وقتی از افراد افسرده میپرسیم آخرین باری كه از ته دل خندیدهاند چه زمانی بوده است یا وقتی از نزدیكان و خویشان آنان پرسیده شود چه زمانی این افراد را در حال خنده و سرگرمی دیدهاند،پاسخ آنان به این پرسش چنین خواهد بود: ماهها پیش.
چه چیزی باعث میشود كه خنده در زندگی مهم باشد؟ برخی از افراد، خنده و شوخطبعی را جزء مهارتهای مهم زندگی نمیدانند و معتقدند كه خنده ما را از امور مهم و جدی زندگی دور نگه میدارد. در حالی كه شوخطبعی یكی از بهترین نشانههای هنر زندگی كردن است به گونهای كه وقتی از فرد افسردهای پرسیده شود، آیا با خنده و شوخی میانهای دارد یا نه، پاسخ او تقریباً مثبت است.
هنگامی كه فرد افسردهای با لحن غمگینش مدعی شوخطبعی و خنده میشود، باید از او بخواهیم كه لطیفهای برایمان تعریف كند.
شایدچنین خواستهای از بیمار، خواسته بجایی نباشد؛ چرا كه نمیشود از همه افراد توقع خنده و شوخی داشت، واگر هم اهل مزاح باشند ممكن است چیزی برای تعریف كردن بهخاطر نداشته باشند. اكثر مخاطبین من، به این خواسته جوابی نداده و ساكت میمانند، بهناچار خود من برایشان لطیفه تعریف میكنم!
«دو شكارچی اهل «نیوجرسی» در جنگل حركت میكردند. ناگهان یكی از آنها روی زمین میافتد و بهنظر میرسد كه دیگر نفس نمیكشد. شكارچی دیگر، تلفن همراه خود را برداشته و شماره اورژانس را میگیرد.
«الو، اورژانس، دوست من مرده!» اپراتور به او میگوید: «به اعصاب خود مسلط باشید، ما برای كمك به شما آماده هستیم. قبل از هر چیز باید كاملاً مطمئن شوید كه دوستتان مرده است.» بعد از چند ثانیه سكوت، اپراتور صدای شلیك گلولهای را میشنود. مرد شكارچی دوباره گوشی تلفن را برداشته و میگوید: «كاملاً مرده. حالا باید چه كار كنم؟»
هنگامی كه این لطیفه را برای مخاطبینم تعریف میكنم، عكسالعملهای كاملاً متفاوتی از خود نشان میدهند. اكثر بیماران تقریباً عادت ندارند كه از هر وضعیت غیرمنتظرهای لذت ببرند و از غافلگیر شدن، یعنی همان چیزی كه جوهره شوخطبعی است امتناع میكنند. بیماران دیگر به ذهنشان هم نمیرسد كه یك روانپزشك هم میتواند بیماران خود را به خنده وادارد. گاه از بیمارانی كه به شدت افسرده هستند میخواهم كه برای جلسه بعدی، داستانی فكاهی و خنده دار آماده كرده و همراه خود بیاورند.
شاید اثر درمانی خنده و یا نقل یك داستان فكاهی، دربرابر لطماتی كه ناامیدی و اضطراب به انسان وارد میآورد، ناچیز و یا مضحك بهنظرآید و او را بر آن دارد تا برای معالجه نزد روانپزشك برود. اما خنده اثر و قدرتی واقعی روی انسان دارد. انسان از دو ویژگی یا مشخصه برخوردار است كه فقط مختص گونه انسان بوده و او را از دیگر جانوران متمایز میكند. ویژگی اول، توانایی خندیدن و ویژگی دوم، تا جایی كه به آن واقف هستیم، توانایی اندیشیدن به مرگ خویش است. رابطهای كه بین این دو مشخصه انسانی وجود دارد، از تضادهای بزرگ خلقت بهشمار میآید.
«فانی بودن نمیتواند مانع شاد زیستن و خوشبختی انسان در زندگی شود.» دانستن اینكه روزی این جهان را ترك خواهیم كرد به ما این فرصت و امكان را میدهد تا بهدنبال شادی و سعادت بوده و از فرصتها بهدرستی استفاده كنیم.
اما شاد بودن صرفاً به معنای فراموش كردن و یا گریختن از مرگ نیست. بهعبارتی دیگر، هدف از هرگونه شوخطبعی و طنز، آن است كه شرایط زندگی انسان را تغییر داده و بهبود بخشد و اینكه به انسان بفهماند كه با وجود سعی و تلاش فراوان در زندگی، بدون خنده و شوخطبعی قادر نخواهیم بود سختیهای روزگار و خسارات ناشی از آن را پشت سر گذاریم.
همه ما تحتتأثیر نیروهایی هستیم كه از كنترل ما خارج هستند. از جمله میتوان از اشتباهات و حماقتهایی كه از خود انسانها سر میزند نام برد. با این حال، دست از این حماقتها برنداشته و آنها را دوباره تكرار میكنیم.
انسانی كه بتواند برای رویارویی و استقامت در برابر ناملایمات زندگی، همواره بهدنبال دلایل و شیوههای مناسب باشد و به كمك خنده و عشق ورزیدن، غم و اندوه و پیشامدهای نامعقولی را كه همواره زندگی بر او روا میدارد تحمل كند، عمل او اقدامی شجاعانه است.
به منظور تحمل ناامنیها و رویارویی با سؤالات مهمی كه پیوسته در زندگی بشر وجود داشته و گریزی از آن نیست، باید خود را به سمت شادی و شوخطبعی سوق دهیم و به این ترتیب تحت هیچ شرایطی تسلیم مرگ نشویم.
بهوضوح و روشنی میتوان به فواید درمانی خنده پی برد. «نورمن كوزین» كه در اثر بیماری لاعلاجی از زندگی دلسرد و ناامید شده و پزشكان نیز قادر به تشخیص بیماری او نبودند، در كتابی شرح داده است كه چگونه به تنهایی و بدون كمك دیگران توانسته است فقط با دیدن فیلمهای كمدی دوباره بهبودی و سلامت خود را بدست آورد.
خنده باعث میشود كه تغییرات شیمیایی مفیدی در ارگانیسم بدن بهوجود آید. از دیگر فواید مؤثر خنده آن است كه به انسان نیرو و قوت قلب میبخشد و او را نسبت به زندگی امیدوار و خوشبین میكند.
برای آنكه درمان و بهبودی آسانتر و سریعتر حاصل شود، ذهن و روان بیمار بسیار مهم بوده و تأثیر متقابل جسم و روح روی یكدیگر از اساسیترین فرضیهها و روشهای درمانی بهشمار میآید. قبل از پیدایش طب مدرن، همه طبیبان برای درمان بیماران خود، روی وضعیت ذهنی و روحی بیمار تأكید داشتند.
اثر و كارایی این نوع درمان بیعیب و نقص بود. معلولان و بیماران كه از ناتوانیهای جسمانی در رنج بودند، چوبهای زیربغل و صندلیهای چرخدار خود را جلوی در گذاشته (رها كرده) و بهقدرت ایمان و اعتقاد به حركت و زندگی ادامه دادند.قطعاً بدون كمك، اعتقاد و ایمان، وسائل توانبخشی چارهساز نیستند.
برای معجزات حد و مرز وجود دارد! معجزهای كه در این زمینه بهوقوع میپیوندد، نوعی بهبودی و شفای سریع بود كه برپایه ایمان و اعتقاد فرد بیمار به خداوند بنا نهاده شده و بیمار ایمان دارد كه خداوند سلامتی را به او باز خواهد گرداند. معمولاً نتایج بهدست آمده بهحد كافی شگفتانگیز و معجزهآسا هستند.
خنده و شوخطبعی نیز نوعی درمان و تمرین گروهی است كه افراد میتوانند در آن شركت داشته باشند. با هم خندیدن، روشی برای تأیید این مطلب است كه همه ما انسانها سرنشینان یك قایق هستیم. دریا از همه طرف ما را احاطه كرده است. امید چندانی به كمك و یاری نیست و تسلط و غلبه بر وضعیت موجود واهی و دور از ذهن بهنظر میرسد. با این حال، همه با هم و در كنار یكدیگر سرسختانه مقاومت میكنیم.
اخیراً مردی به اتفاق همسرش نزد من آمده بودند. همسر بیمار از اینكه شوهرش دیگر نمیخندد، شكوه و گلایه داشت. مرد بیمار در حالی گفتههای همسرش را تصدیق میكرد ادامه داد: «دیگر حوصله خندیدن و شوخی را ندارم». این زوج اخیراً به مسافرتی رفته بودند كه طی این سفر، كیف پول همسر مرد بیمار كه حاوی مدارك مهمی از جمله كارتهای اعتباری بوده، به سرقت رفته و این مسئله موجب افسردگی مرد شده بود.
به آنان گفتم كه چنین اتفاقی برای همسر من هم رخ داده است و كارتهای اعتباری او را ربودهاند. اما هنوز در این مورد اقدامی نكردهام، چون متوجه شدهام كه سارق كیف، نسبت به همسرم پول كمتری برداشت میكرده بنا بر این بهتر دیدم كه كارتها نزد خود سارق بمانند! وقتی این داستان را برای مردم بیمار تعریف كردم، برخلاف همسرم، خندهاش گرفت.
افراد بدبین یعنی كسانی كه فقط نیمه خالی لیوان را میبینند، مانند افرادی كه بهشدت نگران سلامتی خود بوده و از بیماری هراس دارند، پیشگوییهایی زیادی میكنند كه به حقیقت میپیوندد. اما اگر با ظن و بدگمانی و یا حس دشمنی به فردی نزدیك شویم، احتمالاً او نیز همان رفتار را نسبت به ما خواهد داشت و نمیتوان انتظار بیشتری از این ملاقات داشته باشیم. خوشبختانه عكس این موضوع نیز صادق است. یعنی هر رفتاری كه با دیگران داشته باشیم، عكسالعمل همان رفتار را دریافت خواهیم كرد.
اما این قانون نیز همانند دیگر قوانین شامل استثنا شده و مردم الزاماً و همیشه همانگونه كه با آنها رفتار كردهایم، با ما برخورد نمیكنند. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد كه خوشبینی در حد معمول، منجر به ناكامی و حوادث احتمالی میشود، در عوض بدبینی در حد معمول نیز، چیزی كمتر از یأس و ناامیدی نیست.
معمولاً در اولین برخورد، به افراد لبخند میزنیم و از طریق لبخند لطف و مهربانی خود را نسبت به آنها ابراز میكنیم. خنده نشانه خوشخلقی و بذلهگویی و شوخطبعی بخشی از خصوصیت مشترك همه انسانهاست.
سپیده حسینعلی عراقی
منبع: La vieillessee vient trop vite