شده بود با حمايت مالي توانسته اند به حرفه هاي برتري در نيروي نظامي آمريكا، آژانس هاي اطلاعاتي، هيئت هاي ديپلماتيك دست يابند. از بين اين افراد مي توان به، رابرت گيتس- وزير دفاع پيشين آمريكا- جيمز كولينز- سفير پيشين آمريكا در روسيه- و ديوين اووي- نماينده مجلس آمريكا- اشاره كرد. باقي اين افراد يا در سفارت خانه هاي آمريكا در سراسر دنيا مسئوليت نظامي- دفاعي دارند، و يا رهبر سازمان هاي بين المللي، سازمان هاي غيردولتي (NGO) شده اند و يا مسئوليت شركت هايي از بخش خصوصي كه نماينده آمريكا در خارج از اين كشور هستند را به عهده گرفته اند. در اين بين برخي از آنها مقامات اطلاعات ملي شده اند.
آنچه در اين جملات حائز اهميت است، تصريح آلبرايت و هگل بر به كارگيري نيروهاي آموزش ديده در سازمان هاي بين المللي، سازمان هاي غيردولتي (NGO) و يا شركت هايي از بخش خصوصي است كه نماينده آمريكا در خارج از اين كشور هستند. همچنين به كارگيري چنين نيروهايي به عنوان مقامات اطلاعاتي كشورهاي مقصد، پيوند مستقيم اين راهبرد را با تامين منافع آمريكا گوشزد مي كند.
انديشكده مطالعات استراتژيك و بين الملل آمريكا نيز با انتشار گزارشي در مورد فضاي ديپلماسي عمومي در منطقه خاورميانه2، راه كارهاي مناسب براي پيشبرد اهداف سياست خارجي آمريكا در اين منطقه را ارائه كرده است. اين انديشكده در گزارش مي كوشد دولتمردان غربي را از فرصت پيش آمده براي حضور هرچه پررنگ تر در خاورميانه آگاه سازد و به آنها پيشنهاد مي دهد كه در لفافه تقويت فضاي ديپلماسي عمومي، بيش از پيش در امور داخلي اين كشورها دخالت كنند. يكي از راه كارهاي پيشنهادي، به كارگيري كارشناسان بومي و فارغ التحصيل از دانشگاه هاي آمريكا و اروپا به سيستم هاي حكومتي است تا خاورميانه جديد (پس از بيداري مردم منطقه و وقوع انقلاب ها) نيز در راستاي تامين منافع آمريكا حركت كند.
در اين گزارش با تاكيد بر فرصت پيش آمده در مقطع كنوني تصريح شده است:
زمان آن فرا رسيده است كه ديپلماسي عمومي را در خاورميانه تقويت كنيم. قيام مردم عرب نشان داد كه نيرويي مردمي، براي حل مسائل ديپلماسي عمومي شكل گرفته و لازم است كه حكومت ها راه حل هاي بهتر و مناسب تري نسبت به گذشته براي حل اين مسائل جستجو كنند. با اين حال لازم به ذكر است كه ارتقاي [ظرفيت] سرمايه انساني و فضاي ديپلماسي عمومي، نيازمند سرمايه گذاري بلندمدت و مداوم است.
نگارنده اين گزارش بر ظرفيت بالاي موجود در ميان جوانان كشورهاي عرب و ضرورت سرمايه گذاري روي آن تاكيد داشته و مي نويسد:
قيام مردم عرب نشان داد كه استعداد و ظرفيت بالاي جوانان عرب، مدت مديدي از سوي جريان ها و فضاي سياسي پيراموني ايشان ناديده گرفته شده است. اين قيام خطرات اوضاع كنوني را برملا ساخت؛ اين قيام به آشكار شدن يكي از تراژيك ترين محصولات جانبي استبداد كمك كرد: استعداد تلف شده.
وي همچنين با اشاره به سازماندهي اعتراضات خودجوش مردمي تاكيد مي كند: سازمان دهندگان اعتراضات اخير در مصر و ديگر نقاط منطقه، توانمندي و فراست برابر با توانايي هاي سياست مداران آمريكايي كه براي دست يافتن به سمت هاي دولتي مي كوشند، از خود نشان دادند. آنها با استفاده از اينترنت تبليغ را در دستور كارخود قرار دادند، توده ها را بسيج نموده و پايه هاي حركت خود را استحكام بخشيدند... در هر حال ايشان با به كارگيري خلاقيت و نيرو محركه توانمند خود، در ماه هاي پس از آغاز اعتراضات تلاش خود را به كار گرفتند تا مسير خود را از حمايت صرف به سمت سياست گذاري تغيير دهند.
انديشكده مطالعات استراتژيك مي كوشد تا در اين گزارش، با گوشزد كردن نقش جوانان، فرصت هاي موجود در ادامه حركت انقلاب هاي منطقه را پيش روي سياستمداران آمريكايي قرار دهد. در اين گزارش تصريح شده است:
جدايي طولاني مدت از روندها و جريانات سياسي مانع آن شد كه ايشان بياموزند چگونه خط مشي هاي سياسي مستحكم ايجاد كرده، از صاحبان قدرت امتياز بگيرند و با ديگر سرمايه گذاران اين حوزه وارد مذاكره شوند. جنبش مشهور بچه هاي فيس بوك (Facebook Kide) «انقلاب هاي گم نام» را رقم زدند بدون آن كه از رهبر يا خط مشي سياسي مشخصي پيروي كنند.
نويسنده گزارش ادامه مي دهد: اوضاع در كوتاه مدت به نظر نمي رسد كه به نفع آنها باشد. از آنجا كه رئاليسم، ايده آليسم را تحت الشعاع قرار مي دهد و چشم انداز سياسي به صورت فزاينده چند پاره و پيچيده مي شود، بازيگران سياسي متعارف تر و منطقي تر، به نظر مي رسد كه بچه هاي فيس بوك را به حاشيه برانند. اما در بلندمدت اوضاع به نحو ديگري براي اين گروه رقم خواهد خورد. پاياترين دست آورد اين فعالان اعمال تغييرات راديكال از بالا نبود، بلكه موفق شدند رويكرد و انتظارات را از پايين تغيير دهند. بيش از هر زمان ديگري، افراد جوان خطراتي را كه آينده كشورشان را تهديد مي كرد احساس كرده و خواهان برطرف ساختن مسائلي شدند كه در حوزه ديپلماسي عمومي، مسير ايشان را مختل مي ساخت. حكومت ها، به نوبه خود، خود را در موضعي يافتند كه مي بايست براي عبور از آن، راه كارهاي بهتري را نسبت به گذشته به كار بگيرند.
اين گزارش در ادامه به تبيين راهبردهايي مي پردازد كه آمريكا مي تواند با استفاده از آن ها امنيت خود را در منطقه حفظ و تقويت كند. در اين بخش از گزارش تأكيد مي شود، آموزش به جواناني كه تخصصي در حوزه سياست نداشته اند مي تواند فضايي را براي ارتباط موثرتر ايشان با سياست گذاري هاي كشورشان به وجود آورد و منافع آمريكا در اين منطقه تضمين شوند. انديشكده مطالعات استراتژيك، پيشنهاد خود را چنين مطرح مي كند:
همزمان با وزش طوفان تغييرات در سراسر جهان عرب، زمان آن فرا رسيده است كه فضاي سياست گذاري در اين منطقه تقويت و ارتقا بخشيده شود. در بلندمدت، تلاشي منظم و هماهنگ مي تواند به تقويت فضايي كمك كند كه در آن نسل هاي جوان حضوري فعال تر و ارتباطي موثرتر با سياست گذاري داشته باشند و وارد فضايي خارج از فضاي اينترنتي شده و در ميان افراد و سازمان هاي جامعه مدني و حكومت هاي خود قرار گيرند. چنين فضايي مي تواند اسباب تقويت صلح و امنيت منطقه و همچنين آمريكا را فراهم آورد. اين اقدامات بلافاصله به ثمر نخواهند نشست، اما تأثير آنها پايدار خواهد بود و در آينده سبب تحصيل ثمرات مي شود.
در ادامه تأكيد شده، بررسي شيوه هايي مورد نظر اين گزارش است كه از طريق آنها يك بازيگر خارجي قادر خواهد بود، به انجام اقداماتي مبادرت ورزد كه فضاي ديپلماسي عمومي را در خاورميانه تقويت مي كند.
همچنين تصريح مي شود كه اين پيشنهادات قرار نيست در يك بازه زماني كوتاه مدت به سرانجام برسند. زيرا توسعه سرمايه انساني و تقويت فضاي ديپلماسي عمومي، سرمايه گذاري بلندمدت و التزام هميشگي به كار را مي طلبد. در گزارش انديشكده مطالعات استراتژيك با اشاره به نقش سرمايه انساني در پيگير اهداف آمريكا، آورده شده است: در مورد سرمايه انساني، مي بايست به هزينه كردن زمان و انرژي فراوان، كارشناساني را توليد كرد كه بتوانند به راحتي قلم بزنند؛ به خصوص كساني كه حاضر باشند آزادي تلاش ها و نگارش هاي آكادميك خود را در برابر تأثيرگذاري سياسي هر چه بيشتر، قرباني كنند.
استفاده از دانش آموختگان غرب؛ جدي ترين فرصت آمريكا براي بازسازي وجهه خود در خاورميانه
اين گزارش به نقش نخبگان تحصيل كرده در شكل گيري نهادهاي تأمين كننده منافع آمريكا در خاورميانه اشاره كرده و مي نويسد: در دوره پسا استعماري، نخبگان تحصيل كرده در اروپا و آمريكا، عنصر ضروري عملكرد حكومت هاي تازه به استقلال رسيده بودند. با خروج عوامل استعماري، اعراب جواني كه از دانشگاه هاي غربي تحصيل كرده بودند نيروي تكنيكي و مديريتي لازم را براي حكومت هايي فراهم مي آوردند كه به شدت به ايشان نيازمند بود. در سال هاي مياني قرن پيشين، تكنوكرات هاي شرقي از دل باديه نشينان عربي، بناي شوراي همكاري خليج[فارس] را پي ريزي كردند.
اين گزارش توجه مخاطبان خود رابه اقبال كشورهاي منطقه نسبت به شركت هاي مشاوره بين المللي براي كسب راه كارهاي كارشناسي، جلب كرده و مي نويسد: چندين شركت مشاوره بين المللي، از مك كنزي گرفته تا بوز و شركت مانيتور گروپ، همه و همه اقدامات بخش عمومي را در خاورميانه تقويت مي كنند. عمده كارمندان ايشان فارغ التحصيلان عربي هستند كه در دانشگاه هاي غربي تحصيل كرده اند يا افرادي بومي كه خارج از كشورهاي خود در حوزه هاي مختلف مشغول به كار هستند.
در ادامه گزارش انديشكده مطالعات استراتژيك به مواردي از به كارگيري تحصيل كردگان دانشگاه هاي غربي در سمت هاي مديريتي كشورهاي خاورميانه اشاره كرده و تصريح مي كند: برخي موارد، مشاوران به عنوان ملازمان حكومتي برگزيده شدند. براي مثال، در سال 2009 وزير بهداشت مصر با همكاري بانك جهاني پروژه بيمه بهداشتي را آغاز كرد و در اين پروژه به جاي كارمندان وزارت بهداشت، از مشاوران شركت مك كنزي بهره برد. با اينكه اين مشاوران مليت مصري داشتند، سرپرست وزارت خانه مذكور اين افراد را شايسته انجام اين كار مي دانست كه به اندازه كافي در معرض فضاي بين الملل قرار گرفته اند و بعيد به نظر مي رسيد كه تمايل داشته باشند به صورت مستقيم براي حكومت مصر كار كنند.
جالب ترين بخش اين گزارش، آن جاست كه به صراحت از سرمايه گذاري بر دانشجويان منطقه در دانشگاه هاي آمريكايي سخن مي راند. در اين بخش از گزارش آمده است: در بسياري از كشورهاي شوراي همكاري خليج[فارس]، چالش هاي جمعيت شناختي به شدت بر شانه هاي رهبران اين كشورها سنگيني مي كند و حكومت ها به دنبال آن هستند كه هر جوان بومي با استعدادي را كه به او دسترسي پيدا مي كنند، به كار گيرند.
رئيس دانشگاه آمريكايي در سليمانيه، معتقد است دانشگاه هاي آمريكايي قادرند با تربيت نيروهاي هم جهت با ديدگاه هاي آمريكا از عهده انجام كاري كه سياستمداران و نظاميان آمريكا تاكنون از پس آن برنيامده اند، برآيند.
تاكيد بر نقش دانشگاه هاي آمريكايي خارج از اين كشور در تربيت نيرو
در گزارش انديشكده مطالعات استراتژيك خطاب به سياستمداران آمريكايي تصريح شده است:
با آنكه داخل كشور آمريكا در مورد ممتاز و خوش آتيه بودن دانشگاه هاي اين كشور زياد صحبت مي شود، اما كمك بي بديل اين دانشگاه هاي برون مرزي به پيشرفت و كاميابي مناطقي كه در آنجا حضور داشته اند، كمتر نقل زبان هاست. راه اندازي كالج هاي آمريكايي خارجي به اواسط قرن نوزدهم برمي گردد- زماني كه قدرت هاي اروپايي حريصانه براي ايفاي سلطه و كسب منفعت از دولت رو به افول عثماني با يكديگر رقابت مي كردند، اما حضور آمريكا در خاور نزديك كمرنگ و قابل چشم پوشي بود.
در ادامه اين گزارش آمده است: آموزش ارائه شده توسط اين دانشگاه ها، در كشورهايي كه از بازار و كشاورزي معيشتي به سمت اشكال توسعه يافته تر سازمان دهي اقتصادي و شهري حركت مي كردند، فرصت هايي براي تحرك اجتماعي صعودي فراهم مي آورد. اصولي كه اين دانشگاه ها از سرچشمه هاي پوريتاني خود در نيوانگلاند حفظ كرده بودند، تاكيد بر شكل دهي شخصيت و القاي اخلاق كاري و مسئوليت پذيري بود.
درخواست براي عدم غفلت از دانشگاه ها به عنوان بهترين صادرات آمريكا
در گزارش انديشكده مطالعات استراتژيك بر كم توجهي سياستگذاران به سرمايه گذاري در دانشگاه هاي آمريكايي خارجي تصريح شده و انذار داده شده است كه: به نظر نمي رسد آمريكا، خود به طور كامل اين مسئله را فهميده باشد. كشورهاي ديگر، به خصوص فرانسه و انگليس، با آگاهي زيركانه از ارزشي كه حضورشان در عرصه آموزش و پرورش برون مرزي هم براي خودشان و هم براي هم پيمانشان دارد، تلاش هاي منظمي براي گسترش مرزهاي فرهنگي خود كرده اند. به نظر مي رسد آمريكا مي خواهد يا سريع به نتيجه برسد و يا اصلا به نتيجه اي نرسد. آمريكا در واكنش به شورش ها، دست به مبارزه تبليغاتي براي «به دست آوردن دل ها و ذهن ها» مي زند؛ و پيمانكاران خصوصي بسيار ناكارآمد و سازمان هاي غيردولتي خوش نيت اما دست و پا بسته را مامور برنامه هاي «ظرفيت سازي» مي كند؛ اما برعكس، دانشگاه هاي آمريكايي خارج از كشور، با منتقل كردن ارزش هاي ماندگار خود كه فراتر از عبارت هاي پررنگ و لعاب اما زودگذري هستند كه اين دولت يا آن دولت گاه به گاه در قالب ديپلماسي عمومي به ميان مي آورند، مخاطبان [مدنظر] خود را تربيت مي كنند. دانشگاه هاي آمريكايي برون مرزي دست به تبليغات نمي زنند، اما ديگران را از باارزش ترين دستاوردهاي آمريكا مطلع مي كنند. با عنايت به اثرات درازمدتي كه اين دانشگاه ها بر توسعه جوامعي كه آنها را ميزباني مي كنند و جهان بيني مردم اين جوامع داشته اند، آنها را به حق بايد بهترين صادرات آمريكا دانست.
اين گزارش همچنين راهبردهاي ديگري را براي گسترش ديپلماسي عمومي آمريكا (از جمله تربيت خبرنگاران براي نشر انبوه ايده ها و اهداف آمريكا در منطقه) ارائه مي دهد.
اما نكته حائز اهميت پس از مواجهه با چنين گزارش ها و مقالاتي، توجه به نقش دانشگاه ها در ادامه راه انقلاب هاي منطقه است. به نظر مي رسد پيش از آنكه فرصت به وجود آمده براي صدور انقلاب ايران به تهديد تبديل شود، مي توان با تعامل علمي و در اختيار گذاشتن دستاوردهاي انقلاب اسلامي به جوانان منطقه، آنان را در رسيدن به استقلال و خروج از حكومت داري وابسته به غرب ياري نمود.