0

مسأله حجاب

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

مسأله حجاب

مسأله حجاب

پدید آورنده : شیخ یوسف گیلانی ، صفحه 73

پوشش شرف

زن باید در حجاب باشد، زن های محترمه، همیشه در همه ادیان، حجاب داشته اند. حجاب از عادات عرب هم بوده.

حجابْ ستری است از اَستار (پوشش های) شرف و اصلی است از اصول ادب که عصمتِ زنان را ضمانت می کند و مناعت آن را حفاظت می نماید.

از قوانین مؤکّده اسلام یکی حجاب است و وجوب حجاب به ادلّه قطعیّه عقلیّه و تلویحات و تصریحات کتب سماویه (آسمانی) و احادیث صحیحه، ثابت و محقّق گشته و قرآن شریف که قانون آسمانی مسلمین و امروزه مورد قبول همه دانشمندان و فیلسوفان ملل عالم است، مردان و زنان را به پوشانیدن چشم، یعنی نظر نکردن به نامحرم مأمور گردانیده.

فلسفه حجاب

اگر چه معرفت به فلسفه تمام جزئیات احکام الهی مقدور عقول بشر نیست، ولی عقل سلیم، فلسفه این حکم را چنین درک می کند که اطاعت این حکم، در صیانت از فساد اخلاق و حصانت (در امان بودن) زنان، مدخلیّتِ کلیّه دارد؛ چرا که نفوس بشریّه، جالب (خواهان) تمایلات نفسانیه، و مایل به اشیای حسنه است. زنی به خدمت خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم برای پرسش مسأله ای آمد. فضل بن عباس به آن زن نظر کرد. حضرت به دست خود روی فضل را برگرداند و فرمود: زن جوان با مرد جوان، می ترسم شیطان داخل خیال شما شود.

حضرت، فضل را نهی از نظر فرمود؛ ثانیا با آن که در محضر آن حضرت جای خیال بد نبود، آن هم از مثل فضلی، حضرت خود با دست مبارک روی فضل را از آن زن منصرف نمود، برای [دوری] از نظرِ [مطلق] که اَعم از ریبه و عدم آن است.

حجاب و ازدواج

اگر برای زن حجاب باشد که مرد او را نبیند و او مرد را، رغبت به ازدواج زیادتر خواهد شد و محسوس و مشهود همه است که رغبت به ازدواجِ با زنان محجبه زیادتر از ازدواج با زنان بی حجاب است. بعضی از طرفداران رفع حجاب و تساوی حقوق میان جنسین (مرد و زن) معتقدند که کسی که طالب عقد ازدواج دختری باشد، غالبا به واسطه حجاب از چهره طرفِ عقد بی خبر است، ثانیا مانع از تهذیب و علم و عرفان است.

در جواب گفته می شود: در شریعت که قانون حجاب وضع شده، این قانون هم وضع شده که هر کسی که طالب ازدواج با زنی باشد، می تواند به چهره او نگاه [کند] و به واسطه یک نظر می تواند اطلاع از وضع خلقتی و معایب او تحصیل نماید، به طوری که موجب زیان [بعد از ازدواج] نباشد. و دیدن مرد، زن را برای ازدواج و اختیار (خبر داشتن) از شکل و قیافه و اخلاق زن دالِّ بر وجوب حجاب است. و یکی از فواید عقد در شرع اسلام، برای معاشرت و اختیار اخلاق و حالات روحی [زن و مرد] است. اگر درست به قوانین عالیه اسلام در این باب نظر شود، معلوم می گردد به هیچ وجه حجاب [برای ضررِ بشر نیست] اما مانع بودن حجاب از علم و تهذیب، هر عقلی خلاف و بطلان آن را درک می کند؛ چرا که دین، حجاب را برای وقتی وضع کرده که مورد فتنه و فساد و در معرضِ کارهای قبیح باشد.

حجاب و علم

ای کسانی که می گویید: به واسطه حجاب زنان، زنان مسلمانان از علم و هنر بی بهره مانده اند، و در عین ذلّت می گذرانند و نیمی از افراد ملت بیکاره اند برای آنکه در مجالسِ مردان حاضر نمی شوند و از علوم ایشان اطلاع ندارند و دست بر دست می مالید که عالم اسلام از خوشی های شما بی بهره است! اولا آن که آموختن علوم و صنایع به زنان و دختران، محتاج نیست که [آنان[ گشاده رو و فتاده مو به محافل بیایند؛ زنانی پیدا شده و می شوند که در خط و سواد و قلم و شعر و کمال [در] بالاترین درجات بوده و هستند و هیچ از پرده عفت بیرون نیامده و نخواهند آمد. زنان بخواهند تحصیل کمال کنند و یا نکنند ربطی به مسأله حجاب ندارد. حجاب مانع تحصیلات علمیّه نیست.

ثانیا آمدن ایشان از پرده برون، باعث فسادهایی است که هزار درجه از بی کمالی بدتر است؛ از مردْ کمال است و از زنْ عفّت و جمال.

ثالثا کمال منحصر نیست که جغرافیا بداند و تاریخ بخواند. کمال زن به نگاه داری خانه و درستی کاشانه است.

رابعا آن که آیه حجاب آورد، زنان را محجوب نمود، همان فرمود که تکلیف (سرپرستیِ) زنان و فراهم کردن معیشت ایشان با مردان است. مرد باید کسب کند و متکفّل احوال زن شود و زن باید نگه داری خانه و مال شوهر و رعایت حال او کند، و از اطاعتِ مرد بیرون نرود. [حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ] چون آن طرف را گفت، این طرف را هم فرمود.

حفظ نسل

حجاب در اسلام، حکم دیانتی (شرعی) را پیدا نموده و چون محاسن آن را بسنجیم و به فلسفه آن نظری کنیم می نگریم که حجاب از احکام اخلاقی و حافظ شخصی و نوعیِ [بشر[ است؛ چرا که حفظ نسل وظیفه اختصاصی طبقه نِسوان (زنان) است و به اقتضای آفرینش و حکم عقل و دیانت و ضرورت زاییدن و پرورش نمودن اطفال و تدبیر منزل (خانه داری) و قیام بر این سه امر اوقات زن را مستغرق (پُر) می دارد و از حقوق خاصّه و تکالیف داخله شخصیّه زن است و از عهده غیر آن خارج است. به اصطلاح، مثل فرایض عینی است نه کفایی؛ و اگر زن محجوب نباشد، به علاوه آن که از قیام به امور مذکوره نکول می کند (دور می ماند) نتیجه مطلوبه که حفظ نسل است، دست ندهد و عکسْ ثمر دهد.

حجاب در شریعت حضرت عیسی علیه السلام

در انجیل متی آمده است که: آن چه از دهان برآید، از دل صادر می گردد و آن چیزهایی است که انسان را نجس می سازد؛ زیرا که خیالات بد و قتل ها و زناها و دزدی ها و شهادات دروغ و کفرها از دل بر می آید؛ این است که انسان را نجس می سازد؛ آن چه از آدم بیرون می آید، آن است که انسان را ناپاک می سازد؛ زیرا که از درون دل انسان صادر می شود. خیالات بد و زنا و فسق و قتل و دزدی و طمع و خباثت و مکر و شهوت پرستی و چشم بد و کفر و غرور و جهالت تمامی این چیزهای بد از درون صادر می گردد و آدم را ناپاک می گرداند.

در این آیه ها تمام مذمّت اخلاقِ باطنی و اعمال قلبیه شده که از آن قبیل، زنای چشم است که چشم بد و خیالات بد را ممنوع داشته و نظر کردن به زن اَجنبیه را منع نمود و نگاه به غیر محارم را ناپاک کننده ناظر قرار داده، و از این قبیل آیات در اناجیل بسیار است.

آیات حجاب

برای وجوب حجاب، معتقدین به دین اسلام را ظواهر آیات [قرآن کریم] کافی است. وجوب آن اَظهر من الشمس است و محتاج به تأویل و تفسیر هم نیست.

«یا اَیُّها النبیُّ قُلْ لاَزْواجِکَ و بَناتِکَ وَ نساءِ المُؤمنین یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبهنَّ ذلِکَ اَدْنی اَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غفورا رحیما».

زنان در اول ظهور اسلام به عادت جاهلیت و وحشیّت با پیراهن و یک عبا که بر سر می گذاشتند و با چادر ولی روبند و نقاب و بی روپوش بیرون می رفتند. از این جهت آیه حجاب نازل شد که زن ها مطلقا با روی گشاده بیرون نخرامند تا مطمع مردان نگردند و اذیت نبینند.

«وَ اذا سَالتموهن مَتاعا فاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وراء الحِجاب ذلِکُم اَطْهَرُ لِقُلُوبِکُم و قُلُوبِهِنَّ»

هرگاه حاجتی داشته باشید که از زنان پرسشی نمایید یا متاعی بخواهید، باید که از پشت پرده سؤال نمایید که این پرسش از پشت پرده، برای دل های شما و ایشان پاک تر است چرا که ریبه و خیال شیطان را که دعوت نامحرم به نامحرم است، پاک و محو می کند.

حجاب در روایات

ام سلمه گفت: بعد از نزول آیه حجاب، من و میمونه نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم بودیم، ابن ام مکتوم که از هر دو چشم نابینا بود، وارد شد. پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: پنهان شوید. عرض کردیم: یا رسول اللّه! ابن مکتوم کور است، چیزی نمی بیند. فرمود: مگر شما چیزی نمی بینید؟

حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم در حجره دختر خود فاطمه علیهاالسلام بود. عبداللّه بن مکتوم وارد گردید. فاطمه علیهاالسلام پنهان شد؛ پس از رفتن عبداللّه ، حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد. پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: دختر جان، چرا پنهان شدی؟ عبداللّه که چشم نداشت. عرض کرد که یا رسول اللّه ! من که چشم داشتم. خداوند فرموده: قُل للمؤمنات یغْضُضْنَ حضرت رسول فرمود: شکر خدا که در اهل بیت من آن چه که مرا با آن خشنود نمود به من نمود. فاطمه صغری دختر [حضرت] اباعبداللّه حسین علیه السلام روز عاشورا پس از نَهْب (غارت) ایشان به عمه خود حضرت زینب خاتون علیهاالسلام می گوید: عمه جان! آیا پارچه ای است که با آن سرم را بپوشانم و حضرت زینب علیهاالسلام در جواب می فرماید: عمه ات هم مثل توست. زینب خاتون علیهاالسلام دختر کُبرای حضرت امیر علیه السلام که به عصمت الهیّه موصوف است، اعمال جابرانه یزید را در حضور اعیان دولت با کمال قدرت مجسّم و محسوس خاصّ و عام نمود و فرمود: ای پسر [زنِ] آزاده شده! آیا از عدالت است که زنان و کنیزان خودت را در پرده و مُحتجب نمودی، اما پردگیان عصمت را آفتابی و صورت های ایشان را برای نامحرمان آشکار ساختی.؟!

این بانوی ستم دیده مصیبت زده، آشکار ساختنِ صورت را در شمارِ مصایب بزرگ می شمارد و به یزید اعتراض می فرماید که کجای عدالت، تجویز این رذالت می نماید.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  11:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها