0

بررسي علل شكست احد قسمت اول

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

بررسي علل شكست احد قسمت اول

بررسي علل شكست احد قسمت اول
تفسير نمونه ج : 3ص :161
أَ وَ لَمَّا أَصبَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصبْتُم مِّثْلَيهَا قُلْتُمْ أَنى هَذَاقُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنفُسِكُمْإِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِيرٌ(165)
ترجمه:
165 - آيا هنگامى كه مصيبتى به شما ( در ميدان جنگ احد ) رسيد در حاليكه دو برابر آن را ( بر دشمن در ميدان جنگ بدر ) وارد ساخته بوديد گفتيد اين مصيبت از كجا است ؟ بگو از ناحيه خود شما است ( كه در ميدان جنگ احد با دستور پيامبر مخالفت كرديد ) خداوند بر هر چيزى قادر است ( و چنانچه روش خود را اصلاح كنيد در آينده به شما پيروزى مى‏دهد)

 

تفسير : بررسى ديگرى روى جنگ احد
اين آيه بررسى ديگرى روى حادثه احد است ، توضيح اينكه : جمعى از مسلمانان از نتائج دردناك جنگ ، غمگين و نگران بودند و اين مطلب را مكرر بر زبان مى‏آوردند خداوند در آيه فوق سه نكته را به آنها گوشزد مى‏كند:
1 -شما نبايد از نتيجه يك جنگ نگران باشيد بلكه همه برخوردهاى خود را با دشمن روى هم محاسبه كنيد ، اگر به شما در اين ميدان ، مصيبتى رسيد در ميدان ديگر ( ميدان جنگ بدر ) دو برابر آن را به دشمن وارد ساختيد ، زيرا آنها در احد هفتاد نفر از شما را شهيد كردند ، در حالى كه هيچ اسير نگرفتند ولى شما در بدر هفتاد نفر از آنها را بقتل رسانيديد و هفتاد نفر را اسير كرديد .
((و لما اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها در حقيقت ، جمله قد اصبتم مثليها : يعنى دو برابر آن بر دشمن ضربه
تفسير نمونه ج : 3ص :162
زديد در حكم جوابى است كه بر سؤال ، مقدم شده است.
2 -شما مى‏گوئيد : اين مصيبت از كجا دامن‏گيرتان شد ( قلتم انى هذا ) ولى اى پيامبر به آنها بگو اين مصيبت از وجود خود شما سرچشمه گرفته و عوامل شكست را بايد در خودتان جستجو كنيد ( (قل هو من عند انفسكمشما بوديد كه با مخالفت فرمان پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) سنگر حساس كوه عينين را رها ساختيد و شما بوديد كه جنگ را بپايان نرسانيده و سرنوشت آن را يكسره نكرده به جمع‏آورى غنائم پرداختيد و نيز شما بوديد كه بهنگام حمله مجدد دشمن ميدان را رها ساخته و از جنگ فرار كرديد ، همين گناهان و سستى‏هاى شما بود كه باعث آن شكست و آنهمه كشته گرديد.
3 -شما نبايد از آينده ، نگران باشيد زيرا خداوند بر همه چيز قادر و توانا است و اگر نقاط ضعف خود را جبران كنيد ، مشمول حمايت او خواهيد شد ( (ان الله على كل شى‏ء قدير
تفسير نمونه ج : 3ص :163
وَ مَا أَصبَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الجَْمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ‏(166) وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواوَ قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَتِلُوا فى سبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُواقَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاتَّبَعْنَكُمْهُمْ لِلْكفْرِ يَوْمَئذٍ أَقْرَب مِنهُمْ لِلايِمَنِيَقُولُونَ بِأَفْوَهِهِم مَّا لَيْس فى قُلُوبهِمْوَ اللَّهُ أَعْلَمُ بمَا يَكْتُمُونَ‏(167)
ترجمه:
166 -و آنچه ( در روز احد ) در روزى كه دو دسته ( مؤمنان و كافران ) با هم نبرد كردند به شما رسيد به فرمان خدا ( و بر طبق قانون عليت ) بود و براى اين بود كه مؤمنان شناخته شوند
167 -و نيز براى اين بود كه كسانى كه راه نفاق پيش گرفتند شناخته شوند آنها كه به - ايشان گفته شد بيائيد و در راه خدا نبرد كنيد يا ( لا اقل ) از حريم خود دفاع نمائيد گفتند اگر ما ميدانستيم جنگى واقع خواهد شد از شما پيروى مى‏كرديم ( اما مى‏دانيم جنگى نمى‏شود ) آنها آن روز به كفر نزديكتر از ايمان بودند با دهان خود چيزى ميگويند كه در دل آنها نيست و خداوند به آنچه كتمان مى‏كنند دانا است
 
تفسير : بايد صفوف مشخص شود
آيه فوق ، اين نكته را تذكر ميدهد كه هر مصيبتى ( مانند مصيبت احد ) كه پيش مى‏آيد علاوه بر اينكه بدون علت نيست وسيله آزمايشى است براى جدا شدن صفوف مجاهدان راستين از منافقان و يا افراد سست ايمان ، لذا در قسمت اول آيه مى‏فرمايد : و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن الله : آنچه در روز احد
تفسير نمونه ج : 3ص :164
آن روز كه جمعيت مسلمانان با بت‏پرستان بهم درآويختند بر شما وارد شد بفرمان خدا بود و طبق خواست و اراده او صورت گرفت ، زيرا هر حادثه‏اى طبق قانون عمومى آفرينش علت و سبب مخصوصى دارد و اساسا عالم روى يك سلسله علل و اسباب پى‏ريزى شده است و اين يك اصل ثابت و هميشگى است ، و روى اين اصل ، هر لشگرى كه در ميدان جنگ سستى كند و بمال و ثروت و غنيمت دل ببندد و دستور فرمانده دلسوز خود را فراموش نمايد محكوم به شكست خواهد بود ، بنا بر اين منظور از اذن الله ( فرمان خدا ) همان اراده و مشيت او است كه بصورت قانون عليت در عالم هستى منعكس شده است.
و در قسمت دوم آيه مى‏فرمايد : و ليعلم المؤمنين و ليعلم الذين نافقوا : يكى ديگر از آثار اين جنگ ، اين بود كه صفوف مؤمنان و منافقان از هم مشخص شود و افراد با ايمان ، از سست ايمان شناخته گردند .
بطور كلى در حادثه احد ، سه گروه مشخص در ميان مسلمانان ، پيدا شدند : گروه اول افراد معدودى بودند كه تا آخرين لحظات ، پايدارى نمودند و در برابر انبوه دشمنان ، تا آخرين نفس ايستادگى بخرج دادند ، بعضى شربت شهادت نوشيدند و بعضى جراحات سنگين برداشتند.
گروه ديگر تزلزل و اضطراب در دلهاى آنها پديد آمد و نتوانستند تا آخرين لحظه ، استقامت كنند و راه فرار را پيش گرفتند.
گروه سوم ، گروه منافقان بودند كه در اثناء راه ، به بهانه‏هائى كه اشاره خواهد شد از شركت در جنگ ، خوددارى كرده و به مدينه بازگشتند ، كه آنها عبد الله بن ابى سلول و سيصد نفر از يارانش بودند .
اگر حادثه سخت احد نبود هيچگاه صفوف به اين روشنى مشخص نمى‏شد و افراد هر كدام با صفات ويژه خود در صف معينى قرار نمى‏گرفتند و هر كس ممكن بود ، هنگام ادعا ، خود را بهترين فرد با ايمان بداند.
در حقيقت در آيه ، اشاره به دو چيز شده : نخست علت فاعلى شكست احد
تفسير نمونه ج : 3ص :165
و ديگر علت غائى و نتيجه نهائى آن.
تذكر اين نكته نيز لازم است كه در آيه فوقمى‏فرمايد : ليعلم الذين نافقوا ( تا كسانى كه نفاق ورزيدند شناخته شوند ) و نمى‏فرمايد ليعلم المنافقين ( تا منافقان شناخته شوند ) و بعبارت ديگر ، نفاق بصورت فعل ذكر شده نه بصورت وصف اين تعبير گويا بدان جهت است كه نفاق ، هنوز در همه آنان بصورت صفت ثابتى در نيامده بود و لذا در تاريخ اسلام مى‏خوانيم كه بعضى از آنان ، بعدها موفق به توبه شدند و به صف مؤمنان پيوستند.
سپس قرآن گفتگوئى كه ميان بعضى از مسلمانان و منافقين ، قبل از جنگ رد و بدل شد به اين صورت بيان مى‏كند : و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل الله او ادفعوا : بعضى از مسلمانان ( كه طبق نقل ابن عباس عبد الله بن عمر بن حزام بوده است ) هنگامى كه ديد عبد الله بن ابى سلول با يارانش خود را از لشگر اسلام كنار كشيده و تصميم بازگشت به مدينه دارند گفت : بيائيد يا بخاطر خدا و در راه او پيكار كنيد و يا لا اقل در برابر خطرى كه وطن و خويشان شما را تهديد مى‏كند دفاع نمائيد .
ولى آنها به يك بهانه واهى دست زدند و گفتند : لو نعلم قتالا لاتبعناكم : ما اگر ميدانستيم جنگ مى‏شود بى‏گمان از شما پيروى ميكرديم ، ما فكر مى‏كنيم اين غائله بدون جنگ و خونريزى پايان پذيرد.
و بنا بهتفسير ديگر منافقان گفتند : اگر ما اين را ، جنگ ميدانستيم با شما همكارى ميكرديم ، ولى بنظر ما اين جنگ نيست بلكه يكنوع انتحار و خودكشى است زيرا با عدم توازنى كه ميان لشگر اسلام و كفار ديده مى‏شود ، جنگ كردن با آنها عاقلانه نيست.
بخصوص اينكه لشكرگاه اسلام در نقطه نا مناسبى قرار گرفته است.
بهر ترتيب اينها بهانه‏اى بيش نبود ، هم وقوع جنگ حتمى بود و هم مسلمانان در آغاز پيروز شدند و اگر شكستى دامنگيرشان شد ، بر اثر اشتباهات و خلافكارى-
تفسير نمونه ج : 3ص :166
هاى خودشان بود ، خداوند مى‏گويد : اينها دروغ مى‏گفتند : هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان : آنها در آن روز به كفر نزديكتر از ايمان بودند - ضمنا از اين جمله استفاده مى‏شود كه كفر و ايمان داراى درجاتى است كه بعقيده و طرز عمل انسان بستگى دارد .
يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم : آنها به زبان چيزى مى‏گويند كه در دل ندارند و نيت آنها با آنچه مى‏گفتند كاملا مغايرت داشت آنها بخاطر لجاجت روى پيشنهاد خود ، دائر بجنگ كردن در خود مدينه ، و يا ترس از ضربات دشمن و يا بى‏علاقگى به اسلام از شركت در ميدان ، خوددارى كردند و الله اعلم بما يكتمون ولى خداوند بهآنچه منافقان كتمان مى‏كنند كاملا آگاه است ، هم در اين جهان پرده از چهره آنان برداشته و قيافه آنها را به مسلمانان نشان ميدهد و هم در آخرت به حساب آنها رسيدگى خواهد كرد. 

 

منبع : تفسیر نمونه : سوره آل عمران آیات 182- 162
وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

دوشنبه 20 تیر 1390  6:59 AM
تشکرات از این پست
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

بررسي علل شكست احدقسمت دوم

بررسي علل شكست احدقسمت دوم
تفسير نمونه ج : 3ص :112
 
سخنان تو خالى
و لقد كنتم تمنون الموت من قبل ان تلقوه فقد رأيتموه و انتم تنظرون : بعد از جنگ بدر و شهادت پر افتخار جمعى از مسلمانان عده‏اى در جلسات ، مى‏نشستند و پيوسته آرزوى شهادت مى‏كردند كه اى كاش اين افتخار در ميدان بدر نصيب ما نيز شده بود ، مطابق معمول در ميان آنها جمعى صادق بودند و عده‏اى متظاهر و دروغگو ، و يا در شناسائى خود در اشتباه بودند ، اما چيزى طول نكشيد كه جنگ وحشتناك احد پيش آمد ، مجاهدان راستين با شهامت فوق العاده جنگيدند و شربت شهادت نوشيدند و به آرزوى خود رسيدند اما جمعى از دروغگويان هنگامى كه آثار شكست را در ارتش اسلام مشاهده كردند از ترس كشته شدن ، فرار كردند ، اين آيه آنها را سرزنش مى‏كند ميگويد شما كسانى بوديد كه آرزوى مرگ و شهادت در راه خدا را در دل مى‏پرورانديد پس چرا آن موقع كه با چشم خود محبوب خويش را در برابر خود ديديد فرار كرديد ؟
 
بررسى كوتاهى در علل شكست احد
در آيات فوق تعبيرات جالبى به چشم مى‏خورد ، كه هر كدام از آنها پرده از روى يكى از اسرار شكست احد بر مى‏دارد ، به طور خلاصه ، چند عامل مهم دست به دست هم دادند و اين حادثه غم‏انگيز و در عين حال عبرت‏آور را به وجود آوردند:
1 -اشتباه محاسبه‏اى كه براى بعضى از تازه مسلمانان در درك مفاهيم اسلام پيدا شده بود سبب شد كه آنها خيال كنند تنها ابراز ايمان براى پيروزى كافى است و بنا ، بر اين است كه خداوند در تمام ميدانهاى جنگ به وسيله امدادهاى غيبى از آنها حمايت كند ، و به اين ترتيب سنت الهى را در عوامل پيروزىطبيعى و
تفسير نمونه ج : 3ص :113
انتخاب نقشه‏هاى صحيح و تهيه وسائل لازم به دست فراموشى سپردند.
2 -عدم انضباط نظامى و مخالفت با فرمان مؤكد پيغمبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) دائر به - ماندن تيراندازان در سنگر حساس خود عامل مهم ديگرى براى اين شكست بود.
3 -دنيا پرستى جمعى از مسلمانان تازه كار كه جمع‏آورى غنائم جنگى را بر تعقيب دشمن ترجيح دادند ، و اسلحه بر زمين گذاشته براى اينكه از ديگران عقب نيافتند به تلاش پرداختند ، سومين عامل شكست بود ، تا بدانند در راه خدا و به هنگام جهاد مقدس بايد اين مسائل بكلى فراموش شود .
4 -غرور ناشى از پيروزى درخشان ميدان بدر تا آنجا كه فكر قدرت دشمن را از سر بيرون كرده بودند و تجهيزات او را نا چيز مى‏پنداشتند چهارمين عامل شكست بود.
اينها نقاط ضعفى بود كه مى‏بايست در آب جوشان اين شكست شستشو شود.
منبع : تفسیر نمونه : سوره آل عمران آیات 161- 137

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

دوشنبه 20 تیر 1390  7:00 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها