مقایسه نکن ، خودت باش !
حسادت ، سنجیدن است ، مقایسه است . و ما به سنجیدن فکر کرده ایم ، ما نسبت به مقایسه شرطی شده ایم ، همیشه در حال مقایسه هستیم .
دیگری خانه بهتری دارد ، دیگری بدن زیباتری دارد ، دیگری پول بیشتری دارد ، دیگری شخصیت پر جذبه تری دارد .
مقایسه ، تداوم مقایسه خویش با هر آن کس که از کنارتان می گذرد ، و پیامدش حسادتی عظیم خواهد بود ؛ محصول جانبی شرطی شدن نسبت به مقایسه
.
و الا ، اگر شما مقایسه کردن را رها کنید ، حسادت ناپدید می شود . آن گاه به راحتی می فهمید که خودتان هستید و هیچ کس دیگری نیستید ، و نیازی هم نیست کس دیگری باشید .
این خوب است که شما خودتان را با درختان مقایسه نمی کنید ، و الا شروع به حسادتی عظیم می کردید : چرا سبز نیستید ؟ و چرا خداوند اینقدر نسبت به شما سختگیر بوده است .... و گل هم نمی دهید . این بهتر است که شما خود را با پرندگان نمی سنجید ، با رودخانه ها ، با کوه ها ؛ و الا رنج بسیاری می بردید .
شما خود را با بنی نوع انسان مقایسه می کنید ؛ شما شرطی شده اید که خود را فقط با انسان ها مقایسه کنید ، شما .... . شما چنان بار سنگینی از حسادت را متحمل شده اید که اصلا قادر به زندگی کردن نیستید .
مقایسه نگرشی بسیار احمقانه است ، چون هر فردی یگانه و یکتاست و غیر قابل مقایسه
.
یک بار که فهم این نکته در شما جا بیفتد ، حسادت ناپدید می شود .
هر فردی یگانه و غیر قابل مقایسه است . شما فقط خودتان هستید :
هیچ کس هرگز شبیه شما نبوده است ، و هیچ کس هرگز شبیه شما نخواهد بود . و نیازی هم نیست که شما شبیه هیچ کس دیگری باشید .
خداوند فقط نسخه اصیل می آفریند ، به کپی های کاربن معتقد نیست .
.....
در ( خانه ) کناری ، چیزهای بزرگی اتفاق می افتد : علف سبزتر است ؛ گل سرخ ، سرخ تر است . به نظر می رسد که همه بسیار خوشحالند – جز خود شما .
شما دائما در حال مقایسه اید . و در مورد دیگران نیز قضیه به همین صورت است ، آنها نیز در حال مقایسه اند
. شاید آنها فکر می کنند علف های زمین شما سبز تر است – چمن شما همیشه از دور سبزتر به نظر می رسد – شما همسر زیباتری دارید ....
هر کسی نسبت به دیگری حسادت می کند . و ما به سبب حسادت چنین جهنمی خلق می کنیم ، و به سبب حسادت بسیار بدجنس و شرور می شویم . ..
....
اما در درجه اول چرا ایده غیر به سر شما خطور می کند ؟
مجددا بگذارید شما را یادآور شوم :
چون شما اجازه نداده اید جوهر خودتان جاری شود ؛ اجازه نداده اید که سعادت و خوش بختی خودتان رشد کند ؛ اجازه نداده اید وجود خودتان شکوفا شود ، از این روی از درون احساس تهی بودن می کنید ، و به بیرون دیگران نگاه می کنید ، چون فقط بیرون می تواند دیده شود .
شما درون خود و بیرون دیگران را می شناسید : همین حسادت می آفریند .
آنان نیز بیرون شما و درون دیگران را می شناسند : همین حسادت می آفریند .
هیچ کس دیگری درون شما را نمی شناسد . اینجاست که خود را هیچ و بی ارزش می دانید . و دیگران از بیرون شاد و خندان به نظر می رسند . لبخند آنان می تواند ساختگی باشد ، اما شما چگونه بدانید ساختگی است ؟ ممکن است قلوب ایشان نیز خندان باشد .ا شما می دانید که لبخند خودتان ساختگی است ، چون قلب شما اصلا خندان نیست ، شاید که زار و گریان باشد .
.....
به سبب حسادت ، شما به طور مداوم دارید رنج می برید
1 ؛
شما نسبت به دیگران بدجنس و شرور می شوید
.
و به سبب حسادت شروع می کنید به دروغین شدن
، به ساختگی شدن ، چون شروع به تظاهر کردن می کنید .
شما شروع به تظاهر چیزهایی می کنید که ندارید ، شما شروع به تظاهر چیزهایی می کنید که نمی توانید داشته باشید ، چیزهایی که برای شما طبیعی نیستند . شما بیشتر و بیشتر غیر طبیعی و تصنعی می شوید
2.
.....
انسان حسود در جهنم زندگی می کند .
مقایسه کردن را رها کنید ، حسادت ناپدید می شود ، شرارت ناپدید می شود ، کذب ناپدید می شود
.
اما شما تنها در صورتی می توانید آن را رها کنید که به رشد و نمو خزاین و نعمات درونی خود بیاغازید ؛ هیچ راه دیگری وجود ندارد .
رشد کنید ، ببالید ، فردیتی اصیل تر و اصیل تر شوید . خود را دوست داشته باشید ؛ و به خودتان ؛ بدان گونه که خداوند شما را ساخته است ، احترام بگذارید ، و آنگاه ناگهان درهای بهشت به روی شما گشوده می شوند .
آنها همیشه باز بوده اند ، فقط شما به آنها نگاه نکرده اید .
منبع : کتاب " یک زندگی ، یک ترانه ، یک رقص " – ص
92
تا
97
– اشو
زير نويسها :
1-
اسوء الناس عیشا الحسود؛ بدترین مردم از نظر( آرامش در) زندگى حسود است
– امام علي ( ع ) - تصنیف غررالحكم، ص 300 و 301/ شرح غررالحكم، 2931
.
2-
الحسد حبس الروح؛ حسد، روح انسان را زندانى مىكند و از درك حقایق باز مىدارد
. - امام علي ( ع ) - شرح غررالحكم، شماره 371
.
محمد صالحی –
5/4/89
http://mahsan.parsiblog.com
/