0

تصوف و فرق آن در ایران

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

تصوف و فرق آن در ایران

تصوف و فرق آن در ایران

پرسش:
می¬خواستم نظر شما را درباره تصوف و فرق آنها در ایران بدانم.
پایگاه حوزه3056، 3056
پاسخ:

1- یکی از علومی که در دامن فرهنگ اسلامیزاده شده، رشد یافت و تکامل پیدا کرد علم عرفان است. اهل عرفان دارای یک جنبهفرهنگی و یک جنبه اجتماعی هستند؛ هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند با عنوان "عرفا" وهرگاه با عنوان اجتماعی یاد شوند غالباًبا عنوان "متصوفه" یاد می شوند. عرفا و متصوفه هر چند یک انشعاب مذهبی در اسلامتلقی نمی شوند و خود نیز مدعی چنین انشعابی نیستند، در عین حال یک گروه وابسته و بههم پیوسته اجتماعی هستند که یک سلسله افکار و اندیشه ها و حتی آداب مخصوص درمعاشرت­ها و لباس پوشیدن­ها و احیاناً آرایش سر و صورت و سکونت در خانقاه­ها و غیره بهآن­ها عنوان یک فرقة مخصوص مذهبی و اجتماعی، رنگ مخصوص داده و می دهد. البته همواره خصوصاَ در میان شیعه،عرفائی بوده که هیچ امتیازظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقاً اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند و درحقیقت عرفای حقیقی این طبقه اند نه گروه­هایی که صدها آداب از خود اختراع و بدعت­ها ایجادکرده اند.

2- از قرن نهم هجری به بعد، عرفان شکل و وضع خاصیپیدا کرده است. می توان گفت که تصوف رسمی از این به بعد بیشتر غرق آداب و ظواهر واحیاناً بدعت­هائی که ایجاد کرده است می شود. و دیگر اینکه ما عرفای پاکباخته ومتخصص در فن عرفان نظری پیدامی کنیم کهجزء هیچکدام از سلسله­های رسمی صوفیه نیستند و این آداب ظاهری را هم رعایت نمی کردهبلکه بدان بی اعتناء بودند و یا اصلاً اهل عرفان عملینبوده اند.

درقرن دهم در عالم تشیع بهافراد و گروه­هایی برمی خوریم که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بوده اند و مقاماتعرفانی را به بهترین وجه طی کرده اند، بدون آنکه در یکی از سلسله­ های رسمی عرفان وتصوف وارد باشند و بلکه اعتنائی به آنها نداشته و آنها را کلاً یا بعضاً تخطئهمی کرده اند. از خصوصیات این گروه که ضمناً اهل فقاهت هم بوده اند وفاق و انطباقکامل میان آداب و سلوک و آداب فقه است.

3- با توجه به آنچه بیان شد امروزهنمی توان سلسله­ های تصوف که در ایران یا غیر ایران وجود دارند همه را عاری ازانحراف از دین حنیف اسلام دانست و پیدا نمودن راه رستگاری در این مجموعه ها راهی بسخطرناک می باشد، خصوصاً که تشخیص صالح از طالح  در این جماعت به غایت مشکل است ومعمولاً آلوده به بدعت­ها و رقابت­های آزار دهنده دنیوی هستند و جهله آنان بیش ازپاکباختگان کوی وصال می باشند.

عرفان ناب را باید از کسانی جست که بدور از این آداب بدعت آمیز و با دلی سرشار از عشق و آگاهی، وجهه همت خود را سیر الی الله و دستگیری از بندگان خدا و نجات آنان از غل و زنجیر طواغیت بیرون و درون نهاده اند و چون شمع در این مسیر می سوزند و می سوزانند؛ همچون امام خمینی" ره" که آثار ایشان معیار شناخت حق از باطل در زمان ما و راه صحیح سلوک الی الله می باشد.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

جمعه 24 تیر 1390  9:57 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها