|
گفته شده است که تنزل الأسماء من السّماء: نامها از آسمان فرود میآید و بر دلها الهام میشود.
نام امسال (سال 1386) که بر دل نورانی و زبان گویای رهبر فرزانهمان جاری گشته است بیشک از مصادیق همان گفتهی حکیمانهی بالاست.
اتّحاد ملّی و انسجام اسلامی ضروریترین نیاز امروز جمهوری اسلامی ایران و جهان اسلام است. به این ضرورت از باب تعرف الأشیاء بأضدادها: هر چیز را با ضدّ آن باید شناخت، میتوان پیبرد. دشمنان قسم خورده اسلام و ایران اسلامی امروز یکبار دیگر دست در دست هم نهاده و در برابر ما صف کشیدهاند و انواع و اقسام ابزارها را برای درهم شکستن این دو حقیقت بر حق، به کار گرفتهاند. این صفبندی شیطانی هر ایرانی وطنخواه را به وحدت و یگانگی با دیگر هم میهنان، و هر مسلمان راستین و بیدار را به همگرایی با دیگر مسلمانان فرا میخواند.
ایران برای ما ایرانیان، بلکه برای بسیاری از اتباع دیگر کشورها، بسیار عزیز و دوست داشتنی است و از هر تلاشی برای سرفرازی آن و سربلندی مردم امروز و نسلهای آیندهی آن نباید فرو گذار کرد؛ اما اسلام جایگاه بالاتر و والاتری دارد و از هر چیز دیگری عزیزتر و دوست داشتنیتر است. اسلام همان گوهر گرانبهایی است که دردانهی آفرینش حسینبن علی(ع) و یاران باوفایش خود را فدای آن کردند و همانسان که خود گفتند چنانچه صدبار و هزار بار زنده شوند باز هم خود را فدای آن میکنند.
ما به اتّحاد ملّی بسیار ارج مینهیم و خواهان آنیم که همکاران مطبوعاتیمان و دیگر نویسندگان و گویندگان، هم به آن و هم به انسجام اسلامی بپردازند و راهکار پیاده کردن آن را برای مردم خوب کشورمان و مسلمانان جهان بشکافند؛ امّا وظیفهی خود میدانیم که انسجام اسلامی را در سال جاری در حدّ توان دنبال کنیم و بسان پرندهای که با منقار کوچک خود آب برای فرو نشاندن آتش نمرودیان میبرد آبی بر آتش تفرقه میان مسلمانان بیفشانیم.
ما در این راستا در این شماره، دو مطلب را که در مطبوعات آمده است برای خوانندگان گرانقدر خود بازگو میکنیم. یکی گفت و گویی کوتاه اما سازنده، میان دو تن از دانشمندان شیعه با یک عالم صاحب منصب اهل سنت؛ و دیگری فتوای یک عالم سرشناس و صاحب نام سنّی دربارهی ارج و اعتبار مذهب شیعه. و پیش از بستن این مقدمه از شما خوانندگان علاقهمند به اسلام و دلنگران اختلافات خانمانسوز میخواهیم که ما را در این راه یاری کنید و دیدگاهها و مطالب خود در این زمینه را برای ما بفرستید تا به آن بازتاب دهیم و دیگر خوانندگان را نیز از فیض آن برخوردار سازیم. امید همهی ما به خداست و به عنایت و یاری او چشم دوختهایم که إنّه خیر ناصرٍ و معین:
حجةالاسلام والمسلمین محمدحسن زمانی مسؤول واحد اهل سنت بعثه مقام معظم رهبری در سازمان حج و زیارت، در ایام حجّ سال 1385 ه . ش ملاقاتهایی را با مسؤولین اهل سنت عربستان داشت.
گزارش ذیل نتیجهی دیدار وی را با شیخ مزنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر حرم نبوی(صلی الله علیه و آله ) منعکس مینماید:
انگیزهی من از تلاش برای برقراری این دیدار آن بود که تمام خشونتها و سختگیریهای مأمورین مستقر در مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله ) و کنار روضه مطهر و بقیع و تهمتهای شرک و کفر به شیعیان و نیز اهل سنت معتدل الهام گرفته از فرمانهای سخت مقام ریاست این هیأت بود. دوست داشتم نشستی علمی و به دور از جدل و عصبیت در یک فضای سالم اخلاقی و خلوت با وی داشته باشیم تا هم اساسیترین اشکالات و شبهات وی را از زبانش بدانم و هم شاید با توضیح مبانی علمی عقاید شیعه رفع شبههای از او نموده و تعدیلی نسبی در دیدگاههایش ایجاد گردد.
اهمیت ملاقات!
این دیدار از آن جهت مهم بود که شاید بتوانیم برخی دیدگاههایش را تغییرداده تا تردیدی در مبانی فکریاش ایجاد شود و تا حدی به حقانیت و عقلانیت و توحیدی بودن عقاید و اعمال شیعه پی ببرد، و دیگر آن همه دستورات خشونت بار را صادر نکند و روش برخورد تمام مأموران تحت امرش تا حدی تلطیف شده و تمام شیعیان تا حدودی از فشارهای این مأموران راحت شوند.
در ادامهی پیگیریهای مکرر توسط یکی از علمای اهل سنت قرار ملاقات با شیخ المزنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر حرم نبوی(صلی الله علیه و آله ) گذاشته شد.
در تاریخ 28/9/85 پس از نماز مغرب همراه آقای دکتر بیآزار و دوست سنی به دفتر کار وی رفتیم ـ دفتر مزبور در طبقه دوم مسجد النبی(صلی الله علیه و آله ) قرار دارد ـ مسؤول دفتر وی با دو همکار دیگر مشغول پاسخ به مأموران امر به معروف و نهی از منکر ـ که معمولاً جوانان دانشجوی دانشگاه مدینهاند ـ بودند، پس از آنها یک پلیس نگهبانی میداد که کسی از مراجعه کنندگان به اطاق بعدی که دفتر کار معاون هیأت است، نرود. دفتر رییس نیز پس از دفتر معاون قرار داشت.
به هر حال وارد دفتر وی شدیم. ابتدا پلیس مانع شد، اما پس از اینکه نام و پیام ما را برد، فوراً با استقبال ما را به دفتر ریاست راهنمایی کرد.
آقای شیخ مزنی که در پشت میز فرماندهی کل امر به معروف و نهی از منکر نشسته بود، پس از استقبال خود را آماده ارشاد کرده بود. به معرفی رشته تخصص علمی و مشاغل آموزش خود پرداختیم، کارت ویزیتمان را تقدیم کردیم تا اعتماد به جایگاه علمی ما پیدا کند. در آغاز مقداری از وضعیت اهل سنت در ایران و تعداد زائران و وضعیت آنها پرسید و من گزارشی از خدمات نظام اسلامی و بعثه به صورت آماری و جامع ارایه دادم و بدینوسیله هم بخشی از شایعات شنیده قبلیاش اصلاح شد و هم اطمینان به آگاهی و سطح اطلاعات ما پیدا کرد.
گلایهها!
رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر دقایقی به نصیحت ما پرداخت و گفت: شما که مشخص است از علما و فرهیختگان ایران هستید، واجب است با خرافات و بدعتها و شرکهای ایرانیان و شیعیان مبارزه کنید، رفتارهای خرافی ایرانیان را خودتان میبینید؛ موقع جماعت تعدادی ایرانیان از مسجد بیرون میروند و نماز نمیخوانند و یا مشغول خرید میشوند، سب و لعن صحابه و خلفا را شاهدید، کتابهای فراوانی که از ایران میآورند، مشتمل بر سب و لعن و کلمات (اللهم العن الاول والثانی و الثالث) و مانند آنها است که به این وسیله عواطف مسلمانان زائر سنی را جریحهدار میکنید و همین کتابها موجب تنفر همه مسلمانان اهل سنت از شما میشود.
هنگام زیارت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) وقتی به قبر شیخین میرسند، نه سلام و احترام میکنند و نه حداقل اندکی توقف، بلکه رفتار زشت دارند، توسلهای شرک آمیز و صدا زدن اموات و غیر خدا برای حوایج خودشان فراوان است، در حالی که خداوند اسمع السامعین است و اعلام کرده که خودش دعای بندگان را میشنود و مستجاب میکند. این همه تخلفات و تندیها را چرا مانع نمیشوید؟
آقای دکتر بیآزار برای کنترل تهاجم وی از تندیهای رفتاری برخی مأمورین امر به معروف و نهی از منکر مدینه گلایه کرد و آنها را برشمرد.
برخوردهای افراطی!
من گفتم: جناب شیخ مزنی! پدیدههای منفی را که شمردید به دو نوع باید تقسیم کرد، نوع اول؛ تخلفات رفتاری عامیانه افراد است، مانند: سب و ناسزا گفتن و هنگام جماعت از مسجد برگشتن و... که ما هم این تخلفات را محکوم میکنیم و با آنها مبارزه میکنیم، اما باید دانست که اینها ربطی به مذهب شیعه ندارد و ناشی از ضعف رفتاری و اخلاقی افراد است، چنانکه شما حتماً افرادی دارید که تندیهای افراطی اخلاقی خارج از مذهب شما را دارند و نباید آنها را به حساب مذهب شما بگذاریم.
پرسید: آیا شما واقعاً با این خرافات مخالفید؟
گفتم: بلی.
گفت: پس چرا مبارزه نمیکنید؟
گفتم: علمای شیعه مرتب در راه خرافه زدایی از عوام مبارزه میکنند و این مبارزات اگر نبود، شما شاهد افزایش اینها بودید و کاهش این خرافات حاصل مجاهدات و سخنرانیهای علمای شیعه است.
وی از این گزارش مقداری خوشحال شد.
اختلافات واقعی!
گفتم: نوع دوم؛ اختلافات واقعی بین ما و شما است، مانند: صحابه و توسل و زیارت ... اینگونه موارد را ما خلاف و بدعت نمیدانیم که با آن مبارزه کنیم. راه حل در اینگونه اختلافات رمی به شرک نیست و به نظر من در حوزه اختلافات بین ما و شما به دو نکته باید توجه داشت:
نکته نخست: ما و شما در کلیات عقاید و کلیات فقه اشتراک داریم و اختلافاتمان در فرع عقاید و فقه است، آیا قبول دارید؟
شیخ: تقریباً صحیح است.
نکتهی دوم: در حوزه اختلافات باید توجه کرد که تمام این اختلافات اجتهادی است. من تحلیلی در این زمینه دارم، نمیدانم چهقدر درست فهمیدهام و شما نظر بدهید. من فکر میکنم تقریباً تمام علما و فقیهان همه مذاهب اسلامی با اخلاص کامل تلاش علمی کردهاند تا از قرآن و سنت آنچه را که نزدیکتر به واقع میدانند استنباط و اجتهاد نمایند، اما به صورت طبیعی برداشتهای متفاوتی خواهند داشت، برخی مطابق واقع و برخی خطا خواهد بود، اما یک اصل مشترک و مورد قبول ما و شما هست که (للمجتهد المصیب أجران و للمخطی أجر واحد) وقتی خداوند قرار است به همه اینگونه عالمان اجر و پاداش دهد، چرا ما آنها را رمی به شرک و کفر کنیم؟ آیا منطقی است که اجازه اجتهاد و فهم مخصوص را در یک گروه منحصر کنیم؟ اگر این نظریه من صحیح باشد جایی برای برخوردهای تند و رمی به شرک نمیباشد.
رییس: من این تفکیک شما را قبول دارم، و اصل مأجور بودن هم اصل صحیحی است، اما سب و لعن شما قابل تحمل نیست و مذهبی که بر سب، فحش و ناسزاگویی و لعن به خلفا و صحابه بنا شده برای ما قابل تحمل نیست. اگر شما شیعیان هم سب و لعن خلفا را کنار بگذارید، ما اهل سنت میتوانیم شما را تحمل کنیم.
دکتر بیآزار: شما سب و ناسزاگویی را به همه شیعیان نسبت ندهید. در بین شیعیان امامی چهار تفکر وجود دارد: 1. شیعه تفضیلی (مانند زیدیه) 2. شیعه تبرائی 3. شیعه سبیه 4. شیعه غالی، ما غلة را مشرک میدانیم و سبیه را محکوم میکنیم.
رییس: من از این تقسیمبندی داخلی شیعه اطلاعی ندارم، اما آنچه به ظاهر میبینم همان بروز این تندیهای شیعیان نسبت به صحابه و خلفا است. چرا به قبر خلفا احترام نمیکنید و به صحابه اهانت میکنید؟
دکتر بیآزار: مسأله خلفا از موارد اختلافی ما و شما است و نباید انتظار داشته باشیم که ما مثل شما بیندیشیم و مانند شما به آنان همان احترام را بگذاریم.
زمانی: مسأله صحابه هم به نحوی مورد اختلاف ما و شما است.
صحابه معصوم نبودند!
رییس: نظر شما راجع به صحابه چیست؟
زمانی: ما معتقدیم صحابه همه آنان دارای یک فضیلتی بودند که من و شما فاقد آن هستیم و آن فضیلت زیارت پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله ) است، اما ما معتقدیم آنها معصوم نبودند، بلکه از نظر سطح علم و ایمان متفاوت بوده و احیاناً برخی از آنها دچار خطا یا گناه شدهاند، ممکن است شما این نظریه را قبول نداشته باشید، لذا ما نقد به آنها داریم، اما بدزبانی را قبول نداریم. البته ممکن است شما صحابه را معصوم و مبرای از هر گناه بدانید.
رییس: نه ما هم صحابه را معصوم نمیدانیم و احیاناً برخی مرتکب خطا شدهاند، اما اصرار بر افشای هر خطایی که هر مسلمان به ویژه صحابی مرتکب شده، کار زشت و خلاف اخلاقی است، علاوه بر اینکه ناکامی پیامبر ما را در تربیت جامعه به ذهن میرساند.
زمانی: من هم با شما موافقم که بدون ضرورت، عیب هیچ صحابی را مطرح نکنیم، اما گاهی به خاطر ضرورتی مانند تفکیک احادیث صحیح نبوی از سقیم ناچاریم به بررسی رفتار راویان آنها، اگرچه صحابی باشند بپردازیم؛ چون حفظ سنت صحیح نبوی مهمتر از حفظ حرمت یک صحابی است...
توسل شرکی و توحیدی!
رییس: مشکل اصلی شما شرک شماست زیرا مرتب به غیر خدا متوسل میشوید، آیا شما صریح آیه قرآن را نخواندهاید که (لاتدعوا مع الله احد) شما پیامبران و اولیا را میخوانید و این یک نوع عبادت است؛ زیرا: الدّعاء مُخّ العبادة؛ این موضوع اصلاً قابل چشم پوشی برای ما نیست. خدا را رها کرده و به بندگان او چسبیدهاید.
زمانی: اگر اجازه بدهید من به جای پاسخ به این استدلال شما جوابی را که در دیدارمان با آقای شیخبن باز داشتیم برای شما نقل کنم.
رییس از اینکه من دیداری با بن باز داشتهام و در آنجا همین مسایل کلیدی مطرح شده است، خوشحال شد و علاقه به شنیدن آن گفت و گوها نشان داد.
زمانی: آقای بن باز در نشستی که بنده و آقای واعظ زاده با ایشان داشتیم، همین اشکال را به ما کرد و من در پاسخ گفتم: توسل و درخواست حاجت از نبی یا ولی دو نوع است: یک نوع توسل شرکی و یک نوع توسل توحیدی. اما توسل شرکی آن است که توسل جوینده نسبت به متوسلٌ به اعتقاد داشته باشد که وی بدون اذن و مدد خداوند، مستقل در تأثیر قضای حوایج است. این نوع درخواست به نظر تمام شیعیان و همه مذاهب اهل سنت و شما شرک است و ما اینگونه انسان توسل جوینده را مشرک و نجس میدانیم.
رییس: آیا واقعاً شما شیعیان، آنها را مشرک میدانید؟
زمانی: بله!
رییس: پس چرا با آنها مبارزه نمیکنید.
زمانی: چون در کل شیعیان جهان یک نفر که اینگونه اعتقادی داشته باشد، وجود ندارد. اما توسل توحیدی آن است که توسل جوینده معتقد باشد که متوسلٌ به هیچ توانی از خود نداشته، بلکه با مدد و اذن خداوند میتواند حاجت این شخص را از خدا بخواهد و با کمک و مدد خدا مشکل کسی را حل کند. این توسل نه تنها منافی با توحید نیست، بلکه عین توحید است؛ زیرا حقیقت توحید چیزی نیست جز اعتقاد به اینکه: هیچ کس غیر خدا از خود هیچ ندارد و همه محتاج اویند و به مدد او کاری میتوانند انجام دهند. از آقای بن باز پرسیدم آیا این نوع توسل شرک است؟ کجای آن شباهت به شرک دارد؟
شیخ بن باز جواب داد: خیر این شرک نیست، ولی کاری غیر مشروع است. اکنون از حضرتعالی میپرسم نظر شما رییس محترم چیست؟
رییس: بله، این شرک نیست، ولی کار حرامی است.
زمانی: من وقتی این جواب آقای بن باز را شنیدم که آن را شرک نمیداند، از انفتاح فکری ایشان خوشحال شدم.
رییس: بله، آن مرحوم فکر باز و عالمانه داشت.
زمانی: آقای واعظ زاده به آقای بن باز تأکید کرد: تمام توسلهایی که شیعیان دارند از همین نوع دوم توسل توحیدی است که انبیا و اولیا را مأذون و مستفیض و غیر مستقل در تأثیر میدانند.
شیخ بن باز مجدداً گفت: این اصطلاحات علمی و تقسیم بندیها را شما علما میدانید، اما عوام شما که اینگونه چیزها را نمیفهمند، فقط فریاد میکشند، یا رسولالله، یا حسین مریض ما را شفا ده، و اینگونه درخواستها نشانه درخواست مستقل از خود آنها است که شرک میشود.
آقای واعظ زاده جواب داد: صحیح است که عوام ما این اصطلاحات را بلد نیستند، و توسلات ایشان همینگونه است که نقل کردید، اما اگر از هر کدام آنها بپرسید که آیا پیامبر و امام حسین میتوانند بدون مدد الهی و اذن او و برخلاف رضای خدا کاری انجام دهند؟ با عصبانیت آن را انکار کرده و فریاد میزنند: نعوذ بالله این پرخاش نشانه ارتکاز توحیدی در ذهن آنهاست.
رییس: مطلب شما صحیح است که اینگونه توسل شرک نیست، اما نامشروع هست و چرا شما با آن مبارزه نمیکنید؟
زمانی: اولاً؛ نامشروع بودن مبتنی بر قبول ناشنوایی و ناتوانی و عدم حیات ارواح انبیا و اولیا پس از مرگ میباشد که ما در این مسأله نظر مخالف داریم و معتقدیم آنان زنده و شنوا هستند و حیات برزخی از شهیدان دارند.
ثانیاً؛ بر فرض که به نظر شما آنها نشنوند، این توسل لغو خواهد بود و ما از شما علمای بزرگ و فرهیخته انتظار نداریم که مأمورانتان این کارها را شرک معرفی کرده و شیعیان و ایرانیان و دیگر اهل سنت که توسل میجویند را به سادگی مشرک بدانند.
رییس: این تندرویهای مأمورن البته از سر جهالت و کمی علم آنهاست.
زمانی: صحیح است، ولی انتظار داریم که به آنها توصیه کنید وقتی میخواهند متوسلین را هدایت کنند به جای آنکه نسبت شرک به آنها میدهند به آنها بگویید کار شما لغو است.
رییس: خیلی به آنها توجه نکنید، إنّهم شباب، جهله.
ای کاش!
من وقتی دیدم که این گفت و گوی علمی در فضای بسیار دوستانه و بدون جدل در نیم ساعت توانست در دل وی جا گیرد و محکمترین گره ذهنی رییس هیأت امر به معروف و نهی از منکر یعنی شرک بدون توسل را به راحتی بگشاید، افسوس خوردم که چرا برخی علمای شیعه با داشتن این فرهنگ غنی و فطری مکتب ائمه اهل البیت: تا کنون به دیدار این عالمان و شخصیتهای کلیدی نیامدهاند و فقط از دور ناله یأس و نومیدی سر داده و قابلیت قابل را زیر سؤال برده و فوری ادعای لجاجت و عناد آگاهانه شان را مطرح کردند.
بسیار تأسف خوردم و آرزو کردم که ای کاش عالمان بزرگوار و دلسوز مکتب اهل بیت: و نهادهای تبلیغی مربوط به نظام اسلامی محبت کنند و قدمی به پیش نهند و به خاطر خدا رنج برگزاری جلسات دیدار با این عالمان مخالف را به جان بخرند تا هم مشکل شیعیان و مذهب تشیع را حل کرده و هم طیفی از بندگان منحرف و ناآگاه خدا را هدایت نمایند.([1])
شیخ طنطاوی مفتی الأزهر مصر در یک گفت و گو، نظر و فتوای خود را دربارهی مذهب شیعه بیان نمود. نامبرده درخصوص لزوم اتحاد بین شیعه و سنی گفت:
این اتحاد بین شیعه و سنی را تأیید و ترویج میکنم و فتوا میدهم که شیعه و سنی هر دو مسلمانند و هیچ تفاوتی با هم ندارند و میتوانند با هم ازدواج کنند. اختلافات، فرعی است. همان گونه که بین حنفی و مالکی نیز در فروعات اختلاف نظر وجود دارد.
مفتی الأزهر، افرادی از شیعه و سنی که همدیگر را به کفر و ارتداد محکوم میکنند را غافلین و جهّال نامید و گفت: شیعه و سنی همه از موحدین هستند و استفاده شیعه از تربت در نماز از فروعات است. سجده برای خداست و بر هر چیزی میتواند صورت گیرد. هیچ مانعی ندارد که پشت سر شیعه نماز بخوانیم و نماز صحیح است.
شیخ طنطاوی مساجد را متعلق به همه مسلمانها، نه تنها سنیها دانست و با تأکید بر حفظ تشکیلات تقریب مذاهب که در زمان شیخ شلتوت پایهگذاری شده است، گفت: ما و برادران شیعه با هم در ارتباط و ملاقات هستیم، با هم مذاکره میکنیم، با هم نماز میخوانیم و هیچ فرقی بین شیعه و سنی نیست، چون هر دو شهادتین جاری میکنند.([2]) نامهی جامعه
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. صحیفه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، معاونت جامعه و روحانیت، ش 60 ، ص 17 ـ 7.
[2]. دوهفته نامهی خبری تحلیلی، سیری در اخبار و تحلیلها، تیپ مستقل 83 امام جعفر صادق(علیه السلام)، ش 13، ص 10.
|