0

سیّدرضا بهاء الدّینی

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

سیّدرضا بهاء الدّینی


  

ولادت : 1327 ق .
محل ولادت : قم .
وفات : 1418 ق .
محلّ دفن : قم .
محلّ تحصیل : قم .
اساتید : حضرات شیخ ابوالقاسم کبیر قمی، شیخ عبدالکریم حائری، محمّد علی شاه آبادی و … .
 

 

از همان سنین کودکی، آثار معنویت در چهره اش هویدا بود . خود درباره آن می فرماید :« یک ساله که بودم افراد پاک طینت و نیکو سرشت را دوست داشتم و علاقه ای قلبی به آنان پیدا می کردم . خیر و شر را می فهمیدم و بین انسان های خیّر و نیکوکار و افراد شرور و طغیان گر فرق می گذاشتم .» از نوجوانی به روزه و نماز شب علاقه داشت . از خود ایشان نقل است:« از هفده سالگی در ما دگرگونی پدید آوردند و ما را به خود مشغول کردند، تا جایی که وجود حضرت حق را لمس می کنیم .» می فرمود: « از عواملی که باورهای اعتقادی انسان را سست می کند و مانع پیشرفت معنوی انسان می شود، شهرت های بیجا و بی فایده است .» براساس این اعتقاد، ایشان از قبول مصاحبه های تلویزیونی و معروفیت در مرجعیت سر باز می زد . وقتی با اصرار برخی ارادتمندان رو به رو می شد، می فرمود: « بالاتر از این ها فکر کنید ! گیرم نام بنده بر سر زبان ها افتاد، وقتی پیش خدا دستم خالی است ، آن شهرت برای من چه سودی دارد؟» آگاهی از حقایق عالم صفحه ای دیگر از کتاب شکوه و شخصیت ارجمند حضرت آیت الله بهاء الدّینی است . یکی از شاگردان آقا که فردی متّقی و پارسا بود امّا استعداد شایانی نداشت از دنیا رفت . مدّت ها گذشت، روزی سخن از او به میان آمد . ایشان فرمود: «فلانی در برزخ چنان رشد علمی پیدا کرده و حرف هایی می زند که اگر در حیاتش برای او گفته می شد نمی فهمید . درباره موضوعی در باب طهارت با ما بحث کرد و نظر ما را تغییر داد !»
دیده باطن بین آن پیر روشن ضمیر بارها و بارها مشکلات و موانع دیگران را برایشان می گشود ، در این باب نقل ها و خاطره ها بسیار است . یکی از آقایان اهل علم می گفت : «روزی لباس خوبی پوشیده بودم، می آمدم خدمت آقا، ماشینی از کنارم رد شد و گل و لای را به لباس من ریخت . خیلی ناراحت شدم و شروع کردم به بد و بیراه گفتن به راننده ، برگشتم منزل لباسم را عوض کردم و خدمت ایشان رسیدم . تا نشستم آقا فوراً فرمودند: « زیبنده نیست اهل علم بدزبانی کند ، حالا مثلاً یک ماشین هم آمد زد به آب و گل و لباس ها را گل آلود کرد، نباید انسان متانت را از دست بدهد و بد و بیراه بگوید!»

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
سه شنبه 4 مرداد 1390  3:54 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها