تفسير نمونه ج : 1ص :388
مَا نَنسخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بخَيرٍ مِّنهَا أَوْ مِثْلِهَاأَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ(106) أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْك السمَوَتِ وَ الأَرْضِوَ مَا لَكم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلىٍّ وَ لا نَصِيرٍ(107)
ترجمه:
106 -هيچ حكمى را نسخ نمىكنيم ، و يا نسخ آن را به تاخير نمىاندازيم ، مگر اينكه بهتر از آن ، يا همانند آن را ، جانشين آن مىسازيم ، آيا نمىدانى كه خداوند بر هر چيز قادر است ؟
107 -آيا نمىدانى كه حكومت آسمانها و زمين از آن خدا است ؟ ( و حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكام خود طبق مصالح بدهد ) و جز خدا سرپرست و ياورى براى شما نيست ( و او است كه مصلحت شما را مىداند و تعيين مىكند)
تفسير : هدف از نسخ
باز در اين آيات سخن از تبليغات سوء يهود بر ضد مسلمانان است.
آنها گاه به مسلمانان مىگفتند دين ، دين يهود است و قبله قبله يهود ، و لذا پيامبر شما به سوى قبله ما ( بيت المقدس ) نماز مىخواند ، اما هنگامى كه حكم قبله تغيير يافت و طبق آيه 144 همين سوره مسلمانان موظف شدند به سوى كعبه نماز بگذارند اين دستاويز از يهود گرفته شد ، آنها نغمه تازهاى ساز كردند و گفتند اگر قبله اولى صحيح بود پس دستور دوم چيست ؟ و اگر دستور دوم
تفسير نمونه ج : 1ص :389
صحيح است اعمال گذشته شما باطل است ! قرآن در اين آيات به ايرادهاى آنها پاسخ مىگويد و قلوب مؤمنان را روشن مىسازد.
مىگويد هيچ حكمى را نسخ نمىكنيم ، و يا نسخ آنرا به تاخير نمىاندازيم مگر بهتر از آن يا همانندش را جانشين آن مىسازيم ( (ما ننسخ من آية او ننسها نات بخير منها او مثلها
و اين براى خداوند آسان است آيا نمىدانى كه خدا بر همه چيز قادر است ( (ا لم تعلم ان الله على كل شىء قدير
آيا نمىدانى حكومت آسمانها و زمين از آن خدا است ( (ا لم تعلم ان الله له ملك السماوات و الارض
او حق دارد هر گونه تغيير و تبديلى در احكامش طبق مصالح بدهد ، و او نسبت به مصالح بندگانش از همه آگاهتر و بصيرتر است
و آيا نمىدانى كه جز خدا سرپرست و ياورى براى شما نيست ؟ ( (و ما لكم من دون الله من ولى و لا نصير
در واقع جمله اول اين آيه اشاره به حاكميت خدا در احكام ، و قادر بودن او بر تشخيص همه مصالح بندگان است ، بنا بر اين نبايد مؤمنان به حرفهاى نابجاى افراد مغرض كه در مساله نسخ احكام ترديد مىكنند ، گوش فرا دهند.
و جمله دوم هشدارى است به آنها كه تكيه گاهى غير از خدا براى خود انتخاب مىكنند ، چرا كه درجهان تكيه گاه واقعى جز او نيست.
تفسير نمونه ج : 1ص :390
نكتهها:
1- آيا نسخ در احكام جايز است ؟
نسخ از نظر لغت به معنى از بين بردن و زائل نمودن است ، و در منطق شرع ، تغيير دادن حكمى و جانشين ساختن حكمى ديگر بجاى آن است ، به عنوان مثال :
1 -مسلمانان بعد از هجرت به مدينه مدت شانزده ماه به سوى بيت المقدس نماز مىخواندند ، پس از آن دستور تغيير قبله صادر شد ، و موظف شدند هنگام نماز رو به سوى كعبه كنند.
در اينجا ايراد معروفى است كه به اين صورت مطرح مىشود : اگر حكم اول داراى مصلحتى بوده پس چرا نسخ شده ؟ و اگر نبوده چرا از آغاز تشريع گرديده ؟ و به تعبير ديگر : چه مىشد از آغاز حكم چنان تشريع مىگشت كه احتياجى به نسخ و تغيير نداشت ؟ پاسخ اين سؤال را دانشمندان اسلام از قديم در كتب خود آوردهاند و حاصل آن با توضيحى از ما چنين است : مىدانيم نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرائط محيط دگرگون مىشود و گاه ثابت و بر قرار است ، يك روز برنامهاى ضامن سعادت او است ولى روز ديگر ممكن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد .