به سلام رمضان بر شده ام باز به بامی
ماه نو! ماه نو! از مات درودی و سلامی
مـاه نــو! مـاه نــو! امسـال به پیمـانـه چــه داری؟
پیش از این از رمضانم نه می یی مانده نه جامی
ماه نو! ماه نو! امشب چه شب واقعه جوشی ست
چـه شـب واقـعـه جوشی! چه شــب آینـــه فامی!
مـاه نــو! مـاه نــو! امـسال مـرا نور بیــاموز
تو که در مهر امامی، تو که در سوز تمامی
مــاه نــو! در پـی تفسیــر نویـی از رمضــانــم
روزه آن نیست که صبحی برسانیم به شامی
رمضان آمد و در سفره افطار و سحر نیست
نه تو را نــان حلالی، نــه مــرا آب حــرامی
در سلام رمضان کاش یکی آینه باشیم
آه، آیینه در آیینـه، عجب حسن ختامی!
شاعر : علیرضا قزوه - شهریور 1387