1- یکی از علومی که در دامن فرهنگ اسلامیزاده شده، رشد یافت و تکامل پیدا کرد علم عرفان است. اهل عرفان دارای یک جنبهفرهنگی و یک جنبه اجتماعی هستند؛ هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند با عنوان "عرفا" وهرگاه با عنوان اجتماعی یاد شوند غالباًبا عنوان "متصوفه" یاد می شوند. عرفا و متصوفه هر چند یک انشعاب مذهبی در اسلامتلقی نمی شوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند، در عین حال یک گروه وابسته و بههم پیوسته اجتماعی هستند که یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوص درمعاشرتها و لباس پوشیدنها و احیاناً آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاهها و غیره بهآنها عنوان یک فرقة مخصوص مذهبی و اجتماعی، رنگ مخصوص داده و می دهد. البته همواره خصوصاَ در میان شیعه،عرفائی بوده که هیچ امتیازظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقاً اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند و درحقیقت عرفای حقیقی این طبقه اند نه گروههایی که صدها آداب از خود اختراع و بدعتها ایجادکرده اند.
2- از قرن نهم هجری به بعد، عرفان شکل و وضع خاصیپیدا کرده است. می توان گفت که تصوف رسمی از این به بعد بیشتر غرق آداب و ظواهر واحیاناً بدعتهائی که ایجاد کرده است می شود. و دیگر اینکه ما عرفای پاکباخته ومتخصص در فن عرفان نظری پیدامی کنیم کهجزء هیچکدام از سلسلههای رسمی صوفیه نیستند و این آداب ظاهری را هم رعایت نمی کردهبلکه بدان بی اعتناء بودند و یا اصلاً اهل عرفان عملینبوده اند.
درقرن دهم در عالم تشیع بهافراد و گروههایی برمی خوریم که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بوده اند و مقاماتعرفانی را به بهترین وجه طی کرده اند، بدون آنکه در یکی از سلسله های رسمی عرفان وتصوف وارد باشند و بلکه اعتنائی به آنها نداشته و آنها را کلاً یا بعضاً تخطئهمی کرده اند. از خصوصیات این گروه که ضمناً اهل فقاهت هم بوده اند وفاق و انطباقکامل میان آداب و سلوک و آداب فقه است.
3- با توجه به آنچه بیان شد امروزهنمی توان سلسله های تصوف که در ایران یا غیر ایران وجود دارند همه را عاری ازانحراف از دین حنیف اسلام دانست و پیدا نمودن راه رستگاری در این مجموعه ها راهی بسخطرناک می باشد، خصوصاً که تشخیص صالح از طالح در این جماعت به غایت مشکل است ومعمولاً آلوده به بدعتها و رقابتهای آزار دهنده دنیوی هستند و جهله آنان بیش ازپاکباختگان کوی وصال می باشند.
عرفان ناب را باید از کسانی جست که بدور از این آداب بدعت آمیز و با دلی سرشار از عشق و آگاهی، وجهه همت خود را سیر الی الله و دستگیری از بندگان خدا و نجات آنان از غل و زنجیر طواغیت بیرون و درون نهاده اند و چون شمع در این مسیر می سوزند و می سوزانند؛ همچون امام خمینی" ره" که آثار ایشان معیار شناخت حق از باطل در زمان ما و راه صحیح سلوک الی الله می باشد.
|