0

رباعيات خيام

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

رباعيات خيام

 

گويند کسان بهشت با حور خوش است

 من میگويم که آب انگور خوش است 
اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار

کاواز دهل شنيدن از دور خوش است 
اين قافله عمر عجب می گذرد

درياب دمی که با طرب می گذرد 
ساقي غم فرداي حريفان چه خوری

 پيش آر پياله را که شب می گذرد 

در کارگه کوزه‌گري رفتم دوش

ديدم دو هزار کوزه گويا و خموش 
ناگاه يکي کوزه برآورد خروش

 کو کوزه‌گر و کوزه‌خر و کوزه فروش 

من بي می ناب زيستن نتوانم

بی باده کشيد بار تن نتوا نم 
من بنده آن دمم که ساقي گويد

يک جام دگر بگير و من نتوانم 

يک چند به کودکي باستاد شديم

 يک چند به استادي خود شاد شديم 
پايان سخن شنو که ما را چه رسيد

 از خاک در آمديم و بر باد شديم 
از دي که گذشت هيچ ازو ياد مکن

 فردا که نيامده ست فرياد مکن 
برنامده و گذشته بنياد مکن حالی

 خوش باش و عمر بر باد مکن 

از آمدن و رفتن ما سودي کو

وز تار اميد عمر ما پودي کو 
چندين سروپاي نازنينان جهان

می‌سوزد و خاک می‌شود دودي کو 

 

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

شنبه 25 تیر 1390  4:16 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها