تفسير نمونه ج : 22ص :86
وَ لَوْ قَتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبَرَ ثُمَّ لا يجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً(22) سنَّةَ اللَّهِ الَّتى قَدْ خَلَت مِن قَبْلُوَ لَن تجِدَ لِسنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً(23) وَ هُوَ الَّذِى كَف أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنهُم بِبَطنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظفَرَكُمْ عَلَيْهِمْوَ كانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيراً(24) هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صدُّوكمْ عَنِ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ وَ الهَْدْى مَعْكُوفاً أَن يَبْلُغَ محِلَّهُوَ لَوْ لا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُّؤْمِنَتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطئُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةُ بِغَيرِ عِلْمٍلِّيُدْخِلَ اللَّهُ فى رَحْمَتِهِ مَن يَشاءُلَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً(25)
ترجمه:
22 -اگر كافران ( در سرزمين حديبيه ) با شما پيكار مىكردند به زودى فرار مىنمودند ، سپس ولى و ياورى نمىيافتند .
تفسير نمونه ج : 22ص :87
23 -اين سنت الهى است كه در گذشته نيز بوده است ، و هرگز براى سنت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت.
24 -او كسى است كه دست آنها را از شما و دست شما را از آنها در دل مكه كوتاه كرد ، بعد از آنكه شما را بر آنها پيروز ساخت ، و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست
25 -آنها كسانى هستند كه كافر شدند و شما را از ( زيارت ) مسجد الحرام بازداشتند ، و از رسيدن قربانيهاى شما به محل قربانگاه مانع گشتند ، و هرگاه مردان و زنان با ايمانى در اين ميان بدون آگاهى شما زير دست و پا از بين نمىرفتند و از اين راه عيب و عارى ناآگاهانه به شما نمىرسيد ( خداوند هرگز مانع اين جنگ نمىشد ) هدف اين بود كه خدا هر كس را مىخواهد در رحمت خود وارد سازد و اگر مؤمنان و كفار ( در مكه ) از هم جدا مىشدند كافران را عذاب دردناكى مىكرديم
تفسير : اگر در حديبيه جنگى روى مىداد
اين آيات همچنان ابعاد ديگرى از ماجراى عظيم حديبيه را بازگو مىكند ، و به دو نكته مهم در اين رابطه اشاره مىكند.
نخست اينكه : تصور نكنيد اگر در سرزمين حديبيه درگيرى ميان شما و مشركان مكه رخ مىداد ، مشركانبرنده جنگ مىشدند ، چنين نيست اگر كافران با شما در آنجا پيكار مىكردند به زودى پشت كرده از ميدان فرار مىنمودند ، سپس ولى و ياورى نمىيافتند ( (و لو قاتلكم الذين كفروا لولوا الادبار ثم لا يجدون وليا و لا نصيرا
و اين منحصر به شما نيست اين يك سنت الهى است كه در گذشته هم بوده است ، و هرگز براى سنت الهى تغيير و تبديل نخواهى يافت ( (سنة الله التى قد خلت من قبل و لن تجد لسنة الله تبديلا
تفسير نمونه ج : 22ص :88
اين يك قانون هميشگى الهى است كه اگر مؤمنان در امر جهاد ضعف و سستى نشان ندهند ، و با قلبى پاك و نيتى خالص به مبارزه با دشمنان برخيزند ، خدا آنها را پيروز مىكند ، ممكن است گاهى در اين امر به منظور امتحان يا اهداف ديگرى دير و زودى باشد اما قطعا پيروزى نهائى با آنها است .
اما در مواردى همچون ميدان احد كه جمعى از فرمان پيامبر خدا (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) سرپيچى كردند و گروهى نيات خود را آلوده به عشق دنيا ساختند و به جمع غنائم پرداختند ، سرانجام شكست تلخى دامانشان را گرفت ، و بعدا نيز چنين است.
نكته مهمى را كه اين آيات تعقيب مىكند اين است كه قريش ننشينند و بگويند افسوس كه ما قيام نكرديم و اين گروه اندك را در هم نكوبيديم ، افسوس كه صيد به خانه آمد و از آن غفلت كرديم ، افسوس و افسوس ! ابدا چنين نيست ، گرچه مسلمانان نسبت به آنها اندك بودند ، و دور از وطن و مامن ، و فاقد سلاح كافى ، ولى با اينحال اگر درگيرى واقع شده بود باز هم به بركت نيروى ايمان و نصرت الهى پيروزى از آن آنها بود ، مگر در بدر يا در احزاب نفرات آنها كمتر و تجهيزات دشمن بيشتر نبود ؟ چگونه در هر دو مورد شكست دامان دشمن را گرفت .
به هر حال بيان اين واقعيت مايه تقويت روحيه مؤمنان ، و تضعيف روحيه دشمنان ، و پايان دادن به اگر و مگر منافقان بود ، و نشان داد كه حتى در شرائط نابرابر از نظر ظاهر ، اگر پيكارى رخ دهد پيروزى از آن مؤمنان خالص است ! نكته ديگرى كه در اين آيات تبيين شده اين است كه مىفرمايد : او كسى است كه دست كفار را از شما در دل مكه باز داشت ، و دست شما را از
تفسير نمونه ج : 22ص :89
آنها ، بعد از آنكه شما را بر آنها پيروز كرد ، و خداوند نسبت به آنچه انجام مىدهيد بينا است ( و هو الذى كف ايديهم عنكم و ايديكم عنهم ببطن مكة من بعد ان اظفركم عليهم و كان الله بما تعملون بصيرا)
به راستى اين ماجرا مصداق روشن فتح المبين بود همان توصيفى كه قرآن براى آن برگزيده ، جمعيتى محدود بدون تجهيزات كافى جنگى وارد سرزمين دشمن شوند ، دشمنى كه بارها به مدينه لشكر كشى كرده ، و تلاش عجيبى براى در هم شكستن آنها داشته ، ولى اكنون كه قدم در شهر و ديار او گذاردهاند چنان مرعوب شود كه پيشنهاد صلح كند ، چه پيروزى از اين برتر كه بى آنكه حتى قطره خونى از دماغ كسى بريزد چنين تفوقى بر دشمن حاصل گردد ؟ ! بدون شك ماجراى صلح حديبيه در سراسر جزيره عربستان شكستى براى قريش ، و فتحى براى مسلمين محسوب مىشد كه تا آن حد توانسته بودند از دشمن زهر چشم بگيرند .
جمعى از مفسران براى اين آيه شان نزولى ذكر كردهاند ، و آن اينكه : مشركان مكه چهل نفر را در جريان حديبيه براى ضربه زدن به مسلمانان به طور مخفيانه بسيج كردند كه با هوشيارى مسلمانان توطئه آنها نقش بر آب شد ، مسلمين همگى را دستگير كرده خدمت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) آوردند و پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) آنها را رها كرد.
بعضى عدد آنها را 80 نفر نوشتهاند كه از كوه تنعيم به هنگام نماز صبح ، و با استفاده از تاريكى مىخواستند به مسلمانان يورش برند.
بعضى نيز گفتهاند در آن هنگام كه پيامبر(صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در سايه درخت نشسته بود تا پيمان صلح را با نماينده قريش تنظيم كند، و على (عليهالسلام) مشغول نوشتن بود،