0

شیخیه و بنیان گذار آن

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

شیخیه و بنیان گذار آن

شیخیه و بنیان گذار آن
پرسش:
در مورد شیخیه و شیخ احمد احسائی توضیحی بدهید

سایت اسلام کوئست،
پاسخ:

پاسخ اجمالی:

"شیخیه" فرقه‏ای است که مؤسس آن شیخ احمد احسائی است.

شیخ احمد در سال 1166 ق، در احساء متولد گردید و در سال 1186 به کربلا رفت و از محضر علمای شیعه استفاده نمود. او در سفر خود به ایران به منظور زیارت امام رضا (ع) در یزد ساکن گردید و چندی بعد به دعوت فتحعلی شاه به تهران رفت و سپس به دعوت محمد علی میرزا در کرمانشاهان مسکن گزید و بعد از مرگ محمد علی میرزا به قزوین رفت. در آن جا بود که به خاطر ابراز برخی عقاید، مورد تکفیر علمای شیعه قرار گرفت و به ناچار ایران را به قصد عراق و آن را جا به قصد موطن خود ترک کرد و در همین سفر در نزدیکی مدینه از دنیا رفت و در قبرستان بقیع دفن گردید.

از اعتقادات اوست:

1. ائمه علل اربعه (چهارگانه) عالم می‏باشند.

2. معرفت رکن رابع (که همانا شیوخ و بزرگان شیخیه می‏باشند) در کنار معرفت خدا و پیامبران و ائمه به عنوان اصول دین شمرده می‏شوند.

3. قرآن کلام نبی (ص) است.

4. امام عصر (ع) در عالمی روحانی که غیر از این عالم مادی است، زندگی می‏کند.

5. رکن رابع، نایب خاص امام عصر (ع) است و او هم از این مقام برخوردار است و... .

نکته حائز اهمیت این است که: این اعتقادات زمینه را برای زایش فرقه‏ی کشفیه و در ادامه‏ی آن، پیدایش بابیه و بهاییه فراهم کرد و کار به جایی رسید که عده‏ای به رکن بودن خود بسنده نکنند و ادعای مهدویت و در نهایت ادعای الوهیت نمایند.

 

پاسخ تفصیلی:

تاریخ شیخیه

مؤسس این فرقه شیخ احمد احسائی است. او در سال 1166 ه ق در احساء[1] متولد شد و در سال 1186 ق، به کربلا رفت و در حوزه‏ی درس عده‏ای از علمای شیعه، مثل آقا باقر بهبهانی، صاحب ریاض، سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء حاضر گردید.

او علاوه بر فقه و اصول و حدیث در طب و نجوم و ریاضیات و علم حروف و اعداد و طلسمات و فلسفه هم مطالعاتی داشت.

در سال 1209 ق، به دلیل بروز وبا به احساء بازگشت و در سال 1212 ق، دوباره به عتبات مراجعت کرد و سپس بصره را مسکن دایمی خویش قرار داد و در سال 1221 ق، به قصد زیارت امام رضا (ع) رهسپار خراسان شد و از آن جا به یزد رفت و بنا به درخواست مردم یزد در آن جا سکونت گزید و در آن جا شهرت بسیاری کسب نمود.

چندی بعد به دعوت فتحعلی شاه قاجار به تهران رفت و مورد احترام بسیار قرار گرفت[2] و سپس محمد علی میرزا فرزند فتحعلی شاه، او را به کرمانشاهان دعوت کرد و از وی تجلیل بسیار نمود[3] و تا وفات محمد علی میرزا در همان جا بود و سپس به قزوین رفت و مورد استقبال علمای آن جا قرار گرفت و در قزوین به اقامه‏ی نماز جماعت در مسجد شاه قزوین، و تدریس در مدرسه ی صالحیه اشتغال داشت، ولی به دلیل برخی از عقایدش از طرف ملا محمد تقی برغانی که از علمای بزرگ قزوین بود، تکفیر شد و حکم او مورد قبول علمای شیعه در ایران و عراق و سایر مراکز شیعه قرار گرفت.[4]

بعد از آن، قزوین را به قصد مشهد ترک گفت و سرانجام بعد از ایران به عراق و از آن جا رهسپار موطن خود شد و پیوسته در مسیر راه با بی‏اعتنایی مردم روبرو می‏گردید. او در این سفر در قریه‏ی "هدیه" در سه منزلی مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.[5]

بعد از مرگ شیخ احمد، سید کاظم رشتی به ترویج افکار وی پرداخت و فرقه‏ی "کشفیه" را تأسیس نمود و از فرقه‏ی کشفیه، فرقه‏ی "بابیه" زاییده گردید.[6]

عقاید شیخ احمد احسائی

او دارای مسلک اخباری بوده و از جهت اعتقادی، جزو غلات محسوب می‏گردد. او معتقد بود که:

1. ائمه (‏ع) علل اربعه‏ی عالم هستند.[7]

2. اصول دین عبارت اند از معرفت اللَّه، معرفت انبیا، معرفت ائمه‏ (ع) و معرفت رکن رابع که شیوخ و بزرگان شیخیه می‏باشند.[8] بر همین اساس، از مختصات اوست؛ نفی عدل به عنوان اصلی از اصول دین و اعتقاد به رکن رابع.

3. قرآن کلام نبی (ص) است.[9]

4. خدا با انبیا (ع) شیء واحدی هستند.[10]

5. امام عصر (عج) به خاطر ترس، به عالم "حور قلیایی" گریخته است و این عالمی روحانی، غیر از عالم مادی است.[11]

"کنت دوگو بینو" وزیر اسبق دولت فرانسه در دربار ایران در کتاب "سه سال در ایران" می‏نویسد: فرق شیخیه با سایر شیعیان در این است که شیعیان می‏گویند: امام دوازدهم زنده است و با قالب جسمانی روزگار می‏گذراند، ولی شیخی‏ها می‏گویند: امام دوازدهم با قالب روحانی زنده است.[12]

6. پیوسته کسی در میان شیعه وجود دارد که به عنوان انسان کامل، سمت نیابت خاصه از حضرت حجت (عج) را بر عهده دارد و البته او خود را صاحب این مقام می‏دانست.[13] او نظریات خاصی در زمینه ی معراج پیامبر (ص)، معاد و... دارد که بررسی مجموعه‏ی آراء و افکار او مجال دیگری می‏طلبد.

در هر حال آثار و مولفات شیخ احمد از 135 کتاب و رساله، فزونی دارد که اکثر آنها به چاپ رسیده است و از آن جمله است: جوامع الکلم، شرح الزیارة، شرح حکمة العرشیة، شرح مشاعر و... . کتاب‏های وی پر است از عبارت‏های معماگونه که در آثار صوفیه به چشم می‏خورد.

سید محسن امین در این باب می‏گوید: به کشفیه اموری نسبت داده می‏شود که اگر درست باشد، غلو بوده و مایه‏ی خروج از دین است و از شیخ احمد و امثال او از علمای کشفیه، شطحات و عبارت‏های معما گونه‏ای صادر شده است که شبیه شطحات برخی از صوفیه است.[14]

منابع، جهت مطالعه‏ی بیشتر:

1. حیات شیخ احمد احسائی، نوشته ی فرزند شیخ احمد.

2. ارشاد العلوم، کریم خان کرمانی.

3. تاریخ نبیل، زرندی.

4. ردّ شیخیه، محمد بن سید صالح، قزوینی موسوی.

5. اسرار پیدایش شیخیه، بابیه، بهاییه، محمد کاظم، خالصی.

6. خرافات شیخیه و کفریات ارشاد العوام، خالصی.

7. کشف المراد (بررسی عقاید شیخیه) الف، حکیم هاشمی.

8. الکرام البررة، ج 1، ص 88 - 91.

9. دلیل المتحیرین، ترجمه، محمد کریم خان، ص 1- 51.

10. مقدمه ی شواهد الربوبیة، سید جلال الدین، آشتیانی.

11. عقاید الشیخیة، علاءالدین سید امیر محمد، الکاظمی القزوینی.

[1] منطقه‏ای در قطیف که از ملحقات بحرین در ساحل عربستان است.

[2] فتحعلی شاه علاوه بر استقبال گرم، مبلغی هنگفت و یک عبای مروارید دوزی شده را به وی هدیه کرد و حقوق مستمری برایش تعیین نمود (دایرة المعارف تشیع، ج1، ص 500).

[3] تعیین حقوق و مستمری ماهانه و پرداخت مبلغ هزار تومان هزینه‏ی سفر و یک قریه‏ی بزرگ در حومه ی کرمانشاه، از هدایای محمد علی میرزا به وی بوده است (همان، ص 501 - 500).

[4] از جمله کسانی که به کفر او حکم کردند شیخ محمد حسن، صاحب جواهرالکلام و سید ابراهیم قزوینی، صاحب ضوابط الاصول و شریف العلماء مازندرانی، می‏باشند (خاتمیت پیامبر اسلام، یحیی نوری، ص 41).

[5] دایرة المعارف تشیع، ج 1، ص500- 501؛ اعیان الشیعه، ج 2، ص 589 - 590؛ قصص العلماء، میرزا محمد، تنکابنی، ص 42 - 44؛ فرق و مذاهب کلام اسلامی، ربانی گلپایگانی، ص 329 - 335؛ فرهنگ و فرق اسلامی، دکتر محمد جواد مشکور، ص 266 - 270.

[6] مجله ی انتظار، شماره ی اول سال 1380، ص 240 - 250؛ فرق و مذاهب کلام اسلامی، ص 329 - 335.

[7] همان.

[8] قصص العلما، ص 43.

[9] مجله انتظار، شماره اول، ص 240 - 250.

[10] همان.

[11] همان.

 [12]مرتضی مدرسی چهاردهی، شیخیگری، بابیگری، ص 41.

[13] همان، ص73 - 75.

[14] اعیان الشیعه، ج2، ص 589 - 590.                             

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

چهارشنبه 22 تیر 1390  3:02 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها