0

شیعه در نگاه وهابیان

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

شیعه در نگاه وهابیان

شیعه در نگاه وهابیان

پدید آورنده : فؤاد ابراهیم ، صفحه 13

اگر چه انشقاق شیعه و سنى به تاریخ صدر اسلام و مسئله جانشینى پیامبر (ص) باز مى گردد، ولى ابن تیمّیه نیز در این جریان نقش مهمى ایفا کرد (1328 و 1263. ت). وى پیشگام جدلیون سنى بود و اعتقادات شیعى را به شیوه اى نظام مند و با شدت تمام مورد انتقاد قرار داد.

علماى وهابى با الهام از آثار ابن تیمّیه شیوه وى را در اهانت و توهین به شیعیان در پیش گرفتند. بواسطه تبعیت وهابیون از شیوه جدلى ابن تیمّیه، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور کلى مسلمین جهان عمیق تر شد. در دهه 1950 و 1960 با تلاش علماى برجسته اهل تسنن و شیعه اختلاف شیعه و سنى کمرنگ تر شد و در این رابطه مجموعه نشست هایى در قاهره برگزار شد، در حالى که علماى وهابى موضع گیرى اهل سنت و شیعیان براى مصالحه و سازش را بشدت مورد حمله قرار دادند. برخى از علما وهابیت را به عنوان عامل اصلى انشقاق و اختلاف در جامعه اسلامى برمى شمارند. برخى دیگر این فرقه را تهدیدى براى اتحاد ملى عربستان و مسلمین سراسر جهان مى دانند. دکتر «محمد الباهى» اندیشمند برجسته سنى معتقد است وهابیت شکاف بین شیعه و سنى را عمیق نموده که این امر تأثیر منفى موضع گیرى وهابیون را برمى تاباند. «یان ریچارد» وهابیت را مانع و رادع اصلى همزیستى مسالمت آمیز شیعه و سنى برشمرده، حمید عنایت نیز وهابیت را بزرگ ترین چالش شیعیان از زمان صدر اسلام دانسته است.

موضع سیاسى و دیدگاه وهابیون نسبت به شیعیان در آثار آنان منعکس شده و بواسطه آثار مذکور اختلافات مردم عربستان تشدید شده است. کتاب «تبدید الظلام و تنبیه النیام الى خطر الشیعه و التشیع على المسلمین و الاسلام « نوشته یکى از جدلیون برجسته وهابى بنام «ابراهیم الجبهان» که با هزینه نهادهاى دینى وهابى منتشر شد، نمونه اى از این آثار تحریک آمیز است. این کتاب در اواسط دهه 1970 منتشر شد و پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران در سال 1979 در سطح گسترده در داخل و خارج از عربستان توزیع شد.

تحصیلات نویسنده این کتاب در سطح بسیار پائینى است، وى از یک دانشگاه دینى فارغ التحصیل نشده و هیچ اثر دیگرى نیز تالیف نکرده است. با وجود این کتاب وى مورد استقبال جامعه وهابیون قرار گرفت و در خلال سالهاى1988 1976 نُه بار تجدید چاپ شد. هدف اصلى نویسنده نفى و تقبیح شیعیان است. وى در اثر خود ادعا کرده یهودیان در راستاى اهداف خود، تشیع را بنیان نهاده اند. «الجبهان» برخلاف مفهوم متعارف رافضى، آنرا به معناى «کسانى که اسلام را بطور کلى نفى مى کنند» تعبیر نموده است. وى تشیع را به عنوان یک نظام عقیدتى مبهم مبتنى بر احادیث فاسد و بى اعتبار و مجموعه اى از اندیشه هاى باطل و پوچ معرفى کرده است. از نظر وى تشیع مذهب جدیدى است که از فرقه هاى مجوس، مسیحیت و یهودیت مشتق شده و این مذهب استبدادى و طاغوتى آفت و بلایى است که توسط مراکز یهودى و فراماسونرى، یاوه گویان، شیادان و احمقان ساخته و پرداخته شده است. آنان که در مورد کفر و بى ایمانى شیعیان تردید دارند مانند شیعیان، مجوسى اند. در واقع این انگ ها و نسبت هاى ناروا و بى پایه چیزى جز تکرار تهمت هاى عالم ضد شیعه مشهور، ابن تیمیه، نیست.

جدلیون سنى و به ویژه وهابیون با الهام از ابن تیمّیه همین تهمت ها را نسبت به شیعیان روا داشتند. « محب الدین الخطیب در مصر و «الهى ظاهر» در پاکستان از جدلیون مشهورى بودند که ادبیات جدلى وهابى را ترویج کردند. وهابیون در اواسط دهه 1950 به منظور ممانعت از مصالحه و سازش شیعیان و اهل تسنن و براى اثبات سازش ناپذیرى شیعه و سنى ، اثر الخطیب بنام «الخطوط العریضه» را منتشر و توزیع نمودند، زیرا الخطیب در این کتاب تشیع را دینى کاملاً متفاوت با اسلام معرفى کرده بود. بدین ترتیب علماى وهابى هر گونه مصالحه و سازش شیعه و سنى را نفى کردند.

الخطیب در این رابطه چنین مى گوید: «سازش ناپذیرى فرقه هاى سنى و شیعه از آنجا ناشى مى شود که شیعیان در مورد اصول و مبانى عقیدتى دینى با بقیه مسلمین اختلاف دارند، این امر در موضع گیرى علماى شیعه و عقاید و اعمال دینى شیعیان نمود یافته و این وضعیت همچنان استمرار یافته است».

وى به آثار و احادیثى متوسّل شده که دیدگاه شیعیان در رابطه با امکان مصالحه و سازش با اهل تسنن را نفى مى کنند. کتاب «الزهراء»، اثر گروهى از علماى شیعه از جمله آثار مذکور است که نویسنده در آن احادیثى را در مورد بى اعتبارى خلافت عمر ذکر نموده است. آنان در اثر مذکور ادعا کرده اند عمر به جنون مقاربت جنسى با مردان دچار بوده است. این حدیث در بحارالانوار، اثر شیخ محمد باقر مجلسى، از متکلمین و علماى عصر صفویه (1966 وفات) نیز آمده است. یکى از علماى افراطى و تندرو سعودى بنام شیخ بن جبرین، با الهام از الخطیب در این رابطه چنین مى گوید: «آنان که هنوز در مورد رافضى بودن شیعیان تردید دارند، باید اثر الخطیب بنام «الخطوط العریضه» و آثار

«احسان الهى ظاهر» و «غفارى» را در مورد رد عقاید و آراى شیعیان مطالعه کنند».

شیخ بن باز، مفتى اعظم عربستان سعودى نیز معتقد است تشیع دینى متفاوت و مجزا از اسلام است و همانگونه که مصالحه اهل تسنن با یهودیان، مسیحیان و بت پرستان امکانپذیر نیست، سازش شیعیان یا رافضیان با اهل تسنن نیز غیرممکن است.

محمد خالد الحرّاس، از اساتید دانشگاه اسلامى مدینه، در این رابطه مى گوید: «وهابیون با شیعیان سازش نمى کنند و چون اختلاف این دو گروه از مبانى و اصول دینى نشأت مى گیرد، این مصالحه بى پایه و اساس است».

وهابیون بر اختلافات اساسى و بنیادین شیعه و سنى تاکید مى کنند و در آثار ضد شیعى آنان دو مقوله سبّ و رفض به عنوان مهم ترین موضوعات تحریک آمیز معرفى شده اند. نفى خلفاى سه گانه، اصحاب و همسران پیامبر(ص)، به ویژه عایشه دختر ابوبکر و حفصه دختر عمر سَبّ و نفى مشروعیت خلافت خلفاى سه گانه رفض نامیده مى شود.

در هر حال اینکه آیا علماى وهابى جبهه متحدى را علیه تشیع تشکیل داده اند یا به دو طیف افراطى و میانه رو تفکیک مى شوند، براى شیعیان مبهم و حل نشده است. ولى در مورد اینکه وهابیت فرقه اى درونگراست اتفاق نظر وجود دارد، زیرا در تعالیم وهابیون مسلمانان به دو گروه مسلمین واقعى و مسلمین دروغین تقسیم شده اند. وهابیون خود را پیروان حقیقى پیامبر (ص) و فرقه هاى دیگر سنى، به ویژه شیعیان را به عنوان بدعت گذار و رافضى تلقى مى کنند. علماى وهابى جهان را به دو گروه موحدین و مشرکین یا بدعت گذاران تقسیم کرده اند. این دسته بندى تعصب آمیز نشان مى دهد وهابیون هرگز گرایش هاى دیگر اسلامى را تحمل نخواهند کرد. در کتب، فتاوى و نوارهاى سخنرانى آنان، کسانى که تعالیم وهابیت را نمى پذیرند، در بهترین حالت به عنوان منحرف یا ضاله و در بدترین حالت کافر معرفى شده اند. با اینکه تشخیص علماى وهابى میانه رو از افراطى بسیار دشوار است، مى توان گرایشهاى مختلف وهابى را از یکدیگر تمییز داد. گروه نخست افراطیون مى باشند که «شیخ بن جبرین، شیخ عبدالمحسن العبیکان، شیخ ناصر العمر و شیخ الهذیفى» و بسیارى از علماى وهابى از آن جمله اند. جوانان وهابى از این طیف حمایت مى کنند و براى حصول اهداف خود شیوه هاى خشونت آمیز را بکار مى گیرند و خاندان سلطنتى سعودى را فاسد و بى لیاقت مى پندارند. از نظر آنان مقامات سعودى نباید به شیعیان اجازه دهند اعمال بدعت آمیز خود را بجاى آورند و باید آنان را به قتل برسانند، تبعید و سرکوب کنند و یا وادار به ترک عقیده نمایند. یکى از کارگران وهابى شرکت نفتى آرامکو عربستان از شیخ بن جبرین پرسید آیا غذا خوردن یک وهابى با کارگران شیعه سر یک میز جایز است. شیخ بن جبرین پاسخ داد:

«سعى کنید از آنان دورى کنید و جایتان را تغییر دهید، در غیر این صورت با طعنه و کنایه و بى احترامى نفرت خود را نسبت به آنان نشان دهید. شما باید سعى کنید بطلان و کذب بودن عقاید مخرب و منحرفشان را آشکار کنید و سپس آنان را متقاعد کنید حقانیت مبانى عقیدتى وهابیت را بپذیرند و دست از عقاید موهوم خود بردارند. اگر آنان مقاومت کردند باید به عقوبت خود برسند و کشته شوند».

«بن جبرین» در مورد حکم فقهى مربوط به پرداخت زکات به خانواده هاى نیازمند شیعه در عربستان خاطر نشان کرد: «علماى وهابى در کتب فقهى خود پرداخت زکات به کفار و بدعت گذاران را منع کرده اند و از آنجا که روافض جزو کفار محسوب مى شوند، نباید زکات به آنان تعلق گیرد».

شیخ ناصر العمر، از سلفى هاى تندرو مشهور با تاکید بر سازش ناپذیرى تشیع و تسنن، بشدت سازش و مصالحه شیعه و سنى را مورد حمله قرار داد. وى در این رابطه اظهار داشت: «اختلافات ما با روافض (شیعیان) فقط به مباحث فرقه اى محدود نمى شود. اختلاف ما در مورد مسائل بنیادین و اساسى دینى است، نه بخشهایى از دین. در واقع هیچ نقطه مشترکى بین ما و شیعیان وجود ندارد».

«العُمر» در پاسخ به همایش گفتگوى مذاهب که در ژوئن 2003 در ریاض برگزار شد از شرکت کنندگان خواست روافض (شیعیان) را به اسلام واقعى و پیروى از شیوه اهل سنت دعوت کنند.

وب سایت مشهور وهابیون، خطبه هاى نماز جمعه مسجدالنبى مدینه را که به امامت شیخ الهذیفى در سوّم مارس 1998 و با حضور رئیس جمهور پیشین ایران، حجت الاسلام و المسلمین هاشمى رفسنجانى ایراد شد، تحت عنوان «یهودیان، مسیحیان و روافض را از عربستان اخراج کنید» منعکس نمود. «شیخ الهذیفى» با تقبیح و سرزنش حامیان سازش و مصالحه سنى و شیعه تصریح کرد: «چگونه شیعه و سنى مى توانند با یکدیگر سازش کنند در حالى که اهل سنت با تمسّک به قرآن و سنت نبوى(ص) دین را زنده نگاه داشته و تکریم نمودند، در حالى که روافض (شیعیان) بطور علنى به اصحاب پیامبر(ص) اهانت نموده و اسلام را نابود کردند. تا زمانى که شیعیان عقاید خود را ترک نگویند و به اسلام حقیقى نگروند، ما قدمى به سوى آنان بر نخواهیم داشت. خطر شیعیان براى اسلام بیش از یهودیان و مسیحیان است و هرگز نباید به آنان اعتماد کرد. بنابراین مسلمین باید با نهایت احتیاط با آنان برخورد کنند». علماى سنتگرا، دومین طیف وهابیون بشمار مى روند و علماى نسل قدیم نظیر «شیخ بن باز، شیخ محمد بن عثیمین» و برخى از نئوسلفى ها نظیر «شیخ صفار الحوالى» به این گروه تعلق دارند. علماى سنتى وهابى از جدلیون پیروى مى کنند و دیدگاه ها و مواضع خصومت آمیز آنان نسبت به شیعیان از دیدگاههاى جدلى نشأت مى گیرد، با وجود این گروه مذکور با قتل و اخراج شیعیان از کشور و مجبور کردن آنان به پذیرش وهابیت موافق نیستند، چرا که این اقدامات به بى نظمى و هرج و مرج مى انجامد. از نظر آنان باید شیعیان را به ترک عقاید و اعمال بدعت آمیز ترغیب نمود.

طیف سوم وهابیون که روشنفکرانى نظیر عبدا... حمید، عبدالله صُبَیح، عبدالعزیز قاسم و عبدالعزیز الخُدر را در بر مى گیرد ایده هاى ترقى خواهانه و سازشکارانه را ترویج مى کنند. گرچه حضور این طیف در عرصه دینى و اجتماعى چندان پر رنگ نیست، ولى گرایش مذکور به سرعت در حال گسترش است. به عنوان مثال «الحمید» مفاهیم حقوق بشر را بر مبناى برداشت و تفسیر متفاوتى از اسلام وهابى اشاعه مى دهد. وى معتقد است اسلام بر پایه عدالت و آزادى استوار شده و این دو رکن اساسى در گسترش اسلام نقش عمده اى ایفا نموده اند. الحمید در این رابطه مى نویسد: «امویان و عباسیان عدالت و آزادى را در قلمرو خود گسترش ندادند، بلکه برعکس آنان اهل کتاب را از حقوق خود محروم کردند و اسلامى را که آنان به مردم تحمیل کردند از وحى و پیامبر (ص) نشأت نمى گرفت. حکومت هاى عربى و جنبشهاى سلفى معاصر وارث امویان و عباسیانند و شیوه آنان را در پیش گرفته اند و آنرا اسلام ناب مى نامند. حکومتهاى کشورهاى عربى از این حقیقت غافلند که دولت هاى سرکوبگر و مستبد سقوط خواهند کرد، زیرا سرکوب آزادى برخلاف سرشت بشرى است و جنبشهاى سلفى نیز فراموش کرده اند هر فرقه اى که رابطه نزدیک بین اسلام و آزادى و عدالت را به درستى درک نکند از دین الهى منحرف شده است. بدین ترتیب تا زمانى که آزادى اندیشه و بیان و عدالت وجود نداشته باشد، نهادهاى جامعه مدنى شکل نخواهد گرفت. با نقض آزادى هاى اولیه فردى نظیر سرکوب بدعت گذاران (شیعیان)، فضاى صلح آمیز جامعه اسلامى درهم شکسته مى شود و زمینه براى فرقه گرایى فراهم گردد».

«الحمید» برخى از قدماى سلفى را که پیروان فرقه هاى مختلف اسلامى را بدون ادلّه متقن و تحقیق تکفیر نموده اند بشدت سرزنش نمود. یکى از عملگرایان سلفى و استاد دانشگاه اسلامى امام محمد بن سعود بنام «عبدالله الصُبَیح» بر اهمیت توده گرایى تأکید مى نماید. وى با استناد به یکى از نظریه هاى روانشناسى اظهار مى دارد: «سرزمین مشترک عامل ایجاد احساسات و عواطف مثبت، نوع دوستى، محبت و صمیمیت بین اعضاى گروه هاى مختلف است، بدین ترتیب احساسات مذکور همزیستى مسالمت آمیز و همگرایى گروه هاى مختلف را در پى خواهد داشت. حفظ توده ها وظیفه و مسئولیت همگانى و مستلزم روابط و تعاملات مستحکم اجتماعى است و این امر به پلورالیسم منجر مى گردد و در نتیجه امکان طرح دیدگاههاى مختلف فراهم مى شود».

با ظهور نئوسلفى ها پس از حمله عراق به کویت در سال 1990 «شیخ سلمان العوده» به عنوان چهره اى توده گرا در میان وهابیون مطرح شد. وى در مجموعه سخنرانى هاى خود شیعیان را بشدت مورد حمله قرار داد و آنان را کافر نامید. با این حال پس از آزادى از زندان در سال 1998 به میانه روى گرایش پیدا کرد. وى در ابتدا معتقد بود به علت اختلافات عمیق بین گروه هاى اسلامى وحدت تحقق نخواهد یافت، ولى پس از گرایش به میانه روى اذعان کرد مى توان مواضع گروه هاى مختلف را به یکدیگر نزدیک نمود و به وحدت دست یافت. شیخ سلمان در این رابطه مى گوید: «بجاى طرح و برجسته کردن موضوعات مورد اختلاف، باید نقاط مشترک بین گروه هاى مختلف که تعداد آنها زیاد است مورد تاکید قرار گیرد».

غالب فرقه هاى اسلامى در بسیارى از زمینه ها داراى نقاط مشترکند و دین اسلام عامل پیوند گروه هاى مختلف با یکدیگر است. اگر چه شیخ سلمان فقط گروه هاى سنى را مد نظر قرار داده ولى عبارت پردازى و سبک بیان وى در این مورد کاملاً با لحن اهانت آمیز سلفى ها متفاوت است. یکى از رهبران جنبش اصلاحات در لندن به نام «سعد الفقیه» علت تغییر موضع شیخ سلمان العوده را اینگونه توضیح مى دهد: «العوده در این مورد با دیگر سلفى هاى میانه رو نظیر شیخ عبدالعزیز القسیم بحث و گفتگو کرد، در نتیجه افق فکرى وى بسط یافت. اینک العوده به میانه روى، بازاندیشى و گفتگو گرایش پیدا کرده است».

از آن پس شیخ العوده به یکى از چهره هاى حامى گفتگوى مذاهب تبدیل شد. این گفتمان در سال 2003 و با هدف تسهیل روند مصالحه ملى صورت گرفت. شیخ العوده پس از ترک مواضع پیشین خود از ولیعهد عربستان خواست میانه روى اسلامى را که با افراط گرایى و تندروى در تعارض است، در پیش بگیرد. وى ترویج و تبلیغ فرهنگ گفتمان را از طریق رسانه ها و نظام آموزشى خواستار شد.

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

پنج شنبه 23 تیر 1390  5:55 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها