0

وجوه قرآن

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

وجوه قرآن

وجوه قرآن

پدید آورنده : ابوالفضل جُبَیْش بن ابراهیم تفلیسی ، صفحه 39

بلاء

بدان که بلا در قرآن بر سه وجه و معنی باشد:

وجه نخستین بلا به معنی آزمایش بود چنان که خدای در سوره الصّافات (آیه 106) گفت: «راستی که این همان آزمایش آشکار بُوَد.» یعنی آزمایش.

و وجه دوم بلا به معنی نعمت بود، چنان که در سوره بقره (آیه 49) گفت: «و در آن امر، آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان بود». یعنی نعمت عظیمی از جانب خداوند. و در سوره دخان (آیه 33) گفت: «و از نشانه ها[ی الهی] آنچه را که در آن آزمایشی آشکار بود، بدیشان دادیم». یعنی نعمت آشکار و بَیِّن.

و وجه سیم بلا، به معنی محنت بود چنان که در سوره الاعراف (آیه 168) گفت: «و آنها را به خوشی و ناخوشی آزمودیم» یعنی آنان را آزمایش کردیم به مِحنَت ها و نعمت ها.

حرف «ت»

تسبیح

بدان که تسبیح در قرآن بر دو وجه باشد:

وجه نخستین تسبیح به معنی خدای را به پاکی یاد کردن بود چنان که در سوره الانبیاء (آیه 20) گفت: «شبانه روز، بی آنکه سستی ور زند نیایش می کنند.» یعنی سستی نمی کنند از خدای را به پاکی یاد کردن در شب و روز.

و وجه دوم تسبیح به معنی ان شاء الله گفتن بود، چنان که در سور القَلَم (آیه 28) گفت: «گفت آیا به شما نگفتم چرا خدا را به پاکی نمی ستایید.» یعنی چرا ان شاء الله نمی گویید [برای انجام هر کاری].

تقوی

بدان که تقوی در قرآن بر پنج وجه باشد:

وجه نخستین تقوا به معنی ترسیدن بود چنان که خدای در سوره نساء (آیه 1) گفت: «ای مردم از پروردگارتان پروا دارید» یعنی از پروردگار خود، خشیَت و ترس پیشه کنید. و در سوره شعراء (آیه 106) گفت: «برادرشان، نوح به آنان گفت: آیا پروا ندارید.» یعنی آیا از خدا خشیَت نمی کنید.

و وجه دوم تقوی به معنی پرستیدن بود، چنان که در سوره النَّحل (آیه 2) گفت: «معبودی جز من نیست، پس از من پروا کنید» یعنی مرا پرستش کنید. و در سوره مؤمنون (آیه 23) گفت: «خدا را بپرستید، شما را جز او خدایی نیست، مگر پروا ندارید» یعنی آیا خداوند را پرستش نمی کنید؟

و وجه سوّم تقوی به معنی بی فرمانی کردن بود چنان که در سوره البقره (آیه 189) گفت: «و از خدا بترسید باشد که رستگار گردید» یعنی آنچه را که به شمار امر کرده عصیان نورزید [و آن را فرمان برید] و نافرمانی نکنید.

و وجه چهارم تقوی به معنی توحید بود چنان که در سوره نساء (آیه 131) گفت: «و به شما سفارش کردیم که از خدا پروا کنید» یعنی خدا را به توحید بخوانید. و در سوره حجرات (آیه 3) گفت: «کسانی هستند که خدا دل هایشان را برای پرهیزگاری امتحان کرده است» یعنی برای توحید.

و وجه پنجم تقوی به معنی اخلاص بود چنان که در سوره حج (آیه 32) گفت: «و هرکس شعائر الهی را بزرگ دارد در حقیقت، آن از پاکی دل هاست» یعنی از اخلاص قلوب است.

تَوَفّی

بدان که تَوَفّی در قرآن بر سه وجه معنی باشد:

وجه نخستین توفّی به معنی فرا گرفتن نفس بود از تن به هنگام خواب، چنان که خدای در سوره انعام (آیه 60) گفت: «و اوست کسی که شبانگاه، روح شما را [به هنگام خواب] می گیرد» یعنی خداوند، نَفْسِ شما را قبض می کند یا ذهنی را که به وسیله آن تعقل اشیاء صورت می گیرد.

* * *

و چنان که در سوره زمر (آیه 43) گفت: «خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامی باز می ستانَد و [نیز] روحی را که در [موقع] خوابش نمرده است [قبض می کند] پس آن [نفسی] که مرگ را بر او واجب کرده نگاه می دارد و آن دیگر [نفس ها] را تا هنگامی معین [به سوی زندگی دنیا] باز پس می فرستند.» یعنی خداوند نفس ها را در دو حالت مرگ و خواب قبض می کند و آن بدان گونه است که برای انسان، روحی و نفسی است در جَسد. پس اگر بخوابد، روح در جسد باقی بماند و آن نَفْس که به وسیله آن، اشیاء را درک می کند از وی خارج می گردد. و لکن شبیه شعاع خورشید است برای زمین، پس رؤیا می بیند با نفسی که خارج شده، گویی که آن زمینی دیگر است و او در آن حال گردش می کند با نفس، و با روحْ تنفّس می کند. پس هرگاه که حرکت کند یا او را صدا کنند، نفس در یک چشم به هم زدن، به او باز می گردد. پس اگر خداوند اراده کند که او را در خواب بمیرانَد، نفسِ خارج شده را نگاه می دارد و روحی را که در بدنِ اوست قبض می نماید، پس در این حال، آن شخص در حین خواب، خواهد مُرد، و اگر اجل او فرا نرسیده باشد، نفس وی تا وقتِ معلوم به جسد باز خواهد گشت.

* * *

و وجه دوم توفّی به معنی برگرفتن عیسی بود از میان جهودان و بردن وی به آسمان، چنان که خدای در سوره آل عمران (آیه 55) گفت: «خداوند به عیسی فرمود: ای عیسی! من تو را برگرفته و به سوی خویش بالا می برم» یعنی من تو را از بنی اسرائیل می گیرم و تو را به سوی آسمان رفعت می دهم. و در سوره مائده (آیه 117) گفت: «[عیسی به خداوند گفت:] پس چون روح مرا گرفتی، تو خود بر آنان نگهبان بودی و تو بر هر چیزی گواهی» یعنی آن هنگام که مرا به سوی آسمان فرا خواندی و من در آن حالْ زنده بودم، تو حافظ و نگاهبان قوم من هستی، چرا که نصاری بعد از عروج عیسی نصرت یافتند نه پس از مرگش.

و وجه سوم توفی به معنی فرا گرفتن روح و نفس بود به جملگی از تن به هنگام مرگ، چنان که در سوره نحل (آیه 32) گفت: «همان کسانی که فرشتگان، جانشان را [در حالی که می ستنانند] که پا کند» یعنی کسانی که ارواح آنان را ملائکه قبض می کنند آنان پاکانند که همان مؤمنان باشند. و هم در این سوره (آیه 28) گفت: «همانان که فرشتگان جانشان را می گیرند در حالی که بر خود ستمکار بوده اند» یعنی کسانی که فرشتگان جانشان را قبض می کنند و آنها ظالم بر نفس خود هستند یعنی کُفّار.

ثقیل

بدان که جمع ثقیل، اثقال بود و در قرآن بر سه وجه و معنی باشد:

وجه نخستین اثقال به معنی بارهای گران بود، چنان که خدای در سوره عنکبوت (آیه 13) فرمود: «و قطعا بارهای گران خودشان و بارهای گران [دیگر] را با بارهای گران خود برخواهند گرفت» یعنی حمل خواهند کرد بارهای خود و بارهایی دیگر را، و گفته شده حمل می کنند بارهای گران خود را یعنی گناهان و اوزار خود را و گناهان دیگر را با گناهان خود.

و وجه دوم اثقال به معنی زادهای سفر بود، چنان که در سوره نحل (آیه 7) گفت: «و بارهای شما را به شهری می برند...» یعنی زادهای سفر و توشه های راه شما را.

و وجه سوم اثقال به معنی گنج ها و مُردگان بود، چنان که در سوره زلزال (آیه 2) گفت: «و زمین بارهای سنگین خود را بیرون اَفکَنَد» یعنی گنج ها و مردگان را بیرون ریزَد.

ثیاب

بدان که ثبات در قرآن بر دو وجه باشد:

وجه نخستین ثبات، جامه ها بود، چنان که خدای تعالی در سوره کهف (آیه 31) گفت: «و جامه هایی سبز از پرنیان نازک و حریر سبز می پوشند» یعنی جامه. و در سوره حج (آیه 19) گفت: «و کسانی که کفر ورزند، جامه هایی از آتش بر ایشان بریده شده است» یعنی لباسی از آتش.

و وجه دوم ثبات به معنی دل بود چنان که در سوره مدثر (آیه 4) گفت: «و پروردگار خود را بزرگ دار و لباس خویش را پاک کن» یعنی قلب خود را طاهر گردان.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

شنبه 25 تیر 1390  7:43 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها