0

اقسام و انواع صبر

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

اقسام و انواع صبر

اقسام و انواع صبر

منابع مقاله:

، ؛

صبر و استقامت دارای انواع و اقسام مختلف است، مانند صبر در برابر گناه، صبر در راه اطاعت، صبر در برابر مصائب سخت، ولی لقمان در این نصیحت، صبر در برابر مصیبت ها را مطرح نموده است، که یکی از شعبه های مهم استقامت است و چنین صبری منشا توان مندی و استواری و قوت قلب شده، و همین آثار درخشان، انسان را در موارد دیگر صبر، کمک می کند، و سرچشمه برکات عظیم دیگر خواهد شد، و ممکن است منظور لقمان همه اقسام صبر است، چرا که عواملی که موجب گناه یا سستی در اطاعت می شود، نیز مصیبت است.
به هر حال با توجه به این که مصایب روزگار، بسیار فراوان و طاقت فرسا است، که اگر صبر واستقامت در برابر آنها نباشد، انسان به صورت موجودی عاطل و باطل درمی آید و در برابر هر کار، زانوی عجز بر زمین می زند، و روح و جسمش را در پرتگاه سقوط و هلاکت قرار می دهد.
یکی از سختی ها، میدان جنگ، و خطر کشته شدن و زخمی شدن است، هرگاه انسانی که در برابر این سختی، صابر نباشد، فرار را بر قرار ترجیح می دهد، و یا جزء سیاهی لشگر است و کاری از او ساخته نیست، ولی اگر صبر و استقامت داشته باشد توان و روحیه او چندان برابر می شود، به جای یک نفر می تواند ده نفر از دشمن را از پای درآورد، چنان که خداوند در قرآن می فرماید: «ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مئتین؛ و هرگاه بیست نفر از شما با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه کند.» و نیز در قرآن آمده طالوت نماینده اشموئیل پیامبر (ص) با گروهی اندک ولی صابر و با استقامت به جنگ لشگر جالوت به فرماندهی جالوت رفتند، در حالی که دعایشان این بود:
«ربنا افرغ علینا صبرا وثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین؛ پروردگارا! پیمانه استقامت را بر ما بریز (و ما را سرشار از صبر قرار بده) و گام های ما را استوار بدار، و ما را بر کافران پیروز گردان.» (5) آنها با این روحیه در یک جنگ نابرابر، جالوت و لشکرش را در هم شکسته و بر آنها پیروز شدند، چرا که آنها معتقد به خدا و معاد و نتیجه استقامت بودند، و با اعتقاد محکم می گفتند: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله والله مع الصابرین؛ چه بسیار گروه های کوچکی (در پرتو استقامت) بر گروه های عظیمی پیروز شدند، و خداوند با استقامت ورزان است.» (6)
5. انفال 65، بقره 250.
6. بقره 249.
 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

سه شنبه 28 تیر 1390  12:03 AM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

پاسخ به:اقسام و انواع صبر

اقسام صبر

منابع مقاله:

، ؛

منظور از«صبر»همان استقامت در برابر مشکلات و حوادث گوناگون است که نقطه مقابل آن «جزع »، بی تابی، از دست دادن مقاومت و تسلیم شدن در برابر مشکلات است.
علاوه بر زندگی مادی، در زندگی معنوی نیز این مساله وجود دارد. اگر انسان در برابرنفس سرکش و هوا و هوس ها و زرق و برق دنیا و جاذبه های گناه ایستادگی نکند و درطریق «معرفة الله» و اطاعت فرمان او با مشکلات نجنگد، هرگز به جایی نمی رسد.
از این رو، علمای علم اخلاق، صبر را به سه دسته تقسیم می کنند:
1-صبر بر اطاعت، یعنی شکیبایی در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد.
2-صبر بر معصیت، یعنی ایستادگی در برابر انگیزه های نیرومند و محرک گناه.
3-صبر بر مصیبت، یعنی پایداری در برابر حوادث تلخ و ناگوار و عدم برخورد انفعالی و ترک جزع و فزع.
«صبر» از مهمترین ارکان ایمان است،امیر مؤمنان علی علیه السلام موقعیت صبر را در برابرایمان، همانند موقعیت سر نسبت به بدن می دانند در قرآن مجید نیز کمتر موضوعی را مانند صبر مورد تاکید قرار داده است. حدود هفتاد آیه، از صبر سخن به میان آمده که بیش از ده مورد آن به شخص پیغمبر اسلام صلی الله علیه و اله اختصاص دارد.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

