تفسير نمونه ج : 11ص :143
بيوم الدين حتى أتانا اليقين ما همواره روز رستاخيز را تكذيب مىكرديم تا اينكه يقين ( مرگ ما ) فرا رسيد
از اينجا روشن مىشود كه آنچه از بعضى از صوفيه نقل شده كه آيه فوقرا دستاويزى براى ترك عبادت قرار دادهاند و گفتهاند آيه مىگويد : عبادت كن تا زمانى كه يقين فرا رسد ، بنابر اين بعد از حصول يقين نيازى به عبادت نيست ! گفتار بى اساس و بىپايهاى است ، چرا كه اولا : به شهادت بعضى از آيات قرآن كه در بالا اشاره كرديم يقين به معنى مرگ است ، كه هم براى مؤمنان و هم براى دوزخيان ، براى همه خواهد بود .
ثانيا : مخاطب به اين سخن ، پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) است ، و مقام يقين پيامبر بر همه محرز است آيا كسى مىتواند ادعا كند كه داراى مقام يقين از نظر ايمان نبوده است.
و ثالثا:تواريخ متواتر نشان مىدهد كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) تا آخر ساعات عمرش عبادت را ترك نگفت و على (عليهالسلام) در محراب عبادت كشته شد ، و همچنين ساير امامان.
نكتهها:
1-آغاز دعوت علنى اسلام
به طورى كه از بعضى از روايات استفاده مىشود آيات فاصدع بما تؤمر و اعرض عن المشركين انا كفيناك المستهزئين در مكه نازل شد ، بعد از آن كه پيامبر اسلام سه سال مخفيانه دعوت كرد و عده قليلى از نزديكان پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به او ايمان آوردند كه نخستين آنها ، از زنان خديجه.
و از مردان على (عليهالسلام) بود .
تفسير نمونه ج : 11ص :144
بديهى است دعوت به توحيد خالص و در هم ريختن نظام شرك و بت پرستى در آن زمان و در آن محيط كار عجيب و وحشتناكى بود و به همين جهت از همان آغاز اين مساله نمايان بود كه گروهى به استهزاء برمىخيزند به همين جهت خداوند به پيامبرش قوت قلب مىدهد كه از انبوه دشمنان و استهزاء كنندگان نهراسد و دعوت خود را آشكارا و علنى سازد ، و به يك مبارزه پىگير منطقى در اين راه دست بزند.