0

ترکِ آزوهای نفسانی

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

ترکِ آزوهای نفسانی

ترکِ آزوهای نفسانی

پدید آورنده : کمال الدین حسین خوارزمی ، صفحه 104

طلبِ خدای

بدان که آرزوی نفس و هوی، راهزنِ طالبان خداست و لهذا بزرگان دین و راهروانِ عالم یقین گفته اند: هرکه متابعت هوی کند نتواند که کار به فرمان خدا کند زیرا که چون هوی بر شخصی غالب شود، تمامی مملکت وجود او را فرو گیرد و متصرّف و آمر و ناهی او گردد و به سلطنت و پادشاهی آن مملکت قیام نماید و شک نیست که هوی همه [به] خلاف فرماید:

;گر طلب خدا کنی، پیروی هوی مکن ;رهبرت ار هوی بود، پی به خدا نمی بری
;رهزن رهروان دین هست هوایِ تو یقین ;ترک هوی و آرزو چیست؟ سرّ پیمبری

روز حساب

داود علیه السلام با کمال عظمت و جلالت و علوّ درجه نبوّت و رسالت و تکامل قوّت عصمت و تعاظم شرف طهارت بعد از رسیدن به مقام و منصب خلافت به رعایت حقِّ عدالت، از اتّباع هوی که مستلزم ضلالت است منهّی گشت. چون کسی اتّباع هوی کند، هوی بر وی چنان مستولی گردد که او را نه پروای روز حساب ماند و نه اندیشه شدّت عذاب بلکه به اندک مدّت سر از حلقه عبودیت باز پس کشد و به سلاسل و اغلال دعوی الوهیت مقیّد شود و لهذا خواجه علیه السلام می فرماید: «هیچ چیز را به خدایی نپرستیدند که در جناب خدا دشمن تر از هوی باشد».

جمعی کثیر از مؤمنان که مزیّن اند به زینت ظاهر ایمان و هنوز چاشنی حقایق ایمان نچشیده اند، به دیدهْ سرِّ کمالِ وحدت ندیده و از اسرار توحید غافل اند که توحید نه آن است که او را یگانه دانی، توحید آن است که او را یگانه باشی و از غیر او بیگانه باشی که بزرگی می فرماید: حقیقت ایمان آن است که تو را از همه باز دارد و به مقام جمعیّت و معیّت خدای آرد و بی هیچ شبهه حقّْ واحدست و مؤمن متوحّد پس هرکه موافقت اشیاء کند، مبتلا به تفرقه هوی گردد و هرکه به هوی از خدا باز ماند، هر آینه حقّ از او فایت شود. هیچ چیز به ضدیّت حضرت خدا پدید نتواند آمد و دعوی خدایی نتواند کرد مگر هوی. اگر فرعون دعوی خدائی کرد به هوی کرد و اگر بنی اسرائیل بتان را به خدایی گرفتند، به هوی گرفتند و به حقیقت هواست که خدا انگیز است.

مُلک جاویدان

به حقیقت مؤمن آن است که حکم هوی را بر فرمان خدا ترجیح ننهد و دنیا بر عقبی اختیار نکند و مُلک جاودان بدین جهان، جهان نفروشد. بلکه رقم فنا و قلم ترک هوی بر صفحات درجات هر دو سرا بکشد و تا قَدَم صدق در عالم قِدَم نَنَهد، نیارامد و باید که به دست همّت سُبُل هستی از چشم دل بر دارد و به کُحلِ جواهرِ نیستی مُکحل گرداند تا در راه خدا مراقبتِ راهزن هوی تواند نمود و در مخاطبه نفس خویش تواند گفت:

;برون از جهان تکیه گاهی طلب کن ;ورای خرد پیشوایی طلب کن
;قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن ;قدم در نه و رهنمایی طلب کن
;جهان فرش توست آستینی بر افشان ;فلک عرش تست، استوایی طلب کن
;خدایان رهزن بسی یابی اینجا ;جدا زین خدایان، خدایی طلب کن

ترکِ کبر و ریا

آری تا نقد کونین به شیر بهایی ندهی، عروس اقبال وصال، نقاب حجاب بر ندارد و خویشتن با تو نسپارد و تا بدین غیرت گلوی کام و هوی نَبُری، کشت عافیت آن سرا، خوشه در گلو نیارد.

هیچ طایر دل را در هوای هویّت، طیران دست ندهد تا از قید هوی خلاص نشود و هیچ سمند فکرت را در فضای احدیّت جولان روی ننماید تا به هم عنانی عنایت خدا ترکِ هوی نکند، و هیچ سالکی درین طریق پر آفت که در هر قدمی هزار مَخافت است راه به سر خدایان نتواند برد تا از خواب هوی پرستی بیدار نباشد و هیچ عاشقی بر فراز عرش کبریا تکیه نتواند زد، تا به کبر و ریا که ناشی از نفس و هوی ست ترک نگوید.

 
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

شنبه 25 تیر 1390  8:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها