0

آيا بسته شدن زبان پيامبر(زكريا) ،با مقام نبوت او سازگار است؟

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

آيا بسته شدن زبان پيامبر(زكريا) ،با مقام نبوت او سازگار است؟

آيا بسته شدن زبان پيامبر(زكريا) ،با مقام نبوت او سازگار است؟
سوره : آل عمران    آیه : 41
متن عربی آیه : قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ
ترجمه
گفت : ای پروردگار من ، برای من نشانه ای پديدار کن گفت : نشان تو اين است که سه روز با مردم سخن نگويی مگر به اشاره ، و پروردگارت را فراوان ياد کنی و در شبانگاه و بامداد او را بستايی
ترجمه فولادوند
گفت: «پروردگارا، براى من نشانه‏اى قرار ده.» فرمود: «نشانه‏ات اين است كه سه روز با مردم، جز به اشاره سخن نگويى و پروردگارت را بسيار ياد كن، و شبانگاه و بامدادان [او را] تسبيح گوى.»
ترجمه مجتبوی
گفت: پروردگارا، براى من نشانه‏اى پديد كن. گفت: نشانه تو اين است كه سه روز با مردم سخن نگويى مگر به اشاره و پروردگار خود را بسيار ياد كن و در شبانگاه و بامداد به پاكى بستاى.
ترجمه مشکینی
گفت: پروردگارا، براى من نشانه‏اى قرار ده (تا بدانم بشارت از جانب توست نه القاء شيطانى، و يا بدانم زنم باردار شده) گفت: نشانه تو اين است كه نتوانى سه روز با مردم جز با رمز و اشاره سخن بگويى و پروردگارت را ذكر بسيار گو و شامگاه و صبحگاه تسبيح و تقديس كن
ترجمه بهرام پور
گفت: خدايا! براى من نشانه‏اى بگذار. فرمود: نشانه تو اين است كه سه روز با مردم جز به اشاره سخن نتوانى گفت و پروردگارت را بسيار ياد كن و شبانگاه و بامداد او را تسبيح گوى
 
تفسیر نمونه
بشارت تولد يحيى سخن از زكريا و درخواست فرزندى از سوى او از پيشگاه خدا و بشارت به تولد يحيى بود. در اينجا زكريا از خداوند تقاضاى نشانهاى بر اين بشارت بزرگ مى كند و چنانكه گفتيم نه به خاطر عدم اعتماد بر وعده هاى الهى ، بلكه براى تاكيد بيشتر و اينكه ايمان او به اين مطلب ايمان شهودى گردد، تا قلبش ‍ مالامال از اطمينان شود، همانگونه كه ابراهيم خليل تقاضاى مشاهده صحنه معاد براى آرامش هر چه بيشتر قلب مى نمود. زكريا عرضه داشت : پروردگارا! نشانهاى براى من قرار ده (قال رب اجعل لى آية ). در پاسخ خداوند به او گفت : نشانه تو آن است كه سه روز با مردم جز به اشاره و رمز، سخن نخواهى گفت و زبان تو بدون هيچ عيب و علت براى گفتگوى با مردم از كار مى افتد (قال آيتك الا تكلم الناس ثلثة ايام الا رمزا). ولي پروردگار خود را (به شكرانه اين نعمت ) بسيار ياد كن و هنگام شب و صبحگاهان او را تسبيح گوى (و اذكر ربك كثيرا و سبح بالعشى و الابكار). از اين جمله استفاده مى شود در حالى كه زبان او به طور موقت ، براى سخن گفتن با مردم از كار افتاده بود، قادر بر تسبيح و ذكر خدا بود، تا هم وظيفه شكرگذارى را نسبت به اين موهبت عظيم كه خدا به او عنايت كرده بود انجام دهد و هم نشانه روشنى از خداوند بزرگ بر گشودن موضوعات بسته باشد، يا به تعبير ديگر بريدن از مردم و پيوستن به حق در اين سه روز، او را به خدا نزديك تر كند و آيت و نشانه روشنى از قدرت خدا باشد. ((رمز)) در اصل اشاره كردن با لبها را گويند، به صداى آهسته نيز رمز گفته مى شود، اين واژه در گفتگوهاى معمولى ، معنى وسيع ترى پيدا كرده و به هر سخن و اشاره و نشانهاى كه مطلبى را مخفيانه يا به طور غير صريح برساند، رمز مى گويند. به هر حال خداوند در خواست زكريا را پذيرفت و سه شبانه روز زبان او بدون هيچ عامل طبيعى از سخن گفتن با مردم باز ماند در حالى كه به ذكر خدا مترنم بود، اين وضع عجيب ، نشانهاى از قدرت پروردگار بر همه چيز بود، خدايى كه مى تواند زبان بسته را به هنگام ذكرش بگشايد، قادر است از رحم عقيم و بسته ، فرزندى با ايمان كه مظهر ياد پروردگار باشد به وجود آورد، و از اينجا رابطه اين نشانه با آنچه زكريا مى خواست ، روشن مى شود. بعضى از مفسران گفته اند: احتمال دارد كه اين خوددارى از سخن گفتن با مردم جنبه اختيارى داشته ، و زكريا به فرمان خدا مامور بوده كه در اين سه روز، زبان جز به ثناى الهى نگشايد و به اصطلاح مامور به روزه سكوت بود كه در بعضى از امم پيشين وجود داشته است . فخر رازى اين قول را از ابو مسلم نقل مى كند، و آن را تفسير زيبا و معقولى مى شمرد <1> ولى روشن است كه اين تفسير با محتواى آيه سازگار نيست زيرا زكريا درخواست آيه و نشانهاى براى بشارت الهى كرد، و سكوت اختيارى هيچگونه دليلى بر اين معنى نمى تواند باشد. واژه ((عشى )) معمولا به ساعات آخر روز گفته مى شود همانگونه كه ابكار به ساعات آغاز روز مى گويند، بعضى معتقدند كه از ابتداى ظهر تا غروب آفتاب عشى نام دارد، و از ابتداى طلوع صبح تا هنگام ظهر، ابكار است . <2> ولى راغب اصفهانى در كتاب مفردات مى گويد:((عشى ))از هنگام ظهر است تا صبح فردا، و ابكار از طلوع صبح است تا ظهر بنابراين عشى و ابكار، مجموع شبانه روز را شامل مى شود، ولى همانطور كه گفتيم اين دو واژه معمولا در دو معنى اول به كار مى رود. در اينجا سوالى پيش مى آيد كه آيا بسته شدن زبان پيامبر، با مقام نبوت و وظيفه تبليغى او سازگار است ؟ پاسخ اين سوال چندان مشكل نيست زيرا اين موضوع ، در صورتى با وظيفه نبوت سازگار نمى باشد كه طولانى باشد اما براى يك مدت كوتاه ، مدتى كه پيامبر مى تواند در آن مدت از قوم و جمعيت خود غايب گردد و به عبادت خدا بپردازد مانعى نخواهد داشت . به علاوه در همين مدت او مى توانست با ايماء و اشاره مطالب لازم را به اطلاع آنها برساند و يا با تلاوت آيات پروردگار كه ذكر خدا محسوب مى شد حقايق را به آنها تفهيم كند و اتفاقا همين كار را كرد و با اشاره ، مردم را به ذكر خداوند هدايت نمود!
 
پی نوشت ها:
1-تفسير کبير ، جلد 8 صفحه 41.
2-المصحف المفسر ، نوشته فريد وجدي (ذيل آيه مورد بحث).
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

سه شنبه 21 تیر 1390  10:11 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها