سوءظن كه يكي از رذايل اخلاقي به حساب مي آيد در چه ابعاد و گستره اي تحقق پيدا مي كند؟
پاسخ:
دربخش هاي قبلي بحث پيرامون «سوءظن» به مفهوم سوءظن از لحاظ لغوي و ديدگاه قرآن در اين باره و همچنين اقسام سوءظن و آثار سوءظن به خدا را مورد بررسي قرار داديم. اينك در بخش پاياني دنباله مطلب پيرامون ابعاد سوءظن را پي مي گيريم.
1- سوءظن به علم خدا
قرآن كريم در اين زمينه در سوره فصلت آيه22 مي فرمايد: گمان مي كرديد كه خداوند بسياري از كار و كردار آنان را نمي داند و اين گمان شما بود كه در حق پروردگارتان مي پنداشتيد كه شما را هلاك كرد و از زيانكاران شديد.
2-بدگماني به ياري خدا در جهاد
قرآن كريم در اين رابطه در سوره فتح آيه12 مي فرمايد: حق اين است كه گمان مي كرديد كه پيامبر و مؤمنان هرگز به سوي خانواده هايشان باز نمي گردند.
منافقان و افرادي كه در دلشان مرض بود و ضعف ايمان داشتند، به ياري رساندن خدا به مجاهدان در جنگ، سوءظن داشتند و قرآن اين بدگماني را سرزنش مي كند.
3- سوءظن به ياري كردن پيامبر(ص)
افرادي كه تنها به اسباب طبيعي فكر مي كنند، در بسياري از موارد موفقيت حق را غيرممكن مي دانند، در حالي كه اين موفقيت ها ممكن مي شود.
در صدر اسلام، بعضي قدرت محدود پيامبر(ص) را با هيمنه عظيم كفر در شبه جزيره عربستان مقايسه مي كردند و شكست آن حضرت را حتمي مي دانستند. آنان به عنايت و نصرت خدا به پيامبرش بدگمان بودند. خداي تعالي آنان را اين چنين سرزنش مي كند: هركس گمان مي برد كه خداوند هرگز او (پيامبر) را در دنيا و آخرت ياري نمي كند، ريسماني به سقف (خانه اش) ببندد ( و به گردن اندازد) پس (آن را) قطع كند. آنگاه بنگرد آيا اين تدبير او مايه خشمش را از بين مي برد؟
4- بي توجهي به مؤاخذه الهي
قرآن كريم در سوره انبياء آيه 87 مي فرمايد: و ذاالنون (صاحب ماهي- يونس) را (ياد كن) كه خشمگنانه به راه خود رفت و گمان كرد هرگز بر او تنگ نمي گيريم. اين آيه به داستان حضرت يونس اشاره دارد كه وقتي حضرت يونس(ع) بعد از مدت ها تبليغ نتيجه اي نگرفت، آنان را نفرين كرد. وقتي آثار عذاب ظاهر شد با غضب از قوم خود دور شد، در حالي كه قومش وقتي چنين وضعي را ديدند توبه كردند و خداوند آنان را مورد لطف قرار داد. يونس(ع) توجه نكرد كه ممكن است آن مردم مورد رحمت خدا قرار گيرند و از قوم خود دور شد. از اين رو خداوند متعال او را با عذاب دنيوي خود گرفتار ساخت.