0

نوپا

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

با بهانه گيری كودكان چه كنيم؟

تربيت كودكان كار دشواري است. به طور مثال پسر بچه اي را مجسم كنيد كه وسط يك فروشگاه شلوغ شروع به پرخاشگري مي كند و جسورانه به والدينش پاسخ مي دهد. در چنين مواقعي حتي والديني كه خيلي در مورد تربيت فرزندشان به خود اطمينان دارند نيز مأيوس و دلسرد مي شوند و به دنبال روش و كلمات مناسبي مي گردند تا كودك خود را آرام كنند. به شما اطمينان ميدهم كه با استفاده از پاره اي روشها مي توانيد در شرايطي كه فرزندتان بدرفتاري ميكند خونسردي خود را حفظ نماييد و شيوه اي مناسب در پيش گيريد، بخصوص هنگامي كه با اين پنج مسئله تربيتي مواجه مي شويد : بهانه گيــــــــري و نق نق كـــــــردن
بهانه گيري معمولاً در بين خردسالان، به ويژه قبل از اين كه بتوانند به خوبي صحبت كنند ، رايج است. اين كار يكي از معدود راه هايي است كه توسط آن مي توانند نارضايتي و خشم خود را از آنچه كه نمي توانند به دست آورند ابراز كنند. هر قدر هم كه اين مسئله ناراحت كننده باشد، والدين بايد بدانند كه علت بهانه گيري كودكشان فقط ديدن عكس العمل از جانب آنها نيست ( گرچه علت اصلي آن همين است ولي حتي كودكان دبستاني هم وقتي كه به مقصودشان نميرسند ) با بهانه گيري، احساسات دروني خود را آشكار مي كنند و در نتيجه آرامش مي يابند .
چگــــونه با آن كنار بياييد
وقتي كودك خردسال شما شروع به بهانه گيري و نق نق كرد، از او بخواهيد كه به صورتهاي مختلف ابتدا در گوشي، بعد به آهستگي و سپس خيلي بلند و ... چيزي را كه ميگويد، تكرار نمايد.اين روش درست مثل يك بازي توجه او را جلب خواهد كرد و بهانه گيري را فراموش خواهد نمود. در مورد كودك دبستاني خود ميتوانيد از چند روش كلي استفاده كنيد. به محض اينكه شروع به بهانه گيري كرد، حرف او را قطع كنيد و به آرامي بگوييد: "داري نق نق و بهانه گيري ميكني و من گوش نميكنم ، پس بهتر است كه آرام و شمرده صحبت كني . " اگر باز هم ادامه داد، دوباره درخواست خود را تكرار كنيد. اگر شيوه گفتار خود را تغيير داد با بيان جمله اي او را تشويق كنيد. مي توانيد بگوييد: " وقتي بدون نق نق كردن بگويي كه چه مي خواهي، بيشتر دوستت خواهم داشت." اگر در چنين مواقعي عصباني مي شويد،هيجان صداي خود را فرو ببريد و فراموش كنيد كه چقدر دلتان مي خواهد فرياد بزنيد. به خاطر بسپاريد كه با مهار عكس العمل خود مي توانيد ارتباط بهتري با فرزندتان برقرار كنيد. بعد به او بگوييد كه مي دانيد دليل ناراحتي اش چيست و از اين طريق با او به توافق برسيد. به عنوان مثال فرض كنيد چون به فرزندتان اجازه نداده ايد كه قبل از نهار شيريني بخورد، ناراحت شده است، پس شيريني را در جايي قرار دهيد كه بتواند آن را ببيند و به او قول دهيد كه پس از خوردن غذا به او شيريني مي دهيد .
اقـــــدام پيشگيــــــــــرانه
هنگامي كه فرزندتان واضح و محكم صحبت مي كند به او گوش دهيد و تحسينش كنيد. با اين عمل به او ياد مي دهيد كه اگر بدون بهانه گيري چيزي بخواهد زودتر آن را به دست خواهد آورد .
پــــــرخاشگـــري
والدين گاهي به علت پرخاشگري فرزند خود عصباني مي شوند، نه فقط به اين دليل كه اغلب در مكان هاي عمومي با بدخلقي كودك خود مواجه مي شوند، بلكه بدين سبب كه احساس مي کنند روي رفتار كودك خود و شرايط موجود كنترل ندارند. خوشبختانه كج خلقي هاي كودكان با رسيدن به سن مدرسه كاهش مي يابد. زيرا مي توانند راه حل هاي بهتري در مواجهه با شكست و ناكامي پيدا كنند .
چگـــــونه با آن كنار بياييد
روش مؤثر براي از بين بردن پرخاشگري ، آن است كه از ابتدا آنرا مهار كنيد. وقتي كه در مقابل پرخاشگري كودك خود با خشم و عصبانيت عکس العمل نشان دهيد ، به طور غير مستقيم به او مي آموزيد كه عصبانيت وسيله كارسازي براي دست يافتن به اهداف است . در عوض مي توانيد بگوييد: " وقتي از گريه كردن دست برداشتي در مورد آن با هم صحبت مي كنيم و راه حلي مي يابيم. " و به اتاق ديگري برويد. اگر فرزند شما خيلي كوچك است و نمي توانيد او را تنها بگذاريد ، پيش او بمانيد. اگر به طرف شما آمد ، او را بغل كنيد ولي تا وقتي كه آرام نشده چيزي را كه مي خواهد به او ندهيد. خود را به كار ديگري مشغول كنيد . به عنوان مثال مطالعه كنيد. با اين كار به او مي فهمانيد كه تا آرام نشود نمي تواند توجه شما را جلب كند. اغلب پرخاشگري هاي بچه ها، اگر مخاطب مورد نظر حضور نداشته باشد، زودتر متوقف مي شود. در صورتي كه كودك شما در يك مكان عمومي شروع به بدخلقي و پرخاشگري كرد، بدون توجه به نگاه ها ي مردم او را به گوشه اي خلوت ببريد و منتظر شويد تا آرام شود. به او بگوييد: " اينجا پيش تو مي مانم تا وقتيكه آرام شوي و با هم صحبت كنيم. " اگر بعد از سه يا چهار دقيقه باز هم به فرياد و گريه خود ادامه داد ، او را برداريد و از آن مكان خارج شويد .
اقــــدام پيشگيــــــــرانه
پرخاشگري ها هميشه قابل پيش بيني نيستند. كودكان به دلايل مختلفي اين كار را انجام مي دهند. به عنوان نمونه سه دليل شروع پرخاشگري را ذكر مي كنيم :
هنگامي كه كودك شما چيزي مي خواهد ولي نمي تواند آنرا بدست آورد.
وقتي يادگيري انجام كاري برايش دشوار باشد.
وقتي كه خسته شده باشد.
پس با اجتناب از عواملي كه ممكن است به بهانه گيري منجر شود، مي توانيد از وقوع تنش جلوگيري كنيد. اگر مي بينيد كودك خردسالتان مي خواهد با پازلي كه خواهر بزرگترش انجام مي دهد بازي كند ، يا به او در اين بازي كمك كنيد و يا اينكه توجهش را به بازي ديگري كه بيشتر مناسب سنش باشد، جلب كنيد. از كودك خود انتظاري بيش از آنچه كه از عهده اش برمي آيد نداشته باشيد. خردسالان به اين دليل كه قدرت تحمل زيادي ندارند، نمي توانند خود را براي مدت طولاني سرگرم كنند. بنابراين كودك خردسال خود را در ساعات شلوغ روز و در صف هاي طولاني به فروشگاه و يا بانك نبريد و اگر بايد او را به جايي ببريد كه مي دانيد معطل مي شويد، براي سرگرمي او اسباب بازي و خوراكي همراه ببريد .
دعـــــــــــواي ميــــــان فــــــــــرزندان
رقابت و هم چشمي ميان فرزندان يك خانواده، پاسخي طبيعي به داشتن رقيب دائمي در جلب محبت پدر و مادر است. اگر دعواي آنها مهار نشود، روي روابط عاطفي ميان فرزندان اثر مي گذارد و شور و نشاط آنها را از بين مي برد .
چگـــونه با آن كنار بياييد
بهترين راه براي مبدل كردن دعواي ميان كودكان به صلح و آرامش، اين است كه ابتدا آنها را از يكديگر جدا كنيد تا آرام شوند. سعي نكنيد ميان آنها قضاوت كنيد، حتي اگر شاهد بوده باشيد كه يكي از بچه ها، ديگري را عمداً تحريك كرده و دعوا را شروع كرده است.( بايد براي تصحيح اين رفتار، روش تربيتي مناسبي را اتخاذ نماييد.) در غير اينصورت يا طرف يكي از آنها را ميگيريد و يا اينكه به ميدان دعوا كشيده ميشويد كه هيچكدام از آنها كمكي به شما نخواهد كرد .
اقــــــــــدام پيشگيـــــــــــــــرانه
رقابت ميان كودكان خود را نمي توانيد بطور كامل از بين ببريد ولي مي توانيد از شدت آن بكاهيد. احترام به علائق يكديگر را به كودكان خود تأکيد كنيد. به آنها بياموزيد كه نسبت به مالكيت شخصي يكديگر احترام قائل شوند و چيزي را كه به خواهر يا برادرشان تعلق دارد ، بدون اجازه بر ندارند. هيچوقت كودكان خود را با هم مقايسه نكنيد. در موقعيت هايي كه معمولاً بين كودكان اختلاف ايجاد مي شود، مقرراتي وضع كنيد. به عنوان مثال جاي هر يك را بر صندلي ماشين از قبل تعيين كنيد و يا مشخص كنيد كه هر يك از آنها چه ساعتي مي توانند برنامه تلويزيوني مورد علاقه خود را ببينند .
بازيگــــــــوشـــــــــي
فرض كنيد كه با كودك پيش دبستاني خود قرار گذاشته ايد كه بعد از مسواك زدن به رختخواب برود تا قبل از خواب برايش قصه بگوييد. ولي بيست دقيقه بعد مي بينيد كه مي خواهد ماشين هاي اسباب بازي خود را در دستشويي بگذارد. احتمالاً تا به حال چيزي شبيه به اين موضوع را تجربه كرده ايد. دليل آن اين است كه مفهوم گذشت زمان براي خردسالان كاملاً با بزرگسالان متفاوت است. وقتي كه آنها غرق در انجام كاري مي شوند فكر مي كنند تا وقتيكه فعاليت خود را به اتمام نرسانده اند زمان از حركت خود باز ايستاده است. بنابراين بازيگوشي آنها تا زمانيكه خواندن ساعت را بياموزند تمامي ندارد. گاهي پدر و مادرها مي بايست به بچه هاي خود گوشزد كنند كه وقتشان را تلف نكنند .
چگـــــــونه با آن كنار بياييد
اگر مي خواهيد فرزند خود را از فعاليتي وارد فعاليت ديگري كنيد چيزي در اين مورد به او نگوييد. به عنوان مثال شب هنگام به جاي اين كه به او بگوييد كه موقع خواب است، او را با گفتگو راجع به كارهايي كه در طول روز انجام داده است مشغول كنيد. او هم غرق در صحبت مي شود و متوجه نخواهد شد كه چه وقت از دستشويي بيرون آمده و به رختخواب رفته است.
روش ديگــــــــــــر :
چون درك مفهوم زمان براي كودكي كه هنوز به مدرسه نرفته است به زمان فعاليت هايي از قبيل خوردن آب ميوه، زمان خواب، زمان استحمام بستگي دارد، از اينرو مي توانيد برنامه بعدي را در طول روز برايش توضيح دهيد و به اين ترتيب سرعت حركتش را بالا ببريد. به عنوان مثال به او بگوييد: " بيا لباس خوابت را بپوش تا بتوانيم كتابي انتخاب كنيم و بخوانيم." اگر مي خواهيد كودك خود را به انجام كاري تشويق كنيد، مثلاًِ مي خواهيد كه اسباب بازي هايش را جمع كند، مي توانيد آن فعاليت را به صورت بازي در آوريد و بگوييد:" ببينم مي تواني تا 50 كه شمردم اسباب بازيهايت را جمع كني ! " او را مسئوليت پذير سازيد. اگر عجله داريد به او بگوييد كه ديرتان شده است و به كمك او احتياج داريد. از او بخواهيد كه كيف شما را دم در بگذارد و ظرف غذاي خودش را از يخچال بيرون بياورد. اگر اين روش نيز در مورد كودك دبستاني و بازيگوش شما مؤثر واقع نشد ، از روش جديدتري استفاده كنيد. لباسش را تنش كنيد، با موهاي شانه نشده و نامرتب با بسته هاي بيسکويت يا ميوه او را به موقع به مدرسه برسانيد. با اين روش به فرزند خود مي آموزيد كه هر چقدر هم كه مقاومت كند، بعضي كارها مانند به موقع حاضر شدن براي سرويس مدرسه را بايد در زمان خودش انجام دهد .
اقــــــــــدامات پيشگيــــــــــــرانه
هنگاميكه مي بينيد كودك شما به تلويزيون توجهي ندارد و اسباب بازي هايش را گوشه اي رها كرده است، بيشتر مستعد انجام كارها و وظائف خود مي باشد. بنابراين لوازمي را كه موجب حواس پرتي او مي شوند جمع كنيد و به طور واضح به او بگوييد كه انتظار انجام چه كاري را از او داريد. توجه كنيد كه كودك شما تمام وسايل مورد نياز خود را براي انجام كارش در اختيار داشته باشد. به عنوان مثال اگر از او مي خواهيد كه دندان هايش را مسواك كند بايد مسواك، خمير دندان و آب را در دسترس او قرار دهيد. راه ديگر جلوگيري از بازيگوشي فرزندتان اين است كه از شب قبل لباس و ديگر لوازم مورد نياز او را براي فردا صبح آماده كنيد. با اين كار نه تنها به كودك بازيگوش خود فرصت نخواهيد داد كه براي انتخاب لباسش شما را معطل كند بلكه صبح، قبل از بيرون رفتن از منزل ( به خصوص در مورد خانم هاي شاغل ) بدون عجله كارهايتان را انجام خواهيد داد. البته اگر اين كار را هر روز به طور معمول انجام دهيد، بهتر است. كودك خود را به انجام بعضي از كارها عادت دهيد. مثلاً شب: ابتدا خوردن غذا، بعد شستن دندان و خواندن داستان قبل از خواب. صبح: ابتدا پوشيدن لباس، شانه كردن مو و مرتب كردن تختخواب، خوردن صبحانه .
حاضــــــــــر جوابــــــــي
كودك با شروع دو سالگي ، خود مختاري خويش را به حيطه آزمايش مي گذارد كه يكي از راه هاي انجام اين كار حاضر جوابي به بزرگسالان است. كودك خردسال با گفتن " نمي خواهم" يا " نه" مي خواهد نشان دهد كه از دستورهاي شما خسته شده است و استقلال بيشتري مي خواهد. چگونه با اين موضوع كنار مي آييد ؟ اين موضوع پيچيده ايست. زيرا اولاً مي خواهيد كه كودكتان اولين قدم هاي خود را به طرف خود مختاري بردارد ، ثانياً نمي خواهيد كه گستاخي او را تأييد كنيد، بنابراين با حالتي جدي به او بگوييد : " نبايد اين طوري جواب بدهي، اگر با حرف من موافق نيستي اشكالي ندارد ولي بايد مؤدبانه جواب بدهي ." برايش از جملات معترضانه مناسب مثالهايي بزنيد. جملاتي مثل : " نظر من فرق دارد " يا " مخالفم " و غيــــره . به اين طريق برايش روشن سازيد كه اگر دفعه بعد اينگونه صحبت كند ارزش خود را نزد شما از دست خواهد داد. اجراي اين روش تربيتي را ادامه دهيد. اجازه ندهيد كه گستاخي او ادامه يابد تا اينكه روزي مجبور شويد عكس العمل شديدي از خود نشان دهيد.
اقــــــــــدامات پيشگيـــــــــــرانه
اگر كودكتان مخالفت خود را مؤدبانه به شما ابراز كرد، به او توجه بيشتري كنيد و به عقيده او احترام بگذاريد و به او نشان دهيد كه برا ي عقايد او احترام قائليد و اگر نظر او مخالف نظر شماست هيچ اشكالي ندارد . نكته مهم اين است كه شما مي بايست از نوع ارتباط خود آگاه باشيد. اگر از آن دسته افرادي هستيد كه مخالفت خود را با ديگران به صورت تمسخرآميزي بيان مي كنند، پس نمي توانيد از فرزند خود انتظار داشته باشيد كه رفتاري غير از اين داشته باشد. همين كه فرزند شما بتواند خودش را بيشتر كنترل كند و ياد بگيرد كه چگونه نيازها و نوميدي خود را از طرق سازنده به شما توضيح دهد، پرخاشگري، بهانه گيري و ديگر رفتارهاي منفي او مسئله ساز نخواهد بود. به او ياد بدهيد كه بتواند به شما بگويد كه چه احساسي دارد و چگونه فكر مي كند. با انجام اين روش رابطه اي قوي با فرزند خود ايجاد مي كنيد. چنين رابطه اي، هنگامي كه فرزندتان به سن بلوغ ميرسد، در حل مسائل به شما كمك زيادي خواهد كرد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 8 مرداد 1390  3:37 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

آيا می خواهيد فرزندتان حرف شنو باشد؟

همه ما مي خواهيم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتي فرياد مي زنيم كه بايست ! نرو وسط خيابان ؛ توقع داريم كودكمان اطاعت كند . يا اگر به او مي گوييم كه برو مسواك بزن ، يا بخواب ، توقع داريم بدون هيچ حرفي اين كار را انجام دهد. خيلي اوقات ، وادار كردن بچه ها به اين كه رفتار شايسته اي داشته باشند مشكل است . روش " هر چه مي گويم همان است "  كه بيشتر والدين به آن متوسل مي شوند ، معمولاً بي فايده است . خوشبختانه روش هايي براي اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فرياد ، كتك كاري ، يا توهين ِ زباني است . در اين مبحث سعي كرده ايم اصولي را ارائه دهيم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك مي كند تا به هدف مطلوب برسيد . شروع واقعي اين گونه تربيت ، از سال هاي آغاز كودكي است . به خاطر داشته باشيد كه در سنين پيش دبستاني ، بچه ها كارهاي عادي روزمره و مهارت نظم و انضباط را كه لازمه زندگي است ، به راحتي ياد مي گيرند. براي تسليم كردن كودكان روشي كلي وجود دارد كه در همه شرايط ، مفيد است. آنرا ياد بگيريد و بعد در زمينه هاي مختلف امتحان كنيد .

۱- بـــــرخورد مثبت داشته باشيد
به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنيد و در همان لحظه از آن تعريف كنيد . سپس از او درخواست نماييد ( يا او را راهنمايي كنيد ) تا فعاليت بعدي را انجام دهد . در اين روش براي هر كاري كه كودك درست انجام مي دهد امتيازي قائل شويد ،  به نوعي كه گويي جادويي در كار است ، او به طور باور نكردني ، درخواست هاي بعدي را اجابت مي كند.  به طور مثال به او بگوييد :
- آفرين كه يك ليوان شير خوردي . حالا بيا كمي تخم مرغ بخور .
- خيلي خوب مسواك زدي . حالا بيا لباس خوابت را بپوش .

۲- بـــــراي كنتـــــــرل او به نرمــــي رفتار كنيد
هر گاه ازكودك خود خواهشي داريد ، به سمت او برويد و به نرمي او را لمس كنيد . به طوري كه حضور شما تقريباً  موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جايي هستيد كه فرمان شما به يك عمل تبديل مي شود . شما مي خواهيد فرزندتان ميز را بچيند ، اگر با فرياد از او بخواهيد كه از آن طرف خانه بيايد و ميز را بچيند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او برويد و آنچه كه مي خواهيد به او بگوييد ، سپس با او به آشپزخانه برويد . هنگامي كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگيري هستند ، نبايد با داد و بيداد دعوا را متوقف كنيد . به جاي آن  ، به طرف آنها برويد و صحبت كنيد . خيلي اوقات همين آرامش شما براي ساكت كردن بچه ها كافي است . اگر مي خواهيد موافقت كودك خود را جلب كنيد كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنيد و حتي المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداري نماييد .

۳- فـــــرزند خود را دوباره راهنمايـــــي كنيد
فرزند خود را به سمت رفتار پسنديده هدايت كنيد . اگر او به چيزي دست مي زند كه  نبايد  دست بزند ، به او بفهمانيد كه دقيقاً چه چيزهايي را مي تواند لمس كند يا بردارد . اگر او روي مبل بالا و پايين مي پرد ، به جاي اينكه او را سرزنش كنيد ، جايي را كه مي تواند جست و خيز كند  به او نشان دهيد .

۴- اشياء مخــــرب را از دستــــرس كــــودك دور كنيد
اگر فرزندتان روي ديوار رنگ آميزي مي كند ، مداد رنگي را از دسترسش دور كنيد و برايش توضيح دهيد كه چطور مي تواند از مداد رنگي به درستي استفاده كند .

۵- عــــزت نفس كــــودكان را از بين نبريد
اگر فرزند خردسالتان روي ميز ايستاده و مي خواهيد او را پايين بياوريد ، به او بگوييد " اجازه نداري روي ميز بايستي ، خودت پايين مي آيي  يا من كمكت كنم ؟ " در اين صورت شما به نوعي ناتواني هاي او را مهار مي كنيد و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال مي يابد .

۶- فـــــرزند خود را بـــــراي حضـــــور در جمع آمـــاده كنيد
اگر فرزند شما در حضور ديگران بد رفتاري كند ، باعث خجالت شما مي شود و افرادي كه شاهد خرابكاري او هستند رنجيده مي شوند . در اين زمان اگر به او بگوييد " ساكت بنشين " ، معمولاً رفتارش بهبود نمي يابد . قبل از هر وضع جديدي همچون سوار شدن به هواپيما يا حضور در جشن تولد ، موقعيت را براي  او شرح دهيد و انتظارات واقعي خود را بيان كنيد . به طور مثال بگوييد : وقتي سوار هواپيما مي شويم ، در آنجا صندلي مخصوص خودت را داري و بايد كمربندت را ببندي . مي تواني كتاب بخواني ، چيزي بخوري يا با اسباب بازي كوچكي بازي كني . وقتي فردا به جشن تولد مي رويم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكني و هنگامي كه دوستت كادوهايش را باز مي كند ، بنشيني و تماشا كني .

۷- به كـــــودك كمك كنيد كه كمــــي جلوتـــــر را ببيند
بچه ها در هر موقعيتي كه قرار دارند ، رويدادهاي بعدي را نمي بينند و فقط در لحظه زندگي مي كنند . براي همين ، هنگام گــذر از مرحله اي ديگر ، دچار مشكل مي شوند . بنا براين بهتر است هنگامي كه مي خواهيد او را از جايي كه دوست دارد به جاي ديگري ببريد ، ابتدا پنج دقيقه قبل او را مطلع كنيد كه تا چند لحظه ديگر بايد اينجا را ترك كنيد . اگر بي خبر دست او را بگيريد و به جاي ديگري ببريد باعث آزار او مي شويد .

۸- از جايـــــي كه بـــــــراي او مشكل ساز است دور شويد
اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتيد و با مشكلاتي روبرو شديد ، زماني به آنجا برويد كه كسي از او نگهداري مي كند. بهتر است مدت يك ماه به او فرصت دهيد و او را همراه خود به خريد نبريد ، اين مدت ، زمان مناسبي است كه اين چرخه منفي بشكند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد كه روال عادي پيدا كنيد .

۹- كـــــودكتان را به جاي ديگـــــري ببريد
اگر در رستوران هستيد و او بهانه گيري مي كند ، كودكتان را برداريد و از آنجا خارج شويد . اغلب بيرون رفتن و انتقال او به جايي ديگر ، باعث آرامش او مي شود . كارهاي روزمره را به طور منظم انجام دهيد . لباس پوشيدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تميز كردن اسباب بازيها ، رفتن به رختخواب ، همه اينها مجموعه اي هستند كه  رويدادهاي مهم روزانه محسوب مي شوند. شما مي خواهيد فرزندتان هر يك را با موفقيت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبي داشته باشد . اما ممكن است رفتارهاي منفي مثل فرياد زدن نيز به سرعت در روال عادي روزمره جاي بگيرد .

۱۰- در هــــر مـــــرحله او را راهنمايــــي كنيد
دقت كنيد كه هر يك از مراحل رشد كودكتان در كارهاي روزمره پنهان شده است . او به تدريج مي تواند كفشهايش را بپوشد و يا  به حمام برود . شما نخست بايد او را از لحاظ فيزيكي ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمايي كنيد و بعد فقط نظاره گر باشيد . مثلاً به او بگوييد : " من نمي توانم لباست را دربياورم ؛ اما تو را تماشا مي كنم كه چطور اين كار را مي كني ."

۱۱- گاهـــــي بعضي امـــــور را به كـــــودك يادآوري كنيد
بچه ها به راحتي ممكن است چيزي را فراموش كنند . اين وظيفه شماست كه بعضي موارد را به آنها تذكر دهيد . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشويي برود . بايد با مهرباني به او بگوييد " وقت دستشويي" رفتن است . يك كلمه ي ياد آوري براي او بسيار مفيد خواهد بود .

۱۲-  هنگام فــــرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنيد
به جاي اينكه بگوييد " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصي اشاره كنيد . يعني بگوييد كتاب ها را در قفسه آبي ، و اسباب بازي ها را در قفسه پاييني بگذار.  هر قدر فرمان هاي شما واضحتر باشد  پذيرفتن آنها براي كودك آسانتراست.

۱۳- علت انجام هــــر كاري را بــــراي كودك توضيح دهيد
همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستيد ، براي آگاهي او توضيح دهيد كه چه كار مي كنيد و چرا . مثلاً بگوييد : " ببين من خمير دندان را به تمام دندانم مي رسانم . مي خواهم همه ي جوجوهايي كه آنجا زندگي مي كنند را در بياورم . حالا با آب ، دهانم را مي شويم ، غرغره مي كنم و بعد آب دهانم را بيرون مي ريزم . بيا با هم اين طوري مسواك بزنيم ".

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 8 مرداد 1390  4:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

انضباط در کودکان

انضباط يعني حذف رفتار غلط از طريق آموزش. به اين ترتيب انضباط صرفا تنبيه نيست و هدف غائي آن آموزش خويشتنداري به كودك است. تنبيه طاقت فرساي كودك به منظور كنترل رفتار او فرايند يادگيري را مختل كرده و در قبال تكيه بركنترل خارجي بهاي گزافي رامي پردازد كه همانا تكوين نيافتن خويشتنداري است. روشهاي شايع و موثر در كنترل رفتار نامطلوب كودكان عبارتند ازسرزنش؛ تنبيه بدني وتهديد كردن ؛كه آثار جانبي زيانبار بالقوه اي براحساس امنيت و اعتمادبه نفس كودكان دارند. هر چه از سرزنش بيشتر استفاده شود اثربخشي آن بيشتر تقليل مي يابد. نبايداجازه داد كه دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودي درباره يك ميل خاص كودك تجاوز كرده وبه عبارات تحقيرآميزي برسد كه كودك ممكنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقي كند. سرزنش ممكنست تا سطح بدرفتاري رواني افزايش يابد.

تاثير تنبيه بدني خفيف وت كراري نيزبتدريج كم شده و والدين را وسوسه مي كند تا تنبيه جسمي را شديدتر كنند و به اين ترتيب خطربدرفتاري باكودك را افزايش مي دهد. شايد قويترين و از نظر روانشناسي ؛زيانبارترين راه كنترل كودك آن است كه والدين تهديد كنندكه كودك را رها يا از او صرف نظر مي كنند.كودكان در هرسني ممكنست تا مدتها پس ازتهديد در ترس و اضطراب باشند كه مبادا والدين را ازدست بدهند. يكي از روشهاي رايج ديگر عبارتست از تقويت مثبت رفتار پسنديده كه وسيله اي كارآمد براي شكل دادن به رفتاركودك است؛ بويژه اگرتقويت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسنديده صورت گيرد. اين روش؛ خويشتنداري و اعتماد به نفس را تقويت مي كند.

تربيت فرزند شامل برقراري توازني پويا بين محدود كردن ازيك سو و دادن آزادي ابراز وجود و امكان كاوشگري و تشويق آنها ازسوي ديگراست. كودكاني كه رفتار غير قابل كنترل دارند هنگامي كه براي رفتارهايشان محدوديتهاي روشني تعيين وبرآنها تاكيد مي شوداصلاح شوند.به طور كلي با اعمال محدوديتهاي روشن ؛كودك احساس راحتي وامنيت بيشتري مي كند. به هرحال والدين بايد درمورد زمان ومكان اعمال محدوديت با يكديگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت كودك؛محدوديت وپيامد شكستن آن را بوضوح به وي نشان دهند.تاكيد بر اجراي محدوديت بايدثابت ومحكم باشد. يادگيري تعداد زيادي ازحدومرزهاي رفتاري براي كودك دشواربوده و ممكنست مانع رشد طبيعي خودمختاري دركودك شود لذاحد و مرزهابايد منطقي وباتوجه به سن و مزاج كودك و سطح رشد و نمو تعيين شوند.

خاموش شدن نيزروشي منظم براي حذف يك رفتار آزاردهنده ونسبتا بي ضرر باناديده گرفتن آن است.براي انجام اين شيوه ابتدا بايد دفعات عادي بروز رفتارثبت شود تادرك واقع گرايانه اي ازابعاد مشكل وارزيابي ميزان پيشرفت درحذف آن بدست آيد .بايدبه جاي رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسنديده اي كه والدين بتوانند آنرا تقويت كنند به كودك ياد داد. والدين بايد بدانندكه رفتار ناپسند قبلي ؛ پيش ازآنكه كاهش يابد؛ممكنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزايش داشته باشد. روش محروم كردن نيز يكي ازروشهاي بسيار مفيد ديگر براي تغيير رفتارهاي نامناسبي كه نمي توان آنها را ناديده گرفت مي باشد. اين روش شامل يك دوره كوتاه انزواست كه سبب قطع رفتار مي شود. انجام اين روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهي از سوي والدين است. روشهاي ساده انزوا از قبيل ايستانيدن كودك در گوشه اتاق يا فرستادن او به اتاق خودش ممكن است مؤثر باشند.
اگراين روشها مؤثر نباشند؛ روش سيستماتيك تري را بايد به كارگرفت .مثلا يكي از برنامه هاي درماني بسيارمؤثر در روش محروم كردن آن است كه هنگام وقوع رفتارمورد نظربازي كودك راقطع واوراواداركنيم كه درمحل منزوي ملالت باري براي مدت كوتاهي بنشيند.اين پيامد اجتناب ناپذيروناخوشايند رفتار نامطلوب موجب مي شود كه كودك ياد بگيرد ازاين رفتار اجتناب كند. اگر شيوه محروم كردن باتوجه به حقيقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسيله آموزشي پرقدرتي است كه احتمال آثار جانبي آن كمتر از ساير روشهاي انضباطي است.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
شنبه 8 مرداد 1390  4:44 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

احساسات کودکان

یک روز بعدازظهر من برای کاری بیرون رفتم و دختر یازده ساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم. بیست دقیقه بعد برگشتم و دخترم را روی تخت در حالی که به شدت هق‌هق و گریه می‌کرد دیدم. مهربانانه پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده؟ موضوع چیه؟» اما او نمی‌توانست جواب بدهد و فقط هق‌هق می‌کرد. وحشت‌زده شده بودم، پرسیدم: «کسی اذیتت کرده؟» و او دستش را به علامت «نه» تکان داد. «خودت به خودت صدمه‌ای زدی؟» باز هم جواب «نه» بود. «برایانا! چه اتفاقی افتاده؟» در میان هق‌هق گریه، شنیدم که گفت:«هم-هم-همستر». همستری در همسایگی ما بود که بچه‌ها بازی کردن با او را خیلی را دوست داشتند. من هراسان به اتاق بغلی دویدم. یواشکی نگاهی به قفس انداختم، کمی شیر روی زمین ریخته بود، اما همسترزنده بود و نفس می‌کشید! فریاد زدم: «همستر زنده است»، برایانا در حالی که همچنان اشک می‌ریخت وارد اتاق شد، او نمی‌توانست باور کند که همستر هنوز زنده است چون وقتی همستر را دیده بود پاهایش از قفس آویزان بوده و او مطمئن شده که گربه مرده است. برایانا گفت:« من دیوونه شده بودم، همستر رو برداشتم و پرتش کردم بیرون» ( چنین کاری برای دختر مهربان و نازک‌دل من واقعا کار خشنی محسوب می‌شود.) او هنوز آشفته به‌نظر ‌می‌رسید. گفتم:« آیا احساس گناه می‌کردی اگه همستر مرده بود و فکر می‌کردی در مرگ او تو مقصری؟». به هدف زده بودم! موضوع همین بود. او به علامت تایید سر تکان داد و دوباره شروع به گریه کرد، این بار من او را درآغوش گرفتم و اجازه دادم گریه کند. همچنان که او در حال آرام شدن بود ما ‌توانستیم درباره‌ی آن‌چه رخ‌داده بود و درباره‌ی واکنش او از ابتدای ماجرا تا به حال صحبت کنیم. حالا او تسلی خاطر پیدا کرده بود و از من نیز ممنون بود و ضمنا درس مهمی درباره‌ی پذیرفتن مسؤولیت بستن در اتاق موقع حضور همستر در آن‌جا ‌یادگرفته بود.
احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.
بعضی راه‌ها که ما والدین ناآگاهانه احساسات بچه‌ها را از آن طریق سرکوب می‌کنیم عبارت اند از:
1. محافظت: «من به تو اطمینان می‌دم که گربه الان بیرون از خانه است. تو اصلا نگران این موضوع نباش»
2. تنبیه کردن: «برای یک ماه از بازی با گربه محروم هستی»
3. حل مسأله: «چرا خوشحال نیستی؟ ما داریم می‌ریم بیرون که بستنی بخوریم و تو نباید در باره‌ اون ماجرا بیشتر از این فکر کنی»
4. نتیجه‌ اخلاقی گرفتن: «چه طور می‌تونی این‌قدر بی‌مسؤولیت باشی! من وقتی بچه بودم خیلی دختر مسؤولیت‌پذیری بودم و هرگز نمی‌ذاشتم چنین اتفاقی بیفته.»
5. انکار: «تو نباید احساس گناه کنی، تقصیر تونبود!»
6. تحقیر: «من نمی‌تونم باور کنم که تو گذاشتی چنین اتفاقی بیفته، چه طور این کار رو کردی، تو مایه‌ی خجالت هستی. من به دوستات می‌گم که تو چه‌کار کردی تا دیگه هرگز نذاری چنین اتفاقاتی بیفته.»
7. ترحم: «آه، عزیزم، اون گربه ی بد نباید می‌پرید و تو رو می‌ترسوند»
8. سخنرانی: «از حالا به بعد تو باید بیشتر دقت کنی خانوم کوچولو، من از تو می‌خوام که همیشه قبل از انجام کاری چک کنی که... »
و این تنها بخش کوچکی از لیست بلند سرکوب‌کننده های احساسات است. وقتی منظور ما این است که به فرزندمان به روش‌های بالا درسی بیاموزیم، اغلب نتیجه بسیار متفاوت از خواست ما از آب درمی‌آید. کودک به جای این که از اشتباهش درس بگیرد بیشتر به این توجه می‌کند که چه‌قدر ما بی‌انصاف هستیم یا چه‌قدر «آن‌ها» بد هستند. اگر ما می‌خوهیم فرزندان‌مان چیزی از خطای‌شان بیاموزند، یابد اول از احساسات صحبت کنیم و بعد در برخورد با موقعیت پیش‌آمده از احساسات مذکور استفاده کنیم.
بعضی روش‌ها برای حمایت از احساسات عبارت اند از:
1. همدردی: «من احساس تو رو درک می‌کنم، من هم همین احساس رو قبلا داشتم، احساس آزاردهنده‌ایه، نه؟»
2. اعتبار بخشیدن به احساسات: «این حق توئه که چنین احساسی داشته باشی، اگه این اتفاق برای من هم افتاده بود احتمالا همین احساس رو داشتم»
3. شناسایی احساسات: «مثل اینه که حس می‌کنی ....» یا «آیا احساس ناراحتی می‌کنی؟»
4. مصمم گوش کردن: «مستقیم در چشم هایش نگاه کنید و به آن‌چه بر او می‌گذرد گوش کنید. طوری گوش کنید که انگار صمیمی‌ترین دوست‌تان با شما صحبت می‌کند. «من سراپا گوشم، من مشتاقم بدونم چی داری می‌گی»
5. کنجکاوی: «جالبه، من می‌خوام درباره‌ی احساس تو در مورد اون ماجرا بیشتر بدونم»
6. تصدیق احساسات: « تو واقعا ناراحت به‌نظر می‌رسی.» یا « من دارم ببینم که چه‌قدر عصبانی هستی»
7. دعوت به بیان احساسات: «به من بیشتر بگو. من می‌خوام بدونم چه حالی داری.»

وقتی احساسات کودک را تصدیق می‌کنید، احساس آسایش خاطر را در وجود او خواهید دید و احساس خوهید کرد که رابطه‌ی خیلی نزدیکی با هم دارید. این موقعیت فرصتِ شگفت‌انگیزی برای ارتباط با فرزندتان در اختیار شما می‌گذارد و زمانی برای نزدیک شدن احساس‌های شما به یکدیگر نیز هست. و درست در همین زمان است که شما احساس خواهید کرد واقعا به حرف یکدیگر گوش می‌کنید و حرف یکدیگر را می‌شنوید. اگر از این طریق رابطه‌ی نزدیکی با فرزندتان برقرار کنید درخواهید یافت که به این ترتیب تاثیر و نفوذ بیشتری بر افکار و تصمیمات فرزندتان خواهید داشت، حتی آن‌ها نظر شما را در مورد موضوعات مختلف خواهند پرسید!

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 9 مرداد 1390  12:32 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

اجتماعی كردن فرزندان

در جوامع كنوني، اغلب والدين خواستار آنند كه فرزندانشان بتوانند راه و روش زندگي خود را به درستي انتخاب كنند يعني اين كه مثلاً به دانشگاه و ديگر مراكز عالي راه يابند و يا در انتخاب همسر دچار هيچ گونه لغزش و سستي نشوند و در نهايت بتوانند در جامعه خود، شخصيت و حرفه خويش را به تثبيت برسانند. اگر از والدين سؤال شود كه آيا دوست دارند فرزندشان در آينده بتواند در اجتماع پيروز و موفق باشد، بي شك پاسخ خواهند داد! «بله، البته!» اما متأسفانه بسياري از والدين حتي كمترين فرصت را به كودكان خود نمي دهند تا آنان مجال اين را داشته باشند كه افكار و احساسات خود را آشكار سازند. اغلب والدين از كودكانشان انتظار دارند كه ساكت بوده و تسليم خواست هاي آنان باشند، به خصوص در اوقاتي كه در خارج از خانه همراه آنان هستند و اين انتظار حداقل تا سن 20 سالگي فرزند ادامه دارد و بعد از اين سن آنان منتظرند كه حصارها شكسته شود و فرزندشان بتواند بر تمامي معضلات اجتماعي فايق آيد!
اجتماعــــي شدن، بايد آمـــوخته شود. به طور كلي ايجاد يك ارتباط مستحكم در خانواده، از اساسي ترين نمودهاي خانواده اي قدرتمند است و اين ارتباط به كودكان احساس استواري مي دهد؛ يعني اعتماد به نفس و در نهايت يك قدرت دفاعي در برابر هجوم فشارهاي خارجي! اما خود اين ارتباط الزاماً بايستي در روابط مابين پدر و مادر به وجود آيد و آنها به عنوان معلمين اوليه كودكان خود، بهترين نمونه براي هريك از آنها هستند و همان طور كه مكرر در اين سلسله مقالات ذكر شده كودكان بسياري، عادات و رفتار خود را از والدين كسب مي كنند. ولي پيوند اين ارتباط مي بايستي از دوران طفوليت كودكان شروع شده و به طور مستمر ادامه پيدا كند. به عنوان مثال وقتي مادري در حال پوشانيدن لباسهاي كودك خردسال خود مي باشد بايد به او توضيح دهد كه در حال انجام چه كاري است و يا هم اكنون پدر مشغول انجام چه وظيفه اي مي باشد و حتي الامكان جزييات را نيز توضيح دهد.
والدين بايستي تا جايي كه برايشان مقدور است با كودكان خود صحبت كنند و به آنها بفهمانند كه به چه اندازه به آنان علاقه مندند و علت اين عشق و علاقه چه چيز مي باشد! همچنين پدر و مادرها مسئولند كه براي علايق و قدرت تشخيص فرزندان خود احترام قايل شوند، به طوري كه آنها باور كنند كه وجود دارند و مي توانند فكر كنند و نظرياتشان نيز مهم است. والدين همچنين مسئولند كه فرزندان خود را از وقايع پيرامون خود آگاه سازند و به آنان توضيح دهند كه در محيط پيرامونشان چه وقايعي در شرف انجام است؛ حتي اگر آنان قدرت تحليل اين رويدادها را هم نداشته باشند، زيرا توضيحات به آنها مي فهماند كه مي بايستي خود را آماده كنند تا چيزهاي بيشتري بفهمند و حداقل كارآيي اين توضيحات اين است كه كودكان با الفاظ و لغات جديدتري آشنا مي شوند و سرانجام زماني مي رسد كه آنان نيز مي توانند خود را در بحث با شما شريك سازند، آن زمان شما مي توانيد از تمايلات دروني كودكان خود باخبر شويد و در نهايت از علايق اوليه آنان مطلع خواهيد بود.
ارتباط مستلــــزم صـــــرف وقت است.
براي ايجاد يك ارتباط منظم و منطقي، والدين بايستي از اوقات مفيد خود سرمايه گذاري كنند و حتي الامكان اوقات ويژه اي را براي اين مهم در نظر بگيرند. به عنوان مثال اگر شما در حال رانندگي هستيد، مي توانيد راديو ماشين را خاموش كرده و به فرزندتان نشان دهيد كه آماده ايد تا با وي صحبت كنيد و اين امر به او مي فهماند كه گوش دادن به راديو كم اهميت تر از صحبت هاي او مي باشد. به تجربه ثابت شده كه كودكان زماني بيشتر تمايل به ايجاد ارتباط با ديگران دارند كه به آنها اهميت داده شود. يعني پدر و مادر نبايد در حالي كه مشغول انجام كاري هستند با بي اعتنايي فرزند خود را طرف صحبت قرار دهند.
متأسفانه يك مشكل اجتماعي كه در ارتباط با بسياري از خانواده ها مطرح مي باشد، اين است كه پدر و مادر هر يك به نوعي تا آن اندازه درگير مسايل خود هستند كه ديگر وقتي براي دلجويي از فرزندان برايشان باقي نمي ماند و اين در حاليست كه اين ارتباط از هر وظيفه اي مهم تر است. پدر يك خانواده نبايد خود را آن قدر گرفتار مسايل خارجي نمايد كه مادر نقش يك مفسر را براي او بازي كند. در ميان عوام جامعه اين طور به نظر مي رسد كه صرف وقت براي صحبت هاي به ظاهر بي ارزش فرزندان كاري بس عبث است. تازه اين دسته اگر قدري انصاف داشته باشند از اوقات بي خاصيت براي صحبت با فرزندانشان استفاده مي كنند اما به راستي، شما پدر و مادري كه در برابر فرزند خود مسئول هستيد براين باوريد؟
آيا اين واقعيت را مي دانيد كه همين صحبت هاي به ظاهر كم ارزش به چه ميزان در بارور شدن شخصيت اجتماعي فرزند شما مؤثر واقع خواهد شد؟! مطمئن باشيد كه اگر يك برنامه ريزي صحيح در تقسيم اوقات خود داشته باشيد اين ايجاد ارتباط هرگز لطمه اي به انجام ديگر وظايف شما وارد نخواهد كرد. به اين مهم نيز توجه داشته باشيد كه فرزندان شما نيازمند صحبت و گوش كردن به حرف هاي شما هستند و انجام اين امر آنقدر پر ارزش و با اهميت است كه جاي آن را هيچ وقت ديگري پر نخواهد كرد!
وقت مناسب چه زمانـــــي است؟
از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازید.
تـــــوجه به صحبت هاي كـــــودكان
بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود.
اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود.
كنتــــرل حــــركات كـــــودك
يكي از نكات مهمي كه در هنگام صحبت با كودكان بايستي رعايت كنيد اين است كه هرگز نبايد به صحبت هاي آنان بخنديد، مگر در صورتي كه خود آنان مرتكب اين عمل شوند. تمامي توان خود را بايستي به كار ببنديم كه در اين هنگام بسيار جدي برخورد كنيم. شايد بسياري از حرف هاي كودكانه براي والدين خنده آور باشد، اما براي كودك همين حرف هاي به ظاهر بي اهميت تمامي شخصيتش را تشكيل مي دهد. اگر از شما احياناً برخوردي توأم با تمسخر سر بزند، كودك به شما اطمينان نخواهد كرد و در حقيقت يك محدوديت در صحبت را رعايت خواهد نمود و درست از همين نقطه است كه ارتباط شما با او سست خواهد شد!
از ديگر موارد كنترل در حركات، داشتن صداي ملايم و گرم به هنگام صحبت كردن است .هرگز يك پدر و مادر نبايستي با فرزند خود با صداي بلند صحبت كند. حتي اگر خطايي هم از آنان سرزده باشد، چه بسا بهتر است با نرمي و ملاطفت با آنان برخورد شود. به هنگام صحبت با كودكان حتي الامكان بايستي رعايت تواضع و فروتني را داشته باشيم و اگر در جايي لازم شد از عذرخواهي دريغ نكنيم، بخصوص در مواردي كه آنها را از روي اجبار تنبيه كرده ايم. سرانجام از مهم ترين عوامل كه به اين قسمت از مطلب ما مربوط مي شود، اين كه: يك پدر و مادر با شخصيت هرگز نبايد كودك خود را به اسمي غير از نام واقعي او صدا بزنند و به گفته اي ديگر اين كه نبايد خود ما بر روي آنان نامي غيرمنطقي بگذاريم، نامهايي نظير «خيكي، بوفالو، خنگ» و... زيرا به تجربه ثابت شده كه نهادن اين گونه اسامي به كودكان عكس العمل بسيار ناهنجاري دارد و ادامه اين حركت ناخوشايند منجر به اين خواهد شد كه به تدريج خود آنها باور كنند كه واقعاً داراي اين صفات هستند و در نتيجه از كودكي خود را در برابر هر فشار خارجي تسليم خواهند كرد زيرا در حقيقت «احساس شخصيت» در آنان به نوعي كشته شده است!
خــــوش قولـــــي و استــــــواري
يكي از وظايف پدر و مادر مسئول در قبال فرزند خويش آن است كه به قول خود وفادار باشند و زماني كه وعده اي به فرزند خود مي دهند، حتماً به آن عمل كنند و هرگز با گفتن عباراتي مانند «ببينم چه مي شود» آنان را سرگردان نكنند و اگر واقعاً امكان انجام آن عمل براي آنان مقدور نيست بي درنگ جواب منفي خود را صادر كنند و در صورت امكان دليل اين امتناع را براي كودكان خود توضيح دهند. زماني كه به فرزند خود دستوري مي دهيد، سعي كنيد تا حد ممكن آن دستور واضع و صريح باشد. به عنوان مثال اگر از او مي خواهيد كه حياط خانه را تميز كند، شكل انجام آن را به صورت كلي نخواهيد و سعي نماييد تا دستورات خود را جزء جزء صادر كنيد! به هر حال از فاكتورهاي با اهميت در تعليم و تربيت مدرن امروزي اين است كه والدين بايستي همواره با فرزندان خود با نرمي و ملاطفت رفتار كنند و تا جايي كه مقدور است نسبت به آنان سخت گير نباشند زيرا در صورت چنين رفتاري، فرزندان با والدين خود به نوعي بيگانه خواهند شد و در نتيجه پدر و مادر از احساسات و خواست هاي آنان دور خواهند افتاد و اين يعني شروع يك تراژدي اسف بار در راه تعليم و تربيت فرزند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 9 مرداد 1390  2:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

ده توصیه بهداشت غذای كودكان

رعایت اصول بهداشتی برای تهیه غذای کودک به حفظ سلامت او کمک می‌کند . رعایت این نکات مانع از ورود میکرب ها و مواد آلوده کننده به غذای کودک شده و از ابتلا او به بیماری هایی مانند اسهال جلوگیری می‌کند.با به کار گرفتن این توصیه ها غذای سالمی‌از نظر بهداشتی برای کودک خود تهیه کنید.      
قبل و بعد از تهیه غذا دستها را بشوئید. از آماده كردن غذا و بعد از پایان كار دستها را با آب و صابون بشویید و هر بار كه كهنه كودك را عوض می‌كنید و یا به دستشویی (توالت) می‌روید حتما" دستها را با آب و صابون بشویید، اگر دستها زخمی‌است قبل از تهیه غذا محل زخم را ببندید.
غذاها را خوب بپزید.
حرارت موجب از بین رفتن میكروبهای بیماریزا می‌شود و آلودگی احتمالی غذا در اثر پخت از بین می‌رود.
غذای كودك را تازه تهیه كنید.
بهتر است غذای كودك برای هر وعده تازه تهیه شود و فاصله بین وقتی كه غذای كودك پخته می‌شود تا زمانی كه به كودك غذا داده می‌شود طولانی نباشد چون در فاصله ای كه غذا سرد می‌شود احتمال دارد میكروبها در غذا تكثیر كنند.
غذاهای پخته را بطور صحیح نگه داری كنید.
غذاهای باقیمانده را سریعا" خنك كنید و در ظرف در بسته در داخل یخچال نگهداری كنید. نگهداری غذا در دمای اتاق باعث فساد غذا می‌شود.
غذاهای باقیمانده را قبل از مصرف حرارت دهید.
غذاهای اضافی را قبل از مصرف مجدد، حرارت دهید بطوری كه تمام قسمتهای غذا داغ شود، در این صورت آلودگی احتمالی و میكروبها از بین می‌رود، پس از یكبار حرارت دادن غذای اضافی، باقیمانده آن را دور بریزید.
غذاهای خام و پخته را مجزا نگهدارید.
غذاهای خام و پخته را هم در آشپزخانه و هم در یخچال جدا از هم نگهداری كنید چون احتمال دارد آلودگی از غذاهای خام به غذاهای پخته منتقل شود. اگر می‌خواهید غذاهای پخته مثل مرغ پخته و یا انواع سبزی را كه خام مصرف می‌كنید خرد كنید حتما"‌روی تخته یا ظرف جداگانه ای این كار را انجام دهید.
محل تهیه و پخت غذا را تمیز نگهدارید.
لوازمی ‌را كه برای تهیه و طبخ غذا بكار می‌برید كاملا" بشوئید. پارچه های مخصوص تمیز كردن آشپزخانه را مرتب بشوئید و در آفتاب پهن كنید.

غذاها را از دسترس حشرات و جواندگان دور نگهدارید.
غذاها را در ظرف درب دار و دور از دسترس حیوانات و حشرات نگهداری كنید چون حیوانات حامل میكروبهای بیماریزا هستند.
آب پاكیزه مصرف كنید.
برای نوشیدن و تهیه غذا، آب پاكیزه مصرف كنید. كودكان نسبت به آلودگی آب حساس و آسیب پذیر هستند آب مصرفی كودكان زیر یكسال را حتما" بجوشانید.

مواد غذایی پاستوریزه مصرف كنید.
تا حد امكان شیر، ماست، كشك و بستنی پاستوریزه مصرف كنید و در صورتی كه به مواد غذایی پاستوریزه دسترسی ندارید قبل از مصرف حتما" شیر و كشك را بجوشانید و هنگام خرید مواد غذایی به تاریخ تولید و انقضاء انها توجه كنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 9 مرداد 1390  2:40 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

آموزش مسئوليت به كودكان

در ابتدا بهتـــر است بدانيـــم كه مسئوليت چيست؟
واژه مسئوليت از لحاظ لغوي به معني توانايي پاسخ دادن، و در عرف عام به مفهوم تصميم گيريهاي مناسب و موثر است. منظور از تصميم گيري مناسب، آن است كه كودك در چارچوب هنجارهاي اجتماعي و انتطاراتي كه معمولا از او مي رود، دست به انتخابي بزند كه سبب ايجاد روابط انساني مثبت، افزايش ايمني، موفقيت و آسايش خاطر وي شود. مسئوليت ارثي نيست و بايد از طريق تجربه آموخته شود. آموزش مسئوليت پذيري به كودكان، نيازمند جوّي خاص در خانه و مدرسه است. چنين جوي در مورد تصميم گيري ها و پيامدهاي آنها، اطلاعاتي به كودكان مي دهد و منابعي را برايشان فراهم مي كند تا بتوانند تصميمات صحيحي بگيرند و در بزرگسالي، بتوانند مسئوليت هر آنچه را كه در زندگي اش رخ مي دهد، بر عهده گيرد. كودك از نخستين روز زندگي تا بزرگسالي بايد قابليت مسئوليت خويش را افزايش دهد، او از طريق كنش هاي متقابل با والدين، معلمان و همسالانش به اهميت مسئول بودن پي مي برد. اين كنش هاي متقابل، شامل انتظاراتي است كه از كودك مي توان داشت و اين كه او بايد ياد بگيرد روز به روز به نحوي مناسبتر و موثر تر به آنها پاسخ دهد.
حس مسئوليت هنگامي در كودك به وجود مي آيد كه به او مسئوليت داده شود، زماني كه كودك بزرگ مي شود بر تعداد موقعيت هايي كه او قبول مسئوليت خواهد كرد، افزوده خواهد شد. چيزهايي كه او مسئوليتشان را بر عهده مي گيرد، تغيير خواهند كرد، و پاسخ هايش ظريفتر از پيش خواهد شد. به عنوان مثال: غير عادي نيست كه پاسخ يا واكنش كودك دو، سه سال نسبت به مردم، گريه كردن، خود را كنار كشيدن و يا پنهان شدن پشت سر مادر باشد. در حالي كه چنين واكنشي براي فردي پانزده ساله كاملاً نامناسب است ! اگر كودكي در معرض تجربياتي وسيع قرار گيرد و بياموزد كه به تجربيات متعددي دست زند، شمار پاسخ هاي مناسب و موثرش افزايش مي يابد.

انسان از اشتباهات خويش بسياري چيزها مي آموزد، اما چنانچه كودكي نتواند ياد بگيرد كه چرا كارش اشتباه بوده است، يا به جاي آن چه كاري مي توانست انجام دهد، هرگز نمي تواند پيشرفت كند؟ شايد همه ما با افرادي روبرو مي شويم كه اشتباهي را بارها تكرار مي كنند، زيرا راه هاي بهتري را نمي شناسند. در ضمن بايد بدانيم كه مسئول بودن به معني پيروي كوركورانه از سايرين نيست. اگر تمام تصميمات مهم كارهايي را كه كودك بايد انجام دهد، سايرين بر عهده گيرند، او صرفا عامل اجراي ارائه بزرگسالان محسوب مي شود. مسئول بودن، بدين معني است كه فرد، شخصا به انتخابهايي دست زند و تصميماتي بگيرد كه نتايج مثبتي را در پي داشته باشند. اگر كودكان براي تصميم گيري هاي مهم، فرصتي در اختيار نداشته باشند، نمي توانند مسئولانه عمل كنند.

قابليت كودكان براي تصميمي گيري هاي موثر از زماني به زمان ديگر، از كودكي به كودك ديگر متغيير است، و در برخي از موارد بهتر است كه آنان به لحاظ كمي سن، ناپختگي و نداشتن تجربه، تصميم نگيرند. پس براي آموزش مسئوليت پذيري به كودكان، بايد هر چه زودتر، و تا حد امكان هر چه بيشتر، فرصت هاي تصميم گيري در اختيار آنان قرار گيرد. البته بايد توجه داشته باشيم كه به سبب رابطه اي كه بين تصميم گيري و مسئوليت وجود دارد، شك نيست كه مردّد و بي تصميم بودن، يك راه بي مسئوليت بودن است. زيرا هنگامي كه لازم است انتخابي صورت گيرد و شخص در اين كار ترديد مي كند، ترديد او سايرين را ناگزير مي سازد كه مسئوليت انتخاب كردن را بر عهده گيرند. زماني كه كودكان مردد هستند، اغلب با مهارت، والدين خويش را وادار مي سازند كه براي ايشان تصميم بگيرند. اين امر در كودكان خردسال كه هنوز فاقد اطلاعات و تجربه لازم هستند، نه غير عادي است و نه ناشايست. آنان مي ترسند كه مبادا تصميم نادرستي بگيرند و پيامدهاي آن دامنگيرشان شود. وجود الگوي بي تصميمي مبيّن آن است كه كودك در حال تكامل حسّ مسئوليت خويش نيست.

گاهي كودكان در خانه حوصله شان سر مي رود و ظاهرا نمي توانند براي سرگرم كردن خويش كاري پيدا كنند. از اين رو نزد والدين مي آيند و مي پرسند: من چه كار كنم ؟ اين دسته از كودكان ممكن است نسبت به پيشنهادات ارائه شده، واكنش هايي منفي نشان دهند مثلا بگويند: اين كه سرگرمي نيست. يا ممكن است مدتي خود را با آن پيشنهاد مشغول كنند، ولي دوباره حوصله شان سر مي رود، برمي گردند و سرگرمي تازه اي مي خواهند. در اين گونه موارد بيشتر والدين پس از مدتي از كوره در مي روند و عصباني مي شوند. كودكي كه به چنين الگويي رسيده است، با وجود آن كه ممكن است دقيقا بداند كه در خانه چه چيزهايي براي سرگرم كردنش وجود دارد، باز هم تمايل دارد كه سايرين برايش تصميم بگيرند!

براي آموزش مسئوليت پذيري به كودكان، هيچ گاه چندان زود نيست. حتي در دوران شيرخوارگي، والدين مي توانند محدوديت هايي را تلويحا به كودكان بفهمانند و آنان را به تصميم گيري ترغيب نمايند به عنوان مثال زماني كه والدين، جغجغه اي را كه به نظرشان مي رسد كودك مي خواهد در اختيارش مي گذارند، يا به خواسته هايش پاسخ مي دهند، به تدريج به او كمك مي كنند كه تصميم گيري كند. در اوايل زندگي كودك، معمولا قبول مسئوليت، با بازي توام است بازي كردن، عامل مهمي در ايجاد احساس مسئوليت در كودك است.
تعاريف زير در مورد كار و بازي مي تواند به والدين كمك كند تا برخي بلاتكليفي هايي را كه ممكن است هم آنان و هم كودكان با آن روبه رو شوند، پيش بيني كنند:
بــــازي :
به فعاليت هايي اطلاق مي شود كه كودكان به سبب نوع احساس خود، انجام مي دهند. بازي را مي توان پاسخي به آرزوها، تمايلات و خواسته ها دانست.

كـــــار :
شامل فعاليتهايي است كه كودكان عليرغم نوع احساس خود انجام ميدهند. اين فعاليتها مستلزم آن هستند كه كودكان براي انجام تعهداتي كه نسبت به ديگران دارند، از لذت شخصي چشم بپوشند، و از آنچه كه دوست دارند در آن موقع انجام دهند، منصرف شوند.

والدين، ناگزيرند كه در طول رشد كودكان، تعادل بين كار و بازي آنان برقرار نمايند. با وجود آنكه بازي مي تواند فرآيندها و مهارتهايي را به كودكان بياموزد، آنان بايد به انجام تكاليفي غير از بازي نيز ملزم شوند. اگر فعاليتهاي كودكان با مهرباني، گرمي و شوخي بزرگترها توام شود، كارها براي آنان به صورت سرگرمي و تفريح در مي آيد. مثلا زماني كه به كودك گفته مي شود حالا كه مامان دستش بند است، اين چند تا اسباب بازي را جمع كن، كودك احساس مي كند كه بدون كمك او كارها تمام نمي شود و يا وقتي پدر، ظرف زباله را بيرون مي برد و كودك همراه پدر چند تكه دور ريختني را با او بيرون ميبرد، حس ميكند كه كار بزرگسالان را انجام داده است و يا هنگاميكه مادر، در حال جاروكردن، به كودك نوپايش اجازه مي دهد كه دكمه خاموش و روشن جارو را فشار دهد، اغلب قلب كودك از هيجان به تپش مي افتد. پس غالبا ديده مي شود كه كار مي تواند به صورت بازي در آيد، و برعكس.

اما بطور كلي، جمع كردن اسباب بازي ها فشردن دكمه هاي جاروبرقي، كمك به پدر در بردن زباله ها و غيره، پس از مدتي از شكل سرگرمي و بازي خارج مي شوند و به صورت كار در مي آيند. بنابراين، حالت تفريحي خود را از دست مي دهند و مهارت مهم والدين در آن است كه بدانند گذر از بازي به كار را به نحوي ترتيب دهند كه كودكان به راحتي حس مسئوليت داشتن نسبت به خود، خويشان و اطرافيان را تكامل بخشند. كودكان در مورد كار و بازي از نگرش هاي بزرگسالاني كه الگويشان هستند، تقليد مي كنند. اگر كار در نظر والدين امري دشوار باشد و به آن تن در ندهند، كودكان نيز چنين مي كنند.

ما بايد بدانيم كه تمام كودكان آرزو دارند كه شبيه والدين خود باشند. هر گاه كودك دريابد كه پدر ، مادر و يا هر دو آنان از زير بار مسئوليت شانه خالي مي كنند، معمولا او نيز نگرشي مشابه پيدا مي كند، اگر پدر هيچ وقت ظرف ها را نمي شويد ممكن است پسر احساس كند كه شستن ظرف ها كاري غير مردانه است و او نيز مانند پدر رفتار مي كند و يا اگر پدر يا ساير بزرگسالان خانواده عادت به دشنام و ناسزاگويي داشته باشند، كودك خردسال خانواده نيز همان كلمات را تكرار مي كند و اگر مادر، هنگام نظافت خانه عصباني مي شود، كودك خردسال او نيز، احساس منفي مادر را با انجام اين گونه وظايف، مرتبط مي كند. ولي چنانچه والدين، با خوش خلقي، شكيبايي و احساس مسئوليت به وظايف خويش رو كنند، جوي را ايجاد مي نمايند كه كوشش هاي كودك در آموختن انجام وظيفه، با احساسات مثبت نسبت به آن، توام شود.

لازمه ترتيب دادن مرحله گذر از بازي به كار، روشن بودن معيارها و انتظارات است. كودك در ابتدا به عنوان سرگرمي، اسباب بازي هايش را جمع مي كند ، سپس براي كمك به مادر ، آنها را مرتب مي كند، كمي بعد به اين علت كه بزرگترها در آن موقع گرفتارند، اين كار را انجام مي دهد و سرانجام، چون خود را مسئول جمع كردن اسباب بازي هايش مي داند دست به كار مي شود. براي كودك، هر يك از اين مراحل گذر، تا حدي متضمن فشار رواني و سردرگمي است. ليكن اگر بزرگتر ها در طول اين تغييرات، بردباري خويش را از دست ندهند و پيوسته از او بخواهند كه هر كاري را به نحوي انجام دهد كه شايسته پاداش باشد، اين مراحل گذر، بدون دردسر طي مي شود و كودك با كمترين مقاومت، مسئوليت هاي خويش را بر عهده مي گيرد.
كــــودكان، مسئوليت پذيــــر خواهند شد، اگــــر :
۱ـ بدانند كه چگونه تصميم بگيرند و تصميمات درستشان، به آنان خاطرنشان و با پاداش هاي مناسب، تقويت شود.
۲ـ والدين و معلمان از تصميم گيري هاي كودكان آگاه باشند و مطمئن باشند كه براي آنان فرصت هاي لازم براي تصميم گيري وجود دارد.
۳ـ بزرگترها بايد جوي را ايجاد كنند كه در آن بر مسئوليت فردي تاكيد شود و مقصر شمردن ديگران ، بي تصميمي و عدم مسئوليت پذيري، كاهش يابد.
۴ـ والدين و مربيان در مواردي كه كودكان قادر به تصميم گيري هستند، بايد از تصميم گيري به جاي آنان پرهيز كنند. تصميم گيري براي كودكان، باعث تضعيف قدرت مسئوليت پذيري ايشان مي شود.
در نتيجــــــــــه
اگر كودكان بتوانند، مخصوصا در دوران كودكي، تصميماتي بگيرند كه بر رفتار والدنيشان اثر بگذارند، برايشان سودمند است. به عنوان مثال، هنگامي كه پدري تصميم مي گيرد مدتي با كودك خود بازي كند، مي تواند بگويد: بيا برويم به اتاق تو، و بدون سروصدا كمي بازي كنيم. خوب، تو چه بازي اي را دوست داري؟ در اينجا كودك مي تواند تصميم بگيرد و نظر خود را بگويد. كودكان مي توانند حتي در سالهاي اول زندگي تصميم بگيرند كه مثلا:
ـ در حمام، چه بازي اي كنند.
ـ كدام لباس را بپوشند؟
ـ چه كتابي برايشان خوانده شود؟
كودكان نياز ندارند كه دايم كنترل شوند، اما چنانچه بدانند كه والدين به آنان اجازه مي دهند كه برخي از روابط و كنشهاي متقابل خويش را تحت اختيار و كنترل داشته باشند، حس ارزشمندي و با كفايت بودنشان افزايش، و احساس مسئوليتشان تكامل مي يابد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 9 مرداد 1390  2:42 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

9 پله تا تبدیل شدن به مادری خونسرد

 بیشتر ما وقتی بچه دار می شویم، سعی می کنیم برای فرزندمان هر کاری بکنیم و بهترین ها را برایش فراهم کنیم اما در این راه، گاهی استرس هایی به ما وارد می شود و حس می کنیم خلاصی از این استرس و رسیدن به آرامش، خود خوشبختی است. به کار بستن ۹ توصیه زیر به شما کمک می کند زندگی را، البته با داشتن فرزند، آسان تر بگیرید!.


۲۰ تا ۳۰ دقیقه اختصاصی  ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیش از دیگران از خواب برخیزید و چای بنوشید یا با آرامش مجله مورد علاقه تان را ورق بزنید. این کار سبب می شود روزتان را خوب آغاز کنید و استرس و کارهای روزمره باعث خستگی شما نشود.


هماهنگ کردن مدرسه رفتن کودک با بچه همسایه
حتما در همسایگی شما نیز بچه هایی هستند که همراه با فرزند شما به مهدکودک یا دبستان می آیند. با والدین آنها هماهنگ کنید تا بعضی روزها فرزند شما همراه با آنان و بعضی از روزها فرزند آنها با شما به مهد یا دبستان برود. این کار باعث می شود برای چند روز در هفته وقت اضافی بیشتری داشته باشید.
دوستی با مادران دیگر


به جای آنکه وقتی کودکتان را به پارک می برید تا بازی کند، روی نیمکتی تنها بنشینید، سعی کنید با دیگر مادرها دوست شوید، به ویژه می توانید با کسانی آشنا شوید که فرزندانی هم سن و سال فرزند شما دارند. برای آشنا شدن یکی دو جمله ساده کافی است: «چه کیف زیبایی دارید! آن را از کجا خریده اید یا «چه قدر لباس کودکتان خوش رنگ و زیبا است! خودتان آن را بافته اید؟» و بعد می توانید در رابطه با مسایل کودکان صحبت کنید و با هم دوست شوید.
لحظات اختصاصی برای کودکان


تمام روز کار می کنید و شب خسته به خانه برمی گردید؟ خودتان را جای فرزندتان بگذارید. در این شرایط، او چه حسی خواهد داشت و چه می کند؟ حتی اگر مجبورید شاغل باشید، وقتی به خانه بازمی گردید تمام کارهایتان را کنار گذاشته و برای چند دقیقه ای به فرزندتان توجه کنید، کمی با او بازی کنید، حرف بزنید و نقاشی بکشید. جمع و جور کردن خانه، جارو کشیدن، حمام کردن و ... را می توان چند ساعتی به عقب انداخت. یک روز در هفته را هم مرخصی بگیرید و به تمام کارهای خانه برسید تا استرس تان شما کمتر شود.


برهنه کردن پاها


گاهی اوقات باید اجازه داد کودکان پابرهنه روی چمن ها یا ماسه های کنار دریا بدوند؛ حتی در خانه نیز نباید سر لباس آنها خیلی حساس بود. به این ترتیب، مدام مجبور نیستید تکرار کنید که: «کفشت کو؟ کجا انداختیش؟» پابرهنه بودن می تواند راه رفتن صحیح را به کودک بیاموزد و ماهیچه های پا را هم قوی می کند.


غذا خوردن با دست

میوه ها را پوست بکنید و در بشقاب بگذارید و اجازه بدهید کودک به جای چنگال آنها را با دست بخورد. تکه های گوشت، مرغ و پنیر را کوچک کرده و خودش به دهانش بگذارد. پس از اتمام غذا هم دستمال مرطوبی به او بدهید تا دهان، دست ها و صورتش را تمیز کند.


غذای حاضری جلوی تلویزیون


شاید شما هم بارها شنیده باشید که ناهار یا شام خوردن با تلویزیون روشن درست نیست و کانون خانواده را سست می کند. ما نیز با غذا خوردن با تلویزیون خاموش موافق ایم اما بد نیست پنج شنبه یا جمعه، غذایی حاضری درست کنید و با همسر و فرزندان تان جلوی تلویزیون بنشینید و در حالی که کارتون یا یک فیلم کمدی می بینید، آن را میل کنید.

 

مهمانی های کودکانه

کنید؟ بچه ها با هم سرگرم می شوند و بازی های جدید یاد می گیرند.


خوابیدن در روز جمعه
روز جمعه اجازه بدهید همه اهل خانه تا ظهر بخوابند. صبحانه و ناهار را یکی کنید و بیرون از خانه در پارک صرف کنید حتی می توانید برای راحت تر بودن صبحانه سبکی بخورید و برای ناهار به رستوران بروید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
یک شنبه 9 مرداد 1390  3:02 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

 

7 نکته مهم در اتاق کودکان

احساسی که بچه‏ها نسبت به خانه خودشان، مخصوصا نسبت به اتاق خودشان، دارند بسیار مهم است و برای آنکه آنها بتوانند در اتاق‌شان راحت‌تر باشند، باید هم اتاق‌شان تمیز و مرتب باشد؛ هم نکات ایمنی و بهداشتی در آن مورد توجه باشد. ۷ قانونی که در این مطلب آمده، برای تامین این منظور کمک‌تان می‌کند....

۱) نظم و ترتیب و نظافت نظم و ترتیب و پاکیزگی نقش بسیار مهمی در سلامت روان کودکان دارد و در اتاق کودک نیز همیشه باید لباس‌های کودک مرتب و اسباب‌بازی‌های او جمع و فضای میانی اتاق خالی باشد تا کودک بدون استرس و پریشانی بتواند در آن راه رفته، بازی کند و بخوابد. می‌توانید برای اسباب‌بازی‌ها سبدی تهیه کرده و آن را در کنار اتاق بگذارید تا خود کودک به راحتی اسباب‌بازی‌ها را از درون آن بیرون آورده یا سرجایشان بگذارد.

۲) رنگ‌آمیزی ملایم و روشن بهترین رنگ‌ها برای اتاق کودک رنگ‌های روشن و ملایم هستند. آبی و سبز ترجیحا بیش از سایر رنگ‌ها توصیه می‌شوند چون آرامش‌بخش بوده و به خواب بهتر کودک کمک می‌کند. در عین حال می‌توان از اشیای زردرنگ مانند آباژور در اتاق او استفاده کرد. رنگ زرد،

فعالیت و فکر کردن را برای کودک ساده‌تر می‌کند و خلاقیت را در او افزایش می‌دهد.

۳) انتخاب تخت مناسب کودکان مرتبا در حال رشد بوده و به سرعت رشد می‏کنند در نتیجه تخت آنها ممکن است

برایشان کوچک و تنگ شود. حین خرید تخت جدید به این مساله دقت کنید و آن را برحسب سن کودک به گونه‌ای انتخاب کنید

تا حداقل برای ۵ سال آینده قابل استفاده باشد. نکته‌ای که بسیار مهم است اینکه باید تخت کودکان را به نحوی قرار داد

که سر به سمت شمال یا شرق باشد. در ضمن برای حفظ ایمنی و پیشگیری از خطر سقوط و یا برخورد پنجره با سر کودکان

هرگز نباید تخت آنها را زیر پنجره گذاشت. اگر چند کودک در یک اتاق می‌خوابند، نیز موضوع تفاوت نمی‌کند.

بهتر است تخت‌های آنها به همین ترتیب چیده شود و در حد امکان هر گوشه به تخت یک کودک اختصاص داده شود. د

ر ضمن رویه تشک کودک بهتر است از پارچه‌های طبیعی به رنگ روشن ملایم انتخاب شود.

۴) اختصاص گوشه‌ای به محل کار بعضی بچه‏ها عادت دارند روی زمین لم می‏دهند و تکالیف مدرسه‏شان را انجام می‏دهند. این کار فشار زیادی به عضلات و استخوان‏ها وارد می‏کند و در طولانی مدت می‏تواند سبب بروز مشکلات اسکلتی و عضلانی شود. به همین خاطر توصیه می‏شود کودکان هنگام درس خواندن و انجام تکالیف مدرسه از میز و صندلی مناسب استفاده کنند. لازم است در اتاق کودکان قسمتی به میز تحریر اختصاص داده شود. این قسمت باید فضایی جدا از فضای خواب باشد. پس ترجیحا یک گوشه از اتاق را به تخت و سمت مقابل را به میز تحریر اختصاص دهید. هر یک از این قسمت‌ها باید نوری مخصوص به خود و به میزان مناسب داشته باشند.

۵) اختصاص گوشه‌ای به محل بازی بازی کردن یکی از مهمترین فعالیت‏های دوران کودکی است که موجب رشد توانایی‏های فکری و جسمی کودکان شده و به گسترش روابط اجتماعی‏شان در آینده کمک می‏کند. در کنار تخت‌خواب و میزتحریز لازم است یک سمت اتاق را نیز به محل بازی کودک اختصاص داد. در این گوشه می‌توانید سبد اسباب‌بازی‌ کودک را قرار دهید تا او حین بازی در همان سمت بنشیند و تمام اتاق را با اسباب‌بازی‌ها شلوغ نکند.

۶) تلویزیون و رایانه، ممنوع! اگرچه باید یک سمت اتاق کودک را به محل اسباب‌بازی اختصاص داد اما هرگز در اتاق کودک، تلویزیون، رایانه یا پلی‌استیشن قرار ندهید. بررسی‏ها نشان داده است وجود تلویزیون و رایانه در اتاق کودکان و نوجوانان موجب اختلال خواب در آنها شده و رفتارهایی مانند عصبانیت، پرخاشگری، انزوا و همچنین رفتارهای پرخطر را در آنها افزایش می‏دهد. از لحاظ ایمنی نیز وجود سیم‌های برق، رایانه، ویدیو، و تلویزیون در اتاق کودکان صحیح نیست.

۷) روشنایی مناسب بیشتر کودکان از خوابیدن در فضاهای تاریک و کم‏نور می‏ترسند. همیشه باید سعی کنید با فرارسیدن شب نوری در اتاق کودک روشن بگذارید تا او به راحتی و بدون ترس بتواند از اتاق خارج شده یا به آن وارد شود. تاریکی گاهی سبب ترس و گریه کودکان می‌شود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  10:41 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

6 بازی خلاق برای کودکان!

آیا می دانید بازی های کودکان تاثیر بسیار زیادی بر هوش و استعداد آینده آنها خواهد داشت؟

در این مقاله به شش نوع از این بازی ها می پردازیم...

  1) شن ‌بازی
وسایل مورد نیاز:جعبه شن یا رفتن به کنار ساحل
روش انجام کار:کودک دست‌هایش را داخل شن فرو می‌کند.وقتی خوب دست‌هایش پوشیده شد،

از او بخواهید سعی کند تا انگشتان دو دستش از زیر شن‌ها همدیگر را بگیرند.همچنین از او بخواهید تا دست‌هایش را در زیر شن‌ها تکان بدهد.در مرحله بعد می‌توانید روی پاهای او را هم شن بریزید و همین فعالیت را با پاهایش انجام دهید.

 

2)اتوبوس،کشتی یا قطار
روش انجام کار:
ممکن است برای عبور و مرور در شهر از یک وسیله نقلیه خاص استفاده کنید و از شیوه‌های دیگر استفاده نکنید.برای نمونه ممکن است با وسیله نقلیه شخصی به عبور و مرور بپردازید.اگر چنین است،یک روز به همراه کودک‌تان از وسایلی که معمولا از آنها استفاده نمی‌کنید (مثلا اتوبوس‌های عمومی‌یا مینی‌بوس) استفاده کنید و گشتی در شهر بزنید. مطمئنا کودک‌تان از این سفر لذت بسیاری خواهد برد و سفر فوق برای هر دوی شما آموزش پرباری خواهد بود.

3)ورزش کردن به همراه شعر خواندن
روش انجام کار:
یک شعر جالب انتخاب کنید.آن را با صدای بلند بخوانید.هر شعری برای خود حرکت، آهنگ،ریتم و احساس دارد.در هر حال با کودک خود هنگام خواندن اشعار،حرکات جالبی به تناسب شعر انجام دهید.
4)افکار روشن
روش انجام کار:
با کودک تان دراز بکشید و چشم‌هایتان را ببندید و به آرامی‌ صحبت کنید.بگویید که ما هر دو در سایه دراز کشیده‌ایم.سایه‌ای که خیلی دلپذیر است.نفس عمیق بکشید و احساس کنید در آرامش کامل هستید.تمام ناراحتی‌ها و غم و غصه‌هایتان را بیرون بریزید.نفس کشیدن را با خوشحالی ادامه دهید.نفس کشیدن و به ذهن آوردن افکار،احساسات خالص و بدون غم و غصه،افکار و احساسات ناخوشایند را از ذهن تان بیرون می‌کند و باعث می‌شود مملو از احساس شادکامی ‌شوید.به این ترتیب،شما و فرزندتان،احساس نزدیکی بیشتری با هم خواهید کرد.
5)بریدن و چسباندن گل‌ها
وسایل مورد نیاز:
گل‌های تازه،کتاب سنگین،مقوا،چسب،پلاستیک نازک سفید رنگ یا کاغذ سلفون، قیچی،روزنامه.
روش انجام کار:کتاب را باز کنید و گل‌ها را لای روزنامه،بین صفحه‌های کتاب قرار دهید.همه گل‌ها را به همین صورت بین صفحه‌های کتاب جای دهید.کتاب را ببندید و چند روز صبر کنید.وقتی گل‌ها خشک شدند،آنها را با دقت بردارید.پلاستیک را دو سانت بزرگ‌تر از مقوا ببرید.حالا گل‌ها را روی مقوا بچسبانید و روی آن با پلاستیک بپوشایند و دور آن را چسب بزنید.قسمت‌های تا خورده و گوشه را صاف کنید تا گل‌ها به حالت طبیعی خود روی تابلو بمانند.
6)ابزار ساده‌ای برای تولید صدا و ریتم
وسایل مورد نیاز:
بطری‌های پلاستیکی گردن باریک،برنج،لوبیا،ارزن،ماکارونی،نوار چسب.
روش انجام کار:بطری‌ها را پر از برنج،لوبیا،ماکارونی و ارزن کنید.در آنها را محکم با نوار چسب ببندید. با نوار چسب برایشان دستگیره بسازید.بهتر است برای هر کودک دو عدد از آنها تهیه کنید.حال اجازه دهید کودکان آنها را به دست بگیرند و تشویق‌شان کنید تا با تکان دادن و به هم زدن دست‌ها صدا تولید کنند.می‌توانید با پخش یک موزیک مفرح از کودکان بخواهید تا با تکان دادن بطری‌ها صدا تولید کنند و همراه آن حرکت کنند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  10:42 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

به کودکمان باقلا بدهیم یا نه؟

شاید جالب باشد که بدانید حتی لمس‌کردن باقلا نیز ممکن است مشکل‌ساز باشد که علایم بیماری‌ای را مخصوصاً در کودکان ظاهر می‌کند که به اصطلاح به آن "فاویسم" می‌گویند. از آن جا که این بیماری مادرزادی است از همان بدو تولد با گرفتن نمونه خون از نوزاد 3 الی 5 روزه، جداسازی و غربالگری می‌گردد و امکان پیشگیری و در صورت بروز، درمان آن وجود دارد.

 

"فاویسم" یک بیماری فصلی- ارثی و تغذیه‌ای است که بصورت کم‌خونی و بیشتر در اثر خوردن باقلای سبز خام و گاهی فریز شده و یا به دلیل مصرف برخی مواد شیمیایی اکسیدکننده و برخی از داروها در افراد حساس بروز می‌کند. کمبود آنزیمی‌ به نام گلوکز 56 فسفات‌دی‌هیدروناژ به شکل ارثی از مادر به پسر منتقل می‌شود. ژن این آنزیم بر روی کروموزوم سوار می‌شود و در این روند اگر خللی پیش بیاید فرد دچار فاویسم خواهد شد.

این بیماری بیشتر و اغلب در پسران (کروموزوم ایکس در دختران دوتاست ولی در پسران فقط یک ایکس وجود دارد) رخ می‌دهد و نسبت آن در دختران کم است.

سن شیوع بیماری از 1 تا 10 سالگی است. بیشتر مبتلایان در رده سنی زیر 5 سال قرار دارند. در کودکان زیر یک سال نیز این بیماری ممکن است از طریق شیر مادر اتفاق بیافتد.

چرا باقلا؟

باقلا از جمله مواد اکسیدان است یعنی موادی که در آن‌ها اکسیژن زیاد تولید می‌گردد. در نتیجه باعث از بین رفتن گلبول‌های قرمز فرد فاویسمی‌می‌شود.

علائم بیماری کدامند؟

حاصل این مجموعه فرآیند به شکل کم خونی شدید، اسهال و استفراغ، تهوع، زردی سفیده چشم، زردی پوست و خونی‌شدن رنگ ادرار خواهد بود. این بیماری در ابتدا و شروع اولیه گاهی بدون علامت و بدون وضوح است به همین دلیل ممکن است با زردی و کم خونی‌های دیگر اشتباه گرفته شود.

خانواده‌ها زیاد دلهره و ترس به خود راه ندهند چون ممکن است کودکشان با توجه به این که این بیماری دائم با آنهاست فقط یکبار این علایم به آن‌ها دست دهد و بایستی موارد و نکات پیشگیری لازم را رعایت نمایند.

انتشار جغرافیایی این بیماری

در ایران فاویسم بومی ‌سواحل خزر می‌باشد. این بیماری در سواحل خلیج‌فارس، ماهدشت، فسا، فیروزآباد و روستاهای شمالی ایرانشهر سیستان و بلوچستان نیز دیده می‌شود.

درمان

بهترین درمان پیشگیری است یعنی:

الف- انجام آزمایش خون در دوران نوزادی

ب- در صورت مبتلا بودن کودکمان درمان زیر نظر یک پزشک.

توجه داشته باشید اگراین موارد رعایت نشود و کودک دچار حملات فاویسم گردد ممکن است کودک در اثر کم‌خونی دچار نارسایی قلبی شود پس به محض مشاهده علایم کودک را فوری به اورژانس برسانید.

توجه

گاهی لازم است کودک شما چند روزی تا برطرف شدن مشکل در بیمارستان بستری گردد.

فاویسم یک بیماری جداگانه‌ای است که خیلی ترسناک و خطرناک نیست بلکه قابل توجه است و نیاز به آگاهی ما در این مورد دارد تا بتوانیم واکنش مناسبی در مورد این بیماری داشته‌باشیم.

این بیماری مشکل خاصی ندارد چون فرد ممکن است در طول عمر فقط یک بار دچار بحران همولیز شود.

توصیه می‌شود اگر کودک شما مبتلا به فاویسم است حتی از کنار مزارع باقلا هم رد نشوید! در منزل از نفتالین و حشره‌کش نیز استفاده نکنید.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  10:44 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

تاثیر تغذیه بر رشد کودک

رشد كودك به‌خصوص در سه سال اول زندگی بسیار حایز اهمیت است و پایش رشد، راهی برای ارزیابی آن است؛

به طوری كه وقتی روند رشد بچه مطلوب نباشد، یعنی نمودار رشدش افقی یا نزولی شود، نشانگر وجود ضعف و كمبود در اوست. این به آن معنی است كه كودك آمادگی ابتلا به بیماری‌ها را دارد.

وقتی بچه‌ای سوء‌تغذیه داشته باشد، بیمار شده و بیماری او طولانی‌تر می‌شود، در حقیقت سریع بهبود پیدا نمی‌كند و به همین دلیل بی‌اشتها می‌شود. دوباره این بی‌اشتهایی سوء‌تغذیه او را تشدید می‌كند و این زنجیره سبب می‌شود كه كودك ناتوان‌تر شود.

 

شاید دیده باشید برخی خانواده‌ها بچه‌هایی دارند كه همیشه مریض هستند و مادر گله از بی‌اشتهایی كودك می‌كند. كمبودهایی مثل كمبود روی و كمبود آهن ممكن است موجب بی‌اشتهایی طفل باشد، بنابراین دادن غذایی كه منابع مواد معدنی یادشده هستند، می‌تواند كمك‌كننده باشد. در دوره نقاهت نیز باید وعده‌های غذایی او را بیشتر كرد تا وزن از دست رفته جبران شود.

در این دوران كودك اشتهای بیشتری دارد و مادر باید مراقب باشد از این فرصت استفاده كند زیرا كودكانی كه مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند، همیشه ضعیف و مستعد ابتلا به بیماری‌های متعدد هستند.

یادتان باشد كه محروم كردن كودك از شیر مادر، زود یا دیر شروع كردن غذای كمكی، ندادن غذای كافی و مفید به او، بیماری كودك، مسایل عاطفی و روانی، رعایت نكردن مسایل بهداشتی و استفاده از آب ناسالم از مهم‌ترین علل تأخیر رشد این گروه سنی است.

بررسی‌های ما نشان می‌دهد كه بچه‌ها معمولا از 6 ماهگی به بعد دچار مشكل تغذیه‌ای می‌شوند، یعنی كم‌كم منحنی رشد افت پیدا می‌كند و نزولی می‌شود، علت آن هم استفاده نادرست از غذای كمكی است. اگر مادری كه غذای كمكی را شروع می‌كند، آن را به مقدار زیاد و برای چند وعده درست كند، ولی آن را در محیط سالم نگه ندارد، مصرف آن، بچه را دچار اسهال خواهد كرد.

پس كودكان تا 6 ماهگی فقط باید شیر مادر بخورند، بعد از 6 ماهگی اگرچه هنوز غذای اصلی كودك شیر مادر است ولی شیر مادر به تنهایی نمی‌تواند نیازهای طفل را برآورده سازد بنابراین نیاز به غذای كمكی نمایان می‌شود. پس غذاها باید به ترتیب وارد برنامه غذایی كودك شوند.

فقط فراموش نكنید كه حجم معده كودك كوچك است و به همین دلیل در هر بار میزان محدودی غذا می‌تواند بخورد. از طرفی، رشد جسمی كودك سریع و نیاز وی به مواد مغذی زیاد است. به بیان ساده‌تر، غذای كمی كه كودك در هر وعده می‌تواند استفاده کند باید ارزش غذایی بالایی داشته و حاوی مواد مغذی مورد نیاز برای رشدش باشد.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  10:44 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

تنبيه كلامی كودكان به چه صورتی باشد؟

گاهی اوقات کودکان رفتاری را انجام می دهند که باید تنبیه شوند ، اما تنبیه کلامی باید به چه صورتی باشد که تاثیر بدی در روحیه کودک به جا نگذارد؟

یك روانپزشك، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم كردن دانست و افزود: می‌توان كودك را از یك سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال كننده و... محروم كرد. دكتر قاسم دستجردی با بیان اینكه در هر خانه‌ یك سری اصول كلی حاكم است كه باید از افراط و تفریط از آنها پرهیز شود، اظهار كرد: در تربیت كودك بعضی از خانواده‌ها آزادی كامل و مطلق را به نفع كودك می‌دانند ولی برخی دیگر سیستم استبدادی و قوانین زیاد و خشك بر كودك تحمیل می‌كنند كه هر دو روش اشتباه است. وی ادامه داد: بهتر است در خانواده یك سری اصول كلی و خط قرمزهایی براساس هنجاری‌های آن خانواده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید بر روی اصولی كه می‌خواهند فرزندشان تربیت شود توافق و ثبات داشته باشند و بین پدر و مادر دوساز ناهمگون زده نشود. وی با اشاره به اهمیت اصول مذكور در تربیت كودك افزود: همچنین والدین در موقعیت‌های مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتی دیگر اگر والدین در یك موردی قانونی بگذارند، نباید بطور دائم برای آن استثناء قائل شوند.

دستجردی روشهای تربیت كودك را به دو دسته تنبیه و تشویق تقسیم كرد و گفت: تنبیه از نظر لغوی به معنی بیدار كردن، آگاهی دادن و آنچه كه در ذهن مساوی با ضرب و شتم برخوردهای تند است، می‌باشد. وی هدف از تنبیه را اصلاح، آگاهی دادن و هدایت كردن عنوان و اضافه كرد: هیچ وقت تنبیه به معنای خشم خود را فروشاندن، تحقیر كردن و اذیت و آزار طرف مقابل نیست و هرجا والدین احساس می‌كنند خود را تخلیه كرده و خشم خود را فرو می‌نشانند، این عمل به معنای تنبیه نیست. وی با بیان اینكه تنبیه الزاما فیزیكی نیست، گفت: در تربیت كودك اغراق نیست اگر بگوییم تنبیه فیزیكی جایی ندارد و چنانچه بعضی از والدین بخواهند جایی برای تنبیه قائل شوند آن را به عنوان آخرین گام بكار ببرند. این روانپزشك گفت: تنبیه فیزیكی نباید باعث درد و آسیب به كودك شود و هدف از این تنبیه آن است كه پدر و مادر با این روش ناراحتی خود را از رفتار كودك نشان داده و توجه وی را به بدی و زشتی رفتارش جلب كنند كه نهایتا می‌تواند در حد یك پشت دستی زدن یا آرام پشت باسن كودك زدن باشد.

وی تنبیه كلامی را شكل دیگری از بروز تنبیه دانست و تصریح كرد: زمانی كه كودك رفتاری برخلاف هنجارهای موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد كلامی با گفتن “از آن رفتار شما ناراحت شدم“، “از برخورد شما عصبانی هستم” یا “كار شما كار خوبی نیست” و در كنار آن اخمی كنند، ترش رویی كنند یا موقتا ارتباط عاطفی صمیمانه را كمرنگ كنند و لازم است در زمان انجام كارهای گفته شده، رفتار كودك مورد سرزنش قرار گیرد نه شخصیت وی. وی با تاكید بر كمتر استفاده كردن از تنبیه فیزیكی توصیه كرد: حتی‌الامكان باید موارد این نوع تنبیه زیاد نباشد؛ چرا كه اگر رفتار كودك را دائما سرزنش كرده یا به وی تذكر دهیم، اثر تنبیه كمرنگ می‌شود. دستجری خطاب به والدین توصیه كرد: از سرزنش شخصیت كودك و نسبت دادن صفات زشت به وی پرهیز كنید، وی را توهین و مسخره نكنید، با كنایه و طعنه با كودك حرف نزنید. همچنین جلوی دیگران بیش از حد از او انتقاد نكنید.

وی در خصوص نكات قابل اهمیت در مورد تنبیه فیزیك و كلامی گفت: تنبیه باید كاملا متناسب با رفتار كودك باشد؛ به طوری كه نباید برای رفتاری كه خیلی بد نیست تنبیه بدی در نظر بگیریم. همچنین علت تنبیه مشخص باشد و علت آن برای كودك توضیح داده شود. همچنین بین تنبیه و رفتار كودك فاصله زمانی زیادی نباشد. این روانپزشك آسیب جسمی، افزایش خشونت، پرخاشگری و لجاجت،‌ افت تحصیلی و تا حدودی بهره هوشی، احتمال مشكلات روانپزشكی مانند افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و وابستگی به مواد را از عوارض تنبیه زیاد كودك عنوان كرد. وی همچنین افت اعتماد به نفس، ایجاد شخصیتهای منفعل و وابسته و عدم پرورش روحیه قاطعیت در كودك را از دیگر عوارض تنبیه فیزیكی یا كلامی زیاد دانست. وی گفت: ‌در بعضی از موارد، رفتار منفی كودك را بر روی خود نیاورید كه این روش در اوایل شروع آن رفتار كاربرد دارد. این روانپزشك در پایان یادآور شد: در برخی مواقع بهتر است از روش تشویق استفاده كرد كه می‌تواند به شكلهای كلامی، رفتاری و خریدن هدیه و جایزه اعمال شود.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  11:20 AM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

تنبيه كلامی كودكان به چه صورتی باشد؟

گاهی اوقات کودکان رفتاری را انجام می دهند که باید تنبیه شوند ، اما تنبیه کلامی باید به چه صورتی باشد که تاثیر بدی در روحیه کودک به جا نگذارد؟

یك روانپزشك، روش مورد تایید در تنبیه را روش محروم كردن دانست و افزود: می‌توان كودك را از یك سری امتیازات مثل تماشای برنامه‌های تلویزیونی، رفتن به منزل دوستان یا خرید وسایل خوشحال كننده و... محروم كرد. دكتر قاسم دستجردی با بیان اینكه در هر خانه‌ یك سری اصول كلی حاكم است كه باید از افراط و تفریط از آنها پرهیز شود، اظهار كرد: در تربیت كودك بعضی از خانواده‌ها آزادی كامل و مطلق را به نفع كودك می‌دانند ولی برخی دیگر سیستم استبدادی و قوانین زیاد و خشك بر كودك تحمیل می‌كنند كه هر دو روش اشتباه است. وی ادامه داد: بهتر است در خانواده یك سری اصول كلی و خط قرمزهایی براساس هنجاری‌های آن خانواده وجود داشته باشد. همچنین والدین باید بر روی اصولی كه می‌خواهند فرزندشان تربیت شود توافق و ثبات داشته باشند و بین پدر و مادر دوساز ناهمگون زده نشود. وی با اشاره به اهمیت اصول مذكور در تربیت كودك افزود: همچنین والدین در موقعیت‌های مختلف ثبات داشته باشند. به عبارتی دیگر اگر والدین در یك موردی قانونی بگذارند، نباید بطور دائم برای آن استثناء قائل شوند.

دستجردی روشهای تربیت كودك را به دو دسته تنبیه و تشویق تقسیم كرد و گفت: تنبیه از نظر لغوی به معنی بیدار كردن، آگاهی دادن و آنچه كه در ذهن مساوی با ضرب و شتم برخوردهای تند است، می‌باشد. وی هدف از تنبیه را اصلاح، آگاهی دادن و هدایت كردن عنوان و اضافه كرد: هیچ وقت تنبیه به معنای خشم خود را فروشاندن، تحقیر كردن و اذیت و آزار طرف مقابل نیست و هرجا والدین احساس می‌كنند خود را تخلیه كرده و خشم خود را فرو می‌نشانند، این عمل به معنای تنبیه نیست. وی با بیان اینكه تنبیه الزاما فیزیكی نیست، گفت: در تربیت كودك اغراق نیست اگر بگوییم تنبیه فیزیكی جایی ندارد و چنانچه بعضی از والدین بخواهند جایی برای تنبیه قائل شوند آن را به عنوان آخرین گام بكار ببرند. این روانپزشك گفت: تنبیه فیزیكی نباید باعث درد و آسیب به كودك شود و هدف از این تنبیه آن است كه پدر و مادر با این روش ناراحتی خود را از رفتار كودك نشان داده و توجه وی را به بدی و زشتی رفتارش جلب كنند كه نهایتا می‌تواند در حد یك پشت دستی زدن یا آرام پشت باسن كودك زدن باشد.

وی تنبیه كلامی را شكل دیگری از بروز تنبیه دانست و تصریح كرد: زمانی كه كودك رفتاری برخلاف هنجارهای موجود در خانه انجام دهد، پدر و مادر در حد كلامی با گفتن “از آن رفتار شما ناراحت شدم“، “از برخورد شما عصبانی هستم” یا “كار شما كار خوبی نیست” و در كنار آن اخمی كنند، ترش رویی كنند یا موقتا ارتباط عاطفی صمیمانه را كمرنگ كنند و لازم است در زمان انجام كارهای گفته شده، رفتار كودك مورد سرزنش قرار گیرد نه شخصیت وی. وی با تاكید بر كمتر استفاده كردن از تنبیه فیزیكی توصیه كرد: حتی‌الامكان باید موارد این نوع تنبیه زیاد نباشد؛ چرا كه اگر رفتار كودك را دائما سرزنش كرده یا به وی تذكر دهیم، اثر تنبیه كمرنگ می‌شود. دستجری خطاب به والدین توصیه كرد: از سرزنش شخصیت كودك و نسبت دادن صفات زشت به وی پرهیز كنید، وی را توهین و مسخره نكنید، با كنایه و طعنه با كودك حرف نزنید. همچنین جلوی دیگران بیش از حد از او انتقاد نكنید.

وی در خصوص نكات قابل اهمیت در مورد تنبیه فیزیك و كلامی گفت: تنبیه باید كاملا متناسب با رفتار كودك باشد؛ به طوری كه نباید برای رفتاری كه خیلی بد نیست تنبیه بدی در نظر بگیریم. همچنین علت تنبیه مشخص باشد و علت آن برای كودك توضیح داده شود. همچنین بین تنبیه و رفتار كودك فاصله زمانی زیادی نباشد. این روانپزشك آسیب جسمی، افزایش خشونت، پرخاشگری و لجاجت،‌ افت تحصیلی و تا حدودی بهره هوشی، احتمال مشكلات روانپزشكی مانند افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و وابستگی به مواد را از عوارض تنبیه زیاد كودك عنوان كرد. وی همچنین افت اعتماد به نفس، ایجاد شخصیتهای منفعل و وابسته و عدم پرورش روحیه قاطعیت در كودك را از دیگر عوارض تنبیه فیزیكی یا كلامی زیاد دانست. وی گفت: ‌در بعضی از موارد، رفتار منفی كودك را بر روی خود نیاورید كه این روش در اوایل شروع آن رفتار كاربرد دارد. این روانپزشك در پایان یادآور شد: در برخی مواقع بهتر است از روش تشویق استفاده كرد كه می‌تواند به شكلهای كلامی، رفتاری و خریدن هدیه و جایزه اعمال شود.

 

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 10 مرداد 1390  1:54 PM
تشکرات از این پست
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: کودکان نوپا

چطور وزن کودک چاق را کاهش دهیم؟

توجه والدین به وزن کودک‌شان در صورتی که او دچار اضافه وزن باشد، ضروری است اما در عین حال والدین باید با کودک‌شان برخوردی احترام‌آمیز و حمایت‌کننده داشته باشند، زیرا فشار آوردن بر آنها - به خصوص در سنین نوجوانی- برای کاهش وزن ممکن است منجر به پرخوری یا ابتلای آنها بی‌اشتهایی عصبی شود.

دکتر آن فلچر، متخصص تغدیه در کتابی که اخیر با نام "کاهش وزن محرمانه" منتشر کرده است، تجربه خود را با 104 کودک و نوجوان به شدت چاق که توانستند به وزن سالمتری برسند و بیش از دو سال وزن خود را در حد طبیعی نگهدارند بیان کرده است. این کودکان به طور متوسط 25 کیلو وزن کم کردند. اینها نکاتی است که دکتر فلچر این تجربه برای کاهش وزن این کودکان و نوجوان به آنها رسیده است:

داشتن انگیزه:
آمادگی برای کاهش وزن مهمترین چیز است. نوجوانانی که در این تجربه شرکت کرده بودند، به خاطر اینکه می‌خواستند سلامت‌شان بهبود یابد، ظاهر بهتری پیدا کنند، و احساس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند، کارکرد ورزشی یا سایر فعالیت‌هایشان را بهتر کنند، انگیزه زیادی برای کاهش وزن داشتند.

فعال بودن:
ورزش تا به حال پرطرفدارترین شیوه برای لاغر شدن بوده است، و 83 درصد نوجوانانی که در این تجربه شرکت داشتند، برای کاهش وزن‌ و حفظ وزن طبیعی میزان فعالیت‌های‌شان برای سوزاندن کالری‌ها را بالا برده بودند. دویدن، پیاده‌روی و وزنه زدن رایج‌ترین گزینه‌های آنها برای این کار بود. دو سوم این کودکان به انجام ورزش سه تا پنج بار در هفته ادامه دادند.
خوردن وعده‌های غذایی کوچکتر:
این نوجوانان فهمیدن که خوردن یک تکه گوشت به اندازه یک کارت بازی و یک فنجان ماکارونی برای یک وعده غذایی‌شان کافی است. آنها با استفاده از بشقاب‌ها و فنجان‌های کوچکتر می‌توانند، و نیز نخوردن مواد غذایی به طور مستقیم از پاکت آن توانستند وعده‌های غذایی کوچکتری را بخورند.
حمایت والدین:
هیچگاه قدرت پشتیبانی والدین را دست کم نگیرید. تشویق والدین به خوراکی‌های مغذی کم‌کالری و ورزش کردن والدین به همراه فرزندان‌شان یک عامل مهم در موفقیت در کاهش وزن بود.
کشف بهترین گزینه‌ها:
برخی از این نوجوانان برای مشاوره رو در رو به متخصص تغذیه مراجعه کردند، برخی از آنها به اردوهای تابستانی رفتند که در آنها بر سبک زندگی سالم تاکید می‌شد. برخی دیگر خودشان با کاهش اندازه وعده‌های غذایی و مصرف نکردن برخی از غذا مثل سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نوشابه گازدار برنامه کاهش وزن‌شان را ایجاد کردند. پسر چاق خود دکتر فلچر کالری‌های وعده‌های غذایی‌اش را محاسبه می‌کرد.
به فول دکتر فلچر ما همیشه می‌توانیم مقدار زیادی غذا بخوریم بدون اینکه احساس پری به ما دست دهد، بنابراین توجه به اندازه وعده غذایی نقش مهمی در کاهش وزن دارد. ارتباط برقرار کردن:
برخی از نوجوانان قدرت همراه شدن با سایر همسالان‌شان در برنامه‌های جمعی کاهش وزن را کشف کردند. یکی از دخترها و مادرش به همراه هم وزن کم می‌کردند.

زمان دادن به خود:
برخی از این نوجوانان در طول چندین ماه وزن کم ک ردند، و در برخی دیگر کاهش وزن چند سال طول کشید. به گفته فلچر کاهش وزن تدریجی نیازی به گرسنگی کشیدن برای رسیدن به نتایج سریع ندارد.

فقط شماره وزنه موفقیت شما را نشان نمی‌دهد:
گرچه این کودکان و نوجوانان حتما از اینکه سایز لباس‌هایش کوچک‌تر می‌شد، خوشحال می‌شدند، اما افراد موفق در کاهش وزن، همچنین از این احساس که راحت‌تر از پله‌ها می‌روند، فشار خون‌شان کمتر شده است، رابطه نزدیکی با دوستان‌شان برقرار کرده‌اند و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده‌اند، انگیزه بیشتر پیدا می‌کردند.

اغلب این نوجوانان می‌دانستند که هرگز به لاغری آرمانی که در جامعه تبلیغ می‌شود، نمی‌رسند. ولی از دستاوردهای فعلی‌شان خوشحال بودند، و هدف‌‌شان به جای رسیدن به آن بدن آرمانی، سالم‌ترشدن بیشتر بود.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست)   /عنکبوت20
دوشنبه 17 مرداد 1390  10:22 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها