0

شرافت ایرانیان

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

شرافت ایرانیان

 پادشاه ایران زمین پاکور (دوم) فرزند بلاش یکم و بیست و سومین پادشاه اشکانی

 

به تندی با ارتشدار خود برخورد کرد و گفت : چرا به یکی از مخالفین روم

 

(نرون قیام کننده در امپراتوری روم) اجازه ورود به ایران و تیسفون

 

( پایتخت ایران زمین ) را دادید ؟

 

من و رومی ها با هم پیمان بسته ایم که به مخالفین هم پناه ندهیم .

 

ارتشدار گفت : اما آنها به مخالفین ما کمک می کنند .

 

پاکور در حالی که برافروخته بود گفت :

 

آنها پستی خویش را به نمایش می گذارند ،

 

اما پیمان یک اشک (لقب پادشاهان اشکانی) نباید به ننگ کشیده شود .

 

شما باید به آن فرد مخالف کشور روم ، در مرز می گفتید به جای دیگری برود .

 

اما امروز مجبورم به خاطر شرافتمان این مخالف دولت روم را به کشورش برگردانم .

 

ارتشدار گفت : اما امپراتوری روم به خون ما تشنه است...

 

پادشاه ایران زمین گفت:

 

ما ایرانی ها تشنه امنیت ، راستی و درستی هستیم

 

و بر پیمانهای خویش استوار خواهیم بود .

 

ما ترسی از امپراتوری روم نداریم و می توانیم همانند همیشه شکستشان دهیم

 

اما این راهکار کشورداری نیست ما باید امنیت را تقویت کنیم

 

نه دست اندازی و دشمنی را ...

 

شاید برای ارتشدار ، سخنان پاکور امپراتور کشورمان چندان هوشیارانه نبود ،

اما پاکور به ارزش پیمان خویش باور داشت .

 

ارد بزرگ اندیشمند برجسته کشورمان می گوید :

(برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو) .

 

و براستی پاکور نماد چنین فرهمندی بود .

در طی سی سال پادشاهی پاکور دوم بر امپراتوری ایران زمین

 

جنگی بین ایران و روم رخ نداد

 

و مردم در شادی و امنیت زیستند ...



 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 25 تیر 1390  5:10 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها