به پیشگاه والای امام عصر عج
خورشید میشود به نگاه شما بدل
آیینه چشمهای تو را میكند بغل
آقای دیدههای به تقویم زل زده
در چشمهات ثانیهها میشوند حل
تلخ است بیتو شهد تمام شكوفهها
طعم بهار از نفست میشود عسل
اسفند دود كرده برای تو آسمان
روح زمین سرشته شده با تو از ازل
حال دلم گرفته هوا نیمه ابری است
از این به بعد بوی تو را میدهد غزل
كز كردهاند پنجرهها گوشه حیات
ای چشمهات نقطه میزان كاینات
دیگر برای ظلم نمانده است طاقتی
تنها تویی برای همه نقطه نجات
شطرنجی است بیتو خوشیهایمان بیا
بازی تمام شد همه شهر كیش و مات
رفتی مسافر همه شعرها شدی
باران دوباره ریخت كمی ابر پشت پات
پیچیده است عطر گلاب محمدی
این جمعه هم گذشت چرا پس نیامدی؟
از دوری تو قلب زمین، درد میكند
از خانهاش بهار، مرا طرد میكند
حسرت به روی پنجره آوار میشود
حتی نگاه آینه هم تار میشود
از این به بعد بوی تو را میدهد غزل
مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل
خورشید میدود به هوای وصال تو
آیینه چشمهای تو را میكند بغل
حسنا مهدوی
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20