سه شنبه 28 تیر 1390  12:04 AM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

ارزش خویشتن داری از نظر قرآن

ارزش خویشتن داری از نظر قرآن

منابع مقاله:

، ؛

در قرآن علاوه بر آیه مورد بحث،  در آیات دیگری نیز به حلم وخویشتن داری سفارش شده است، از جمله می خوانیم: «ادفع بالتی هی احسن فاذاالذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم» ناپسندی رابا نیکی دفع کن که ناگاه خواهی دید که همان کس که میان تو و اودشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.
این آیه به یکی از آثار درخشان حلم و خویشتن داری اشاره کرده ودستور می دهد که با برخورد نیک و ابراز محبت و عکس العمل نیکودر برابر ناملایمات، زندگی را برای خود آرام کنید، زیرا در این صورت دشمنی ها و کینه ها به دوستی تبدیل شده، شعله های فتنه هاخاموش گشته و جامعه به همسویی و مهر و محبت و برادری سوق داده می شود.
در تفسیر علی ابن ابراهیم در ذیل این آیه آمده: خداوندپیامبرش را با این آیه تربیت کرد و پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر اساس همین دستور با مردم رفتار می نمود. امام صادق (علیه السلام) نیز در ضمن گفتاری به یکی از شاگردانش به نام حفص فرمود:
بر تو باد به صبر و تحمل و نرمش در همه امور! بدان که خداوندمتعال محمد (صلی الله علیه وآله) را به پیامبری برانگیخت و او رابه صبر و نرمش فرمان داد آنگاه حضرت این آیه را خواند وفرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) صبر و تحمل کرد و درپرتو آن به اهداف و نتایج بلند و درخشانی نایل شد.
در امالی شیخ صدوق (ره) روایت شده: شخصی به محضر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: من به افراد بستگانم نیکی می کنم ولی آنها به من بدی می کنند. من صله رحم به جا می آورم، ولی آنهاقطع رحم می نمایند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آیه فوق راخواند و به او دستورر داد تا با حلم و تحمل و استقامت، بدی رابا نیکی جواب دهد. آن شخص اشعاری پیرامون حلم و نرمش و برخوردنیک با مردم خواند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اشعار اورا ستود و فرمود: بعضی از شعرها حکمت، و بعضی از بیان ها همچون سحر اثر بخش است.
همان گونه که ذکر شد، در قرآن در یازده مورد خداوند به عنوان «حلیم» توصیف شده است. پس می توان گفت کسانی که دارای این صفت (به طور صحیح و کامل) هستند، مظهر خدا می باشند و خود را به خدای بزرگ آن چنان نزدیک نموده اند که خداگونه شده اند، و همین موضوع بیانگر اوج ارزش حلم و خویشتن داری است.
خداوند در قرآن، پیامبر بزرگی همچون ابراهیم (علیه السلام)، قهرمان توحید صبر و ایثار، را به دلیل اینکه دارای خصلت ارجمندحلم است تعریف و تمجید کرده و می فرماید: «ان ابراهیم لحلیم اواه منیب؛ همانا ابراهیم دارای صفت حلم و بسیار متوکل به خداو بازگشت کننده به سوی خدا بود.»
و نیز در بشارت خود به ابراهیم (علیه السلام) در مورد فرزندش اسماعیل (ع) می فرماید: «فبشرناه بغلام حلیم؛ ما ابراهیم (علیه السلام) را به نوجوانی دارای حلم بشارت دادیم.»
نکته آموزنده در این دو آیه این است که با اینکه ابراهیم خلیل (ع) و فرزندش اسماعیل (ع) دارای عالی ترین ارزش ها و خصلت های انسانی بودند، تنها سخن از خصلت حلم آنها به میان آمده است .
یکی دیگر از آیاتی که دستور حلم و نرمش به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) می دهد این آیه است: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک...؛ به برکت رحمت الهی، در برابر مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی همه از اطراف تو پراکنده می شدند. پس آنها را ببخش، و برای آنهاآمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن...» .
ارزش حلم در گفتار و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)
گفتار و رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) وامامان (علیهم السلام)، مشحون از سفارش و تاکید به حلم و نرمش وخویشتن داری در برابر حوادث تلخ است. به عنوان نمونه نظر شمارا به چند مورد جلب می کنم:
امیرمومنان علی (علیه السلام) می فرماید: «کمال العلم الحلم، وکمال الحلم کثره الاحتمال، والکظم؛ کمال و درجه عالی علم، داشتن حلم است. و کمال حلم بستگی به تحمل بسیار و فزونی فرونشاندن خشم دارد.»
نیز فرمود: «جمال الرجل حلمه، انک مقوم بادبک فزینه بالحلم؛زیبایی انسان حلم او است. تو ای انسان، به خاطر ادبی که داری ارزیابی می شوی، زینت تو به وسیله حلم فراهم می شود.»
نیز فرمود: «الحلم یطفی نار الغضب و الحده توجج احراقه؛خصلت حلم، آتش خشم را خاموش می کند، ولی تندی و خشونت شعله های آتش را برمی افروزد.»
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «الحلم سراج الله؛ حلم وخویشتن داری چراغ تابان خدا است.»
این ها نمونه هایی از صدها روایت است که هر کدام با تعبیری، خصلت حلم را ستوده و انسان خویشتن دار را تمجید نموده اند.
آثار درخشان حلم و خویشتن داری
یکی از برکات و آثار حلم، عفو و بخشش است. خصلت عفو از خصال جوانمردان است و موجب استحکام روابط و دوستی ها و مهر و محبت خواهد شد. انسانی که دارای حلم نیست، اهل بخشیدن و گذشت نخواهدبود. همان گونه که حلم خداوند متعال موجب عفو و بخشندگی اواست. امیر مومنان علی (علیه السلام) در آغاز یکی از خطبه هایش می فرماید: «الحمد لله.. . الذی عظم حلمه فعفا؛ حمد وسپاس خداوندی را که عظمت حلم او موجب عفو و بخشش او است.»
از آثار دیگر اینکه حلم موجب افزایش یار و دوست می گردد؛ حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «و بالحلم عن السفیه تکثر الانصار؛ وحلم ورزی در برابر سفیهان، بر یاران انسان می افزاید.»
و بر همین اساس می فرماید: «الحلم عشیره؛ حلم برای انسان مانند عشیره و طایفه (حامی نیکی) خواهد بود.»
از انگیزه ها و نتایج حلم اینکه از دامن آن، همت متولد می گرددو موجب حفظ آبروی انسان می شود؛ امیر مومنان علی (علیه السلام) می فرماید: «والحلم والاناه توامان ینتجها علو الهمه؛ حلم و خونسردی (دربرابر حوادث تلخ) فرزندان دو قلویی هستند که ازآنها همت بلند متولد می شود.» و در عبارت دیگر: «الحلم غطاءساتر؛ حلم پرده ای پوشنده است.»
نتیجه دیگر حلم آن است که موجب عزت و سرافرازی می شود، همان گونه که حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «و لا عز کالحلم؛ هیچ عزتی چون حلم نیست یعنی حلم و خویشتن داری مایه عزت و سربلندی در پیشگاه خدا و مردم می گردد.»
نیز از آثار و برکات حلم آن است که موجب تقصیر و کوتاهی درکارها نشده و باعث زندگی پسندیده و گوارا در پیشگاه مردم می شود؛ امام علی (علیه السلام) فرمود: «و من حلم لم یفرط فی امره، و عاش فی الناس حمیدا؛ کسی که حلم ورزد، در کار خودتفریط و کوتاهی نمی کند، و در میان مردم به طرز پسندیده زندگی خواهد کرد.»
در شیوه زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) وامامان (علیهم السلام) و اولیا و علمای ربانی، بسیار دیده شده که آنها با برخوردهای مهرانگیز خود خصلت ارزشمند حلم را رعایت کرده اند.
انس بن مالک می گوید: من در محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) بودم، عبایی که حاشیه غلیظی داشت بر دوشش بود، یک نفراعرابی (عرب های بادیه نشین) نزد آن حضرت آمد و عبای او را گرفت ومحکم کشید، به طوری که حاشیه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید، سپس گستاخانه گفت: ای محمد، از مال خدا که در نزد تو هست، براین دو شترم بار کن تا ببرم، چرا که این اموال نه مال تو است ونه مال پدرت.
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) اندکی سکوت کرد و سپس فرمود: مال، مال خدا است و من بنده خدا هستم. آنگاه افزود: ای اعرابی، آیا آسیبی که به من رساندی به تو برسانم؟
اعرابی گفت: نه. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:
چرا؟ اعرابی عرض کرد: زیرا تو بدی را با بدی پاسخ نمی دهی، بلکه آن را با خوبی دفع می کنی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ازاین سخن خندید و سپس دستور داد تا بر یکی از شتران او جو و بردیگر خرما بار کردند و به او دادند.
در ماجرای فتح مکه مشرکان بسیاری اسیر سپاه اسلام شدند. آنهاتردیدی نداشتند که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) آنها وزندگی آنها را ریشه کن خواهد کرد. یکی از پرچمداران سپاه اسلام به نام سعد فریاد زد: «الیوم یوم الملحمه، الیوم تسبی الحرمه، الیوم اذل الله قریشا؛ امروز روز انتقام، روز از بین رفتن احترام نفوس و اموال دشمنان، و روز ذلت و خواری قریش است.»
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) این شعار تند را به شعار محبت آمیز تبدیل کرد و فرمود: «الیوم یوم المرحمه الیوم اعز قریشا؛ امروز روز رحمت و روز عزت قریش است.» آنگاه به حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «پرچم رابه ست بگیر و به مکه وارد شو.
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) خطاب به قریش کرد و فرمود: «اذهبوا فانتم الطلقاء؛ برویدو همه شما آزاد هستید.»
در روایت دیگر آمده که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) به آنها فرمود: شما از من چه توقع دارید؟ عرض کردند: توقع رفتارنیک داریم که برادر بزرگوار و پسر برادر بزرگوار هستی.
پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) خطاب به آنها فرمود: به شماهمان می گویم که برادرم یوسف (ع) به برادرانش گفت: «لاتثریب علیکم الیوم...؛ امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. بروید و شما آزادهستید» .
در زندگی امیرمومنان علی (علیه السلام) آمده که در عصر خلافتش، روزی خطاب به جمعیت فرمود: آنچه سوال دارید از من بپرسید، هرسوالی که مربوط به پایین تر از عرش باشد پاسخ می دهم و چنین ادعایی را بعد از من جز دروغگو نمی کند. در این هنگام مردی بلندقامت در گوشه مجلس برخاست، درحالی که کتابی در گردنش آویزان بود و گویی از عرب های یهود بوده با صدای بلند با کمال گستاخی، خطاب به علی (علیه السلام) گفت: ای مدعی چیزی که نمی دانی، و پیشی گیرنده نابجا من از تو سوال هایی می کنم که از جواب آنهادرمانده شوی.
در این هنگام جمعی از شیعیان و دوستان علی (ع) برخاستند تا به او حمله کرده و او را تنبیه کنند. حضرت علی (علیه السلام) آنها رابه شدت از این کار بازداشت و فرمود: رهایش کنید، شتابزدگی وتندی و خشم را از خود دور نمایید. با این کارها حجت های خدا برمردم تمام نشده و براهین الهی آشکار نخواهد گردید. آنگاه باکمال حلم و بزرگواری به آن مرد روکرد و فرمود: هر سوالی که داری بپرس او سوال های خود را مطرح کرد و حضرت علی (علیه السلام) به همه آنها پاسخ داد. او شیفته علم و حلم علی (علیه السلام) شد و اشعاری در مدح علی (ع) سرود و خواند و آن حضرت راصاحب علم و راهنمای گمراهان و رادمرد کمال و ارزش های والای انسانی خواند.
همچنین در زندگی آن حضرت آمده است: روزی شخصی در محضر آن حضرت به «قنبر» غلام آن بزرگوار ناسزا گفت. قنبر می خواست پاسخ او را بدهد. امیرمومنان علی (علیه السلام) قنبر را صدا زد و فرمود:
«مهلا یا قنبر، دع شاتمک...؛ ای قنبر، آرام باش. دشنام دهنده خود را از روی بی اعتنایی رها کن، تا پروردگار را خشنود وشیطان را خشمگین و دشمنت را عقوبت کنی (زیرا عقوبتی برای اوبدتر از بی اعتنایی نیست) . سوگند به خدایی که دانه را شکافت وانسان ها را آفرید، مومن به هیچ چیزی مثل حلم، پروردگارش راراضی نمی کند، و هیچ چیزی شیطان را مثل خویشتن داری و تحمل، ناراحت نمی نماید. احمق و نادان نیز به چیزی مانند سکوت، کیفرنمی بیند.»
سوگند حضرت علی (علیه السلام) در این راستا بیانگر اهمیت فوق العاده خصلت حلم است.
در زندگی سایر امامان (علیهم السلام) نیز از این گونه برخوردهای بزرگوارانه بسیار به چشم می خورد. همچنین در میان شاگردان آنهاو علمای ربانی، چنین روش و منش فراوان دیده شده است که جهت رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می شود.
امیر مومنان علی (علیه السلام) در توصیف پرهیزکاران می فرماید:
«فحلماء علماء» آنها انسان های خویشتن دار و دانشمندی هستند ونیز می فرماید: «یمزج الحلم بالعلم؛ از نشانه های آنها این است که حلم را با علم در هم می آمیزند.»
مالک اشتر شاگرد قهرمان علی (علیه السلام) و سردار بی بدیل سپاه آن حضرت، روزی از بازار کوفه می گذشت شخصی در بازار که او رانمی شناخت ته مانده سبزی را به سوی او پرتاب کرد و از تلخ کاری خود خندید. مالک بی آنکه به او چیزی بگوید از آنجا گذشت. یکی از بازاریان به آن مرد سبک سر گفت: این آقا که از اینجا عبورکرد، مالک اشتر سردار بزرگ سپاه علی (علیه السلام) بود. آن شخص ترسان و لرزان به دنبال مالک دوید تا از او عذرخواهی کند. دیدکه مالک به مسجد رفت و مشغول نماز شد. آن مرد پس از نماز نزد مالک رفت و به عذر خواهی پرداخت. مالک گفت: «سوگند به خدا من به مسجد نیامدم مگر این که از درگاه خدا برای تو طلب آمرزش کنم، تا خداوند اخلاق تو را اصلاح کند و تو را ببخشد».
به امید آنکه از این گفتار و جلوه های رفتاری بزرگان دین، درس حلم و خویشتن داری بیاموزیم و در پرتو آن به تحصیل امتیازات شایسته ای نایل شویم.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

سه شنبه 28 تیر 1390  12:05 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها